🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃
✨
🔴#یادمان
#حبیب_یغمایی
📚 شادروان "حبیب یغمایی" در خاطراتش گفته:
در دوره رضاشاه کبیر که عزا داری، سینه زنی، و قمه زنی ممنوع شده بود، یک روز ملک الشعرای بهار به شوکت الملک (امیربیرجند) گفته بود سپاس خدای را که در این دیار برق، آب، مدرسه، سالن نمایش و همه چیز دارید.
چرا بعضی ها با این امکانات هنوز شکایت می کنند، مگر دیگر چه می خواهند؟
شوکت الملک گفته بود:
اینها برق و بقیه چیزها و امکانات و رفاه و آسایش و آرامش را نمی خواهند؛
اینها "محرم" می خواهند.
اینها مدرسه نمی خواهند،
اینها روضه خوانی می خواهند.
"کربلا" را به اینها بدهید، انگار همه چیز داده اید و بقیه چیزها را نیاز ندارند.
حبیب یغمایی متعلق به دهاتی بود بنام "خور" و خیلی به آنجا عشق می ورزید.
در آنجا درمانگاه و کتابخانه و مدرسه ای ساخت و برای آبادانی آنجا جلوی هر کس و نا کسی ریش به خاک مالید و زانو زد.
مهمتر آنکه کتابخانه ای درست کرد و همه کتابهای خطی اش را که در طول عمر با خون دل جمع آوری کرده بود به آنجا منتقل کرد و وصیت کرد بعد از مرگش هم او را آنجا دفن کنند.
می دانید پس از مرگش مردم "خور" با جنازه اش چه کردند؟
وقتی جسد نحیف و رنج کشیده اش، با کاروانی متشکل از شاگردانش، دکتر اسلامی، دکتر باستانی پاریزی، دکتر زرین کوب، سعیدی سیرجانی و دیگر چهره های نامدار وطن به روستای خور رسید، همان کودکانی که در مدرسه "یغمایی" درس خوانده و یا می خواندند، و همان مردمانی که در درمانگاهش دردهای خود و عزیزانشان را درمان کرده بودند چه که نکردند.
به فتوای آخوند همان روستا، دامنشان را پر از سنگ ریزه کردند تا جنازه این خدمتگذار صدیق به ایران و فرهنگ ایران را سنگباران کنند.
دردناک تر آنکه پس از دفن جنازه ،فرزندانش دو سه روزی در مقبره اش کشیک دادند مبادا پیکرش را از زیر خاک بیرون بیاورند و به لاشخورها بدهند.
بدترین نوع بیسوادی در هر کشوری، بیسوادی اجتماعی و سیاسی است.
نمی دانند که هزینه های زندگی مانند قیمت نان، مسکن، دارو، درمان و... همگی به تصمیمات سیاسی و اجتماعی و اقتصادی وابسته هستند.
برخی حتی به نادانی اجتماعی و سیاسی خود افتخار می کنند و می گویند : از سیاست بی زارند.
"برتولت برشت" می گوید: شهروندان نادان توجه ندارند که فحشا، اعتیاد، کودکان خیابانی، فساد و سایر بدبختی های اجتماعی نتیجه مستقیم بی توجهی به "سیاست" است.
شعر زیبای "روباه و زاغ" از سروده های مرحوم "حبیب یغمایی" است.
#روحشون_شاد_یادشون_گرامی
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🍃
🦋
🍂🦋🍂
🍃🍂🦋🍃🍂
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃
✨
🔴#یادمان
#حبیب_یغمایی
📚 شادروان "حبیب یغمایی" در خاطراتش گفته:
در دوره رضاشاه کبیر که عزا داری، سینه زنی، و قمه زنی ممنوع شده بود، یک روز ملک الشعرای بهار به شوکت الملک (امیربیرجند) گفته بود سپاس خدای را که در این دیار برق، آب، مدرسه، سالن نمایش و همه چیز دارید.
چرا بعضی ها با این امکانات هنوز شکایت می کنند، مگر دیگر چه می خواهند؟
شوکت الملک گفته بود:
اینها برق و بقیه چیزها و امکانات و رفاه و آسایش و آرامش را نمی خواهند؛
اینها "محرم" می خواهند.
اینها مدرسه نمی خواهند،
اینها روضه خوانی می خواهند.
"کربلا" را به اینها بدهید، انگار همه چیز داده اید و بقیه چیزها را نیاز ندارند.
حبیب یغمایی متعلق به دهاتی بود بنام "خور" و خیلی به آنجا عشق می ورزید.
در آنجا درمانگاه و کتابخانه و مدرسه ای ساخت و برای آبادانی آنجا جلوی هر کس و نا کسی ریش به خاک مالید و زانو زد.
مهمتر آنکه کتابخانه ای درست کرد و همه کتابهای خطی اش را که در طول عمر با خون دل جمع آوری کرده بود به آنجا منتقل کرد و وصیت کرد بعد از مرگش هم او را آنجا دفن کنند.
می دانید پس از مرگش مردم "خور" با جنازه اش چه کردند؟
وقتی جسد نحیف و رنج کشیده اش، با کاروانی متشکل از شاگردانش، دکتر اسلامی، دکتر باستانی پاریزی، دکتر زرین کوب، سعیدی سیرجانی و دیگر چهره های نامدار وطن به روستای خور رسید، همان کودکانی که در مدرسه "یغمایی" درس خوانده و یا می خواندند، و همان مردمانی که در درمانگاهش دردهای خود و عزیزانشان را درمان کرده بودند چه که نکردند.
به فتوای آخوند همان روستا، دامنشان را پر از سنگ ریزه کردند تا جنازه این خدمتگذار صدیق به ایران و فرهنگ ایران را سنگباران کنند.
دردناک تر آنکه پس از دفن جنازه ،فرزندانش دو سه روزی در مقبره اش کشیک دادند مبادا پیکرش را از زیر خاک بیرون بیاورند و به لاشخورها بدهند.
بدترین نوع بیسوادی در هر کشوری، بیسوادی اجتماعی و سیاسی است.
نمی دانند که هزینه های زندگی مانند قیمت نان، مسکن، دارو، درمان و... همگی به تصمیمات سیاسی و اجتماعی و اقتصادی وابسته هستند.
برخی حتی به نادانی اجتماعی و سیاسی خود افتخار می کنند و می گویند : از سیاست بی زارند.
"برتولت برشت" می گوید: شهروندان نادان توجه ندارند که فحشا، اعتیاد، کودکان خیابانی، فساد و سایر بدبختی های اجتماعی نتیجه مستقیم بی توجهی به "سیاست" است.
شعر زیبای "روباه و زاغ" از سروده های مرحوم "حبیب یغمایی" است.
#روحشون_شاد_یادشون_گرامی
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🍃
🦋
🍂🦋🍂
🍃🍂🦋🍃🍂
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨