🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
#خطبه_هلاک
ای دوزخی سرشت اگر ظلم آسمان
میراث سرزمین مرا بر تو عرضه داشت
در زیر آفتاب دل افروز آن دیار
دست تو غیر دانهی نامردمی نکاشت
وقت است تا ز کِشته ترا باخبر کنم
زان پیشتر که پیک هلاک تو در رسد
ای ناستوده مرد
زان پیشتر که خون پلیدت فرو چکد
بر سنگفرشِ سرد
بگذار تا سرود فنای تو سر کنم
در چشم من تو باد سیاهی که ناگهان
چندین هزار برگ جوان را ربودهای
یا روح ظلمتی که پس از مرگ آفتاب
چندین هزار دیدهی پر اشتیاق را
بر بامداد بسته و بر شب گشودهای
شبهای بیستاره که چشمان مادران
بر گونه اشک ماتم فرزند راندهاند
در دیدگان سرد تو ای ناستوده مرد
رحمت ندیدهاند و ندامت نخواندهاند
پیران مو سپید که بر تخته سنگ گور
نام جگر خراش عزیزان نوشتهاند
خون گریه میکنند که در روزگار تو
آن را درودهاند که هرگز نکِشته اند.
گر نقش شیر و صورت مهر مُنیر را
از رایتِ سه رنگ دلیران ربودهای
یادش همیشه مایهی جوش و خروش ماست
ور نام آن سخنور شهنامه گوی را
از لابلای دفتر و دیوان ربودهای
تنها سروش اوست که در گوش هوش ماست
بگذار تا که نالهی زندانیان تو
چندان رسا شود که نگنجد به سینهها
سیلاب اشک و خونِ کسان را روانه کن
تا بردَمد ز خاک گل سرخ کینهها
بگذار تا سپیده دم روز انتقام
وقتی که سر بر آوری ز خواب صبحگاه
پیر و جوان و خرد و کلان نعره برکشند
که ای دیو دل سیاه
مرگت خجسته باد بر انبوه مرد و زن
نامت زدوده باد ز طومار سال و ماه ….
#نادر_نادرپور / اسفند ۱۳۶۴ / پاریس
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
#خطبه_هلاک
ای دوزخی سرشت اگر ظلم آسمان
میراث سرزمین مرا بر تو عرضه داشت
در زیر آفتاب دل افروز آن دیار
دست تو غیر دانهی نامردمی نکاشت
وقت است تا ز کِشته ترا باخبر کنم
زان پیشتر که پیک هلاک تو در رسد
ای ناستوده مرد
زان پیشتر که خون پلیدت فرو چکد
بر سنگفرشِ سرد
بگذار تا سرود فنای تو سر کنم
در چشم من تو باد سیاهی که ناگهان
چندین هزار برگ جوان را ربودهای
یا روح ظلمتی که پس از مرگ آفتاب
چندین هزار دیدهی پر اشتیاق را
بر بامداد بسته و بر شب گشودهای
شبهای بیستاره که چشمان مادران
بر گونه اشک ماتم فرزند راندهاند
در دیدگان سرد تو ای ناستوده مرد
رحمت ندیدهاند و ندامت نخواندهاند
پیران مو سپید که بر تخته سنگ گور
نام جگر خراش عزیزان نوشتهاند
خون گریه میکنند که در روزگار تو
آن را درودهاند که هرگز نکِشته اند.
گر نقش شیر و صورت مهر مُنیر را
از رایتِ سه رنگ دلیران ربودهای
یادش همیشه مایهی جوش و خروش ماست
ور نام آن سخنور شهنامه گوی را
از لابلای دفتر و دیوان ربودهای
تنها سروش اوست که در گوش هوش ماست
بگذار تا که نالهی زندانیان تو
چندان رسا شود که نگنجد به سینهها
سیلاب اشک و خونِ کسان را روانه کن
تا بردَمد ز خاک گل سرخ کینهها
بگذار تا سپیده دم روز انتقام
وقتی که سر بر آوری ز خواب صبحگاه
پیر و جوان و خرد و کلان نعره برکشند
که ای دیو دل سیاه
مرگت خجسته باد بر انبوه مرد و زن
نامت زدوده باد ز طومار سال و ماه ….
#نادر_نادرپور / اسفند ۱۳۶۴ / پاریس
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity