🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴# 📚 مالون می میرد
👤نویسنده: ساموئل بکت
مترجم: سهیل سُمی
صفحات: 178 صفحه
✅توضیحات :
خوابم میآید، اما نمیخواهم بخوابم. در جدول زمانی من فرصتی برای خوابیدن در نظر نگرفته شده است...
نمیخواهم. نه! هیچ توضیحی برای این مسئله ندارم. اغما برای آدمهای زنده است. زندهها. همیشه تحمل زندهها خارج از حد توانم بوده است. البته همهی آنها نه...
در درونم تلآلو آن شوریدگی دیرین را احساس میکنم. اما میدانم که این احساس دیگر وجودم را به آتش نخواهد کشید. زندگی کن و ابداع کن. من سعی کردهام. باید سعی میکردم...
ابداع کلمهی مناسبی نیست. زندگی کردن هم نیست. اهمیتی ندارد. من سعیام را کردهام. زندگی کردهام بیآنکه مفهومش را بدانم. سعی کردهام بیآنکه بدانم برای چه سعی میکنم...
نمیدانم چرا در مورد این مسائل حرف میزنم. بله! تسکین ملال و دلزدگی و ایجاد انگیزه برای زندگی کردن. متهم کردن واژهها فایدهای ندارد و من هر روز تبدیل میشوم به کسی دیگر در وجود خودم، در وجود دیگری...
#کتاب #مالون_میمیرد #بکت
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿
📚🤔
🔴# 📚 مالون می میرد
👤نویسنده: ساموئل بکت
مترجم: سهیل سُمی
صفحات: 178 صفحه
✅توضیحات :
خوابم میآید، اما نمیخواهم بخوابم. در جدول زمانی من فرصتی برای خوابیدن در نظر نگرفته شده است...
نمیخواهم. نه! هیچ توضیحی برای این مسئله ندارم. اغما برای آدمهای زنده است. زندهها. همیشه تحمل زندهها خارج از حد توانم بوده است. البته همهی آنها نه...
در درونم تلآلو آن شوریدگی دیرین را احساس میکنم. اما میدانم که این احساس دیگر وجودم را به آتش نخواهد کشید. زندگی کن و ابداع کن. من سعی کردهام. باید سعی میکردم...
ابداع کلمهی مناسبی نیست. زندگی کردن هم نیست. اهمیتی ندارد. من سعیام را کردهام. زندگی کردهام بیآنکه مفهومش را بدانم. سعی کردهام بیآنکه بدانم برای چه سعی میکنم...
نمیدانم چرا در مورد این مسائل حرف میزنم. بله! تسکین ملال و دلزدگی و ایجاد انگیزه برای زندگی کردن. متهم کردن واژهها فایدهای ندارد و من هر روز تبدیل میشوم به کسی دیگر در وجود خودم، در وجود دیگری...
#کتاب #مالون_میمیرد #بکت
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
💐🍃🌿🌸🍃🌾🌸
🍃🌺🍂
🌿🍂
🌸
🔴#یادمان
چراغِ پُر نور ضروری نیست ؛ برای زندگی در غرابت و شگفتی شمعی قلمی کافی است ، به شرط آنکه : «صادقانه بسوزد»
#ساموئل_بکت
22 دسامبر سالگرد درگذشت نمایشنامهنویس، رماننویس و شاعر ایرلندی(برنده جایزه نوبل ادبیات) است.
#بکت به پنجاه سالگی نزدیک می شد بی آنکه شهرتی برای خود دست و پا کرده باشد. نمایشنامه ای نوشته بود با عنوان در انتظار گودو، چندماهی از انتشارش گذشته بود اما هنوز توجه خاصی بدان نشده بود. سرانجام صاحب سالنی ورشکسته این اثر به عنوان آخرین نمایشی که روی صحنه می فرستاد پذیرفت. البته این حقیقت را از بکت پنهان کرده بود.
بکت چنان با جدیت و سختگیری روی نحوه اجرا و بیان دیالوگها نظارت داشت که صدای بازیگران را درآورده بود. با این حال هنوز از نتیجه کار و واکنش تماشاگران نگران بود چنانکه شب اول اجرا در سالن حضور نیافت. تماشاگران از دیدن این نمایش متفاوت بهت زده، اما راضی به نظر می رسیدند. در آغاز هر اجرا سالن پر از تماشاگر می شد اما به تدریج تعدادی از آنها سالن را ترک می کردند، اما گویی همانها نیز درمی یافتند که با اثر مهمی روبه رو هستند که قدرک درک آن را ندارند، برخی هم بی آنکه بدانند چرا، محو جذابیت و جادوی نمایشی می شدند که به نظرشان بالاتر از سطح درک آنها بود. البته در انتطار گودو طرفداران پرشوری هم داشت که در میان آنها منتقدان بسیاری حضور داشتند. منتقدانی که تا آن زمان به کارهای بکت، به دلیل اینکه سردرگم کننده و کسالت بار هستند، نهایت بی توجهی را روا داشته بودند!
تقدیر این گونه بود که در انتظار گودو نه تنها آن سالن را از ورشکستگی نجات دهد، بلکه ناجی نویسنده خود نیز باشد. اندک زمانی بعد آوازه شهرت این نمایشنامه به دیگر کشورها نیز رسید و بکت را به چنان اعتبار و موفقیتی رساند که آثار مهجور ماندهاش در مرکز توجه قرار گرفتند و در این ارزیابی تازه با اقبالی بسیار روبه رو شدند. دوران شهرت و ثروت برای بکت آغاز شده بود، دورانی که با کسب جایزه نوبل شکلی رؤیایی به خود گرفت و نام او را به عنوان یکی از نویسندگان بزرگ ادبیات انگلیسی زبان جاودان ساخت. ساموئل بكت که در سال ۱۹۰۶ در دوبلين به دنيا آمده بود، در سال ۱۹۸۹ در پاريس از دنيا رفت. بکت با نمایشنامه اش به شهرت جهانی رسید اما در کارنامه او رمانهای ارزنده ای چون مورفی (۱۹۳۸)، وات (۱۹۵۳)، مالوی (۱۹۵۱)، مالون میمیرد (۱۶۵۱)، نامناپذیر (۱۹۵۳)، گمگشتگان و ... دیده می شوند که شاهکارهایی اصیل و البته دشوارخوان به شمار می روند!
آنگاه که خسته شدی،
آنگاه که از پای در آمدی،
مهم نیست...
باز مقاومت کن،
باز بجنگ و شکست بخور...
این بار، شکست بهتری خواهی خورد!
#ساموئل_بکت
طولی نکشید که دیدم توی تاریکی تنها هستم
برای همین است که شوق بازی را کنار گذشتم
و برای همیشه خودم را سپردم به بی شکلی و بی حرفی
به حیرت بدون کنجکاوی .
به تاریکی .
به سکندری خوردن های طولانی با دست های گشوده .
و پنهان شدن.
این است شوقی که تقریبا یک قرن است که هرگز نتوانستم از آن جدا شوم
#ساموئل_بکت
چرا هیچ وقت
هیچ چیز
همین حالا نیست...
#ساموئل_بکت
می گویم زندگی کردن،بی آن که معنا و مفهومش را بدانم. من سعی کردم زندگی کنم، بی آن که بدانم برای چه سعی می کنم. در نهایت، شاید بی آن که خودم بدانم، زندگی نیز کرده باشم. نمی دانم چرا در مورد این مسائل حرف می زنم. آه، بله،برای تسکین ملال و دلزدگی. زندگی کردن و ایجاد انگیزه برای زندگی. متهم کردن واژه ها هیچ فایده ای ندارد. واژه ها از معانی ای که به ذهن متبادر می کنند، بی ارزش تر نیستند، بعد از شکست و ناکامیِ بزرگ، آرامش، فراغت، دوباره شروع کردم، سعی کردن و زندگی کردن، ایجاد انگیزه برای زندگی کردن، تبدیل شدن به کس دیگر، در وجود خودم، در وجود دیگری. همه ی این ها چه کذایی و ناراست است. حالا فرصت توضیح دادن ندارم. دوباره شروع کردم. اما گام به گام با هدفی دیگر، و دیگر نه به قصد موفقیت، بلکه به قصد شکست و ناکامی. تفاوتی ظریف …
#ساموئل_بکت
کتاب: #مالون_میمیرد
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸
🍂🍃
🍃🌺🍂🌹
💐🍃🌿🌸🍃🌾🌸
🍃🌺🍂
🌿🍂
🌸
🔴#یادمان
چراغِ پُر نور ضروری نیست ؛ برای زندگی در غرابت و شگفتی شمعی قلمی کافی است ، به شرط آنکه : «صادقانه بسوزد»
#ساموئل_بکت
22 دسامبر سالگرد درگذشت نمایشنامهنویس، رماننویس و شاعر ایرلندی(برنده جایزه نوبل ادبیات) است.
#بکت به پنجاه سالگی نزدیک می شد بی آنکه شهرتی برای خود دست و پا کرده باشد. نمایشنامه ای نوشته بود با عنوان در انتظار گودو، چندماهی از انتشارش گذشته بود اما هنوز توجه خاصی بدان نشده بود. سرانجام صاحب سالنی ورشکسته این اثر به عنوان آخرین نمایشی که روی صحنه می فرستاد پذیرفت. البته این حقیقت را از بکت پنهان کرده بود.
بکت چنان با جدیت و سختگیری روی نحوه اجرا و بیان دیالوگها نظارت داشت که صدای بازیگران را درآورده بود. با این حال هنوز از نتیجه کار و واکنش تماشاگران نگران بود چنانکه شب اول اجرا در سالن حضور نیافت. تماشاگران از دیدن این نمایش متفاوت بهت زده، اما راضی به نظر می رسیدند. در آغاز هر اجرا سالن پر از تماشاگر می شد اما به تدریج تعدادی از آنها سالن را ترک می کردند، اما گویی همانها نیز درمی یافتند که با اثر مهمی روبه رو هستند که قدرک درک آن را ندارند، برخی هم بی آنکه بدانند چرا، محو جذابیت و جادوی نمایشی می شدند که به نظرشان بالاتر از سطح درک آنها بود. البته در انتطار گودو طرفداران پرشوری هم داشت که در میان آنها منتقدان بسیاری حضور داشتند. منتقدانی که تا آن زمان به کارهای بکت، به دلیل اینکه سردرگم کننده و کسالت بار هستند، نهایت بی توجهی را روا داشته بودند!
تقدیر این گونه بود که در انتظار گودو نه تنها آن سالن را از ورشکستگی نجات دهد، بلکه ناجی نویسنده خود نیز باشد. اندک زمانی بعد آوازه شهرت این نمایشنامه به دیگر کشورها نیز رسید و بکت را به چنان اعتبار و موفقیتی رساند که آثار مهجور ماندهاش در مرکز توجه قرار گرفتند و در این ارزیابی تازه با اقبالی بسیار روبه رو شدند. دوران شهرت و ثروت برای بکت آغاز شده بود، دورانی که با کسب جایزه نوبل شکلی رؤیایی به خود گرفت و نام او را به عنوان یکی از نویسندگان بزرگ ادبیات انگلیسی زبان جاودان ساخت. ساموئل بكت که در سال ۱۹۰۶ در دوبلين به دنيا آمده بود، در سال ۱۹۸۹ در پاريس از دنيا رفت. بکت با نمایشنامه اش به شهرت جهانی رسید اما در کارنامه او رمانهای ارزنده ای چون مورفی (۱۹۳۸)، وات (۱۹۵۳)، مالوی (۱۹۵۱)، مالون میمیرد (۱۶۵۱)، نامناپذیر (۱۹۵۳)، گمگشتگان و ... دیده می شوند که شاهکارهایی اصیل و البته دشوارخوان به شمار می روند!
آنگاه که خسته شدی،
آنگاه که از پای در آمدی،
مهم نیست...
باز مقاومت کن،
باز بجنگ و شکست بخور...
این بار، شکست بهتری خواهی خورد!
#ساموئل_بکت
طولی نکشید که دیدم توی تاریکی تنها هستم
برای همین است که شوق بازی را کنار گذشتم
و برای همیشه خودم را سپردم به بی شکلی و بی حرفی
به حیرت بدون کنجکاوی .
به تاریکی .
به سکندری خوردن های طولانی با دست های گشوده .
و پنهان شدن.
این است شوقی که تقریبا یک قرن است که هرگز نتوانستم از آن جدا شوم
#ساموئل_بکت
چرا هیچ وقت
هیچ چیز
همین حالا نیست...
#ساموئل_بکت
می گویم زندگی کردن،بی آن که معنا و مفهومش را بدانم. من سعی کردم زندگی کنم، بی آن که بدانم برای چه سعی می کنم. در نهایت، شاید بی آن که خودم بدانم، زندگی نیز کرده باشم. نمی دانم چرا در مورد این مسائل حرف می زنم. آه، بله،برای تسکین ملال و دلزدگی. زندگی کردن و ایجاد انگیزه برای زندگی. متهم کردن واژه ها هیچ فایده ای ندارد. واژه ها از معانی ای که به ذهن متبادر می کنند، بی ارزش تر نیستند، بعد از شکست و ناکامیِ بزرگ، آرامش، فراغت، دوباره شروع کردم، سعی کردن و زندگی کردن، ایجاد انگیزه برای زندگی کردن، تبدیل شدن به کس دیگر، در وجود خودم، در وجود دیگری. همه ی این ها چه کذایی و ناراست است. حالا فرصت توضیح دادن ندارم. دوباره شروع کردم. اما گام به گام با هدفی دیگر، و دیگر نه به قصد موفقیت، بلکه به قصد شکست و ناکامی. تفاوتی ظریف …
#ساموئل_بکت
کتاب: #مالون_میمیرد
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸
🍂🍃
🍃🌺🍂🌹
💐🍃🌿🌸🍃🌾🌸
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
"حتا یک نفر از هر صد نفر نمی داند كه چه طور ساكت باشد و گوش دهد، نه، حتی درک نمیكند كه معنای چنین چیزی چیست. در حالی که فقط در این صورت است که میتوانید ورای هیاهوی بیمعنا، سکوتی را که جهان از آن تشکیل شده، دریابید."
#مالوی
#بکت
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
"حتا یک نفر از هر صد نفر نمی داند كه چه طور ساكت باشد و گوش دهد، نه، حتی درک نمیكند كه معنای چنین چیزی چیست. در حالی که فقط در این صورت است که میتوانید ورای هیاهوی بیمعنا، سکوتی را که جهان از آن تشکیل شده، دریابید."
#مالوی
#بکت
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity