🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#معرفی_کتاب

#تاریخ_زشتی

#امبرتو_اکو

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#معرفی_کتاب

#تاریخ_زشتی

#امبرتو_اکو

سنت مسیحیت کوشید این مسئله را به فراموشی بسپارد که اگر شیطان یکی از ملائک است ناگزیر باید بسیار زیبا باشد.

ولی در قرن هفدهم شیطان دستخوش تحولاتی شد. شکسپیر در هملت نشان داد که شیطان هم می‌تواند خود را به شکلی زیبا عرضه کند و مارینو در قتل عام بی‌گناهان (۱۶۳۲) شیطان را در هیأت موجودی نشان می‌دهد که زیر بار اندوهی گران له شده است، و به این طریق تا حدی حس شفقت را در ما بر می‌انگیزد.

تصویری را که دانته از لوسیفر ارائه می‌دهد (قرن چهاردهم) با پلوتوی تاسو در رهایی بیت‌المقدس (قرن شانزدهم) مقایسه کنید.

هر دو شخصیتهای وحشتناکی اند؛ با این همه تاسو از دادن لقب «عالیجناب مخوف» به پلوتوی خود دریغ نمی ورزد.


متنی که بر رستگاری شیطان تأثیر مشهودی می‌گذارد، شعر حماسی بهشت گمشده اثر میلتون است (۱۶۶۷). برخی این شعر را با انگیزه های سیاسی مرتبط می‌دانند (میلتون در انقلاب بیوریتان ها فعالانه شرکت داشت جنبشی که بعداً با دوران بازگشت شکست خورد)،زیرا شاعر شیطان را الگویی طغیانگر علیه قدرت حاکمه می‌داند اما حتی بدون پذیرش اینکه میلتون بی آنکه بداند از اهریمن طرفداری می‌کرد. (مانند ویلیام بلیک در وصلت بهشت و جهنم ۱۷۹۰ - ۱۷۹۳

) شیطان میلتونی به طور متداول از ویژگیهای زیبایی منحط و کبر تزلزل‌ناپذیر برخوردار است. او [ شیطان] انقلابی نیست چون هدفی آرمانی و رای انتقام جویی و تأیید نفس خود ندارد، ولی مسلماً الگوی نیروی ناب و سرکش است تا آنجا که شلی در کتاب دفاع از شعر می‌گوید شیطان میلتون برتر از خدایی است که علیهش می‌جنگد.
شیطان از روی حس شرافت، از توبه‌کردن حذر می‌کند، تسلیم فاتح نمی‌شود و از طلب بخشس امتناع می‌ورزد: "حکم‌فرمایی در جهنم به خدمتگزاری در بهشت ارجح است."

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity