انسان پیشا مدرن باور به چیزها و مکان های مقدس داشت. صخره ای و درختی و رودخانه ای و معبدی بود که مقدس بود. در قبیله و حتی خانه هر فرد گوشه ای مقدس وجود داشت که می شد با چیزی بالاتر از خود در آن گوشه متحد گشت. با گذشت زمان نخست قرائتی از ادیان ادعا کرد که همه چیز چون آفریده خداست پس همه چیز مقدس است و این در حقیقت نخستین تقدس زدایی از جهان بود زیرا اگر همه چیز مقدس باشد در حقیقت دیگر هیچ چیز مقدس نیست. ارواح سنگهای مقدس گم شدند و جنگلهای مقدس از پریان تهی گشتند و ارواح گذشتگان زمین را ترک گفتند. افسانه ها به قصه های خالی از حقیقت بدل گشتند و رسمیتی خشک بر روح بشری غلبه کرد. تصویر مغلوب کلمه شد و جادو از صفحه زندگی زدوده شد.

آیا این جهان خشک و رسمی همان جهانی است که آن را آرزو می کنیم؟ جهانی که در آن دیگر لازم نیست مراقب هیچ چیز باشیم. جهانی که در آن هیچ چیزی ارزشمند تر از چیز دیگر نیست. جهانی خالی از روح و تهی از هر چیز مقدس. جهانی که در آن نه راز هست و نه پریان و هر چیزی که علمی نباشد غلط و خالی از ارزش است. هیچ چیز مقدسی در این جهان وجود ندارد چون امر مقدس امری علمی نیست بلکه امری به شدت شخصی است که ارزش خود را از توجه و مراقبت ما می گیرد. ما به جهانی آری گفته ایم که قرار نیست در آن هیچ چیزی بزرگتر و والاتر از آنچه به چشم می آید وجود داشته باشد.

شما چطور؟ آیا هنوز به چیزی مقدس در زندگی خود باور دارید؟ آیا هنوز گوشه ای مقدس را برای بازگشت می شناسید؟ آیا چیزی، کسی و ایده ای هست که آنقدر بدان عشق بورزید که برایتان مقدس شود؟ آیا هنوز در جهان شما جایی برای فسون داستانها و غرق شدن در زیبایی ناشناخته باقی مانده است؟ آیا در دنیای شما جایی برای خودتان باقی گذاشته اید؟ و باز همان سوال نخست ... تاثیر این جهان خالی از افسون و امر مقدس را بر زندگی هر روزه خود چگونه می بینید؟

#بچه_محل

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity