🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
📕#ثریا_در_اغما
✍️#اسماعیل_فصیح
ثریا در اغما / اسماعیل فصیح
کتاب ثریا در اغما اثر اسماعیل فصیح است که در اسفندماه ١٣١٣ در تهران دیده به جهان گشود. پس از طى تحصیلات عالى در امریکا به ایران بازگشت و از سال ١٣۴٢ در شرکت ملى نفت ایران در مناطق نفتخیز جنوب، به کار پرداخت تا در سال ١٣۵٩ با سمت استادیارى دانشکده نفت آبادان بازنشسته شود.
ثریا در اغماست و از دست کسى کارى برنمىآید. همه، تنها نشستهاند و نگاه مىکنند تا چه پیش آید. اما شاید این ثریا، جهان فلسفى نویسنده باشد، جهانى که در اغما فرو رفته، روزهایى شبیه به هم و دویدن از پى هیچ، بدون کوچکترین نشانى از هشیارى. جهانى مغشوش که اغتشاشش در تضاد با آشفتگى روزهاى نخستین جنگ است. آنجا رگبارِ گلوله است و تنش و درگیرى بر سر وجب به وجب این خاک و این سو کورسویى مىدرخشد از جامعه کوچک روشنفکرانى با مغزهاى بیدزده. ادبایى که تنها در پى مى و معشوق روانند و یک جا خواننده را بر آن مىدارند که بپرسد پس کار و بار این اباطیل چیست؟!
حال، جلال بین دو دنیا با بىنهایت تفاوت اسیر است. دنیاى سرد و یخ زده که گاهى گل یخى در جایى که لیلا آزاده، عشق روزگار جوانى جلال، سر و کلهاش پیدا مىشود، جوانه مىزند. و دنیایى با تَرکش خمسه خمسه و موش و بىخانمانى. نه پاى رفتنش مانده و نه شوق گریز. جلال مانده بین بد و بدتر و نمىداند چطور با این ملغمه افکار، مغزِ استروک زدهاش را آرام کند.
ثریا در اغما بیش از آنکه از روزهاى جنگ بگوید از زاویهاى متفاوت اوضاع را نمایان کرده است. از دیدِ آنهایى که در سختترین شرایط رفتن را بر ماندن ترجیح دادند. حال قضاوت با خواننده است که یک آن خود را جاى آنها بگذارد که اگر من بودم مىماندم یا… ؟!
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
📕#ثریا_در_اغما
✍️#اسماعیل_فصیح
ثریا در اغما / اسماعیل فصیح
کتاب ثریا در اغما اثر اسماعیل فصیح است که در اسفندماه ١٣١٣ در تهران دیده به جهان گشود. پس از طى تحصیلات عالى در امریکا به ایران بازگشت و از سال ١٣۴٢ در شرکت ملى نفت ایران در مناطق نفتخیز جنوب، به کار پرداخت تا در سال ١٣۵٩ با سمت استادیارى دانشکده نفت آبادان بازنشسته شود.
ثریا در اغماست و از دست کسى کارى برنمىآید. همه، تنها نشستهاند و نگاه مىکنند تا چه پیش آید. اما شاید این ثریا، جهان فلسفى نویسنده باشد، جهانى که در اغما فرو رفته، روزهایى شبیه به هم و دویدن از پى هیچ، بدون کوچکترین نشانى از هشیارى. جهانى مغشوش که اغتشاشش در تضاد با آشفتگى روزهاى نخستین جنگ است. آنجا رگبارِ گلوله است و تنش و درگیرى بر سر وجب به وجب این خاک و این سو کورسویى مىدرخشد از جامعه کوچک روشنفکرانى با مغزهاى بیدزده. ادبایى که تنها در پى مى و معشوق روانند و یک جا خواننده را بر آن مىدارند که بپرسد پس کار و بار این اباطیل چیست؟!
حال، جلال بین دو دنیا با بىنهایت تفاوت اسیر است. دنیاى سرد و یخ زده که گاهى گل یخى در جایى که لیلا آزاده، عشق روزگار جوانى جلال، سر و کلهاش پیدا مىشود، جوانه مىزند. و دنیایى با تَرکش خمسه خمسه و موش و بىخانمانى. نه پاى رفتنش مانده و نه شوق گریز. جلال مانده بین بد و بدتر و نمىداند چطور با این ملغمه افکار، مغزِ استروک زدهاش را آرام کند.
ثریا در اغما بیش از آنکه از روزهاى جنگ بگوید از زاویهاى متفاوت اوضاع را نمایان کرده است. از دیدِ آنهایى که در سختترین شرایط رفتن را بر ماندن ترجیح دادند. حال قضاوت با خواننده است که یک آن خود را جاى آنها بگذارد که اگر من بودم مىماندم یا… ؟!
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🔴#هیچ_چیز احمقانهتر از این نیست که آدم بخواهد توى تلفن به یک نفر بگوید دوستت دارم و طرف بگوید چى گفتى؟ صدا نمیاد! .
#اسماعیل_فصیح
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
#اسماعیل_فصیح
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۵ تیر سالروز درگذشت #اسماعیل_فصیح
( زاده ۲ اسفند ۱۳۱۳ تهران -- درگذشته ۲۵ تیر ۱۳۸۸ تهران ) داستاننویس و مترجم
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
۲۵ تیر سالروز درگذشت #اسماعیل_فصیح
( زاده ۲ اسفند ۱۳۱۳ تهران -- درگذشته ۲۵ تیر ۱۳۸۸ تهران ) داستاننویس و مترجم
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۵ تیر سالروز درگذشت #اسماعیل_فصیح
( زاده ۲ اسفند ۱۳۱۳ تهران -- درگذشته ۲۵ تیر ۱۳۸۸ تهران ) داستاننویس و مترجم
وی در دهههای ۶۰ و ۷۰ جزو پرفروشترین نویسندگان معاصر بود. رمانهای شراب خام، داستان جاوید، ثریا در اغما و درد سیاوش از مهمترین آثار او بهشمار میروند.
اولین رمان فصیح به نام شراب خام در سال ۱۳۴۷ در انتشارات فرانکلین و زیر نظر نجف دریابندری و ویراستاری بهمن فرسی منتشر شد. مجموعه داستان خاک آشنا در سال ۱۳۴۹ توسط انتشارات صفیعلیشاه و رمان دل کور در سال ۱۳۵۱ توسط انتشارات رز منتشر شد. سبک ساده و طنزآلود اسماعیل فصیح سبب شده که آثاری گیرا، پرکشش و عموماً پرمخاطب خلق کند. او از نخستین نویسندگان ایرانی است که طبقه متوسط شهری و مناسبات شهری را وارد رمان فارسی کردند. او همچنین از نخستین نویسندگانی است که ــ در کتاب زمستان ۶۲ ــ به مسئله جنگ ایران و عراق پرداختند.
آثار وی همواره مورد استقبال کتابخوانان ایران بودهاست، اما معمولاً کارهایش در بین منتقدان ادبی با استقبال جدی روبهرو نمیشد. برخی دیگر او را یکی از معدود نویسندگان ایرانی میدانند که هم در جذب مخاطبان خاص و هم مخاطبان عام موفق بودهاست. بسیاری از داستانهای فصیح در ارتباط مستقیم با تجربیات زندگی شخصی اوست. به گفته خودش «جلال آریان» در داستان «درد سیاوش»، شباهتی تمام با نویسنده دارد، چرا که در زندگی واقعی نویسنده هم آنابل کمبل، اولین همسر فصیح، سر زا رفت. عشق فصیح به آنابل و جوانمرگی همسرش تأثیری عمیق بر او و نوشتههایش گذاشت. آثار فصیح به گفته خودش از احمد محمود، محمدعلی جمالزاده و بزرگ علوی تأثیر پذیرفته است که خودش مستقیم به این مسئله اشاره کرده است. او همچنین علاقه زیادی به آثار صادق چوبک، فروغ فرخزاد و ارنست همینگوی داشت.
کتابشناسی :
رمان
شراب خام (۱۳۴۷)
دل کور (۱۳۵۱)
داستان جاوید (۱۳۵۹)
ثریا در اغما (۱۳۶۳) ترجمه انگلیسی در لندن (۱۹۸۵)، ترجمه عربی در قاهره (۱۹۹۷)
درد سیاووش (۱۳۶۴)
زمستان ۶۲ (۱۳۶۶) ترجمه آلمانی (۱۹۸۸)،
شهباز و جغدان (۱۳۶۹)
فرار فروهر (۱۳۷۲)
باده کهن (۱۳۷۳)
اسیر زمان (۱۳۷۳)
پناه بر حافظ (۱۳۷۵)
تشت خون (۱۳۷۶)
بازگشت به درخونگاه (۱۳۷۷)
کمدی تراژدی پارس (۱۳۷۷)
لاله برافروخت (۱۳۷۷)
نامهای به دنیا (۱۳۷۹)
در انتظار (۱۳۷۹)
عشق و مرگ (۱۳۸۳)
گردابی چنین حایل (۱۳۸۱)
تلخکام (۱۳۸۶)
مجموعه داستان[ویرایش]
خاک آشنا (۱۳۴۹)
دیدار در هند (۱۳۵۳)
عقد و داستانهای دیگر (۲۵۳۷=۱۳۵۷)
گزیده داستانها (۱۳۶۶)
نمادهای دشت مشوش (۱۳۶۹)
کشته عشق (۱۳۷۶)
ترجمه :
وضعیت آخر
بازیها؛ روانشناسی روابط انسانی اثر اریک برن
ماندن در وضعیت آخر
استادان داستان
رستمنامه
خودشناسی به روش یونگ
تحلیل رفتار متقابل در رواندرمانی
شکسپیر، زندگی/ خلاصه کل آثار / هملت
خواهر کوچیکه اثر ریموند چندلر
مصاحبه :
اسماعیل فصیح در زندگی به گوشهگیری شهرت داشت اما در سالیان پایانی عمرش گفتوگوی مفصلی با سعید کمالی دهقان انجام داد که آن گفتوگو در کتاب «دوازده بهعلاوه یک» که زمستان سال ۱۳۹۵ توسط نشر افق منتشر شد آمدهاست. «دوازده بهعلاوه یک» مجموعه گفتوگوهای کمالی دهقان با دوازده نویسنده خارجی و یک نویسندهٔ ایرانی است. آن نویسندهٔ ایرانی فصیح است. کمالی دهقان در ابتدای این گفتوگو نوشته: «وقتی قرار شد چند روزی در نخستین روزهای سال ۱۳۸۶ در بیمارستان از اسماعیل فصیح مراقبت کنم، فکرش را هم نمیکردم که چیزهایی بشنوم از زبان خودش که سالهای متمادی خیلیها منتظر شنیدنش بودند: ناگفتههای اسماعیل فصیح از زندگی و آثارش. به همین دلیل با آنکه نه بیمارستان مکان مناسبی بود برای گفتوگو و نه حال جسمی و روحی فصیح آنقدر مناسب که صحبت کند، وقتی خودش شروع کرد به تعریف کردن خاطراتش، اجازه گرفتم تا آنها را ضبط کنم.»
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۵ تیر سالروز درگذشت #اسماعیل_فصیح
( زاده ۲ اسفند ۱۳۱۳ تهران -- درگذشته ۲۵ تیر ۱۳۸۸ تهران ) داستاننویس و مترجم
وی در دهههای ۶۰ و ۷۰ جزو پرفروشترین نویسندگان معاصر بود. رمانهای شراب خام، داستان جاوید، ثریا در اغما و درد سیاوش از مهمترین آثار او بهشمار میروند.
اولین رمان فصیح به نام شراب خام در سال ۱۳۴۷ در انتشارات فرانکلین و زیر نظر نجف دریابندری و ویراستاری بهمن فرسی منتشر شد. مجموعه داستان خاک آشنا در سال ۱۳۴۹ توسط انتشارات صفیعلیشاه و رمان دل کور در سال ۱۳۵۱ توسط انتشارات رز منتشر شد. سبک ساده و طنزآلود اسماعیل فصیح سبب شده که آثاری گیرا، پرکشش و عموماً پرمخاطب خلق کند. او از نخستین نویسندگان ایرانی است که طبقه متوسط شهری و مناسبات شهری را وارد رمان فارسی کردند. او همچنین از نخستین نویسندگانی است که ــ در کتاب زمستان ۶۲ ــ به مسئله جنگ ایران و عراق پرداختند.
آثار وی همواره مورد استقبال کتابخوانان ایران بودهاست، اما معمولاً کارهایش در بین منتقدان ادبی با استقبال جدی روبهرو نمیشد. برخی دیگر او را یکی از معدود نویسندگان ایرانی میدانند که هم در جذب مخاطبان خاص و هم مخاطبان عام موفق بودهاست. بسیاری از داستانهای فصیح در ارتباط مستقیم با تجربیات زندگی شخصی اوست. به گفته خودش «جلال آریان» در داستان «درد سیاوش»، شباهتی تمام با نویسنده دارد، چرا که در زندگی واقعی نویسنده هم آنابل کمبل، اولین همسر فصیح، سر زا رفت. عشق فصیح به آنابل و جوانمرگی همسرش تأثیری عمیق بر او و نوشتههایش گذاشت. آثار فصیح به گفته خودش از احمد محمود، محمدعلی جمالزاده و بزرگ علوی تأثیر پذیرفته است که خودش مستقیم به این مسئله اشاره کرده است. او همچنین علاقه زیادی به آثار صادق چوبک، فروغ فرخزاد و ارنست همینگوی داشت.
کتابشناسی :
رمان
شراب خام (۱۳۴۷)
دل کور (۱۳۵۱)
داستان جاوید (۱۳۵۹)
ثریا در اغما (۱۳۶۳) ترجمه انگلیسی در لندن (۱۹۸۵)، ترجمه عربی در قاهره (۱۹۹۷)
درد سیاووش (۱۳۶۴)
زمستان ۶۲ (۱۳۶۶) ترجمه آلمانی (۱۹۸۸)،
شهباز و جغدان (۱۳۶۹)
فرار فروهر (۱۳۷۲)
باده کهن (۱۳۷۳)
اسیر زمان (۱۳۷۳)
پناه بر حافظ (۱۳۷۵)
تشت خون (۱۳۷۶)
بازگشت به درخونگاه (۱۳۷۷)
کمدی تراژدی پارس (۱۳۷۷)
لاله برافروخت (۱۳۷۷)
نامهای به دنیا (۱۳۷۹)
در انتظار (۱۳۷۹)
عشق و مرگ (۱۳۸۳)
گردابی چنین حایل (۱۳۸۱)
تلخکام (۱۳۸۶)
مجموعه داستان[ویرایش]
خاک آشنا (۱۳۴۹)
دیدار در هند (۱۳۵۳)
عقد و داستانهای دیگر (۲۵۳۷=۱۳۵۷)
گزیده داستانها (۱۳۶۶)
نمادهای دشت مشوش (۱۳۶۹)
کشته عشق (۱۳۷۶)
ترجمه :
وضعیت آخر
بازیها؛ روانشناسی روابط انسانی اثر اریک برن
ماندن در وضعیت آخر
استادان داستان
رستمنامه
خودشناسی به روش یونگ
تحلیل رفتار متقابل در رواندرمانی
شکسپیر، زندگی/ خلاصه کل آثار / هملت
خواهر کوچیکه اثر ریموند چندلر
مصاحبه :
اسماعیل فصیح در زندگی به گوشهگیری شهرت داشت اما در سالیان پایانی عمرش گفتوگوی مفصلی با سعید کمالی دهقان انجام داد که آن گفتوگو در کتاب «دوازده بهعلاوه یک» که زمستان سال ۱۳۹۵ توسط نشر افق منتشر شد آمدهاست. «دوازده بهعلاوه یک» مجموعه گفتوگوهای کمالی دهقان با دوازده نویسنده خارجی و یک نویسندهٔ ایرانی است. آن نویسندهٔ ایرانی فصیح است. کمالی دهقان در ابتدای این گفتوگو نوشته: «وقتی قرار شد چند روزی در نخستین روزهای سال ۱۳۸۶ در بیمارستان از اسماعیل فصیح مراقبت کنم، فکرش را هم نمیکردم که چیزهایی بشنوم از زبان خودش که سالهای متمادی خیلیها منتظر شنیدنش بودند: ناگفتههای اسماعیل فصیح از زندگی و آثارش. به همین دلیل با آنکه نه بیمارستان مکان مناسبی بود برای گفتوگو و نه حال جسمی و روحی فصیح آنقدر مناسب که صحبت کند، وقتی خودش شروع کرد به تعریف کردن خاطراتش، اجازه گرفتم تا آنها را ضبط کنم.»
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
زنهایی که
زیاد سختی کشیدهاند،
حرف هیچکس را باور نمیکنند. حتی چیزهایی که با چشم خودشان میبینند، تمامش را باور نمیکنند. فقط وقتی غریزه درونی آنها چیزی به آنها بگوید قبول دارند. فقط به آهن آبدیده درون سخت و دیرباور خودشان اعتقاد دارند.
#شراب_خام
#اسماعیل_فصیح
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
زنهایی که
زیاد سختی کشیدهاند،
حرف هیچکس را باور نمیکنند. حتی چیزهایی که با چشم خودشان میبینند، تمامش را باور نمیکنند. فقط وقتی غریزه درونی آنها چیزی به آنها بگوید قبول دارند. فقط به آهن آبدیده درون سخت و دیرباور خودشان اعتقاد دارند.
#شراب_خام
#اسماعیل_فصیح
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_صوتی
#خاک_آشنا
#اسماعیل_فصیح (نویسنده)
#بهروز_رضوی (راوی)
داستان های به هم پیوسته ای دارد که فضای بیشتر آن ها در تهران قدیم و در محله ی درخونگاه، زادگاه نویسنده ما، می گذرد. ماجراهای تلخ، شیرین و آموزنده ای که گویا هرگز رنگ کهنگی نمی گیرند...
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_صوتی
#خاک_آشنا
#اسماعیل_فصیح (نویسنده)
#بهروز_رضوی (راوی)
داستان های به هم پیوسته ای دارد که فضای بیشتر آن ها در تهران قدیم و در محله ی درخونگاه، زادگاه نویسنده ما، می گذرد. ماجراهای تلخ، شیرین و آموزنده ای که گویا هرگز رنگ کهنگی نمی گیرند...
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
خاک آشنا_اسماعیل فصیح
@Archivebooks
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_صوتی
#خاک_آشنا
#اسماعیل_فصیح (نویسنده)
#بهروز_رضوی (راوی)
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_صوتی
#خاک_آشنا
#اسماعیل_فصیح (نویسنده)
#بهروز_رضوی (راوی)
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
مردم زندگی عادی خود را میگذرانند -یعنی به سر و کلهی هم میپرند، قهرمانان خود را میکشند و بچههای خود را به خاک میسپارند. ایرانی بودن ساده است: پسر با پدر بد، پدر با پسر بد، دختر با مادر بد، مادر با دختر بد، زن با شوهر بد، شوهر با زن بد، مادر با بچه بد، بچه با مادر بد، خواهر با خواهر بد، برادر با برادر بد، معشوق با عاشق بد، عاشق با معشوق بد، و.. جامعهی ایران ساده است.
📓 درد سیاوش
✍️ #اسماعیل_فصیح
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
مردم زندگی عادی خود را میگذرانند -یعنی به سر و کلهی هم میپرند، قهرمانان خود را میکشند و بچههای خود را به خاک میسپارند. ایرانی بودن ساده است: پسر با پدر بد، پدر با پسر بد، دختر با مادر بد، مادر با دختر بد، زن با شوهر بد، شوهر با زن بد، مادر با بچه بد، بچه با مادر بد، خواهر با خواهر بد، برادر با برادر بد، معشوق با عاشق بد، عاشق با معشوق بد، و.. جامعهی ایران ساده است.
📓 درد سیاوش
✍️ #اسماعیل_فصیح
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity