گورستان زنان خیانتکار۰۲-آرتور کریستینسن
@haft_eghlim
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#داستان_صوتی
▪️عنوان: #گورستان_زنان_خیانتکار
▪️قسمت: #بخش_دو
▪️نویسنده: #آرتور_کریستنسن
▪️برگردان: #صادق_هدایت
▪️اجرا: #بهروز_عابدی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#داستان_صوتی
▪️عنوان: #گورستان_زنان_خیانتکار
▪️قسمت: #بخش_دو
▪️نویسنده: #آرتور_کریستنسن
▪️برگردان: #صادق_هدایت
▪️اجرا: #بهروز_عابدی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🦋🍂🍃🍂🦋🍂✨
🍂🍃🦋
🍃
✨
🔴#داستان_کوتاه
#طنز
▪️عنوان: #خدمت_وظیفه
▪️نویسنده: #برانیسلاو_نوشیج
▪️برگردان: #سروژ_استپانیان
#بخش_دو:
چنین است اعتقاد آن دسته از مردمیكه وقت بسیار بر سر فكر كردن تلف كردهاند. آن عدهئی هم كه حتی یك بار در زندگی به فكرشان زحمت ندادهاند حرفهای دیگری دارند كه بزنند. مثلاً زن جوانی سر شوهر پیرش فریاد زده بود:
- اگر یك ذره فكر كرده بودم هرگز زن تو نمیشدم!
و آن بابائی كه نمیتواند آب رفته را به جو برگرداند نوحه سرائی میكند كه:
- حیف شد فكر نكردم، والا ممكن نبود این بدبختی پیش بیاید.
و انسان، وقتی همه این شكوهها را میشنود نمیتواند از خودش نپرسد كه بالاخره فكر كردن بهتر است یا فكر نكردن؟ به نظر من پاسخ این سئوال به حرفه آدم بستگی دارد: حرفههائی هست كه با فكر كردن ملازمه دارد و حرفههائی هست كه به عكس، مطلقاً با فكر كردن ملازمه ندارد. مثلاً آدمهائی مثل راننده جماعت، و سوزن بانها، خلبانها و لكوموتیف رانها و ناوبرها حتماً باید فكر كنند. اما هیچ كس از شخصیتهائی نظیر دولتمردان و پروفسورها و ادبا و كارمندان عالیرتبه و دون پایه و كشیشها و افسران ارتش توقع ندارد كه فكر بكنند.
كافی است كه لباس متحدالشكل را بپوشی و از فكر كردن دست بشوئی تا از یك آدم به یك سرباز مبدل بشوی. آن وقت بی درنگ میگذارندت توی صف، و پیش از هر كاری نظام گرفتن را یادت میدهند. هدف از «نظام گرفتن» كه در ارتش توجه خاصی به آن مبذول میشود آن است كه همه را در یك خط قرار بدهند تا كسی هوس جلو پریدن نكند. فرماندهان نظامی با صرف وقت و نیروی بسیار میكوشند تا این گونه عادات مفید را به افراد تحت فرماندهی شان تلقین كنند، و بهاین ترتیب است كه سرانجام تلاش در راه «یك خط قرار گرفتن» ملكه سربازها میشود. با اینهمه فقط كافی است كه انسان ارتش را ترك كند تا دردم این عادت شایان تحسین را از دست بدهد. علت ترك این عادت ممكن است از این واقعیت ناشی شده باشد كه در زندگی معمولی انسان، برای هدف «به جلو پریدن» ارزش بیش تری قایل میشوند.
در اینجا، نه تنها «نظام گرفتن»، كه «قدم رو رفتن» را هم یادت میدهند. نه حق داری عقب بمانی، نه مجازی جلو بیفتی، بلكه طول قدمهایت باید درست به اندازه طول قدمهای افرادی باشد كه از پس و از پیشت گام بر میدارند. چپ، راست! چپ، راست!
اینجاست كه دانشنامه دانشگاهیت كاری در حقت صورت نخواهد داد و به عبارت دیگر این حق را برای تو قایل نخواهد شد كه قدمهای بلندتری برداری. نه، تو باید فقط به آهنگ پای دیگران گام بزنی، درست هماهنگ قدمهای كسی كه پیش از ورود به ارتش حتی یكبار هم موهایش را اصلاح نكرده بوده و پیش از ورود به ارتش حتی نام خانوادگی خودش را هم نمیدانسته
یادم میآید روزی در مقدونیه یك اسب و یك الاغ را دیدم كه جفت شان به یك گاری بسته شده بودند. آن دو میبایست پا به پای هم گام بر میداشتند. اسب بینوا هر چه سعی میكرد گام بلندتری بر دارد تا گاری را با سرعت بیش تری بكشد همه تلاشش در برخورد با سد كله شقی الاغ بی حاصل میشد. الاغ به هیچ روی نمیخواست به سرعت قدمهایش بیفزاید و حتی گاه یكسره از حركت باز میماند و یا گاری را با گیجی فیلسوف مابانه خاص الاغها به سوی دیگری میكشید. اگر در ارتش اجازه میدادند انسان فكر بكند قطعاً به یاد این حادثه میافتادم واقعاً كه مقایسه مناسبی است!
آن گاه كه هنر «قدم رو رفتن» را فرا گرفتید تعلیم در جا زدن و پا كوفتن آغاز میشود. در ارتش ما پا كوفتن را بلد بودن، اهمیت زیادی دارد. چنانچه دسته، پا كوفتن را چنان یاد بگیرد كه از زیر پاشنه كفشهای افرادش جرقه بجهد، فرمانده دسته مورد تشویق قرار خواهد گرفت. من، هنوز هم نمیفهمم چه ضرورتی هست كه سرباز به هنگام راه پیمائی پا به زمین بكوبد. شاید هم این اصل با یكی از مواد آئیننامه مطابقت میكند كه در آن چنین آمده است: «هدف هر حركتی عبارت است از پیمودن فاصله معینی در یك زمان معین با صرف حداقل نیرو» و شاید هم این همان خدمتی باشد كه ارتش از طریق لگدكوب كردن سنگفرش خیابانهای شهر و جادههای شهرستانها در حق جامعه و دولت انجام میدهد.
هرگاه حالیام نمیكردند كه پیمانكاران تداركات ارتش پاكوفتن را به عنوان جزو بسیار مهم تعلیمات نظامی ابداع كرده آن را به زور در آئین نامهها جا دادهاند، هنوز هم كه هنوز است نمیتوانستم از هدف پا كوفتن سر در بیاورم.
بعد از آنكه نظام گرفتن و پا كوفتن را یاد گرفتی، تعلیم احترام گذاشتن به مافوق آغاز میشود. در اجتماع، اگر به یكی سلام نكنی، عملت دور از ادب و نزاكت تلقی میشود. اما هرگاه در ارتش از سلام كردن غفلت كنی جنایتی نابخشودنی مرتكب شدهای. از همین روست كه در ارتش، به علم سلام دادن و احترام گذاشتن توجه خاصی مبذول میشود و نص آئین نامههایش در این مورد بسیار جامع و گویا و كاملاً روشن است.
#ادامه_دارد
🌸🍂🌸@Bookirancity
🍂🍃🦋
🍃
✨
🔴#داستان_کوتاه
#طنز
▪️عنوان: #خدمت_وظیفه
▪️نویسنده: #برانیسلاو_نوشیج
▪️برگردان: #سروژ_استپانیان
#بخش_دو:
چنین است اعتقاد آن دسته از مردمیكه وقت بسیار بر سر فكر كردن تلف كردهاند. آن عدهئی هم كه حتی یك بار در زندگی به فكرشان زحمت ندادهاند حرفهای دیگری دارند كه بزنند. مثلاً زن جوانی سر شوهر پیرش فریاد زده بود:
- اگر یك ذره فكر كرده بودم هرگز زن تو نمیشدم!
و آن بابائی كه نمیتواند آب رفته را به جو برگرداند نوحه سرائی میكند كه:
- حیف شد فكر نكردم، والا ممكن نبود این بدبختی پیش بیاید.
و انسان، وقتی همه این شكوهها را میشنود نمیتواند از خودش نپرسد كه بالاخره فكر كردن بهتر است یا فكر نكردن؟ به نظر من پاسخ این سئوال به حرفه آدم بستگی دارد: حرفههائی هست كه با فكر كردن ملازمه دارد و حرفههائی هست كه به عكس، مطلقاً با فكر كردن ملازمه ندارد. مثلاً آدمهائی مثل راننده جماعت، و سوزن بانها، خلبانها و لكوموتیف رانها و ناوبرها حتماً باید فكر كنند. اما هیچ كس از شخصیتهائی نظیر دولتمردان و پروفسورها و ادبا و كارمندان عالیرتبه و دون پایه و كشیشها و افسران ارتش توقع ندارد كه فكر بكنند.
كافی است كه لباس متحدالشكل را بپوشی و از فكر كردن دست بشوئی تا از یك آدم به یك سرباز مبدل بشوی. آن وقت بی درنگ میگذارندت توی صف، و پیش از هر كاری نظام گرفتن را یادت میدهند. هدف از «نظام گرفتن» كه در ارتش توجه خاصی به آن مبذول میشود آن است كه همه را در یك خط قرار بدهند تا كسی هوس جلو پریدن نكند. فرماندهان نظامی با صرف وقت و نیروی بسیار میكوشند تا این گونه عادات مفید را به افراد تحت فرماندهی شان تلقین كنند، و بهاین ترتیب است كه سرانجام تلاش در راه «یك خط قرار گرفتن» ملكه سربازها میشود. با اینهمه فقط كافی است كه انسان ارتش را ترك كند تا دردم این عادت شایان تحسین را از دست بدهد. علت ترك این عادت ممكن است از این واقعیت ناشی شده باشد كه در زندگی معمولی انسان، برای هدف «به جلو پریدن» ارزش بیش تری قایل میشوند.
در اینجا، نه تنها «نظام گرفتن»، كه «قدم رو رفتن» را هم یادت میدهند. نه حق داری عقب بمانی، نه مجازی جلو بیفتی، بلكه طول قدمهایت باید درست به اندازه طول قدمهای افرادی باشد كه از پس و از پیشت گام بر میدارند. چپ، راست! چپ، راست!
اینجاست كه دانشنامه دانشگاهیت كاری در حقت صورت نخواهد داد و به عبارت دیگر این حق را برای تو قایل نخواهد شد كه قدمهای بلندتری برداری. نه، تو باید فقط به آهنگ پای دیگران گام بزنی، درست هماهنگ قدمهای كسی كه پیش از ورود به ارتش حتی یكبار هم موهایش را اصلاح نكرده بوده و پیش از ورود به ارتش حتی نام خانوادگی خودش را هم نمیدانسته
یادم میآید روزی در مقدونیه یك اسب و یك الاغ را دیدم كه جفت شان به یك گاری بسته شده بودند. آن دو میبایست پا به پای هم گام بر میداشتند. اسب بینوا هر چه سعی میكرد گام بلندتری بر دارد تا گاری را با سرعت بیش تری بكشد همه تلاشش در برخورد با سد كله شقی الاغ بی حاصل میشد. الاغ به هیچ روی نمیخواست به سرعت قدمهایش بیفزاید و حتی گاه یكسره از حركت باز میماند و یا گاری را با گیجی فیلسوف مابانه خاص الاغها به سوی دیگری میكشید. اگر در ارتش اجازه میدادند انسان فكر بكند قطعاً به یاد این حادثه میافتادم واقعاً كه مقایسه مناسبی است!
آن گاه كه هنر «قدم رو رفتن» را فرا گرفتید تعلیم در جا زدن و پا كوفتن آغاز میشود. در ارتش ما پا كوفتن را بلد بودن، اهمیت زیادی دارد. چنانچه دسته، پا كوفتن را چنان یاد بگیرد كه از زیر پاشنه كفشهای افرادش جرقه بجهد، فرمانده دسته مورد تشویق قرار خواهد گرفت. من، هنوز هم نمیفهمم چه ضرورتی هست كه سرباز به هنگام راه پیمائی پا به زمین بكوبد. شاید هم این اصل با یكی از مواد آئیننامه مطابقت میكند كه در آن چنین آمده است: «هدف هر حركتی عبارت است از پیمودن فاصله معینی در یك زمان معین با صرف حداقل نیرو» و شاید هم این همان خدمتی باشد كه ارتش از طریق لگدكوب كردن سنگفرش خیابانهای شهر و جادههای شهرستانها در حق جامعه و دولت انجام میدهد.
هرگاه حالیام نمیكردند كه پیمانكاران تداركات ارتش پاكوفتن را به عنوان جزو بسیار مهم تعلیمات نظامی ابداع كرده آن را به زور در آئین نامهها جا دادهاند، هنوز هم كه هنوز است نمیتوانستم از هدف پا كوفتن سر در بیاورم.
بعد از آنكه نظام گرفتن و پا كوفتن را یاد گرفتی، تعلیم احترام گذاشتن به مافوق آغاز میشود. در اجتماع، اگر به یكی سلام نكنی، عملت دور از ادب و نزاكت تلقی میشود. اما هرگاه در ارتش از سلام كردن غفلت كنی جنایتی نابخشودنی مرتكب شدهای. از همین روست كه در ارتش، به علم سلام دادن و احترام گذاشتن توجه خاصی مبذول میشود و نص آئین نامههایش در این مورد بسیار جامع و گویا و كاملاً روشن است.
#ادامه_دارد
🌸🍂🌸@Bookirancity