قند پارسی، بس که عالمگیر شد
عدهای زین فخر ما دلگیر شد
با قلم، بـا دیو دد، درگیر باش
حافظ لفظ بهشت، سختگیر باش
از هراس دیو دد، لرزان مشو
همچو بید از باد بر، گریزان مشو
قوم خود را با لسانت شاد ساز
قصر مولانای بلخ، آباد ساز
زنگ زده، شمشیر آن علامه را
خط بکش، بگذار این علامه را
تا توانی، تکیه بر تدبیر کن
با خرد، کاخ کهن، تعمیر کن
گر حبیبی، تکیه بر شمشیر گفـت
سر بُرد شمشیر، کاش از مهر گفت
قوم فرهودم، پولادین شوید
دشمن هر طالـب بیدین شوید
در خراسان جا مده ضحاک را
کاوه شو، بردار خس و خاشاک را
بُغض تاریخ را شکن، دل شاد کن
زین قفسها، قوم خود آزاد کن.
✍️سراینده تاجیک خراسانی)
.
#زبان_پارسی
لهجهام در دریست اما زبانم پارسی است
روح من شهنامه است و جسم و جانم پارسیست
از تبار رستم و از زادگاهِ آرشام
تیرهایم واژگان است و کمانم پارسیست
این زبان واحد، این پهنای فرهنگ سترگ
این جنون عشق در خون رگانم، پارسیست
این زبان رودکی و مولوی و حافظ است
گنگ اگر من خواب دیدم، ترجمانم پارسیست
دوست دارم مولویوار این زبان شمس را
این زبان شعر و منطق در دهانم پارسیست
هر کجا در من نهال دوستی بنشاندهاند
باغ صلح و آشتیام، باغبانم پارسی است
میروم از فرش تا عرش خدا بیواسطه
راهپیمای سلوکم، نردبانم پارسی است
از «اهورا» مانده این آواز در گوش زمان:
من خدای مهرم و پیغمبرانم پارسی است!
شوق پرواز است در من بیکران در بیکران
کفتر آزادگیام، آسمانم پارسی است
✍️ #نجیب_بارور
.
#خروشان_شو:
خراسانی طلسم مكر و استبداد را بشكن
سكوت دردهای ديده از بيداد را بشكن
بگوش رود و صحرا واژهی برخيز جاری كن
و تا بوهای فرزند كک كهزاد را بشكن
مسير انحطاط حتم را تا چند پيمايی؟
غرور كينه ريز مردم شياد را بشكن
مثال مردم گيتی است، تدبير نياكانت
مدبر باش، خصم ميهن اجداد را بشكن
ز نيرنگ عدو هشدار، بوی مرگ میآيد
تبر شو، خشم شو، زنجير از فولاد را بشكن
سكوتت بنيه میپوسد، خروشان باش، جاری شو
به گوش بستهی آدمكشان، فرياد را بشكن
خراسانی ديگر بنياد كن عاری ز مجهولی
هزار استورهی جعلی بی بنياد را بشكن.
✍️ #عبدالقدير_رحيمی- سراینده خراسانی
.
#زبان_پارسی:
گل نیست، ماه نیست، دل ماست پارسی
غوغای کوه، ترنم دریاست پارسی
آری حقیقت است که زیباست پارسی
چشم و زبان و جان، دل ماست پارسی
رنگین و روشن است و سرافراز و دلنشین
گل، مـاه، کٌه، ترنم دریاست پارسی
از هرچه هست درخور اعزاز برتر است
یعنی به ما، سعادت دنیاست پارسی
اوج است و سرفرازی و پایایی و شکوه
تا زندگیست، زنده و پایاست پارسی
جسم فسرده، تازه شود از ترنمش
جان بخش، چون سرود اوستاست پارسی
بر آسمان شعر و ادب، همچو روشنان
رخشنده در نهایت شبهاست پارسی
بار هزار گونه خرد، میکِشد بدوش
شاهنشه مُدبر و داراست پارسی
کاخ بلند قامت فرهنگ آریا
رنگین کمان رستم معناست پارسی
فرهنگ و شعر و فلسفه و دانش حکیم
شمشیر و گرز و تیر شهنشاست پارسی
همچون خرد فروهر نیکی ست در جهان
گل واژهی بهار اهوراست پارسی
گسترد بال بر زبر هند تا به چین
سیمرغ توس و بلخ و بخاراست پارسی
کی گرددش حریف، زبان مهاجمین
اینهاست چون زمین و ثریاست پارسی
آماج تیر کج منشان، گشته قرنهاست
اما ستاده است چو کٌه، راست پارسی
جامی و رودکی و سنایی و مولوی
پیران بلخ ناصر و سیناست پارسی
عطار و شمس و حافظ و سعدی و گنجهای
فردوسی بزرگ و تواناست پارسی
زیب النسا و مـخفی و فرزانه و فروغ
پروین و رابعه، همـه اینهاست پارسی
جام جم است و کشتی نوح و سروش نیک
آیینه دار گوهر بالاست پارسی
گر پرنیان دری بود و حٌله تاجیکی
ابریشماند جمله، چو دیباست پارسی
در رزم آزرخش و ترنم به گاه بزم
خشم است و لطف، یعنی معماست پارسی
شمشیر و چلـچراغ خراسانیان بود
استوره مقاومت ماست پارسی
تضمین دی ضمانت امروز ما بود
جان مایهی تفکر فرداست پارسی.
✍️ #عبدالقهار_عاصی، سراینده خراسانی)
.
#بن_و_ریشه
زادگاهِ رستم و شاهان ساسانی یکی است
شوکت شهنامه و فرهنگ ایرانی یکیست
ارزش خاک بخارا و سمرقندِ عزیز
نزد ما با گوهر و لعل بدخشانی یکیست
ما اگر چون شاخهها دوریم از هم عیب نیست
ریشه کولابی و بلخی و تهرانی یکی است
از درفش کاویان آواز دیگر میرسد:
بازوان کاوه و شمشیر سامانی یکیست
چیست فرق شعر حافظ، با سرود مولوی
مکتب هندی، عراقی و خراسانی یکیست
فرق شعر بیدل و اقبال و غالب در کجاست
رودکی و حضرت جامی و خاقانی یکیست
مرزها دیگر اساس دوریِ ما نیستند
ای برادر اصل ما را نیک میدانی یکیست
«تاجیکی» یا «فارسی» یا خویش پنداری «دری»
این زبان پارسی را هرچه میخوانی، یکیست.
✍️ #نجیب_باور
.
#من_افغان_نیستم:
من از ایرانم ولی در شهر تهران نیستم
از دوشنبه هستم و در تاجیکستان نیستم
زخمهای کابلام در پیکر زخمیتان
لعل خونین دارم اما در بدخشان نیستم
آبشاران خجندم در سرود رودکی
راه میپیمایم و مرداب لرزان نیستم
از شجاعت رستم و از سربلندی هندوکش
عدهای زین فخر ما دلگیر شد
با قلم، بـا دیو دد، درگیر باش
حافظ لفظ بهشت، سختگیر باش
از هراس دیو دد، لرزان مشو
همچو بید از باد بر، گریزان مشو
قوم خود را با لسانت شاد ساز
قصر مولانای بلخ، آباد ساز
زنگ زده، شمشیر آن علامه را
خط بکش، بگذار این علامه را
تا توانی، تکیه بر تدبیر کن
با خرد، کاخ کهن، تعمیر کن
گر حبیبی، تکیه بر شمشیر گفـت
سر بُرد شمشیر، کاش از مهر گفت
قوم فرهودم، پولادین شوید
دشمن هر طالـب بیدین شوید
در خراسان جا مده ضحاک را
کاوه شو، بردار خس و خاشاک را
بُغض تاریخ را شکن، دل شاد کن
زین قفسها، قوم خود آزاد کن.
✍️سراینده تاجیک خراسانی)
.
#زبان_پارسی
لهجهام در دریست اما زبانم پارسی است
روح من شهنامه است و جسم و جانم پارسیست
از تبار رستم و از زادگاهِ آرشام
تیرهایم واژگان است و کمانم پارسیست
این زبان واحد، این پهنای فرهنگ سترگ
این جنون عشق در خون رگانم، پارسیست
این زبان رودکی و مولوی و حافظ است
گنگ اگر من خواب دیدم، ترجمانم پارسیست
دوست دارم مولویوار این زبان شمس را
این زبان شعر و منطق در دهانم پارسیست
هر کجا در من نهال دوستی بنشاندهاند
باغ صلح و آشتیام، باغبانم پارسی است
میروم از فرش تا عرش خدا بیواسطه
راهپیمای سلوکم، نردبانم پارسی است
از «اهورا» مانده این آواز در گوش زمان:
من خدای مهرم و پیغمبرانم پارسی است!
شوق پرواز است در من بیکران در بیکران
کفتر آزادگیام، آسمانم پارسی است
✍️ #نجیب_بارور
.
#خروشان_شو:
خراسانی طلسم مكر و استبداد را بشكن
سكوت دردهای ديده از بيداد را بشكن
بگوش رود و صحرا واژهی برخيز جاری كن
و تا بوهای فرزند كک كهزاد را بشكن
مسير انحطاط حتم را تا چند پيمايی؟
غرور كينه ريز مردم شياد را بشكن
مثال مردم گيتی است، تدبير نياكانت
مدبر باش، خصم ميهن اجداد را بشكن
ز نيرنگ عدو هشدار، بوی مرگ میآيد
تبر شو، خشم شو، زنجير از فولاد را بشكن
سكوتت بنيه میپوسد، خروشان باش، جاری شو
به گوش بستهی آدمكشان، فرياد را بشكن
خراسانی ديگر بنياد كن عاری ز مجهولی
هزار استورهی جعلی بی بنياد را بشكن.
✍️ #عبدالقدير_رحيمی- سراینده خراسانی
.
#زبان_پارسی:
گل نیست، ماه نیست، دل ماست پارسی
غوغای کوه، ترنم دریاست پارسی
آری حقیقت است که زیباست پارسی
چشم و زبان و جان، دل ماست پارسی
رنگین و روشن است و سرافراز و دلنشین
گل، مـاه، کٌه، ترنم دریاست پارسی
از هرچه هست درخور اعزاز برتر است
یعنی به ما، سعادت دنیاست پارسی
اوج است و سرفرازی و پایایی و شکوه
تا زندگیست، زنده و پایاست پارسی
جسم فسرده، تازه شود از ترنمش
جان بخش، چون سرود اوستاست پارسی
بر آسمان شعر و ادب، همچو روشنان
رخشنده در نهایت شبهاست پارسی
بار هزار گونه خرد، میکِشد بدوش
شاهنشه مُدبر و داراست پارسی
کاخ بلند قامت فرهنگ آریا
رنگین کمان رستم معناست پارسی
فرهنگ و شعر و فلسفه و دانش حکیم
شمشیر و گرز و تیر شهنشاست پارسی
همچون خرد فروهر نیکی ست در جهان
گل واژهی بهار اهوراست پارسی
گسترد بال بر زبر هند تا به چین
سیمرغ توس و بلخ و بخاراست پارسی
کی گرددش حریف، زبان مهاجمین
اینهاست چون زمین و ثریاست پارسی
آماج تیر کج منشان، گشته قرنهاست
اما ستاده است چو کٌه، راست پارسی
جامی و رودکی و سنایی و مولوی
پیران بلخ ناصر و سیناست پارسی
عطار و شمس و حافظ و سعدی و گنجهای
فردوسی بزرگ و تواناست پارسی
زیب النسا و مـخفی و فرزانه و فروغ
پروین و رابعه، همـه اینهاست پارسی
جام جم است و کشتی نوح و سروش نیک
آیینه دار گوهر بالاست پارسی
گر پرنیان دری بود و حٌله تاجیکی
ابریشماند جمله، چو دیباست پارسی
در رزم آزرخش و ترنم به گاه بزم
خشم است و لطف، یعنی معماست پارسی
شمشیر و چلـچراغ خراسانیان بود
استوره مقاومت ماست پارسی
تضمین دی ضمانت امروز ما بود
جان مایهی تفکر فرداست پارسی.
✍️ #عبدالقهار_عاصی، سراینده خراسانی)
.
#بن_و_ریشه
زادگاهِ رستم و شاهان ساسانی یکی است
شوکت شهنامه و فرهنگ ایرانی یکیست
ارزش خاک بخارا و سمرقندِ عزیز
نزد ما با گوهر و لعل بدخشانی یکیست
ما اگر چون شاخهها دوریم از هم عیب نیست
ریشه کولابی و بلخی و تهرانی یکی است
از درفش کاویان آواز دیگر میرسد:
بازوان کاوه و شمشیر سامانی یکیست
چیست فرق شعر حافظ، با سرود مولوی
مکتب هندی، عراقی و خراسانی یکیست
فرق شعر بیدل و اقبال و غالب در کجاست
رودکی و حضرت جامی و خاقانی یکیست
مرزها دیگر اساس دوریِ ما نیستند
ای برادر اصل ما را نیک میدانی یکیست
«تاجیکی» یا «فارسی» یا خویش پنداری «دری»
این زبان پارسی را هرچه میخوانی، یکیست.
✍️ #نجیب_باور
.
#من_افغان_نیستم:
من از ایرانم ولی در شهر تهران نیستم
از دوشنبه هستم و در تاجیکستان نیستم
زخمهای کابلام در پیکر زخمیتان
لعل خونین دارم اما در بدخشان نیستم
آبشاران خجندم در سرود رودکی
راه میپیمایم و مرداب لرزان نیستم
از شجاعت رستم و از سربلندی هندوکش