🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
داشآکل از حال رفت و یکساعت بعد مرد.
همه اهل شیراز برایش گریه کردند.
ولیخان قفس طوطی را برداشت و بخانه برد.
عصر همان روز بود، مرجان قفس طوطی را جلوش گذاشته بود و به رنگآمیزی پر و بال، نوک برگشته و چشمهای گرد بیحالت طوطی خیره شده بود. ناگاه طوطی با لحن داشی - با لحن خراشیدهای گفت:
"مرجان... مرجان... تو مرا کشتی... به که بگویم... مرجان... عشق تو... مرا کشت."
اشک از چشمهای مرجان سرازیر شد.
#داش_آکل
#صادق_هدایت
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
داشآکل از حال رفت و یکساعت بعد مرد.
همه اهل شیراز برایش گریه کردند.
ولیخان قفس طوطی را برداشت و بخانه برد.
عصر همان روز بود، مرجان قفس طوطی را جلوش گذاشته بود و به رنگآمیزی پر و بال، نوک برگشته و چشمهای گرد بیحالت طوطی خیره شده بود. ناگاه طوطی با لحن داشی - با لحن خراشیدهای گفت:
"مرجان... مرجان... تو مرا کشتی... به که بگویم... مرجان... عشق تو... مرا کشت."
اشک از چشمهای مرجان سرازیر شد.
#داش_آکل
#صادق_هدایت
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_کـــتـــاب_صـــوتـــی📚
#داش_آکل
#صادق_هدایت
باصدای: #مجید_صادقی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_کـــتـــاب_صـــوتـــی📚
#داش_آکل
#صادق_هدایت
باصدای: #مجید_صادقی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
داش آکل
@greataudiobook
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_کـــتـــاب_صـــوتـــی📚
#داش_آکل
#صادق_هدایت
باصدای: #مجید_صادقی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_کـــتـــاب_صـــوتـــی📚
#داش_آکل
#صادق_هدایت
باصدای: #مجید_صادقی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity