🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#عکاسی

مروری براثار

#توماس_سانچز

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه

انسان در برابر هر چیزی که می‌سازد، می‌ایستد؛ همچون یک فاتح یا یک معترض فرقی نمی‌کند، او می‌داند که توان و حق دخل و تصرف، تغییر، مدیریت و یا ویرانی پدیده‌ای را که خود خالق‌اش است را دارد. اما در خصوص طبیعت وضعیت فرق می‌کند. ما در برابر آن حقیقتاً مغلوب‌ایم. به محض قرار گرفتن در یک منظر طبیعی، ما در آن حل می‌شویم. از آن وهمِ در مرکز جهان بودن به کرانه‌هایی پرت می‌شویم که در آن‌ها تنها به عنوان جزئی کوچک قابل تعریف هستیم. و شاید به همین دلیل است که در برابرش یا ستایشگریم و یا ویرانگر. آنچنانکه گوته در کتاب رنج‌های ورتر جوان (با ترجمه‌ی درخشان محمود حدادی) می‌گوید: «ما در دامانِ او [طبیعت] زندگی می‌کنیم و با این‌ همه با او بیگانه‌ایم، و او بی‌وقفه با ما در گفت‌وشنود است بی‌آن‌که هرگز رازش را بر ما فاش کند. ما پیوسته در راه تٲثیر بر آن می‌کوشیم، و با این‌ حال از چیره‌شدن بر کارکردش ناتوانیم.»
و آن‌هنگام که پذیرای نسبت‌مان با طبیعت، در برابرش می‌نشینیم و اجازه می‌دهیم تا فاتح قلب‌ و روح‌مان شود، شاید دریافتی داشته باشیم شبیه به آنچه که گوته در ادامه می‌گوید: «[طبیعت] یگانه و تنها هنرمند است: در ساده‌ترین چیزها و همزمان بزرگ‌ترین ناهمسازی‌ها بی‌کم‌ترین نشانه‌ای از تلاش تا به اوجِ کمال می‌رود: در قاطعیت بی‌چون‌ و چرایش پیوسته رگه‌ای از نرمش، و هم از این‌رو هر یک از زاده‌هایش برخوردار از سرشتی یگانه و هر یک از پدیده‌هایش صاحب مفهوم خاص خویش، با وجود این، همه‌ی عناصرش سازنده‌ی یک چیز و پدیدآورنده‌ی یک چیز هم.»

#توماس_سانچز

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity