🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴 #معرفی_کتاب
🔴#میشل_فوکو
#بری_اسمارت
ترجمه#لیلا_جوافشانی_و_حسن چاوشیان
میشل فوکوی بری اسمارت، مقدمهای همدلانه به یکی از اصلیترین اندیشمندان زمانهی ماست. این اثر در آغاز در سال ۱۹۸۵ در مجموعهی کلید جامعه شناسان در انتشارات راتلج و با سرویراستاری پیتر هامیلتون منتشر شده است. هر چند در سال ۲۰۰۲ (۱۳۸۱) مولف این کتاب را بازنگری کرد و کتاب شناسی مفیدی نیز به آن افزود، مترجمین نسخهی حاضر را از روی چاپ ۱۹۸۸ کتاب ترجمه کردهاند.
بری اسمارت در این اثر بر روی ساختار بست و پیوست قدرت و آگاهی و حالات شیءشدگی که از طریق آن بشر موضوعات را شکل میدهد متمرکز شده است و به مسایل مناقشه انگیز دولت و مقاومت در برابر قدرت پرداخته است. وسعت آثار فوکو از متون اولیه دربارهی دیوانگی تا مطالعات نهایی او بر روی امر جنسی، و مسالهی وضعیت و ارزش آثارروش شناختی به عنوان یک شکل از تحلیل انتقادی در این اثر کاملا بررسی شده است.
کتاب از چهار فصل تشکیل شده است: ۱. مضامین و مباحث اصلی، ۲. مسالهی روش و تحلیل، ۳. سوبژههای قدرت ابژههای معرفت، و ۴. دولت، مقاومت و عقلانیت.
در مجموع اسمارت می کوشد تا سه فرضیهی جداگانه را ایجاد کند که عموما در سراسر کتاب بازتاب یافته است. پس از ارایهی یک مرورکلی بر موضوعات و مسایل اصلی تفکر فوکو در فصل یک، فصل دوم عمدتا به شرح این مساله میپردازد که آثار فوکو در عین حال که از روش تکاملی به سوی روش باستان گرایانه در حرکتاند، نباید به شکل گسسته در نظر گرفته شوند.
در عوض اسمارت دلیل می آرود که دو حالت متمایز تحلیل و تجزیه، فهمی مشترک به دست میدهند و بنا بر این به سادگی «تجدید نهاد اولویتهای تحلیلی» را میسازند. فرضیهی دوم اسمارت تا حد بسیاری در فصل سوم آمده است؛ هر چند ردپای آن را در فصل دوم نیز میتوان بازیافت. او مدعی است که سهم فوکو در بسیاری از زمینههای مرکزی علوم انسانی پیشگامانه است و از این رو نه به روشهای موجود در تاریخ و جامعه شناسی و نه به رویکردهای جنبشهای مختلف مانند پدیدارشناسی، هستندهگرایی، ساختارگرایی، و مارکسیم قابل فروکاستن نیست.
با توجه به این اسمارت فکر می کند که اندیشههای فوکو را باید در جای یک بستر مناسب برای بینشهای نو به جوامع نوین دید. چهارمین و واپسین فصل نشان می دهد که مطالعات متعدد تاریخی فوکو بر روی دیوانگی، بیماری، جُرم، و امر جنسی نباید صرفا به عنوان تحلیلهایی توصیفی فهم شود بلکه باید آن را «کمکی اساسی به تفکر انتقادی و بنیادی» دانست.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@bookirancity
📚🤔
🔴 #معرفی_کتاب
🔴#میشل_فوکو
#بری_اسمارت
ترجمه#لیلا_جوافشانی_و_حسن چاوشیان
میشل فوکوی بری اسمارت، مقدمهای همدلانه به یکی از اصلیترین اندیشمندان زمانهی ماست. این اثر در آغاز در سال ۱۹۸۵ در مجموعهی کلید جامعه شناسان در انتشارات راتلج و با سرویراستاری پیتر هامیلتون منتشر شده است. هر چند در سال ۲۰۰۲ (۱۳۸۱) مولف این کتاب را بازنگری کرد و کتاب شناسی مفیدی نیز به آن افزود، مترجمین نسخهی حاضر را از روی چاپ ۱۹۸۸ کتاب ترجمه کردهاند.
بری اسمارت در این اثر بر روی ساختار بست و پیوست قدرت و آگاهی و حالات شیءشدگی که از طریق آن بشر موضوعات را شکل میدهد متمرکز شده است و به مسایل مناقشه انگیز دولت و مقاومت در برابر قدرت پرداخته است. وسعت آثار فوکو از متون اولیه دربارهی دیوانگی تا مطالعات نهایی او بر روی امر جنسی، و مسالهی وضعیت و ارزش آثارروش شناختی به عنوان یک شکل از تحلیل انتقادی در این اثر کاملا بررسی شده است.
کتاب از چهار فصل تشکیل شده است: ۱. مضامین و مباحث اصلی، ۲. مسالهی روش و تحلیل، ۳. سوبژههای قدرت ابژههای معرفت، و ۴. دولت، مقاومت و عقلانیت.
در مجموع اسمارت می کوشد تا سه فرضیهی جداگانه را ایجاد کند که عموما در سراسر کتاب بازتاب یافته است. پس از ارایهی یک مرورکلی بر موضوعات و مسایل اصلی تفکر فوکو در فصل یک، فصل دوم عمدتا به شرح این مساله میپردازد که آثار فوکو در عین حال که از روش تکاملی به سوی روش باستان گرایانه در حرکتاند، نباید به شکل گسسته در نظر گرفته شوند.
در عوض اسمارت دلیل می آرود که دو حالت متمایز تحلیل و تجزیه، فهمی مشترک به دست میدهند و بنا بر این به سادگی «تجدید نهاد اولویتهای تحلیلی» را میسازند. فرضیهی دوم اسمارت تا حد بسیاری در فصل سوم آمده است؛ هر چند ردپای آن را در فصل دوم نیز میتوان بازیافت. او مدعی است که سهم فوکو در بسیاری از زمینههای مرکزی علوم انسانی پیشگامانه است و از این رو نه به روشهای موجود در تاریخ و جامعه شناسی و نه به رویکردهای جنبشهای مختلف مانند پدیدارشناسی، هستندهگرایی، ساختارگرایی، و مارکسیم قابل فروکاستن نیست.
با توجه به این اسمارت فکر می کند که اندیشههای فوکو را باید در جای یک بستر مناسب برای بینشهای نو به جوامع نوین دید. چهارمین و واپسین فصل نشان می دهد که مطالعات متعدد تاریخی فوکو بر روی دیوانگی، بیماری، جُرم، و امر جنسی نباید صرفا به عنوان تحلیلهایی توصیفی فهم شود بلکه باید آن را «کمکی اساسی به تفکر انتقادی و بنیادی» دانست.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@bookirancity