🔴#ما در جامعه ای زندگی می کنیم که
کلمه‌ی نمی دانم و بلد نیستم
کمتر از هر کلمه دیگری به گوشمان می خورد.
چطور جماعتی تا قبل از این که بدانند که نمی دانند،
به دنبال دانستن خواهند رفت...
مگر ممکن است؟

📖 #جامعه‌شناسی_خودمانی
✍🏻 #حسن_نراقی

https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#کتاب_ولحظه

«عقل» و «علم» و «کار» و «خلاقیت» که در غرب به هم گره خورده بود، تحرک بسیار شگرفی به جامعه غربی داد. در حالی که ما(شرقیان و ایرانیان) به مرور به خواب عمیق تری فرو می رفتیم، آنها آرام آرام به کشورهای دیگر از جمله ایران آمدند و در پی تنظیم و تهیه مقدمات لازم برای هجوم آخر بودند. حرکت آنها با جمع آوری اطلاعات و تجارت شروع شد. ضمن اینکه نقاط ضعف ما را نشان می کردند، آب به پشت دیوارهای چینه ای صنایع و تجارت خواب گرفته مان انداختند تا به مرور تخریب شود و اگر هم نشد، چنان سست شود که با یک حرکت فرو بریزد. کم کم شدت فوران اختراعات بیشتر شد و غول ها از پس غول های دیگر سربرآوردند. کوره ها هر چه می خوردند . نه سیر می شدند ونه آرام می گرفتند و معادن هر چه پس می دادند بسنده نمی افتاد و کسی احساس سیری نمی کرد. قرن هفدهم و هجدهم پی در پی گذشت. تلاش ها و تولیدات و غنائم قبلی به خوبی هضم شد و حاصل داد. کشتی بخار، ارابه بخار، کارخانه های خودکار همین طور قوی تر و تندتر اروپا را توانا ساخت. قرن نوزدهم آغاز شد و این قرن آغاز کار «دودمان قاجار» است. شیطان در کالبد اروپا فرو رفته او را به فزونخواهی هرچه بیشتر تشویق می کند. بدان گاه که همه نیروهای جهنمی در اختیار این غول مدهوش پنهان در این سیمای آراسته قرار می گیرد، همه هیجان ها و توانها به سختی به طبل جنگ می کوبند و عصر خونین تری را برای جهان اعلام می کنند. قرن نوزدهم قرنی است که عقل و علم و کار و تلاش، کار جهل و خواب و انحطاط را یکسره می کند. در این قرن داس مرگ در چهار فصل سال محصولات خود را درو می کند.
نیچه با استعداد و توانایی اش، در حالی که اروپا در حال حمله و تصرف و کشتار بود، به بهترین حالت، صحنه اجتماع جهان را نقاشی کرد و به تصویر کشید که: «این پیکار است که نامش زندگی است، آنچه لازم است توانایی است نه نیکی، غرور است نه تواضع، تدبیر است و نه نوع دوستی .... آنچه اختلافات را فیصله می دهد و سرنوشت را تعيين می کند قدرت است نه عدالت ....» و از طرف دیگر بیسمارک(صدراعظم آهنین پروس) می گفت، «در میان ملتها نوع دوستی معنی ندارد و مسائل جدید با رأی و خطابه حل نمی شود، بلکه با خون و پولاد و توپ فیصله می یابد...»
#جامعه‌شناسی_نخبه_کشی: قائم مقام فراهانی، امیرکبیر و محمد مصدق
نویسنده: علی رضا قلی؛ نشر نی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#دانش_و_اندیشه

#جامعه‌شناسی

▪️عنوان: #زبان_جنسیت_زده
▪️نویسنده: #فرزانه_راجی


ابراز خشم توجیه‌کننده شعارهای در اصل زن‌ستیزانه نیست

□ شعارهایی چون «سبزی پلو با ماهی....» به هیچ رو زیبنده جنبشی نیست که شعار محوری آن «زن، زندگی، آزادی» است.

□ این روزها در میدان‌های مبارزه، بر دیوارهای شهر، در رسانه‌ها و... شاهد «شعار»‌هایی هستیم که هر انسان آزادی‌خواه، برابری‌طلب و مترقی را مشمئز می‌کنند: «سبزی پلو با ماهی....»، «نه اینوری نه اونوری...»، «توپ، تانک، نفربر....» و...

□ برخی از دیوارهای شهر فقط تجلی‌گاه فرهنگی مردسالارانه و جنسیت‌زده شده‌اند، گویی هدف تحقیر بدن زنان و ایضا مردان است و مخالفان این فرهنگ و روش مردسالارانه و جنسیتی مجبورند به جای نوشتن و نقش شعارهای آزادی‌خواهانه، ضدتبعیض، مترقی و هدفمند خود بر دیوارها رنگ و وقت خود را خرج محو کردن این الفاظ رکیک و زننده کنند که تن و بدن زنان و مردان را به سخره می‌گیرد، خرج فحاشی‌هایی بکنند که به عنوان شعار ساخته شده‌اند.

□ اینها الفاظی رکیک، بی‌محتوا و عمدتا مردسالارانه، زن‌ستیزانه، جنسیتی، یا به‌طور کلی «سالارانه»اند که حتی نمی‌توان آن‌ها را در مقوله هجو و هزل هم رده‌بندی کرد.

□ فلسفه‌ی شعار در واقع تبلیغ و ترویج آرمان، خواسته، هدف، تاکتیک و یا استراتژی یک جنبش در کوتاه‌ترین شکل ممکن است. بدیهی است که این شعار برای جلب مخاطبان باید آهنگین هم باشد اما هر بیت و مصرع کوتاه و آهنگینی شعار نیست. تبلیغ وقاحت، فحاشی، پرده‌دری، به سخره گرفتن آرمان‌ها، مطالبات و انسان‌ها و... با تبلیغ انقلابی‌گری و قهرانقلابی بسیار تفاوت دارد. این گونه «شعار»ها لزوما بیانگر خشم، ناشی از آن و ناگزیر نیستند بلکه فقط از کسانی برمی‌آید که حتی در خوشی و شادی هم اکثر شوخی‌ها و لطیفه‌هایش جنسیتی (تحقیر تن زنان و مردان) و یا تحقیر و تمسخر ملیت‌ها، قومیت‌ها و اقلیت‌هاست.

□ کسانی که این «شعار»‌ها را می‌دهند دو دسته‌اند:

□ اول آنانی که عامدانه تلاش دارند زنان و دختران را با تحقیر و تمسخر از این خیزش که رنگ و محتوای زنانه دارد حذف کنند، چرا که احساس می‌کنند انقلابی که با نام زنان شروع شده توهین به «مردانگی» آن‌هاست و یا با منافع طبقاتی و گروهی آن‌ها در تضاد است.

□ و دوم آنانی هستند که بنا بر فرهنگ مردسالارانه و سالارانه‌ای که در آن رشد کرده‌اند برای ابراز خشم به تحقیرهای جنسیتی، قومیتی، ملیتی و... می‌پردازند، همچون کسانی که هر روز در دعواهای توی ترافیک به جای مخاطب قرار دادن طرف دعوایشان مادر و خواهر او را تحقیر می‌کنند.

□ این‌ دسته چه بسا ناخودآگاه و نادانسته و از روی «خشم» همان روالی را پیش گرفته‌اند که همواره و در طول زندگی به هنگام خشم پیش می‌گرفته‌اند. اما اگر می‌خواهیم با انقلاب پیش‌رو همراه شویم باید این رخت را از تن به در کنیم.

□ نمی‌توان شعار «زن، زندگی، آزادی» داد و باز به سبک و سیاق مردسالارانه و زن‌ستیزانه رفتار کرد. نمی‌توان با شعارهای مردسالارانه برعلیه مردسالاری مبارزه کرد، این نقض غرض است، برای آزادیخواه، برابری طلب و فمینیست بودن باید انسانی دیگر شویم.


#زن_زندگی_آزادی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#دانش_و_اندیشه

#جامعه‌شناسی

▪️عنوان: #زبان_جنسیت_زده
▪️نویسنده: #فرزانه_راجی


ابراز خشم توجیه‌کننده شعارهای در اصل زن‌ستیزانه نیست

□ شعارهایی چون «سبزی پلو با ماهی....» به هیچ رو زیبنده جنبشی نیست که شعار محوری آن «زن، زندگی، آزادی» است.

□ این روزها در میدان‌های مبارزه، بر دیوارهای شهر، در رسانه‌ها و... شاهد «شعار»‌هایی هستیم که هر انسان آزادی‌خواه، برابری‌طلب و مترقی را مشمئز می‌کنند: «سبزی پلو با ماهی....»، «نه اینوری نه اونوری...»، «توپ، تانک، نفربر....» و...

□ برخی از دیوارهای شهر فقط تجلی‌گاه فرهنگی مردسالارانه و جنسیت‌زده شده‌اند، گویی هدف تحقیر بدن زنان و ایضا مردان است و مخالفان این فرهنگ و روش مردسالارانه و جنسیتی مجبورند به جای نوشتن و نقش شعارهای آزادی‌خواهانه، ضدتبعیض، مترقی و هدفمند خود بر دیوارها رنگ و وقت خود را خرج محو کردن این الفاظ رکیک و زننده کنند که تن و بدن زنان و مردان را به سخره می‌گیرد، خرج فحاشی‌هایی بکنند که به عنوان شعار ساخته شده‌اند.

□ اینها الفاظی رکیک، بی‌محتوا و عمدتا مردسالارانه، زن‌ستیزانه، جنسیتی، یا به‌طور کلی «سالارانه»اند که حتی نمی‌توان آن‌ها را در مقوله هجو و هزل هم رده‌بندی کرد.

□ فلسفه‌ی شعار در واقع تبلیغ و ترویج آرمان، خواسته، هدف، تاکتیک و یا استراتژی یک جنبش در کوتاه‌ترین شکل ممکن است. بدیهی است که این شعار برای جلب مخاطبان باید آهنگین هم باشد اما هر بیت و مصرع کوتاه و آهنگینی شعار نیست. تبلیغ وقاحت، فحاشی، پرده‌دری، به سخره گرفتن آرمان‌ها، مطالبات و انسان‌ها و... با تبلیغ انقلابی‌گری و قهرانقلابی بسیار تفاوت دارد. این گونه «شعار»ها لزوما بیانگر خشم، ناشی از آن و ناگزیر نیستند بلکه فقط از کسانی برمی‌آید که حتی در خوشی و شادی هم اکثر شوخی‌ها و لطیفه‌هایش جنسیتی (تحقیر تن زنان و مردان) و یا تحقیر و تمسخر ملیت‌ها، قومیت‌ها و اقلیت‌هاست.

□ کسانی که این «شعار»‌ها را می‌دهند دو دسته‌اند:

□ اول آنانی که عامدانه تلاش دارند زنان و دختران را با تحقیر و تمسخر از این خیزش که رنگ و محتوای زنانه دارد حذف کنند، چرا که احساس می‌کنند انقلابی که با نام زنان شروع شده توهین به «مردانگی» آن‌هاست و یا با منافع طبقاتی و گروهی آن‌ها در تضاد است.

□ و دوم آنانی هستند که بنا بر فرهنگ مردسالارانه و سالارانه‌ای که در آن رشد کرده‌اند برای ابراز خشم به تحقیرهای جنسیتی، قومیتی، ملیتی و... می‌پردازند، همچون کسانی که هر روز در دعواهای توی ترافیک به جای مخاطب قرار دادن طرف دعوایشان مادر و خواهر او را تحقیر می‌کنند.

□ این‌ دسته چه بسا ناخودآگاه و نادانسته و از روی «خشم» همان روالی را پیش گرفته‌اند که همواره و در طول زندگی به هنگام خشم پیش می‌گرفته‌اند. اما اگر می‌خواهیم با انقلاب پیش‌رو همراه شویم باید این رخت را از تن به در کنیم.

□ نمی‌توان شعار «زن، زندگی، آزادی» داد و باز به سبک و سیاق مردسالارانه و زن‌ستیزانه رفتار کرد. نمی‌توان با شعارهای مردسالارانه برعلیه مردسالاری مبارزه کرد، این نقض غرض است، برای آزادیخواه، برابری طلب و فمینیست بودن باید انسانی دیگر شویم.


#زن_زندگی_آزادی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity