حسین به جای خود, ما برای ابوالفضل و علی اكبر نیز گریه میکنیم اما کسی برای رستم فرخزاد گریه میکند؟ کسی که روایت فردوسی از شهادتش به دست تازیان دل هرانسان آزاده اي را به درد می آورد کسی برای ابومسلم خراسانی بابک خرمدینی که در راه اقتدای کشورش بدست معتصم تکه تکه شد میگرید؟؟؟ . همه برای زینب و سکینه و رقیه گریه میکنیم در حالی که حتی نمیدانیم آنها چه کسانی بودند به غیر از دختر فلان امام و زن فلان كس بودن ،چيز زيادي دليل بر مزيت آنان به ديگر زنان نميدانيم حتي نميدانيم كه پس از آن واقعه، سكينه بكار شعر و موسيقي پرداخت و به ترتيب به سه تن از بزرگان عرب شوهر كرد و هرگز هم گزارش نشده چه او چه زين العابدين كه با يزيد دوستي كرد براي حسين عزاداري كرده باشند اما هیچکس برای صدها هزار مادران و خواهران ما گریه نمیکند که مدت کوتاهی قبل از واقعه کربلا به دست تازیان اسیر شدند و با زنجیر پای پیاده به عربستان منتقل شدند و برای تجاوز و کنیزی بین تازیان تقسیم شدند و علی و حسن و حسین هم سهم خود را گرفتند و به آنان تجاوز کردند و حتی یک مورد هم تاریخ به یاد ندارد که آنها از سهم خود گذشته باشند و یکی از مادران و خواهران ما را آزاد کرده باشند.
ایکاش مردم ما میخواندند .باج و خراجی که علی در زمان خلافتش از مردم ایران میگرفت را میخواندند سرکوب و کشتار ایرانیانی که از بی عدالتی خلیفه و ظلم اسلام شورش میکردند را میخواندند.ایکاش سری به منابع بزرگ اسلام میزدند که اگر ابومسلم ها خرمدین ها و فرخزادها نبودند اکنون باید در خانه اعراب بردگی میکردیم

همه ما داستان حسین و عاشورایش را شنیده ایم. جامعه و روحانیت شیعه مغز ما را از خردسالی با این داستان به ظاهر قهرمانانه و حماسی آشنا کرده اند.

آیا این داستان و وقایع آن را به صورتی که واقعا اتفاق افتاده بود به ما گفته اند؟ یا که نه همه این ها دروغی برای باز نگه داشتن در دکان پر نعمت آخوندها و روضه خوانان بوده است؟

به ما گفته اند حسین و یارانش تشنه لب شهید شدند. جالب است که کتاب های خودشان به صراحت به وجود آب دره خیمه ها اشاره شده تا جایی که حسین و یارانش قبل از جنگ به حمام می روند و برای رفع موهای زاید واجبی می کشند!
تا وقتی که می خواهند بعد از مرگ با حوریان بهشتی هم آغوش شوند پاکیزه باشند! به این روایت #توجه_کنید:

چون به حسین نزدیک شدند، فرمود که برای او سراپرده ای برافراشتند، آنگاه فرمان داد که اندازه ای مشک آوردند و در جامی بزرگ با آب در آمیختند. در این هنگام حسین به درون شد و نوره مالید و سر و تن بشست و بر سراسر پیگر نازنین گلاب افشاند و شادان و چابک و دمان و آراسته بیرون آمد. عبدالرحمن بن عبد ریه و بریر بن خضیر همدانی بر در سراپرده ایستاده و هریکی کوشیدند که پس از حسین، او به درون رود و خود را بپیراید و بیاراید. بیر به شوخیگری با عبدالرحمن پرداخت. عبدالرحمن گفت: به خدا سوگند که این نه هنگام کار یاوه است. بریر گفت: مردمان من میدانند که من در جوانی و پیری به کار یاوه گرایشی نداشته ام، ولی از آنچه بر سرمان خواهد آمد، شاد و مژده یاب هستم. به خدا میان ما با دخترکان زیبای فراخ چشم بهشتی جز همین به جای نمانده است که ایشان با شمشیرهایشان بر ما تازند و آنگاه ما یکراست به آغوش آنان بال کشیم. چون حسین بپرداخت، این دو به درون رفتند.
تاریخ کامل، نوشته عزالدین ابن اثیر، برگردان دکتر سید حسین روحانی، پوشینه پنجم برگ 2235
نوره کشیدن از فرهنگ فارسی معین: (رِ. کَ دَ) [ ع – فا. ] (مص ل .) (عا.) مالیدن نوره به بدن ، واجبی کشیدن