🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#سیر_ترانه_اعتراضی_ایران
#بخش_دهم

استاد "حسين خواجه اميری" با نام هنری «ايرج» در دورانِ فعاليتِ خود، بيش از دو هزار ترانه خوانده و اگر مجموعه كاملی از آن ها در دست باشد، برای مطالعه سير تحول اجتماعی و هنری ترانه، در انواع و اقسامش، بهترين منبع است. چرا كه صدای "ايرج"، رشته قوی و درخشانی بود كه اين همه مهره های به ظاهر بی ربط (اجتماعی، طنز، عاشقانه، كوچه باغی، آوازها، ترانه های فيلم، برنامه های مدهبی و سرود حماسی) را به هم، پيوند می داد و در حافظه مردم می نشانيد.

سانسور راديو و تلويزيون كه در سال های پايانیِ دهه سی، شديدتر و سختگيرانه تر شده بود، با آغاز دهه چهل به اوج خود رسيد. در سكانسی از فيلم «چرخ و فلك» شادروان "محمّدعلی فردين" بر پشتِ بام ِخانه ای در جنوب شهر دست ها را به سمتِ شمال شهر می گيرد و صدای "ايرج" پخش می شود كه:

«اگر دستم رسد بر چرخِ گردون/ از او پرسم كه اين چون است و آن چون»
«يكی را داده ای صد گونه نعمت/ يكی را، قرصِ نان، آلوده در خون»
همين دو بيتیِ قديمی از "طاهر همدانی" متخلص به «بابا طاهر عريان» كه اصلاً اعتراض به حكومت هم نيست، كافيست تا عواملِ سازنده فيلم، موردِ بازجويی ساواك، قرار گيرند.

در نيمه اول دهه چهل، هنوز خوانندگان سبك های كلاسيك و مردمی مانند "عصمت باقر پور" با نام هنری «دلكش»، «مرضيه» و «پوران» بی رقيبند و "عارف عارف كيا" با نام هنری «عارف» صدايی تازه است كه به جمع "ويگن"، "عباس مهرپويا" و "سيد منوچهر سخايی كاشانی" معروف به «منوچهر سخايی» می پيوندد. اما از سال های ۱۳۴۶ تا ۱۳۵۰ اين صاحبان كاباره ها هستند كه با تكيه بر ملودی اكثراً ملهم از ريتم های تند «عربی» موسيقی نه چندان ارزشمندِ به اصطلاح، كوچه - بازاری را مُدِ روز می كنند. به عبارتی، در نيمه دوم دهه چهل، خوانندگان كوچه بازاری مانند "داود مقامی"، "نعمت ا... آزموده" با نام هنری «آغاسی» و "گل اندام طاهرخانی" با نام هنری «سوسن» و ... نبض صفحه های ۴۵ دور روز را در دست دارند.
منبع:
-کتاب ترانه معترض ایرانی در گذر تاریخ

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity