🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#نقد_وبررسی_فیلم

🎬 #نور_زمستانی (winter light) فیلمی سوئدی به کارگردانی #اینگمار_برگمان است که در سال 1963 منتشر شد.

■ بازیگران : #گونار_بیورنستراند #اینگرید_تولین، #مکس_فون_سیدو

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#نقد_وبررسی_فیلم

🎬 #نور_زمستانی (winter light) فیلمی سوئدی به کارگردانی #اینگمار_برگمان است که در سال 1963 منتشر شد.

■ بازیگران : #گونار_بیورنستراند #اینگرید_تولین، #مکس_فون_سیدو

■ داستان فیلم

«توماس اریکسون» (بیورنستراند)، کشیش دهکده، حس می‌کند پس از مرگ همسرش در پنج سال پیش، از خدا دور شده است. او همراه جمعی از جمله «مارتا لوندبرگ» (تولین)، معلم مدرسه که محبوبه‌اش هم هست، و یک ماهی‌گیر، «یوناس پرسون» (فون سیدو) و همسرش «کارین» (لیندبلوم) ـ مراسم عشاء ربانی را برگزار می‌کند. پس از مراسم، «کارین» از «توماس» می‌خواهد که به شوهرش کمک کند، چون از شنیدن خبر احتمال حمله اتمی چینی‌ها دچار وحشت شده است. «توماس» می‌پذیرد و می‌فهمد که «یوناس» قصد خودکشی دارد، در حالی که کمک زیادی از او برنمی‌آید و بیشتر به پوچی خودش پی می‌برد. «مارتا» از «توماس» می‌خواهد که با هم ازدواج کنند، اما «توماس» می‌گوید که «مارتا» نمی‌تواند جای همسر سابقش را بگیرد. خبر می‌رسد که «یوناس» خودش را کشته، و «توماس» بالای سر جسد می‌رود، خبر را به «کارین» می‌دهد و به کلیسا برمی‌گردد و به «مارتا» اصرار می‌کند که مراسم مذهبی را به جای آورند.

■ درباره فیلم

نور زمستانی را همراه همچون در یک آینه (۱۹۶۳) سه‌گانه‌ای دربارهٔ جستجوی نومیدانه خداوند می‌دانند. اما اگر قهرمانان دو فیلم دیگر ارتباط مستقیمی با مسائل دینی و اعتقادی ندارند؛ در نور زمستانی قهرمان اصلی، کشیشی است دستخوش تردید و اضطراب و فیلم صریح‌تر و با تأمل بیشتر به پرسش‌های جان‌فرسای آدمی می‌پردازد. این شاید «برسون» ی‌ترین فیلم برگمان باشد. از همان آغاز حال و هوای غم‌زده سست ‌ایمانی مستولی است (مراسم کلیسا با شرکت کنندگان انگشت‌شمارش و نمای خارجی درختان لخت در نور خاکستری زمستان) بازی و فیزیک بیورنستراند مکمل حال و هواست و تولین نیز درخشان است. تصاویر سیاه و سفید نیکویست بی‌نظیرند.

با یک بررسی ساده در آثار اینگمار برگمان می‌توان نشان داد که مسالهٔ مذهب و اساسا ایمانی الهی در آثار اولیه او چندان حضور پررنگی ندارد. و یا اگر اشاره‌ای و گریزی هست کاملا فرعی ست و به عنوان یک تمِ اصلی و بنیادی مطرح نمی‌شود. اما در سال ۱۹۵۶ با ساخته شدن «مهر هفتم» مجموعه فیلم هایی ساخته می شود که مذهب و ایمان مسیحی به عنوان تمِ مرکزی فیلم نمود عینی پیدا می‌کنند. در این میان «نور زمستانی» یکه است و از مهم‌ترین فیلم های او درباب مذهب و ایمان به خدا که در فهم موضِعِ او نسبت به این مساله راهنمای خوبی است. دومین شاهکار از سه گانه ایمان حکایتِ خلایی است در درون انسان. خلایی که می‌بایست پر شود تا آرامشی حاصل آید. آرامش و اطمینانی که (از نظر برگمان) دلیلی است بر زیست و زنده بودن آدمی. توماس اریکسون-کشیش دهکده-پس از گذشت ۵ سال از مرگ همسرش، به تدریج ایمانش سست می‌شود و امیدش را از دست می‌دهد. اما همچنان به عادت هرروز چون کشیشی مومن مقابل مراجعان کلیسا می‌ایستد و فرازی از کتاب مقدس (دعای عشای ربانی) را از حفظ برای دیگران می‌خواند.

فضای دلمرده، سرد و غمناک بیرون از کلیسا، چهرهٔ عبوس و اخم کردهٔ کشیش که با لحنی خشک و بدون هیچ انعطافی کلمات را ادا می‌کند، خود مقدمه‌ای بیان‌گر حالاتی است که در درون او شکل می‌گیرند. روزگاری که احتمالا با یقین و ایمانی استوار به خدمت کلیسا درآمده، هیچ فکر نمی‌کرد روزی چنین امید و ایمانش را از دست بدهد. حالا باید به حسب عادت و به طریقه پیشین هر روز تظاهر به ایمان کند و کلامی چند از دعای مراسم عشای ربانی را (که از قبل در حافظه داشته) چنان بخواند که گویی هنوز اندک ایمانی باقی مانده و می‌توان ادای وظیفه کرد. یعنی کشیش بودن نه در مقام معنوی و مذهبی آن بل به عنوان شغل و پیشه‌ای که او در برابر دیگران وظیفهٔ انجامش را دارد. حال مساله این است که آیا دیگرانی هنوز وجود دارند که چون او ایمان شان متزلزل نشده باشد؟ در همان مقدمه، بدون هیچ تمهید آشکاری دوربین به ما نشان می‌دهد که “نه خیر” دیگران نیز چون توماس اریکسون ایمان شان از دست شده و دیگربار چون کشیش بر حسب عادت و به تظاهر به کلیسا آمده‌اند.