🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#معرفی_کتاب

#سرخ_و_سیاه

نویسنده : استاندال

🔴 سرخ و سیاه رمانی است از استاندال نویسنده فرانسوی، که در نوامبر ۱۸۳۰ میلادی انتشار یافت. اگرچه استاندال، در مقدمه کوتاهی که برای آگاهی خواننده در آغاز سرخ و سیاه نوشته است، مدعی است که این کتاب در ۱۸۲۷ نوشته شده است، بنابر اشاره‌های خودش، احتمال می‌توان داد که اندیشهٌ نوشتن این رمان را در ۱۸۱۸ در سر می پرورده است. نخستین فصول داستانی به قلم استاندال ، مانند نخستین صحنه های مضحکه ای به خامه مولیر باید به دقت بسیار خوانده شود. این فصول کلیدرمز همه کتاب را در بر دارد . سرخ و سیاه با توصیف نسبه ای به نام ورپر verridren آغاز می شود که قدرت احساس داستان پرداز در جریان آن شایان ستایش است. «سرخ و سیاه» در دو بخش روایت می‌شود. بخش اول زندگی ژولین، قهرمان داستان، را در روستا پیگیری می‌کند و بخش دوم با آمدن او به پاریس شکل می‌گیرد. ژولین در انتخاب بین حرفه نظامی‌گری و کشیش بودن مردد است. استاندال با انتخاب این دو حرفه هم نقبی به حوادث انقلاب ۱۸۳۰ می‌زند و هم به درگیری‌های فرقه‌های مذهبی .

📝 داستان این رمان به زندگی مردی جوان به نام جولین سورل می پردازد. او دانشجوی علوم دینی است، اما ناپلئون را تحسین می کند و رویای پیروزی های نظامی را در سر می پروراند. زمانی که جولین به عنوان مُدرس فرزندان شهردار استخدام می شود، خیلی زود زن شهردار را اغوا می کند و بعد از آن به پاریس می رود و دخترِ مردی نجیب زاده را شیفته ی خود می سازد. به تدریج این باور در ذهن سورل شکل می گیرد که راز موفقیت، فریبکارتر و فرصت طلب تر بودن از فریبکاران و فرصت طلبانی است که در همه جا دیده می شوند. اما زمانی که ثروتمندان و قدرتمندانی که سورل بسیار تحسینشان می کند، علیه او متحد می شوند، این شخصیت بر لب پرتگاهی مرگبار قرار می گیرد.

🔵 دربارهٔ ماجرای داستان باید گفت که این ماجرا زادهٌ واقعیت است و به زبان دیگر، این حوادث مختلفی که جان داستان را به وجود می‌آورد ماجرائی است که واقعیت برایش فراهم آورد. استاندال از خوانندگان مشتاق روزنامه دادگاه‌ها بود: در شماره‌های روز ۲۸ تا ۳۱ دسامبر ۱۸۲۷، گزارش محاکمه‌ها را در این روزنامه دید که آن روزها در دادگاه جنائی ایزر، یعنی در زادگاهش، جریان داشت. حادثه هائی که موجب این محاکمه شد .

نوع فایل : Pdf

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity