🔴#چکامه_پارسی
#دور_و_بس_نزدیک
از پس این پرده لرزنده میبینم
که میخندی چو میگریم
نیز میبینم،
- به نا دلخواه -
که چو هر باریدن و تابیدن دیگر
اشک من بی سود و لبخند تو بیهوده ست.
بی خیال از ما ، جهان سرگرم کار خویش:
هرچ ازو امروز بینی،
ور به دیگر سانی و گونی،
نیز دی بوده ست.
وینک اینجا ما نشسته ایم،
با همه دوری ز یکدیگر، به هم نزدیک:
همچو گامی پیشتر زآغاز و گامی پستر از فرجام.
و من انگار از پس این پرده میبینم
که میخندی چو میگریم.
و نمیدانم چرا آن خنده خوش حالت شیرین ؟
و نمیدانم چرا این گریه بی حال بی تسکین؟
و نمیدانم...........
باری
ای از گریه اینجا که من تا خنده آنجا که تو
گمنای هر شب راه !
هیچ میدانی؟
که ستاره ی بامدادان و ستاره ی شام
تک ستاره ای ست با دو نام؟
#اسماعیل_خویی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
#دور_و_بس_نزدیک
از پس این پرده لرزنده میبینم
که میخندی چو میگریم
نیز میبینم،
- به نا دلخواه -
که چو هر باریدن و تابیدن دیگر
اشک من بی سود و لبخند تو بیهوده ست.
بی خیال از ما ، جهان سرگرم کار خویش:
هرچ ازو امروز بینی،
ور به دیگر سانی و گونی،
نیز دی بوده ست.
وینک اینجا ما نشسته ایم،
با همه دوری ز یکدیگر، به هم نزدیک:
همچو گامی پیشتر زآغاز و گامی پستر از فرجام.
و من انگار از پس این پرده میبینم
که میخندی چو میگریم.
و نمیدانم چرا آن خنده خوش حالت شیرین ؟
و نمیدانم چرا این گریه بی حال بی تسکین؟
و نمیدانم...........
باری
ای از گریه اینجا که من تا خنده آنجا که تو
گمنای هر شب راه !
هیچ میدانی؟
که ستاره ی بامدادان و ستاره ی شام
تک ستاره ای ست با دو نام؟
#اسماعیل_خویی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity