🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴# فریدا کالو نقاش معروف مکزیکی، متولد ۱۹۰۷ در مکزیکو سیتی است. در کودکی فلج اطفال داشت و در ۱۸ سالگی در تصادف اتوبوس تا آستانه مرگ پیش رفت، در طول نقاهت خود نقاشی را آغاز کرد. حدود یک سوم از آثارش خودنگاره است. او در سال ۱۹۲۹ با #دیه‌گو_ریورا، نقاش و دیوارنگار ازدواج کرد.
در سال ۱۹۵۴ پس از ماه‌ها درد و رنج بیماری درگذشت. او از مهم‌ترین و نامدارترین زنان هنرمند تاریخ معاصر است.

کمی پیش از مرگش کالو در خاطرات روزانه‌اش نوشت: "شش ماه پیش پایم را قطع کردند. قرن‌ها شکنجه شدم، زجر کشیدم و اکنون تقریبا دیگر انگیزه‌ای ندارم… دیهگو تنها کسی است که مانع من می‌شود. از سر غرور باورمی‌کنم که ممکن است به من نیاز داشته باشد. او این را به من می‌گوید و من باور می‌کنم، اما هیچ گاه در زندگی‌آم این همه درد و عذاب نکشیده‌ام."
پای راستش به قانقاریا دچار شده بود. به ناچار بر صندلی چرخدار می‌نشست. این پای مصنوعی را به سفارش و طراحی خود او برایش ساختند. فریدا با جای‌دادن پای مصنوعی در پوتین ساق ابریشمی سرخ رنگ، که با نقش اژدهای چینی تزیین شده، هم آن را به شیئی هنری شبیه کرده و هم نقص عضوش را تلطیف کرده است. در دفتر یادداشت روزانه‌اش می‌خوانیم: " به پاهایم چه نیازی دارم، وقتی بال‌ برای پرواز دارم". اما در واپسین سال حیاتش دردهای جسمی و آلام روحی‌اش چنان شدت گرفت، که به مصرف مواد مخدر پرداخت و چندی بعد در ۴۷ سالگی درگذشت.

https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴# #فریدا_کالو نوشته بود من دو تصادف سخت را در زندگی‌ام تاب آوردم، یکی تصادف با اتوبوس و دیگری برخوردن به دیهگو. هنگامی که با #دیه‌گو_ریورا ازدواج کرد در آغاز دهه بیست زندگی خود بود و ریورا ۴۲ سال داشت. مادرش که با ازدواج آن دو مخالف بود پیوند آن‌ها را ازدواج فیل و فاخته توصیف کرد. هر دوی آن‌ها شرکای جنسی و عاطفی متعدد داشتند،‌ و رابطه دیهگو با خواهر فریدا، کالو را بسیار آزرد. فریدا و ریورا از یکدیگر جدا شدند و بعدها، بار دیگر با هم ازدواج کردند. به رغم تنش در روابط، فریدا ریورا را پسرک نقاش خود می‌خواند. در این نقاشی، دیهگو بر خلاف جثه بزرگش در واقعیت، در چشم نقاش نوزادی است برهنه و حساس و لطیف، که سینه و پاهایی همچون زنان دارد.
ریورا نیازمند مراقبت مادرانه به نظر می‌رسد، اما با چشمی بر پیشانی‌ سایکلوپس‌ها را نیز به یاد می‌آورد؛ غول‌های اساطیری یونانی که یک چشم بر پیشانی داشتند و کم‌خرد و هوس‌باز بودند. زن و مرد هر دو در آغوش زمین و آسمان و گیتی جای گرفته‌اند. شولوتل سگ- ایزد مکزیکی نگهبان آتش، بر حاشیه دامن فریدا خفته و شعله در دستان ریورا است. دو گوی روشن و تیره کهن نشانه یین و یانگ در سنت چینی را به یاد می‌آورد؛ یکی نماد نیروی زنانه و دیگری مردانه، یکی زمین و دیگری آسمان، یکی تیرگی و دیگری روشنی. کالو دیهگو را بغل گرفته، اما جراحت زیر گردنش از جراحی‌های طولانی تازه است و قلبش از رابطه‌ پرتلاطم و بی‌ثباتش با دیه‌گوخونین شده، و بر چهره‌اش از درد بیماری و رنج عشق اشک نشسته است.


https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿