🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 جملات در باب برتری ذهنی از زبان اندیشمندان و فلاسفه:

آدمی هرگز از کسی که از خود خُردتر می‌شمارد نفرت ندارد بلکه هنگامی با کسی نفرت می‌ورزد که او را با خود برابر یا از خود برتر شمارد.

👤 #فریدریش_نیچه
📒 #فراسوی_نیک_و_بد
قطعه ۱۷۳"

هرکسی تحت تأثیر تمایلی پنهانی، بیشتر دوست دارد کسی را به عنوان نزدیک‌ترین مصاحب خود برگزیند که به لحاظ فهم، اندکی از او پایین‌تر باشد، چون تنها با چنین شخصی احساس راحتی می‌کند.

👤 #آرتور_شوپنهاور
📒 #جهان_همچون_اراده_و_تصور

تمامی لذات درونی و شادمانی‌های ذهنی به این بستگی دارند که کسی را داشته باشیم که بتوانیم خود را با وی مقایسه کرده و از او برتر ببینیم.

👤 #توماس_هابز
📒 #درباره‌ی_شهروند
دفتر اول، ۵

میان‌ مایگان غریزه‌ای هوشیار و خطا ناپذیر برای دیدن اشخاص خردمند و دوری جستن از ایشان دارند.

👤 #هلوسیوس
📒 #در_باب_روح
مباحثه‌ی ۲، فصل ۳

در نظر برخی مردم، یک انسان فکور از گستاخ‌ ترینِ پست‌ فطرتان نیز نفرت‌ انگیزتر است.

👤 #لیشتنبرگ

چیزی وجود ندارد که انسان بتواند با آن بیش از نمایشِ توانِ برتری یافتن در بحث، اوقات اکثریت مردم را تلخ کند. مردم خشنود به نظر می‌رسند، اما حسادت وادارشان می‌کند که در دل به او دشنام دهند.

👤 #دکتر_جانسون

او استعدادهایی داشت که طبیعت به وی عطا کرده و خود از طریق شناخت به دست آورده بود و اینها او را قادر می‌ساختند تا در بیشتر مهمانی‌ها بر حضارِ گران‌قدر برتری بیابد. اگر عوام، به هنگام لذت بردن از دیدار انسانی فوق‌ العاده، این نقاط برتری را دریابند و در واقع بی‌درنگ تعبیر بدی از آنها نکنند، باز هم تأثیر خاصی از این پدیده به جا می‌ماند. اگر این تأثیر باز هم تکرار شود، این امکان وجود دارد که در مواقع بعدی نتایج ناخوشایندی برای ایشان داشته باشند. افراد بی‌آنکه آگاهانه توجه خاصی به این واقعیت بکنند که در آن موقعیت تحقیر شده‌اند، در خفا بی‌میل هم نیستند که سد راه پیشرفت این شخص شوند.

👤 #هاینریش_مرک
📒 #داستان_لیندور

تنها وسیله‌ای که موجب محبوبیت می‌شود این است که آدمی پوستِ کُند ذهن‌ترین حیوانات را بر تن خود بکشد.

#گراسیان

بنابراین، برتری ذهنیِ زیاد بیش از هر چیز دیگری شخص را منزوی می‌کند و به طرز ناآشکار منفور می‌سازد. حال، عکس این حالت است که افراد ابله را این‌چنین محبوب عالم می‌سازد.

👤 #آرتور_شوپنهاور
📒 #در_باب_حکمت_زندگی

🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw

🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🔴#هیچ_مترسکی را شبیه گرگ نساختند!
شبیه پلنگ یا خرس هم نساختند.
به گمانم مترسک‌سازها ترسناک‌تر از آدمیزاد نیافته‌اند»!

✍️ #توماس_هابز
فیلسوف سیاسی بریتانیایی
( ۵ آوریل ۱۵۸۸ـ ۴ دسامبر ۱۶۷۹)

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یادداشتهایی_ازسردلتنگی

اغواگرانی که توانستند زندگی مردم را فاسد و تباه سازند و فریبشان دهند بر چند نوع بودند‌:

نخست کشیشانی(روحانیان) بودند که خود را کارگزاران مسیح می‌خواندند، و گاه در موعظه‌هایشان به مردم خود را سفیران و رسولان خدا می‌شمردند و وانمود میکردند که از جانب خداوند حق دارند که به طور فردی بر ملت حکومت کنند.

گروه دوم عقیده‌ داشتند با آن‌که قدرت دنیوی و کلیسایی پاپ ملغی گشته است، باز هم باید تحت حکومت پاپ باشیم، و وانمود میکردند که پاپ نماینده و جانشین مسیح است و بنابر حق مسیح، حق دارد بر کل مردمان حاکم باشد. اینان دوستداران پاپ بودند.

سوم کسانی بودند که هوادار آزادی مذهب بودند‌. می خواستند همه‌ جمعیتهای دینی آزاد و مستقل باشند.اینان بر اساس تفسیر خاص خود از کتاب مقدس قیام کرده بودند.

چهارم عده‌ای بودند که در جوانی آثار نویسندگان پرآوازه را در باب حکومت خوانده بودند و برای مجلس عوام انتخاب شده بودند.

پنجم‌ مردم شهرها بودند که با ستایش و تمجید از رونق و رفاه سخن می‌گفتند. بر این گمان بودند که تغییر حکومت موجد رونق و رفاه خواهد شد.

ششم کسانی که یا ثروت زیاد داشتند یا مشتاق جنگ بودند و با مصلحت‌اندیشی به کسانی خدمت میکردند که بیش‌ترین میزان پول را در اختیار داشتند.

ولی عامه‌ی مردم که همچنان از وظیفه‌ خود [یعنی آگاهی]غفلت داشتند، نمی‌دانستند دیگران چرا حق حکمرانی بر آنان دارند.(ناخواسته گروه هفتم)

هدف آموزشها و موعظه‌های راهبان و روحانیان و کشیشان آن بود که آدمیان به چه کسی اعتقاد داشته باشند نه به چه چیزی. هدفی که پاپ در افزایش شمار موعظه‌ها[و واعظانش] تعقیب می‌کرد،چیزی جز تحکیم و توسعه‌ اقتدار سیاسی خودش نبود.


بخشی از کتاب "لویاتان"
#توماس_هابز




📎تصویر: فئودور چالیاپین به نقش "جورجو دِ بورگوس" در فیلم سینمایی"نام گل سرخ"(۱۹۸۶) به کارگردانی ژان ژاک آنو. جورجو که رئیس صومعه ای مرموز و دورافتاده در عهد قرون وسطاست، در حقیقت نماد و نماینده چهره متعصب،خشک مغز و نابودگر مذهبیونی است که برای حفظ قدرت و تحکیم آن از هیچ جنایتی_حتی در حق همقطارانشان_ فروگذار نیستند. جورجو در خلال تمام داستان "آگاهی" را بزرگترین دشمن مسیحیت و نابخشودنی ترین گناه می داند.
اومبرتو اکوی نابغه با انتخابِ هوشمندانه این نام و چنین شمایلی در داستانش با یک تیر دو نشان زد:
جورجو رئیس صومعه و کتابخانه(به شکل سمبلیک آگاهی ملازم و هم معنا با نور و روشناییست) خود "نابینا" است! و نام عجیبش، ادای احترام اکو به "خورخه لوئیس بورخس" نویسنده محبوبش که از قضا او هم کور بود اما از بس کتاب خوانده بود!!

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity