#ترجمه_موسیقی_فرانسوی


به بهانه سالروز مرگ ژاک پره‌ور


«برگ‌های پاییزی» یا «برگ‌های مرده»
(Les Feuilles mortes)
یکی از ترانه‌های محبوب فرانسوی ست که «ژاک پره‌ور» متن آنرا نوشته و «ژوزف کوزما» مجارستانی آهنگسازی ‌اش را به عهده داشت و سال ١٩۴۵ ضبط و پخش شد.

_______

«برگ پائیزی»


آه! چقدر دلم می‌خواست به یاد آوری
روزهای خوشی را که یار بودیم
آن روزها زندگی زیباتر بود
و خورشید از امروز درخشان‌تر
برگ‌های زرد به کناری جارو می‌شوند
می‌بینی! از خاطرم نرفته
برگ‌های زرد به کناری جارو می‌شوند افسوس‌ها و خاطرات نیز
با باد شمالی به شب سرد
فراموشی سپرده می‌شوند
می‌بینی! هنوز از خاطرم نرفته
ترانه‌ای را که برایم می‌خواندی!
...
این ترانه داستان سرگذشت ماست
داستان تو که مرا دوست ‌داشتی و من که تو را دوست ‌داشتم
و ما با هم زندگی می‌کردیم
با تو، تویی که دوستم داری با من، منی که دوستت دارم
اما زندگی عشق عشاق را از هم جدا می‌کند
بسیار آهسته و بی هیاهو
و موج دریا ردپای عشاق جدا افتاده را
از ماسه‌ها می‌شوید.
...
برگ‌های زرد به کناری جارو می‌شوند
افسوس‌ها و خاطرات نیز
ولی عشق بی‌صدا و وفادار من
همیشه لبخند می‌زند و زندگی را سپاس می‌گوید
بسیار دوستت داشتم و چقد زیبا بودی،
چگونه می‌خواهی فراموشت کنم؟
آن روزها زندگی زیباتر بود
و خورشید از امروز درخشان‌تر
تو دلبر شیرین من بودی
اما فقط پشیمانی برایم مانده
و ترانه‌ای که تو می‌خواندی
همیشه و همیشه به آن گوش فرا خواهم داد!
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#ترجمه_موسیقی_فرانسوی

گروه موسیقی Saint Privat به خوانندگی Valérie Sajdik و با صدای آرامش بخشش و نوازندگی Klaus Waldeck در سال 2002 شروع به کار کرد. اسم گروه از روستایی در جنوب فرانسه که خواننده گروه آنجا زندگی میکند، گرفته شده است.
اولین آلبوم گروه با نام Riviera سال 2004 منتشر شد و جایزه موسیقی آمدیوس اتریش را در سال 2005 برای گروه به ارمغان آورد.
این موفقیت در سال 2006 با آلبوم Superflu در بخش موسیقی و نوازندگی ادامه پیدا کرد.
-----------

Poisson Rouge
Par Saint Privat (Band)

برگردان و تحقیق: #بهناز_کشاورز_زمانی

Quand j'étais petite
J'étais comme une fleur
J'adore les limites
Mais tous ces moments me faisaient peur
زمانی که کوچک بودم
چون گلی بودم
محدودیت ها را دوست دارم
اما تو گویی تمامی این لحظه ها مرا می هراساند
J'adore mon poisson rouge
Il m'appelle jour et nuit
Il tourne en rond pour moi
Et je me tais, rien que pour lui
ماهی قرمزم را دوست دارم
او روز و شب مرا میخواند
دایره وار برایم چرخ می زند
و من تنها به خاطر او سکوت میکنم
J'aime mon jardin de roses
L'odeur me rend heureuse
باغ گلهای رزم را دوست دارم
عطر مرا شاد و سرمست می کند
C'est le silence qui m'parle
Comme si c'était Charles
Quand on fait l'amour
Il n'y a pas de discours
Quand on fait l'amour
Il n'y a pas de discours
Quand on fait l'amour
این سکوت است که با من سخن میگوید
همچون دورانی که شارل بود
وقتی عشق بازی میکردیم
هیچ بحثی وجود نداشت
وقتی عشق بازی میکردیم
هیچ بحثی وجود نداشت
وقتی عشق بازی می کردیم
Hélas, la vie passe vite
Sans qu'on s'aperçoit
Je dépasse les limites
Mais je n'en parle toujours pas
دریغا زندگی به شتاب می گذرد
بی آنکه برآن نظری کنی
من از محدودیت ها می گذرم
اما همچنان سخنی از آن نمی گویم
Je préfère les rites
Qui contiennent peu de gestes
Les musique m'excitent Et tout ce qui est en rythme
Tout ce qui se passe vite Sans qu'on le comprenne
آئین هایی که اصول کمتری دارند
برایم ارجحیت دارد
موسیقی و هر آنچه وزنی دارد هیجان زده ام میکند
همه چیز بی آنکه آن را درک کنیم به شتاب می گذرد..

https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#ترجمه_موسیقی
#اسپانیایی
#پاپ

▪️Title: #Abrázame
▪️Artist: #Julio_Iglesias

بیا مرا در آغوش بگیر

بیا مرا در آغوش بگیر...
قبل از رفتنت، امشب، مرا در آغوش بگیر
ما دیگر همدیگر را نخواهیم دید ولی از یکدیگر خشمگین نیستیم
بیا مرا در آغوش بگیر
بیا مرا در آغوش بگیر

تو بگو که بین ما هیچ چیز تغییر نخواهد کرد
تصمیم تو گرفته شده و تو مرا ترک خواهی کرد
بیا مرا در آغوش بگیر
تویی که به دنبال سرنوشتت می روی
فراموش کن که من غمگینم، فراموش کن
و به من لبخند بزن

به من اجازه بده که کمی مثل آن زمان زندگی کنم
زمانی که خودت را در آغوشم پرتاب می کردی
تویی که به دنبال سرنوشتت می روی
تلاش کن که دوباره برای من کمی از خودت بسازی
تلاش کن که به نظر بیاید به من احتیاج داری
بیا برای آخرین بار مرا در آغوش بگیر

بیا مرا در آغوش بگیر
این تویی که خواهی رفت، پس گریه چرا؟
آخر دنیا نیست، ما اولین ها نیستیم که یکدیگر را ترک می کنند
بیا مرا در آغوش بگیر
و دیگه راجع به بدی ای که به من کردی صحبت نکن
می دانی که با زمان همه چیز مرتب می شود
بیامرا در آغوش بگیر

تویی که به دنبال سرنوشتت می روی
فراموش کن که من غمگینم، فراموش کن
و به من لبخند بزن
به من اجازه بده که کمی مثل آن زمان زندگی کنم
زمانی که خودت را در آغوشم پرتاب می کردی
تویی که به دنبال سرنوشتت می روی

تلاش کن که دوباره برای من کمی از خودت بسازی
تلاش کن که به نظر بیاید به من احتیاج داری
بیا برای آخرین بار مرا در آغوش بگیر

https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸