🔴#دوست_خوب
غم رو از بين نميبره!
اما كمك ميكنه محكم سرپا باشيم.
درست مثل چتر خوب كه
بارون رو متوقف نمیکنه
اما به ما كمك ميكنه راحت
زير بارون قدم بزنيم
💛🌼💛🌼💛🌼
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
غم رو از بين نميبره!
اما كمك ميكنه محكم سرپا باشيم.
درست مثل چتر خوب كه
بارون رو متوقف نمیکنه
اما به ما كمك ميكنه راحت
زير بارون قدم بزنيم
💛🌼💛🌼💛🌼
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#چکامه
روزی چهار شمع درخانهای تاریک روشن بودند🌷
🌸اولین آنها که ایمان بود گفت:دراین دور و زمـــانه مردم دیگر چندان ایمان ندارند و با گفتن این جمله خاموش شد.
🌸شمع دومی که بخـــشش بود،گفت:دراین زمانه مردم دیگر به هـــم کـــمک نمی کنند و بخشش ازیاد مردم رفته است.و او هم خاموش شـــد.
🌸شمع سوم که زندگی بود،گفت: مردم ،دیگر به زندگی هم ایمان ندارند و با گفتن آن خاموش شد.درهمین هنگام پسرکی وارد اتاق شد و شمع چهارم رابرداشت و سه شمع دیگر را روشن کرد.
🌸سه شمع دیگر از چهارمین شمع پرسیدند تو چه هستی؟
گفت:من امیدم.وقتی انسانها همه درهارابه روی خود بسته می بینند من تمام چراغهای راهشان را روشن می کنم تا به راه زندگی خودادامه دهند...
🌸#دوست_خوب_من :خوشبختی نگاه #اهورا_مزداست ،آرزو دارم ،#اهورا_مزدا هرگز از تو چشم بر ندارد،و شعله شمع امیدت همواره روشن بماند
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
روزی چهار شمع درخانهای تاریک روشن بودند🌷
🌸اولین آنها که ایمان بود گفت:دراین دور و زمـــانه مردم دیگر چندان ایمان ندارند و با گفتن این جمله خاموش شد.
🌸شمع دومی که بخـــشش بود،گفت:دراین زمانه مردم دیگر به هـــم کـــمک نمی کنند و بخشش ازیاد مردم رفته است.و او هم خاموش شـــد.
🌸شمع سوم که زندگی بود،گفت: مردم ،دیگر به زندگی هم ایمان ندارند و با گفتن آن خاموش شد.درهمین هنگام پسرکی وارد اتاق شد و شمع چهارم رابرداشت و سه شمع دیگر را روشن کرد.
🌸سه شمع دیگر از چهارمین شمع پرسیدند تو چه هستی؟
گفت:من امیدم.وقتی انسانها همه درهارابه روی خود بسته می بینند من تمام چراغهای راهشان را روشن می کنم تا به راه زندگی خودادامه دهند...
🌸#دوست_خوب_من :خوشبختی نگاه #اهورا_مزداست ،آرزو دارم ،#اهورا_مزدا هرگز از تو چشم بر ندارد،و شعله شمع امیدت همواره روشن بماند
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#شرح_عکس
حمید مصدق ، محمدعلی سپانلو، احمد الهیاری و غلامحسین سالمی / کافه مصطفی پایان خیابان اسلامبول / سال ۱۳۵۱ خورشیدی.
#دوست_خوب
شراب کهنهی سرداب توست
آهسته بردار
آرام سر بکش
شعری از مجموعه درناها غریب میآیند و غریب میروند. ( گزیده شعر ادب معاصر جهان به ترجمه اسدالله امرایی)
غلامحسین سالمی شاعر و مترجم که عمرش باعزت بر دوام باشد این عکس را به اشتراک گذاشته است.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#شرح_عکس
حمید مصدق ، محمدعلی سپانلو، احمد الهیاری و غلامحسین سالمی / کافه مصطفی پایان خیابان اسلامبول / سال ۱۳۵۱ خورشیدی.
#دوست_خوب
شراب کهنهی سرداب توست
آهسته بردار
آرام سر بکش
شعری از مجموعه درناها غریب میآیند و غریب میروند. ( گزیده شعر ادب معاصر جهان به ترجمه اسدالله امرایی)
غلامحسین سالمی شاعر و مترجم که عمرش باعزت بر دوام باشد این عکس را به اشتراک گذاشته است.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity