🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 ۸ مرداد هر سال روز بزرگداشت شهابالدین سهروردی (شیخ اشراق) است..
روز بزرگداشت #سهروردی
او شخصیتی است که شالوده ظهور مکتب اصفهان را پایهریزی کرد که میرداماد و ملاصدرا، دو فیلسوف مشهور این مکتب، تحت تاثیرش بودهاند. فخرالدین ماردینی از محققان معاصر او مینویسد: «نمیدانید که این جوان به چه آتشی میسوزد و با چه شعلهای میدرخشد. در عمر خود کسی را که مانند آن باشد ندیدهام. اما از افراط شور او و از بیاحتیاطی او در حفظ زبان خود، نسبت به او بیمناکم. از آن میترسم که این افراط و بیاحتیاطی به بهای جانش تمام شود.» سهروردی از آناتولی به شامات رفت، مناظر زیبای شام وی را مسحور خود کرد. در یکی از سفرهای خود از دمشق به حلب رفت و در آنجا با ملک ظاهر شاه، پسر صلاحالدین ایوبی ملاقات کرد. ملک ظاهر شاه مجذوب حکیم جوان، سهروردی شد و از وی خواست در دربار وی در حلب ماندگار شود.
سهروردی که مسحور و مجذوب مناظر آن دیار شده بود، شادمانه پیشنهاد ملک ظاهر شاه را پذیرفت و در حلب ماند. اما دیری نگذشت که کار بحث و مناظره وی با علمای قشری و مجریان شریعت و قضات بالا گرفت. در جامعه و فرهنگی که نهانزیستی و مهر کردن دهان و دوختن لب، شیوه تداوم و بقای زندگی است؛ بدیهی است آنکه اسرار هویدا کند، بر سر دار خواهد رفت. سر سبز سهروردی را نه فقط زبان سرخ، بل عقل سرخ وی بر باد داد. سهروردی سودای حکیم- فرمانروا را در سر میپروراند. سهروردی سودای برانداختن نظام درم و دینار را در سر میپروراند. همچنین نباید از یاد برد که در آن زمان صلاحالدین ایوبی تازه توانسته بود خاندان فاطمی مصر را که از مهمترین امیدهای اسلام باطنی اسماعیلیه بود در هم بکوبد. و از آنجا که واژگان سهروردی گاهی بسیار نزدیک به ادبیات اسماعیلیه و فاطمیان بود؛ قضات به راحتی میتوانستند برای وی پرونده محکمهپسند بسازند و چنین بود که سهروردی را به جرم الحاد و کفر، مهدورالدم اعلام کردند و به دستور صلاحالدین ایوبی و بهرغم مخالفتهای ملک ظاهرشاه، سرانجام در ۳۰ جولای ۱۱۹۱ میلادی، وی را در سن ۳۸ سالگی در زندان حلب به قتل رساندند.
و عشق،هر کسی را به خود راه ندهد!
و به همه جایی مأوا نکند!
و به هر دیده،روی نَنَماید!
و اگر وقتی،نشانِ کسی یابد که مُستَحَقِ آن سعادت بوَد؛
حُزن را که وکیلِ دَر است بفرستد
تا خانه،پاک کند و کسی را در خانه نگذارد
و از آمدنِ سُلیمانِ عشق،خبر کند!
#مونس_العشاق
#شهاب_الدین_سهروردی
قلندر و قلعه
نویسنده: سید یحیی یثربی
روایتی ویژه از زندگی شیخ شهابالدّین سهروردی
قلندر و قلعه، داستان زندگی شیخ اشراق، شهاب الدین یحیی بن حبش سهروردی از حکما و عرفای بزرگ قرن ششم هجری ایران است.این کتاب به قلم دکتر سید یحیی یثربی نوشته شده است. نویسنده در این کتاب که جنبة زندگینامه ای آن بسیار دقیق و قوی است به نحوة شکلگیری ذهنیت شیخ شهاب الدین از کودکی و تأثیرپذیری وی از معلمان و استادانش پرداخته است. در این داستان تا حدی دیدگاههای فلسفه سهروردی به زبان ساده آمده است و اساس این نوشته راه و رسم سلوکی اوست که میراث حکما، علما و به ویژه فرزانگان است.
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 ۸ مرداد هر سال روز بزرگداشت شهابالدین سهروردی (شیخ اشراق) است..
روز بزرگداشت #سهروردی
او شخصیتی است که شالوده ظهور مکتب اصفهان را پایهریزی کرد که میرداماد و ملاصدرا، دو فیلسوف مشهور این مکتب، تحت تاثیرش بودهاند. فخرالدین ماردینی از محققان معاصر او مینویسد: «نمیدانید که این جوان به چه آتشی میسوزد و با چه شعلهای میدرخشد. در عمر خود کسی را که مانند آن باشد ندیدهام. اما از افراط شور او و از بیاحتیاطی او در حفظ زبان خود، نسبت به او بیمناکم. از آن میترسم که این افراط و بیاحتیاطی به بهای جانش تمام شود.» سهروردی از آناتولی به شامات رفت، مناظر زیبای شام وی را مسحور خود کرد. در یکی از سفرهای خود از دمشق به حلب رفت و در آنجا با ملک ظاهر شاه، پسر صلاحالدین ایوبی ملاقات کرد. ملک ظاهر شاه مجذوب حکیم جوان، سهروردی شد و از وی خواست در دربار وی در حلب ماندگار شود.
سهروردی که مسحور و مجذوب مناظر آن دیار شده بود، شادمانه پیشنهاد ملک ظاهر شاه را پذیرفت و در حلب ماند. اما دیری نگذشت که کار بحث و مناظره وی با علمای قشری و مجریان شریعت و قضات بالا گرفت. در جامعه و فرهنگی که نهانزیستی و مهر کردن دهان و دوختن لب، شیوه تداوم و بقای زندگی است؛ بدیهی است آنکه اسرار هویدا کند، بر سر دار خواهد رفت. سر سبز سهروردی را نه فقط زبان سرخ، بل عقل سرخ وی بر باد داد. سهروردی سودای حکیم- فرمانروا را در سر میپروراند. سهروردی سودای برانداختن نظام درم و دینار را در سر میپروراند. همچنین نباید از یاد برد که در آن زمان صلاحالدین ایوبی تازه توانسته بود خاندان فاطمی مصر را که از مهمترین امیدهای اسلام باطنی اسماعیلیه بود در هم بکوبد. و از آنجا که واژگان سهروردی گاهی بسیار نزدیک به ادبیات اسماعیلیه و فاطمیان بود؛ قضات به راحتی میتوانستند برای وی پرونده محکمهپسند بسازند و چنین بود که سهروردی را به جرم الحاد و کفر، مهدورالدم اعلام کردند و به دستور صلاحالدین ایوبی و بهرغم مخالفتهای ملک ظاهرشاه، سرانجام در ۳۰ جولای ۱۱۹۱ میلادی، وی را در سن ۳۸ سالگی در زندان حلب به قتل رساندند.
و عشق،هر کسی را به خود راه ندهد!
و به همه جایی مأوا نکند!
و به هر دیده،روی نَنَماید!
و اگر وقتی،نشانِ کسی یابد که مُستَحَقِ آن سعادت بوَد؛
حُزن را که وکیلِ دَر است بفرستد
تا خانه،پاک کند و کسی را در خانه نگذارد
و از آمدنِ سُلیمانِ عشق،خبر کند!
#مونس_العشاق
#شهاب_الدین_سهروردی
قلندر و قلعه
نویسنده: سید یحیی یثربی
روایتی ویژه از زندگی شیخ شهابالدّین سهروردی
قلندر و قلعه، داستان زندگی شیخ اشراق، شهاب الدین یحیی بن حبش سهروردی از حکما و عرفای بزرگ قرن ششم هجری ایران است.این کتاب به قلم دکتر سید یحیی یثربی نوشته شده است. نویسنده در این کتاب که جنبة زندگینامه ای آن بسیار دقیق و قوی است به نحوة شکلگیری ذهنیت شیخ شهاب الدین از کودکی و تأثیرپذیری وی از معلمان و استادانش پرداخته است. در این داستان تا حدی دیدگاههای فلسفه سهروردی به زبان ساده آمده است و اساس این نوشته راه و رسم سلوکی اوست که میراث حکما، علما و به ویژه فرزانگان است.
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۸ امرداد بزرگداشت #سهروردی
( زاده ۵۴۹ قمری ۱۱۵۴ میلادی، سهرورد -- درگذشته ۵۸۷ قمری ۱۱۹۱ میلادی، حلب )
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
۸ امرداد بزرگداشت #سهروردی
( زاده ۵۴۹ قمری ۱۱۵۴ میلادی، سهرورد -- درگذشته ۵۸۷ قمری ۱۱۹۱ میلادی، حلب )
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۸ امرداد بزرگداشت #سهروردی
( زاده ۵۴۹ قمری ۱۱۵۴ میلادی، سهرورد -- درگذشته ۵۸۷ قمری ۱۱۹۱ میلادی، حلب )
شهابالدین یحیی بنحبش بنامیرک ابوالفتوح سهروردی، ملقب به شهابالدین، شیخاشراق، شیخ مقتول و شیخشهید، فیلسوف نامدار ایرانی،
قابل اعتمادترین منابع برای مطالعه زندگینامه سهروردی کتاب نزههالارواح و روضهالافراح است که تاریخ فلسفه است و به دستِ یکی از مهمترین شارحان آثار سهروردی، شمسالدین شهرزوری نوشته شده است که کرد است. اصل عربی این کتاب هنوز در ایران منتشر نشده است.
وی تحصیلات مقدماتی را که شامل حکمت، منطق و اصول فقه بود در نزد مجدالدین جیلی استادِ فخر رازی در مراغه آموخت و در علوم حکمی و فلسفی سرآمد شد و به قوت ذکا، وحدت ذهن و نیکاندیشی بر بسیاری از علوم اطلاع یافت. سهروردی بعد از آن به اصفهان، که در آن زمان مهمترین مرکز علمی و فکری در سرتاسر ایران بود، رفت و تحصیلات صوری خود را در محضر ظهیرالدین قاری به نهایت رسانید. در گزارشها معروف است که یکی از همدرسان وی، فخرالدین رازی، که از بزرگترین مخالفان فلسفه بود، چون چندی بعد از آن زمان، و بعد از مرگ سهروردی، نسخهای از کتاب تلویحات وی را به او دادند آن را بوسید و به یادِ همدرس قدیمش در مراغه اشک ریخت.
سهروردی پس از پایان تحصیلات رسمی، به سفر در داخل ایران پرداخت و از بسیاری از مشایخ تصوف دیدن کرد. در واقع، در همین دوره بود که سهروردی شیفته راه تصوف شد و دورههای درازی را به اعتکاف و عبادت و تفکر گذراند. او همچنین سفرهایش را گسترش داد و به آناتولی و شامات رسید و چنانکه از گزارشها برمیآید، مناظر شام در سوریه کنونی او را بسیار مجذوب خود کرد. در یکی از سفرها از دمشق به حلب رفت و در آنجا با ملکظاهر پسر صلاحالدین ایوبی (سردار معروف مسلمانان در جنگهای صلیبی) دیدار کرد. ملکظاهر که محبت شدیدی نسبت به صوفیان و دانشمندان داشت، مجذوب این حکیم جوان شد و از وی خواست که در دربار وی در حلب ماندگار شود. سهروردی نیز که عشق شدیدی نسبت به مناظر آن دیار داشت، شادمانه پیشنهاد ملکظاهر را پذیرفت و در دربار او ماند. در همین شهر حلب بود که وی کار بزرگ خویش، یعنی، حکمةالاشراق را به پایان برد.
اما سخن گفتنهای بی پرده و بیاحتیاط بودن وی در بیان معتقدات باطنی در برابر همگان، و زیرکی و هوشمندی فراوان وی که سبب آن میشد که با هرکس بحث کند، بر وی پیروز شود و نیز استادی وی در فلسفه و تصوف، از عواملی بود که دشمنان فراوانی مخصوصاً از میان علمای قشری برای سهروردی فراهم آورد.
سرانجام به دستاویز آن که وی سخنانی برخلاف اصول دین میگوید، از ملکظاهر خواستند که او را به قتل برساند و چون وی از اجابت خواسته آنها خودداری کرد، به صلاحالدین ایوبی شکایت بردند. متعصبان او را به الحاد متهم کردند و علمای حلب خون او را مباح شمردند (اتهام او معاندت با شرایع آسمانی اعلام شد).
صلاحالدین که به تازگی سوریه را از دست صلیبیان بیرون آورده بود و برای حفظ اعتبار خود به تأیید علمای دین احتیاج داشت، ناچار در برابر درخواست ایشان تسلیم شد.
به همین دلیل، پسرش ملکظاهر تحت فشار قرار گرفت و ناگزیر سهروردی را در ۵ رجب ۵۸۷ هجری قمری به زندان افکند و شیخ همانجا از دنیا رفت. وی در هنگام مرگ، ۳۸ سال داشت و مزارش در مسجد امام سهرودی شهر حلب است. سهروردى تنها فيلسوف ايرانى است كه داراى دستگاه فلسفى است.
علت مستقیم وفات وی معلوم نیست. (البته مشهور آن است که سهروردی به دلیل گرسنگی از دنیا رفت).
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۸ امرداد بزرگداشت #سهروردی
( زاده ۵۴۹ قمری ۱۱۵۴ میلادی، سهرورد -- درگذشته ۵۸۷ قمری ۱۱۹۱ میلادی، حلب )
شهابالدین یحیی بنحبش بنامیرک ابوالفتوح سهروردی، ملقب به شهابالدین، شیخاشراق، شیخ مقتول و شیخشهید، فیلسوف نامدار ایرانی،
قابل اعتمادترین منابع برای مطالعه زندگینامه سهروردی کتاب نزههالارواح و روضهالافراح است که تاریخ فلسفه است و به دستِ یکی از مهمترین شارحان آثار سهروردی، شمسالدین شهرزوری نوشته شده است که کرد است. اصل عربی این کتاب هنوز در ایران منتشر نشده است.
وی تحصیلات مقدماتی را که شامل حکمت، منطق و اصول فقه بود در نزد مجدالدین جیلی استادِ فخر رازی در مراغه آموخت و در علوم حکمی و فلسفی سرآمد شد و به قوت ذکا، وحدت ذهن و نیکاندیشی بر بسیاری از علوم اطلاع یافت. سهروردی بعد از آن به اصفهان، که در آن زمان مهمترین مرکز علمی و فکری در سرتاسر ایران بود، رفت و تحصیلات صوری خود را در محضر ظهیرالدین قاری به نهایت رسانید. در گزارشها معروف است که یکی از همدرسان وی، فخرالدین رازی، که از بزرگترین مخالفان فلسفه بود، چون چندی بعد از آن زمان، و بعد از مرگ سهروردی، نسخهای از کتاب تلویحات وی را به او دادند آن را بوسید و به یادِ همدرس قدیمش در مراغه اشک ریخت.
سهروردی پس از پایان تحصیلات رسمی، به سفر در داخل ایران پرداخت و از بسیاری از مشایخ تصوف دیدن کرد. در واقع، در همین دوره بود که سهروردی شیفته راه تصوف شد و دورههای درازی را به اعتکاف و عبادت و تفکر گذراند. او همچنین سفرهایش را گسترش داد و به آناتولی و شامات رسید و چنانکه از گزارشها برمیآید، مناظر شام در سوریه کنونی او را بسیار مجذوب خود کرد. در یکی از سفرها از دمشق به حلب رفت و در آنجا با ملکظاهر پسر صلاحالدین ایوبی (سردار معروف مسلمانان در جنگهای صلیبی) دیدار کرد. ملکظاهر که محبت شدیدی نسبت به صوفیان و دانشمندان داشت، مجذوب این حکیم جوان شد و از وی خواست که در دربار وی در حلب ماندگار شود. سهروردی نیز که عشق شدیدی نسبت به مناظر آن دیار داشت، شادمانه پیشنهاد ملکظاهر را پذیرفت و در دربار او ماند. در همین شهر حلب بود که وی کار بزرگ خویش، یعنی، حکمةالاشراق را به پایان برد.
اما سخن گفتنهای بی پرده و بیاحتیاط بودن وی در بیان معتقدات باطنی در برابر همگان، و زیرکی و هوشمندی فراوان وی که سبب آن میشد که با هرکس بحث کند، بر وی پیروز شود و نیز استادی وی در فلسفه و تصوف، از عواملی بود که دشمنان فراوانی مخصوصاً از میان علمای قشری برای سهروردی فراهم آورد.
سرانجام به دستاویز آن که وی سخنانی برخلاف اصول دین میگوید، از ملکظاهر خواستند که او را به قتل برساند و چون وی از اجابت خواسته آنها خودداری کرد، به صلاحالدین ایوبی شکایت بردند. متعصبان او را به الحاد متهم کردند و علمای حلب خون او را مباح شمردند (اتهام او معاندت با شرایع آسمانی اعلام شد).
صلاحالدین که به تازگی سوریه را از دست صلیبیان بیرون آورده بود و برای حفظ اعتبار خود به تأیید علمای دین احتیاج داشت، ناچار در برابر درخواست ایشان تسلیم شد.
به همین دلیل، پسرش ملکظاهر تحت فشار قرار گرفت و ناگزیر سهروردی را در ۵ رجب ۵۸۷ هجری قمری به زندان افکند و شیخ همانجا از دنیا رفت. وی در هنگام مرگ، ۳۸ سال داشت و مزارش در مسجد امام سهرودی شهر حلب است. سهروردى تنها فيلسوف ايرانى است كه داراى دستگاه فلسفى است.
علت مستقیم وفات وی معلوم نیست. (البته مشهور آن است که سهروردی به دلیل گرسنگی از دنیا رفت).
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity