🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#بخوانید_ونشر_دهید
بعد از انعقاد قرارداد همکاری ۲۵ ساله ایران و چین ، به نظر بنده، قدم بعدی چین وارد کردن دختران مجرد و زیبای مجرد چینی تحت پوشش نیروی کار بسیار ارزان به ایران است ،
با ورود این دختران به ایران و طنازی آنان برای جوانان کف کرده ایرانی و همیشه محروم از...... ،
و اینکه کاملا آموزش دیده اند که بی هیچ مهریه ای به عقد پسران تنبل ایرانی درآیند و پسران تن پرور و بیسواد و بی مدرک ایرانی درون خانه میخورند و می خوابندو تنها کاری که می کنند ، درست کردن بچه است و نظر دولت فعلی هم ازدیاد فرزند هست که به نتیجه میرسد دختران چینی هم مفت آمده اند و هم بیرون رفته و سر کار می روند .
یک پسر بیکار ایرانی چگونه یک دختر زیبای چینی با مدرک تحصیلی فوق لیسانس یا دکترا که به ۳ زبان فارسی چینی و انگلیسی مسلط است و هیچ مهریه ای نمی خواهد و هیچ خرجی از پسر ایرانی نمی خواهد و خودش کار می کند و خودش بچه هایش را بزرگ می کند و تازه خرج پسر ایرانی هم می دهد ، را پس زده و نمی خواهد ؟؟!!
یک پسر ایرانی بهتر از این چه می خواهد ؟؟!!
فال و تماشا باهم آمده ،
مفت مفت .
اما یهو بعد از ۱۰ _ ۲۰ سال وقتی ایرانی ها به خود می آیند که هر پسر ایرانی دارای ۴ و ۵ بچه از خانم چینی شده .
و علایق پدربزرگان و مادر بزرگان ایرانی به نوه های دورگه ی چینی و ایرانی خود باعث عدم برخوردهای تند با چینی ها شده و بطور کاملا حساب شده و خزیده ،
وقتی به خود می آییم که جمعیت این دورگه ها شده ۵۰ میلیون نفر .
حالا دیگه ایرانی ها به هیچ طریقی نمی تونن چینی ها را بیرون کنند و یا برخلاف منافع این دورگه ها کاری انجام دهند .
مگه توانستند بچه های صیغه ای قم رو بیرون کنند
یا اون دسته دو رگه های افغانی
بعد از گذشت ۲۰ تا ۵۰ سال پدرو مادربزرگ های ایرانی و پدران ایرانی هم به علت کهولت سن از بین رفته و نسل نوه های دورگه ایرانی چینی افغانی و ....که بالغ بر ۴۰ تا ۵۰ میلیون نفر هستند در ایران زمام امور را به دست خواهند گرفت و دیگر نام و نشانی از ایران نخواهد ماند .
جمعیت چین بالغ بر یک میلیارد و ششصد میلیون نفر است و چنین هدف بسیار بزرگی را چین فقط با ۵ تا ۱۰ میلیون دختر چینی انجام می دهد .
#نویسنده_دکتر_منصور_بروجردیان
لطفا خواننده نباشین انتشار بدین
تا ب دست همه برسه بدونن
چ بلایی برسرمون میاد
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#بخوانید_ونشر_دهید
بعد از انعقاد قرارداد همکاری ۲۵ ساله ایران و چین ، به نظر بنده، قدم بعدی چین وارد کردن دختران مجرد و زیبای مجرد چینی تحت پوشش نیروی کار بسیار ارزان به ایران است ،
با ورود این دختران به ایران و طنازی آنان برای جوانان کف کرده ایرانی و همیشه محروم از...... ،
و اینکه کاملا آموزش دیده اند که بی هیچ مهریه ای به عقد پسران تنبل ایرانی درآیند و پسران تن پرور و بیسواد و بی مدرک ایرانی درون خانه میخورند و می خوابندو تنها کاری که می کنند ، درست کردن بچه است و نظر دولت فعلی هم ازدیاد فرزند هست که به نتیجه میرسد دختران چینی هم مفت آمده اند و هم بیرون رفته و سر کار می روند .
یک پسر بیکار ایرانی چگونه یک دختر زیبای چینی با مدرک تحصیلی فوق لیسانس یا دکترا که به ۳ زبان فارسی چینی و انگلیسی مسلط است و هیچ مهریه ای نمی خواهد و هیچ خرجی از پسر ایرانی نمی خواهد و خودش کار می کند و خودش بچه هایش را بزرگ می کند و تازه خرج پسر ایرانی هم می دهد ، را پس زده و نمی خواهد ؟؟!!
یک پسر ایرانی بهتر از این چه می خواهد ؟؟!!
فال و تماشا باهم آمده ،
مفت مفت .
اما یهو بعد از ۱۰ _ ۲۰ سال وقتی ایرانی ها به خود می آیند که هر پسر ایرانی دارای ۴ و ۵ بچه از خانم چینی شده .
و علایق پدربزرگان و مادر بزرگان ایرانی به نوه های دورگه ی چینی و ایرانی خود باعث عدم برخوردهای تند با چینی ها شده و بطور کاملا حساب شده و خزیده ،
وقتی به خود می آییم که جمعیت این دورگه ها شده ۵۰ میلیون نفر .
حالا دیگه ایرانی ها به هیچ طریقی نمی تونن چینی ها را بیرون کنند و یا برخلاف منافع این دورگه ها کاری انجام دهند .
مگه توانستند بچه های صیغه ای قم رو بیرون کنند
یا اون دسته دو رگه های افغانی
بعد از گذشت ۲۰ تا ۵۰ سال پدرو مادربزرگ های ایرانی و پدران ایرانی هم به علت کهولت سن از بین رفته و نسل نوه های دورگه ایرانی چینی افغانی و ....که بالغ بر ۴۰ تا ۵۰ میلیون نفر هستند در ایران زمام امور را به دست خواهند گرفت و دیگر نام و نشانی از ایران نخواهد ماند .
جمعیت چین بالغ بر یک میلیارد و ششصد میلیون نفر است و چنین هدف بسیار بزرگی را چین فقط با ۵ تا ۱۰ میلیون دختر چینی انجام می دهد .
#نویسنده_دکتر_منصور_بروجردیان
لطفا خواننده نباشین انتشار بدین
تا ب دست همه برسه بدونن
چ بلایی برسرمون میاد
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#بخوانید_ونشر_دهید
سخنان دُگرگونه ی استاد علی ميرفطروس درباره زبان فارسی وُ رسانه ی!! بی بی سی!!!
حقیقت اینست که برخلاف كشور فرانسه كه به دستور فرانسوای اول (در سال ۱۵۳۹) لهجۀ محلی «ايل دو فرانس» (پاريس و حومه) به زبان ملّی و رسمی همۀ فرانسويان تبديل شد، يا برخلاف كشورهای آلمان و انگليس كه با فرمان و اراده و اجبار سياسیِ پادشاهان وقت، لهجه ای از لهجه های متعدّد، زبان ملّی كشورهای آلمان و انگليس گرديد،رواج و رسميـّت زبان پارسی در ایران(و بعد، در شبه قارۀ هند) نه ناشی از « اجبار سياسی» بود و نه ناشی از «ستم فرهنگی فارس ها»!.از این گذشته، باید بخاطر داشت که حدود ۹۰۰ سال از تاریخ ۱۲۰۰ سالۀ زبان فارسیِ کنونی در حکومت های ترک زبانِ غزنوی، سلجوقی، قراختائی، غُزّ، آق قويونلو، قرا قويونلو، صفوی، افشاريه و قاجار گذشته است و حتّی بعضی از اين سلاطين ترک زبان کوشيدند به فارسی شعر بگويند.به عبارت دیگر،با وجودِ حاکمیّت۹۰۰سالۀ سلاطین تُرک،زبان ترکی نتوانست زبان رایج و رسمی ایرانیان گردد!
اين هم دنباله ی نوشتار:
وجود حاکمیّت۹۰۰سالۀ سلسله های ترک زبان،چرا زبان ترکی نتوانست زبان رايج و رسمی ايرانیان گردد؟
از دفترِ بیداری ها و بیقراری ها
۱۵ بهمن ۱۴۰۰=۴ فوریۀ ۲۰۲۲
شکّر شکن شوند همه طوطیان هند
زین قند پارسی که به بنگاله میرود (حافظ)
این روزها تلویزیون «بی بی سی» و شبکۀ «العربیّه»! در جنجالی شُبهه انگیز به نامِ «منوفارسی»،از«رنج به دلیل زبان فارسی»،«ضرورت آموزش به زبان مادری » و «ستم فارس ها» یاد کرده است. کمّ و کیفِ این برنامه ها چنان بود که بیشتر به «فارسی ستیزی» و «ایجاد تفرقه در میان ایرانیان»شباهت داشت تا طرح یک مشکل فرهنگی. سال ها پیش در این باره گفته و نوشته ام۱.طرح اینگونه بحث ها-البّته- می تواند سازنده و مفید باشد به این شرط که با آگاهی و به دور از ملاحظات سیاسی- ایدئولوژیک باشد.
یکی از همولایتی های گیلانی من به «بی بی سی» گفته است که «زبان فارسی، زبان قدرت سیاسی حاکمان بوده» و بر این اساس،رسمیّت زبان فارسی در ایران را «ناشی از زور و اجبار حکومت ها» خوانده است! در حالیکه حقیقت اینست که برخلاف كشور فرانسه كه به دستور فرانسوای اول (در سال ۱۵۳۹) لهجۀ محلی «ايل دو فرانس» (پاريس و حومه) به زبان ملّی و رسمی همۀ فرانسويان تبديل شد، يا برخلاف كشورهای آلمان و انگليس كه با فرمان و اراده و اجبار سياسیِ پادشاهان وقت، لهجه ای از لهجه های متعدّد، زبان ملّی كشورهای آلمان و انگليس گرديد،رواج و رسميـّت زبان پارسی در ایران(و بعد، در شبه قارۀ هند) نه ناشی از « اجبار سياسی» بود و نه ناشی از «ستم فرهنگی فارس ها»!.از این گذشته، باید بخاطر داشت که حدود ۹۰۰ سال از تاریخ ۱۲۰۰ سالۀ زبان فارسیِ کنونی در حکومت های ترک زبانِ غزنوی، سلجوقی، قراختائی، غُزّ، آق قويونلو، قرا قويونلو، صفوی، افشاريه و قاجار گذشته است و حتّی بعضی از اين سلاطين ترک زبان کوشيدند به فارسی شعر بگويند.به عبارت دیگر،با وجودِ حاکمیّت۹۰۰سالۀ سلاطین تُرک،زبان ترکی نتوانست زبان رایج و رسمی ایرانیان گردد!
در اوج «تُرک تازی»های قرن ۴ هجری/١٠ ميلادی ،سیّاحان و مورّخانی مانند ابن حوقل و مسعودی ضمن سفر به نواحی مختلف ايران-ازجمله ارّان،آذربايجان، دربند،قفقاز،نواحی جبال(شاملِ همدان،ری،نهاوند،سمنان،دامغان،قزوین،کاشان، قم، اصفهان و اراک)، خراسان ، سيستان و ديگر مناطق شرق و غرب و جنوب ايران-تاکید کرده اند که این اقوام مختلف ،همه به زبان پارسی سخن می گفتند۲
این موضوع اهمیّت بیشتری می یابد وقتی بدانیم که همۀ سران و سرداران دربار غزنوی، ترك بوده اند، اما نه تنها سرداران و سپه سالاران،كدخدای فارسی زبان داشتند بلكه مراسم شاهانۀ نوروز، مهرگان و جشن سده رایج بود و بزرگان لشكری و كشوریِ تُرک ـ به يكسان ـ در آن شركت می كردند. مهم تر از همۀ اين ها، رسميّت زبان پارسی بود بطوريكه وقتی فرستادۀ خليفۀ بغداد نامۀ او را به سلطان مسعود غزنوی می داد، نخست متن عربی و سپس ترجمۀ فارسی آن (و نه تركی) بوسيلۀ بونصر مُشكان خوانده می شد. سنَد و نوشته در ميان ترك و فارس ـ حتّی در ميان خودِ تركان ـ به فارسی بود۳
رسميـّت زبان فارسی و موقعيـّت ممتاز آن تا قرن ١٠ هجری /۱۶ ميلادی حتّی در دربار تُرکانِ عثمانی ادامه داشت بطوريكه در دوران سلاطين عثمانی نامه ها و مكاتبات به فارسی بود (نه عربی و نه به تركی). گفتنی است كه سلطان محمد دوم عثمانی روزی كه دولت بيزانس(رُم شرقی) را شكست داد (در سال ۱۴۵۳میلادی) و عنوان « فاتح » وارد قسطنطنیّه شد،به قول مورّخينِ عثمانی: هنگام بازديد از كاخ متروك و خاموش امپراطوری بيزانس، نه آيه ای از قرآن تلاوت کرد، نه شعری به عربی خواند و نه ـ حتـّی ـ كلمه ای به تركی بر زبان راند بلكه اين شعر فارسی را خواند:
بوم نوبت می زند بر طارم افراسياب
پرده داری می كند در قصر قيصر، عنكبوت۴
🌸🌿
🔴#بخوانید_ونشر_دهید
سخنان دُگرگونه ی استاد علی ميرفطروس درباره زبان فارسی وُ رسانه ی!! بی بی سی!!!
حقیقت اینست که برخلاف كشور فرانسه كه به دستور فرانسوای اول (در سال ۱۵۳۹) لهجۀ محلی «ايل دو فرانس» (پاريس و حومه) به زبان ملّی و رسمی همۀ فرانسويان تبديل شد، يا برخلاف كشورهای آلمان و انگليس كه با فرمان و اراده و اجبار سياسیِ پادشاهان وقت، لهجه ای از لهجه های متعدّد، زبان ملّی كشورهای آلمان و انگليس گرديد،رواج و رسميـّت زبان پارسی در ایران(و بعد، در شبه قارۀ هند) نه ناشی از « اجبار سياسی» بود و نه ناشی از «ستم فرهنگی فارس ها»!.از این گذشته، باید بخاطر داشت که حدود ۹۰۰ سال از تاریخ ۱۲۰۰ سالۀ زبان فارسیِ کنونی در حکومت های ترک زبانِ غزنوی، سلجوقی، قراختائی، غُزّ، آق قويونلو، قرا قويونلو، صفوی، افشاريه و قاجار گذشته است و حتّی بعضی از اين سلاطين ترک زبان کوشيدند به فارسی شعر بگويند.به عبارت دیگر،با وجودِ حاکمیّت۹۰۰سالۀ سلاطین تُرک،زبان ترکی نتوانست زبان رایج و رسمی ایرانیان گردد!
اين هم دنباله ی نوشتار:
وجود حاکمیّت۹۰۰سالۀ سلسله های ترک زبان،چرا زبان ترکی نتوانست زبان رايج و رسمی ايرانیان گردد؟
از دفترِ بیداری ها و بیقراری ها
۱۵ بهمن ۱۴۰۰=۴ فوریۀ ۲۰۲۲
شکّر شکن شوند همه طوطیان هند
زین قند پارسی که به بنگاله میرود (حافظ)
این روزها تلویزیون «بی بی سی» و شبکۀ «العربیّه»! در جنجالی شُبهه انگیز به نامِ «منوفارسی»،از«رنج به دلیل زبان فارسی»،«ضرورت آموزش به زبان مادری » و «ستم فارس ها» یاد کرده است. کمّ و کیفِ این برنامه ها چنان بود که بیشتر به «فارسی ستیزی» و «ایجاد تفرقه در میان ایرانیان»شباهت داشت تا طرح یک مشکل فرهنگی. سال ها پیش در این باره گفته و نوشته ام۱.طرح اینگونه بحث ها-البّته- می تواند سازنده و مفید باشد به این شرط که با آگاهی و به دور از ملاحظات سیاسی- ایدئولوژیک باشد.
یکی از همولایتی های گیلانی من به «بی بی سی» گفته است که «زبان فارسی، زبان قدرت سیاسی حاکمان بوده» و بر این اساس،رسمیّت زبان فارسی در ایران را «ناشی از زور و اجبار حکومت ها» خوانده است! در حالیکه حقیقت اینست که برخلاف كشور فرانسه كه به دستور فرانسوای اول (در سال ۱۵۳۹) لهجۀ محلی «ايل دو فرانس» (پاريس و حومه) به زبان ملّی و رسمی همۀ فرانسويان تبديل شد، يا برخلاف كشورهای آلمان و انگليس كه با فرمان و اراده و اجبار سياسیِ پادشاهان وقت، لهجه ای از لهجه های متعدّد، زبان ملّی كشورهای آلمان و انگليس گرديد،رواج و رسميـّت زبان پارسی در ایران(و بعد، در شبه قارۀ هند) نه ناشی از « اجبار سياسی» بود و نه ناشی از «ستم فرهنگی فارس ها»!.از این گذشته، باید بخاطر داشت که حدود ۹۰۰ سال از تاریخ ۱۲۰۰ سالۀ زبان فارسیِ کنونی در حکومت های ترک زبانِ غزنوی، سلجوقی، قراختائی، غُزّ، آق قويونلو، قرا قويونلو، صفوی، افشاريه و قاجار گذشته است و حتّی بعضی از اين سلاطين ترک زبان کوشيدند به فارسی شعر بگويند.به عبارت دیگر،با وجودِ حاکمیّت۹۰۰سالۀ سلاطین تُرک،زبان ترکی نتوانست زبان رایج و رسمی ایرانیان گردد!
در اوج «تُرک تازی»های قرن ۴ هجری/١٠ ميلادی ،سیّاحان و مورّخانی مانند ابن حوقل و مسعودی ضمن سفر به نواحی مختلف ايران-ازجمله ارّان،آذربايجان، دربند،قفقاز،نواحی جبال(شاملِ همدان،ری،نهاوند،سمنان،دامغان،قزوین،کاشان، قم، اصفهان و اراک)، خراسان ، سيستان و ديگر مناطق شرق و غرب و جنوب ايران-تاکید کرده اند که این اقوام مختلف ،همه به زبان پارسی سخن می گفتند۲
این موضوع اهمیّت بیشتری می یابد وقتی بدانیم که همۀ سران و سرداران دربار غزنوی، ترك بوده اند، اما نه تنها سرداران و سپه سالاران،كدخدای فارسی زبان داشتند بلكه مراسم شاهانۀ نوروز، مهرگان و جشن سده رایج بود و بزرگان لشكری و كشوریِ تُرک ـ به يكسان ـ در آن شركت می كردند. مهم تر از همۀ اين ها، رسميّت زبان پارسی بود بطوريكه وقتی فرستادۀ خليفۀ بغداد نامۀ او را به سلطان مسعود غزنوی می داد، نخست متن عربی و سپس ترجمۀ فارسی آن (و نه تركی) بوسيلۀ بونصر مُشكان خوانده می شد. سنَد و نوشته در ميان ترك و فارس ـ حتّی در ميان خودِ تركان ـ به فارسی بود۳
رسميـّت زبان فارسی و موقعيـّت ممتاز آن تا قرن ١٠ هجری /۱۶ ميلادی حتّی در دربار تُرکانِ عثمانی ادامه داشت بطوريكه در دوران سلاطين عثمانی نامه ها و مكاتبات به فارسی بود (نه عربی و نه به تركی). گفتنی است كه سلطان محمد دوم عثمانی روزی كه دولت بيزانس(رُم شرقی) را شكست داد (در سال ۱۴۵۳میلادی) و عنوان « فاتح » وارد قسطنطنیّه شد،به قول مورّخينِ عثمانی: هنگام بازديد از كاخ متروك و خاموش امپراطوری بيزانس، نه آيه ای از قرآن تلاوت کرد، نه شعری به عربی خواند و نه ـ حتـّی ـ كلمه ای به تركی بر زبان راند بلكه اين شعر فارسی را خواند:
بوم نوبت می زند بر طارم افراسياب
پرده داری می كند در قصر قيصر، عنكبوت۴