🔴#بانوی_من!
از شانه‌هات شروع کنم برسم به دست‌هات
یا از دست‌هات بروم بالا؟
یک وقت نگاهم نکنی!
دستپاچه می‌شوم
لب‌هات را می‌بوسم

نوشته‌هات را بزرگ می‌کنم
می‌چسبانم به آینه
که به جای خودم
تو لبخند بزنی

من؟
من با صدای نفس کشیدنت هم
عاشقی می کنم
حتی اگر آرام و بی صدا
خودم را بگذارم در دست‌هات
و بروم
حتی وقتی از کنارت رد شوم
برای پرت نشدن حواست
بوی تنت را پُک بزنم

نه!
تو را با هیچ چیز عوض نمی‌کنم
حتی با زندگی


#عباس_معروفی

https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#بانوی_من یک روز عاقبت قلبت را خواهم شکست-یک روز عاقبت قلبت .نه باسفری یک روزه نه باسفری بلند بلکه باآخرین سفر.باید بدانی دیر یا زود –اما، دیگر نه چندان دیر قلبت را خواهم شکست؛وکاری جز این هم نمی توان کرد.اما اینک ،علیرغم این شکستن محتوم قریب الوقوع که می دانم همچون درهم شکستن چلچراغی بسیار ظریف و عظیم ،فرو ریخته از سقفی بسیار رفیع خواهد بود آنچه از تو می خواهم وبسیاری از یاران از یارانشان خواسته اند این است که دل برمرده ام نسوزانی ،اشک بر گورم نریزی و خود را یکسره به اندوهی گران و ویرانگر وانسپاری...
این است تمام آنچه که آمرانه،همسرانه ،رفیقانه و ملتمسانه از تو می خواهم ؛تو که در سفری چنین پر مخاطره خالق جمیع خاطره هایم بوده یی.
بگذار آسوده و بی دغدغه بمیرم
{.بگذار شادمانه بمیرم.وشادمانه مردن ممکن نیست مگر آنکه یقین بدانم تو می دانی که بر این مرده حتی قطره ای نباید گریست.}
به کرات گفته ام که از نظر شخصی و فردی،هر روز که بروم ،بی آرزو رفته ام؛چرا که سالهاست به همه ی خرده آرزوها ی شخصی و فردی ام دست یافته ام.مطلقا بی توقع ام،ابدا تشنه نیستم،و چشم هایم به دنبال هیچ،هیچ،هیچ چیز نیست؛اما از نظر سیاسی،اجتماعی و ملی،طبیعی ست که در آرزوی ژرف روزگار بسیار بهتری برای ملتم و ملت های سراسر جهان باشم،و این نیز آرزو یا آرمانی نیست که در جایی به انتها برسد.
{{یک ملت همیشه می تواند خوشبخت تر از آنچه هست باشد؛اما برای فرد،خوشبختی،حد و حسابی دارد،بدیهی ست که دلیل مساله این است که انسان،درتفردش،در واحد محدود وکوچکی از زمان زیست می کند و آرزوهای فردی اش در محدوه ی همین زمان شکل می گیرد،حال آنکه ملت ها در بی نهایت زمان جاری هستند،وجهان نوشونده هردم می تواند خالق آرزوها و آرمان های نو باشد}}
مجبوب من چگونه از تو بخواهم که برایم گریه نکنی؟چگونه از تو بخواهم؟

(قستمی از نامه چهلم)
📕#چهل_نامه_کوتاه_به_همسرم
✍️#نادر_ابراهیمی
یادش گرامی در سالروز پروازش...

https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🔴#بانوی_من‌!
دلم‌ می‌خواست
در عصر دیگری‌ دوستت‌ می‌داشتم‌؛
در عصری‌ مهربان‌تر و شاعرانه‌تر،
عصری‌ که‌ عطرِ کتاب‌...
عطرِ یاس‌
و عطرِ آزادی‌ را بیشتر حس‌ می‌کرد.
دلم‌ می‌خواست‌ تو با من‌ بودی‌
در عصری‌ که‌
بر گل‌، شعر، بوریا و زن‌ ستم‌ نبود؛
ولی‌ افسوس‌...
ما دیر رسیدیم‌
ما گل عشق‌ را جستجو می‌کنیم‌،
در عصری‌ که‌
با عشق بیگانه‌ است‌!


👤 #نزار_قبانی
📙 #تمام_کودکان_جهان_شاعرند
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#شعر_جهان

#بانوی_من!!!

من مردی هستم که شعر آبرویم را برده است
و تو زنی هستی که واژگانم رسوایش ساخته اند
من مردی هستم که جز عشق نمی پوشم
و تو زنی که جز زنانگی نمی پوشی.
پس کجا برویم نازنینم؟
و چگونه نشانه های عشق را بر سینه بیاویزیم؟
در روزگاری که عشق را نمی شناسد؟

✍️ #نزار_قبانی
📙 #زنی_در_من_قدم_می_زند !

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#شعر_جهان

#بانوی_من

بیهودست آنچه می‌نگارم...
احساسم از زبانم،
و از صدایم،
وز حنجره ام
فراتر است.
آنچه می نگارم،بیهودست.
تا وقتیکه واژه‌هایم
از لبانم
پهناورتر است.
منزجرم
از همه نگاشته هایم..
مشکل من!
مشکل من تویی..
برای اینکه عشق من به تو
بیان ناشدنی است.
برآن شدم
که سکوت پیشه کنم!..
والسلام

#نزار_قبانی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity