🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#معرفی_کتاب

#فرانی_و_زویی

نویسنده : #جروم_دیوید_سالینجر

🔴این کتاب شامل دو داستان کوتاه به نام‌های فرانی و زویی‌ است.

📝 داستان اول: فرانی، شرح ملاقات آخر هفتهٔ فرانی گلَس، کوچک‌ترین عضو خانوادهٔ گلَس با دوست‌پسرش لین کاتل است. فرانی ادبیات می‌خواند و مانند سایر فرزندان خانوادهٔ گلَس علاقهٔ خاصی به عرفان شرقی دارد. او در پی خواندن یک کتاب عرفانی، دست‌به‌گریبان یک بحران روحی/عرفانی شده‌است.

داستان دوم: زویی، زمانی را به تصویر می‌کشد که فرانی از دانشگاه به خانه برگشته و اعضای خانواده‌اش، هر یک به شیوهٔ خود، برای بهبود فرانی تلاش می‌کنند. زویی، برادر بزرگترِ فرانی، که بازیگری ۲۵ساله است، در این داستان نقش پررنگ و مؤثری دارد. سایر اعضای خانوادهٔ گلَس نیز در این داستان تا حدود زیادی معرفی و شناخته می‌شوند. سیمور گلَس، برادر ارشد خانوادهٔ گلَس، که به‌نوعی پیامبر و قدیس خانواده محسوب می‌شود و چند سال پیش خودکشی کرده‌است. بادی، فرزند دوم خانواده، که بعد از سیمور نقشی حیاتی در راهبری فرزندان کوچکتر ایفا می‌کند. او در حالتی رهبانی و در گوشه‌ای پرت زندگی و در یک مدرسهٔ عالی دخترانه تدریس می‌کند. بعد از او هم یک دختر و دوقلوهای پسری قرار دارند که به نسبت سایرین نقش کم‌رنگتری در داستان‌های سَلینجر دارند. خانوادهٔ گلَس در سایر داستان‌های سَلینجر نیز حضور دارند؛ گرچه او به دنبال ارائهٔ تصویر کاملی از این خانواده نیست.

نوع فایل : Pdf
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#معرفی_کتاب

#جنگل_واژگون

نویسنده : #جروم_دیوید_سالینجر

📝 داستان با خاطره‌ای از دفتر خاطرات دختربچهٔ ۱۱ ساله‌ای به نام کورین آغاز می‌شود. کورین به خاطر اینکه ریموند فورد، تنها کسی که او برای تولدش می‌خواهد، در جشن حضور ندارد ناراحت است. در شب جشن او منتظر ریموند فورد می‌ماند و وقتی که او نمی‌آید، به همراه راننده‌شان به محل زندگی ریموند می‌رود. هنگامیکه به نشانی محل زندگی ریموند می‌رسند با یک رستوران تعطیل مواجه می‌شوند اما متوجه می‌شوند که ریموند به همراه مادرش در طبقهٔ بالای آنجا زندگی می‌کند. در این هنگام، ریموند و مادرش از آنجا خارج می‌شوند و کورین موفق می‌شود چند کلمه‌ای با او حرف بزند. ریموند چمدانی به همراه دارد و وقتی کورین از او می‌پرسد" کجا می‌ری؟" جواب می‌دهد" نمی‌دونم... خداحافظ." در سن ۱۷ سالگی کورین دختر زیبا اما ساده ایست که دانشجوی کالج است. پس از فارغ التحصیلی به اروپا می‌رود و با مردان زیادی آشنا می‌شود. با پسری دیتروتی ازدواج می‌کند که کمی بعد بر اثر سانحهٔ رانندگی می‌میرد. کورین به نیویورک می‌رود و از طریق یکی از دوستانش به نام رابرت وانر( که متوجه می‌شویم نریتر داستان است) در دفتر یک مجله مشغول به کار می‌شود. وانر به او پیشنهاد دوستی می‌دهد که البته کورین آنرا رد می‌کند. پس از چندین ماه کار در دفتر مجله، وانر کورین را با اشعار شاعری آشنا می‌کند که به گفتهٔ او، اشعارش در آن واحد بلیک و کولریج و ریلکه، و حتی بیشتر است. کورین پس از چندین بار خواندن اشعار، از سمبولیسم درآن شعرها خوشش می‌آید...

نوع فایل : Pdf

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity