🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#موسیقی_ملل
#یادمان
#ماری_فرد_ریکسون
ماری فردریکسون خواننده و ترانه‌سرای سوئدی بر اثر تومور مغزی ساعتی پیش در ۶۱ سالگی درگذشت

Marie Fredriksson
۳۰ می ۱۹۵۸ _ ۹ دسامبر ۲۰۱۹

خانم «ماری فیریِدریکسون» خواننده و ترانه‌سُرای سوئدی بیشتر به عنوان خواننده گروه دو نفره «راکست» مشهور است، گروهی که ماری به همراه دوست قدیمی اش آقای «پِر گِسله» در سال ١٩٨۶ زمانی که ٢٨ ساله بود پایه گذاری کردند. ماری پیش از پیوستن به راکست به صورت انفرادی ترانه هایی منتشر کرده است اما هیچگاه موفقیت ترانه هایشان را در زمان خوانندگی اش در راکست نتوانست کسب کند، ماری ترانه سرایی آثارش را خودش عهده دار بود و تمامی ترانه هایش به زبان سوئدی می‌سرود اما در گروه راکست ترانه‌سرا پر گسله بود و او می‌دانست برای اینکه صدایشان به آنسوی مرزها برسد باید ترانه هایشان را به زبان انگلیسی بسرایند همانند دیگر گروه های موفق موسیقی سوئدی برای مثال گروه «آبا» که موفقترین گروه پاپ دهه هفتاد میلادی بود یا گروه راک «یوروپ» که با ترانه «آخرين شماره معکوس» معروف شدند یا از جدید ترها گروه «اُپث» که با تلفیق فولک، بلوز و متال سبکی منحصر به فرد را ارائه کردند.

راکست در اواخر دهه هشتاد میلادی و با انتشار دو آلبوم جوایز متعددی و موفقیت های چشم گیری بدست آورد و پس از انتشار سومین آلبومشان ماری تصمیم گرفت که در کنار فعالیتش در گروه، به فعالیت انفرادی اش نیز ادامه دهد. او سال ١٩٩٢ چهارمین آلبومش را منتشر کرد.
"Den ständiga resan"
عنوان این آلبوم بود که به فارسی به معنی «سفر همیشگی» می‌باشد و نسبت به دیگر آثار ماری چه آلبوم های انفرادی اش و چه در زمان فعالیتش در راکست فضای آرامتری داشت و بیشتر شبیه دفتر خاطرات خود اوست و از احساسات و روابط شخصی اش می‌گوید و به گفته خودش این آلبوم روایت یک دوره چهار الی پنج ساله از زندگی اوست.

#ترجمه_یک_ترانه

"Den Ständiga Resan"

«سِیرِ مدام»


وقتی به سیر مدام گذر عمر می‌اندیشم
وقتی انگار هر روز پاییز است
باد آهسته به سوی شمال می‌پیچد
و گل ها می‌خشکند
در رؤیاهایم باران باریدن می‌گیرد

دوباره سفر باید، تا دلگرمی را بجویم
دوباره باید بجویم حرفی دلخوش کننده را
دوباره سفر باید تا پاییزی دوباره
سیر مدام تا پاییزی دوباره

وقتی در مسیر پر خَس و خاشاک گذر عمر سرگردانم
وقتی انگار کوله باری از غم دارم
آنگاه بی شتاب خورشید پشت ابر رخ می‌پوشاند
و حرف، حرف بدرود است
دیری نمی‌پاید که در رؤیاهایم برف باریدن می‌گیرد

دوباره سفر باید، تا دلگرمی را بجویم
دوباره باید بجویم حرفی دلخوش کننده را
دوباره سفر باید تا پاییزی دوباره
سیر مدام تا پاییزی دوباره
آه سیر مدام تا پاییزی دوباره

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#یادمان

Francis Albert Sinatra
۱۲ دسامبر ۱۹۱۵ _ ۱۴ می ۱۹۹۸

🎼🇺🇸
#ترانه_های_غربی

امروز تولد #فراک_سیناترا ست، مردی که او را بزرگترین خوانندهٔ پاپ قرن بیستم می‌دانند، او حدود یک قرن پیش در خانواده‌ای ایتالیایی تبار متولد شد.

اگرچه پدر فرانک بوکسور بود اما او از دوران مدرسه به سمت موسیقی رفت و ٢٠ ساله که شد به عنوان خواننده در یک گروه فعالیت کرد و چهار سال بعد اولین آلبومش به بازار آمد.
چندی نگذشت که محبوبیت او امریکا را گرفت تا آنجا که در ٣۶ سالگی برترین خوانندهٔ مرد آمریکا شد، بعد از آن در ۵٨ فیلم بازی کرد و اتفاقا جایزه اسکار بازیگری نیز گرفت.

سیناترا در دوستی با سیاستمداران نیز دستی داشت و به جان اف.کندی در انتخابات ریاست جمهوری کمک بسیار کرد. سپس همراه دین مارتین و سامی جونیور به حزب جمهوری خواه پیوست و یکی از حمایت کنندگان ریچارد نیکسون شد.

در ژوئن ١٩٧١ سیناترا ۵۵ ساله بود که پس از اجرای یک کنسرت اعلام کناره گیری از دنیای موسیقی کرد و گفت: «دوران خوانندگی من به سرآمده است»
اما جالب اینکه چند سال بعد (۲۴ نوامبر ١٩٧۵) در ورزشگاه آریامهر(آزادی) کنسرت برگزار کرد. پس از آن در سال ١٩٨٠ آلبوم «گذشته حال و آینده» را منتشر کرد که نامزد شش جایزه "گرمی" شد. سیناترای کهن سال بخاطر طرفداران بیشمارش تا آخرین سال های عمر کنسرت برگزار کرد.
او ۱۴۰۰ ترانه اجرا کرده و ۱۰ جایزۀ گرمی گرفته است، اما آخرین جمله ای که هنگام مرگ در سن ٨٣ سالگی گفته بسیار جالب است : «من باختم!»

«غریبه‌ها در شب» یکی از ترانه‌های محبوب سیناترا است و تا ١۵ هفته او را به صدر جدول برد اما جالب اینکه دراینجا هم جناب فرانک اظهار نظر جالبی دارد و می‌گوید: «بدترین آهنگی که تا حالا شنیده‌ام»
ترانه را آوو اوِزیان در آغاز با عنوان "گیتار شکسته" ساخت و بعدا در فیلم "مردی می‌توانست به قتل برسد" با صدای فرانک سیناترا منتشر شد و جایزه گرمی بهترین ضبط سال و بهترین خواننده مرد پاپ را گرفت
یکی از جنبه‌های معروف این ترانه، پاسخ بداهه سیناترا به ملودی با سیلاب‌های «دو بی دو بی دو» است که در ضبط دوم ترانه، بخاطر درخواست مخاطبان ۱۰ ثانیه به این بداهه اضافه شد.

🎼🇮🇹

#ترجمه_یک_ترانه

#ترانه_های_غربی

غریبه‌هایی در شب زیر چشمی همو نگاه می‌کردن
حیرت زده در شب شانسشون چقدر بود
ما باید عشق رو ابراز می‌کردیم قبل از اینکه شب بگذره

یه چیزی توی چشمات، منو خیلی جذب می‌کرد
یه چیزی توی لبخندت، منو خیلی تحریک می‌کرد
یه چیزی توی دلم می‌گفت که باید تو رو داشته باشم

غریبه‌ها در شب
دو تا آدم تنهان
ما غریبه‌هایی در شب بودیم
تا لحظه‌ی اولین سلام‌مون اصلا نمی‌دونستیم
که عشق فقط یه نگاه اون طرفتر بود
قد یه رقص گرم در آغوش هم

و از اون شب به بعد دیگه باهم بودیم
عشق با یه نگاه که همیشگی بشه
مصداق پیدا کرد برای غریبه‌هایی در شب

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity