🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یادداشتهایی_ازسردلتنگی
#بوی_ایران
با تور به تاجیکستان رفتم، افتخاری عجیب وجودم را فرا گرفت، زیرا آنجا تنها جایی ست که انسان احساس ایرانی بودن میکند؛ حتی بیشتر از خود ایران !
ازلحظهٔ ورودبه فرودگاه «دوشنبه» که این بیت حافظ را بر آن نوشتهاند؛ *رواق منظر چشم من، آشیانهٔ توست*
*کرم نما و فرود آ، که خانه خانهٔ توست*
حس خوشایندی شروع میشود.
زبان *زیبای فارسی با تلفظ کهن خراسانی، اندیشه را تا دور دست های دوران«سامانیان» واپس میبرد* با آن لغات فراموش شدهٔ کهن دری و پهلوی، آرامش خاصی به دست میدهد.
واردشهرکه میشوم، تمام کوچهها وخیابانها، با *اسامی ایران باستان نامگذاری شده است* و تندیس های *ابن سینا، خیام ، رودکی ،فردوسی و...* همه جا به چشم میخورد.
واحد پولشان *سامانی* است که ناخودآگاه شکوه شاهنامه رادر دل،متجلّی میکند.
نامهای زنانِ گیسو فرو هشتهٔ آنها،با آن لباسهای بسیار شاد و رنگی و پوشیده، اینهاست:
*دلربا، دلکش، دلبر، فرنگیس، مشک افشان، گیسو سیاه*.
نام مردانشان بیشتر *سیاوش، ایرج،فرهاد، فریدون، و....*.
همهٔ شهر به سبک ایران باستان، *غرق سرور و آوازخوانی، رامشگری و خنیاگری است* و در تقویمشان دوازده ماه سال را عزا پر نکرده است !
*پیش از نوروز، همهٔ مردم در کوی و برزن مینوازند و میرقصند*.
روز اول نوروز در مکان بزرگی به نام *نوروزگاه* به شیوهٔ *تخت جمشید* آراسته شده است، جمع میشوند و هزاران هزار انسان،دستافشان و پای کوبان، شادی میکنند.
مکانهای جغرافیایی کشورشان برای اهل ادبیات و تاریخ نام های رویایی است:*جیحون، بدخشان، خجند و...* حتی مکانهایی که جزو کشورتاجیکستان نیستند، ولی وقتی درآن فضا قرار میگیری، نامشان به یاد میآید:*خوارزم، بخارا، سمرقند،* ذهن را به هر سویی می کشانند.
فاصلهٔ ده ساعتهٔ دوشنبه تا نزدیکترین ساحل فرارودان را با *شوقی کودکانه* طی میکنم و در ذهنم گذر کیخسرو از جیحون و تیر آرش و تسلیم شدن سیاوش که میگفت:
*یکی کشوری جویم اندر جهان*
*که نامم زکاووس ماند نهان*
ابتدا *اندوه میخوردم* که چرا این تکه از بدنهٔ ایران جدا شده، *ولی بعد اندیشیدم* که همان بهترکه جزو ایران نیست، تاحداقل بر روی این کرهٔ خاکی که *روزگاری چهل و چهار سرزمینش، زیر پای پادشاهی داریوش* بود، زمین کوچکی باقی مانده باشد *که رنگ و روی ایرانی به خود گرفته باشدو بوی ایران بدهد*.
#دکتر_امید_مجد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#یادداشتهایی_ازسردلتنگی
#بوی_ایران
با تور به تاجیکستان رفتم، افتخاری عجیب وجودم را فرا گرفت، زیرا آنجا تنها جایی ست که انسان احساس ایرانی بودن میکند؛ حتی بیشتر از خود ایران !
ازلحظهٔ ورودبه فرودگاه «دوشنبه» که این بیت حافظ را بر آن نوشتهاند؛ *رواق منظر چشم من، آشیانهٔ توست*
*کرم نما و فرود آ، که خانه خانهٔ توست*
حس خوشایندی شروع میشود.
زبان *زیبای فارسی با تلفظ کهن خراسانی، اندیشه را تا دور دست های دوران«سامانیان» واپس میبرد* با آن لغات فراموش شدهٔ کهن دری و پهلوی، آرامش خاصی به دست میدهد.
واردشهرکه میشوم، تمام کوچهها وخیابانها، با *اسامی ایران باستان نامگذاری شده است* و تندیس های *ابن سینا، خیام ، رودکی ،فردوسی و...* همه جا به چشم میخورد.
واحد پولشان *سامانی* است که ناخودآگاه شکوه شاهنامه رادر دل،متجلّی میکند.
نامهای زنانِ گیسو فرو هشتهٔ آنها،با آن لباسهای بسیار شاد و رنگی و پوشیده، اینهاست:
*دلربا، دلکش، دلبر، فرنگیس، مشک افشان، گیسو سیاه*.
نام مردانشان بیشتر *سیاوش، ایرج،فرهاد، فریدون، و....*.
همهٔ شهر به سبک ایران باستان، *غرق سرور و آوازخوانی، رامشگری و خنیاگری است* و در تقویمشان دوازده ماه سال را عزا پر نکرده است !
*پیش از نوروز، همهٔ مردم در کوی و برزن مینوازند و میرقصند*.
روز اول نوروز در مکان بزرگی به نام *نوروزگاه* به شیوهٔ *تخت جمشید* آراسته شده است، جمع میشوند و هزاران هزار انسان،دستافشان و پای کوبان، شادی میکنند.
مکانهای جغرافیایی کشورشان برای اهل ادبیات و تاریخ نام های رویایی است:*جیحون، بدخشان، خجند و...* حتی مکانهایی که جزو کشورتاجیکستان نیستند، ولی وقتی درآن فضا قرار میگیری، نامشان به یاد میآید:*خوارزم، بخارا، سمرقند،* ذهن را به هر سویی می کشانند.
فاصلهٔ ده ساعتهٔ دوشنبه تا نزدیکترین ساحل فرارودان را با *شوقی کودکانه* طی میکنم و در ذهنم گذر کیخسرو از جیحون و تیر آرش و تسلیم شدن سیاوش که میگفت:
*یکی کشوری جویم اندر جهان*
*که نامم زکاووس ماند نهان*
ابتدا *اندوه میخوردم* که چرا این تکه از بدنهٔ ایران جدا شده، *ولی بعد اندیشیدم* که همان بهترکه جزو ایران نیست، تاحداقل بر روی این کرهٔ خاکی که *روزگاری چهل و چهار سرزمینش، زیر پای پادشاهی داریوش* بود، زمین کوچکی باقی مانده باشد *که رنگ و روی ایرانی به خود گرفته باشدو بوی ایران بدهد*.
#دکتر_امید_مجد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity