🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 # چشم های زیبایی داشت
که پیرمردهای محله آرزو می کردند
کاش دیرتر به دنیا می آمدند
بخواب
دنیا ارزش دیدن ندارد
هیچ کس نمی داند
تاریخ چشم هایت با کدام جنایت شروع شد؟
چهار ساله بودی
برادرانت به تو تجاوز کردند
تو باید زنده به گور می شدی
پدر
میمون مقدسی بود
به طرز غریبی اعراب تو را دزدیدند
و میخانه ها رونق گرفت
دختری که میان دامنش سنگ جمع می کرد
آخرین بار تو را در اورشلیم دیدند
بعدها بازمانده ی پلک هایت در لاسکو کشف شد
هیتلر میان زن های یهودی
به دنبال چشم های تو می گشت
گاهی برای زنده ماندن
باید لبخند زد
شعار داد
شعر گفت
و از ماموران اداره ی مهاجرت ترسید
تو همراه آوارگان لهستانی به ایران آمدی
و #شاملو نوشت:
پس پشت #مردمکانت
فریاد کدام #زندانی است
که #آزادی را به لبان برآماسیده
#گل_سرخ پرتاب می کند؟
هزار سال بعد
هزار سال بعد
در کاخ های کاه گلی کابل
چشم هایت را زیر برقع دفن می کردی
کاش می دانستی
پیرمردهای محله آرزو می کردند
زودتر به دنیا می آمدی
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
من گرگ خیالبافی هستم
#الیاس_علوی
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 # چشم های زیبایی داشت
که پیرمردهای محله آرزو می کردند
کاش دیرتر به دنیا می آمدند
بخواب
دنیا ارزش دیدن ندارد
هیچ کس نمی داند
تاریخ چشم هایت با کدام جنایت شروع شد؟
چهار ساله بودی
برادرانت به تو تجاوز کردند
تو باید زنده به گور می شدی
پدر
میمون مقدسی بود
به طرز غریبی اعراب تو را دزدیدند
و میخانه ها رونق گرفت
دختری که میان دامنش سنگ جمع می کرد
آخرین بار تو را در اورشلیم دیدند
بعدها بازمانده ی پلک هایت در لاسکو کشف شد
هیتلر میان زن های یهودی
به دنبال چشم های تو می گشت
گاهی برای زنده ماندن
باید لبخند زد
شعار داد
شعر گفت
و از ماموران اداره ی مهاجرت ترسید
تو همراه آوارگان لهستانی به ایران آمدی
و #شاملو نوشت:
پس پشت #مردمکانت
فریاد کدام #زندانی است
که #آزادی را به لبان برآماسیده
#گل_سرخ پرتاب می کند؟
هزار سال بعد
هزار سال بعد
در کاخ های کاه گلی کابل
چشم هایت را زیر برقع دفن می کردی
کاش می دانستی
پیرمردهای محله آرزو می کردند
زودتر به دنیا می آمدی
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
من گرگ خیالبافی هستم
#الیاس_علوی
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#شعر_جهان
برايم بخوان محمّد
میخواهم برگردم
از درّه سرازير شوم
روبهرويم مزرعهی گندم باشد
درختانِ زردآلو
و گلهای خشخاش
پيرمرد شاهنامه بخواند
زن چراغ را از ايوان به اتاق بياورد
و ما خيره به شعله...
- بس كن
اين قصه كسی را به خواب هم نمیبرد
بايد جایی تفنگی سرفه كند
پایی پژمرده شود
مزرعهای بسوزد
و ما شبانه بگريزيم
از "بَرغَص" تا "قندهار"
از" کویته" تا "مشهد".
□
برايم بخوان محمّد
تا از ياد نبرم
محلهی غمگینمان را
كه من از بردنِ نامش شرم داشتم:
دهمتری ساختمان
دهمتری افغانیها
كولیها
بلوچها
ده متری قرض
اردوگاه
نامهی تردّد
"هی افغانی
حواست كجاست؟"
اين را كودكی گفت
كه تازه زبان باز كرده بود
چشمانِ معصوم عجيبی داشت
و من ترسيدم
از "گلشهر" تا "ورامين" ترسيدم
و كودكان به لهجهام خنديدند.
به آينه نگاه كردم
به چشمانِ بادامیام
كه مرا از صفِ نان بيرون میكرد
و فاصلهام ميانِ خانه تا مرز بود
چون يهودیای كه نامش
فاصلهی ميانِ اردوگاه تا مرگ بود.
□
"بهار و يار و قلب بیقرارم "
آری بلند بخوان محمّد
تا محبوبم از پشتِ سيمانها
و سیمهای خاردار بشنود
ما در همان كوچههای تنگ عاشق شديم
آرام قدم زديم
آرام خنديديم
و
آرام گم شديم.
من
ویزای پناهندگی بشردوستانه گرفتم
و به این جزیرهی دور آمدم
□
محمّد!
گاهی فكر میكنم اين خيابانها را نمیشناسم
اين كوچهها را برای اولينبار ديدهام
و درختانِ اکالیپتوس
مرا به يكديگر نشان میدهند
و شبها
پيش از خواب
پرندهی ناشناسی به كِلكين میكوبد
به آوازی محزون میگويد:
"بيگانه... بيگانه".
□
میخواهم خودم را پيدا كنم
تو را پيدا كنم از ميانِ گورهای دستهجمعی
محبوبم را از لای ديوارهای آوارگی.
زنِ اولِ قصّه از ايوان صدايم بزند
و من با تمامِ پاهايم بدوم...
#الیاس_علوی
شاعر افغان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#شعر_جهان
برايم بخوان محمّد
میخواهم برگردم
از درّه سرازير شوم
روبهرويم مزرعهی گندم باشد
درختانِ زردآلو
و گلهای خشخاش
پيرمرد شاهنامه بخواند
زن چراغ را از ايوان به اتاق بياورد
و ما خيره به شعله...
- بس كن
اين قصه كسی را به خواب هم نمیبرد
بايد جایی تفنگی سرفه كند
پایی پژمرده شود
مزرعهای بسوزد
و ما شبانه بگريزيم
از "بَرغَص" تا "قندهار"
از" کویته" تا "مشهد".
□
برايم بخوان محمّد
تا از ياد نبرم
محلهی غمگینمان را
كه من از بردنِ نامش شرم داشتم:
دهمتری ساختمان
دهمتری افغانیها
كولیها
بلوچها
ده متری قرض
اردوگاه
نامهی تردّد
"هی افغانی
حواست كجاست؟"
اين را كودكی گفت
كه تازه زبان باز كرده بود
چشمانِ معصوم عجيبی داشت
و من ترسيدم
از "گلشهر" تا "ورامين" ترسيدم
و كودكان به لهجهام خنديدند.
به آينه نگاه كردم
به چشمانِ بادامیام
كه مرا از صفِ نان بيرون میكرد
و فاصلهام ميانِ خانه تا مرز بود
چون يهودیای كه نامش
فاصلهی ميانِ اردوگاه تا مرگ بود.
□
"بهار و يار و قلب بیقرارم "
آری بلند بخوان محمّد
تا محبوبم از پشتِ سيمانها
و سیمهای خاردار بشنود
ما در همان كوچههای تنگ عاشق شديم
آرام قدم زديم
آرام خنديديم
و
آرام گم شديم.
من
ویزای پناهندگی بشردوستانه گرفتم
و به این جزیرهی دور آمدم
□
محمّد!
گاهی فكر میكنم اين خيابانها را نمیشناسم
اين كوچهها را برای اولينبار ديدهام
و درختانِ اکالیپتوس
مرا به يكديگر نشان میدهند
و شبها
پيش از خواب
پرندهی ناشناسی به كِلكين میكوبد
به آوازی محزون میگويد:
"بيگانه... بيگانه".
□
میخواهم خودم را پيدا كنم
تو را پيدا كنم از ميانِ گورهای دستهجمعی
محبوبم را از لای ديوارهای آوارگی.
زنِ اولِ قصّه از ايوان صدايم بزند
و من با تمامِ پاهايم بدوم...
#الیاس_علوی
شاعر افغان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
خدا کند انگورها برسند
جهان مست شود..
تلوتلو بخورند خیابانها
به شانهی هم بزنند
رئیسجمهورها و گداها
تفنگها یادشان برود دریدن را..
کاردها یادشان برود
بریدن را
قلمها آتش را
آتشبس بنویسند ...
خدا کند کوهها به هم برسند
دریا چنگ بزند به آسمان
ماهش رابدزدد..
به میخانه شوند پلنگها با آهوها ...
خدا کند مستی به اشیاء سرایت کند..
پنجرهها
دیوارها را بشکنند..
#الیاس_علوی/شاعر افغان🌸🍂
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
خدا کند انگورها برسند
جهان مست شود..
تلوتلو بخورند خیابانها
به شانهی هم بزنند
رئیسجمهورها و گداها
تفنگها یادشان برود دریدن را..
کاردها یادشان برود
بریدن را
قلمها آتش را
آتشبس بنویسند ...
خدا کند کوهها به هم برسند
دریا چنگ بزند به آسمان
ماهش رابدزدد..
به میخانه شوند پلنگها با آهوها ...
خدا کند مستی به اشیاء سرایت کند..
پنجرهها
دیوارها را بشکنند..
#الیاس_علوی/شاعر افغان🌸🍂
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity