🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#چکامه_پارسی

پدر من صدای تو را می‌شناسم ، تو را می‌شناسم
سوار دلیر خجسته
دلیر خجسته، دلیر خجسته،
صدای شگفت تو از پشت آن قله‌های مه‌آلود برفی
طنین دارد اینک ز انگیزه‌ی کوچ آن پهلوانان تنها
که یک‌ شب صبورانه بر پشت اسبان چابک نشستند
و از امتداد درختان ساکت گذشتند
و رفتند
و رفتند
و رفتند
تصاویر اشباح آن دره‌های موازی
به نجوای کهریز کوچک به خلوت خزیدند
و وهم غبار بیابان - بیابان آن سوی مرتع -
به رویای آرام و پاکیزه آسمان ریخت
و خواب خوش سهره‌ها را هیاهوی طوفان غربی بهم زد
و در امتداد هراس‌آور شب،
شب خون و سرنیزه و تانگ و نیرنگ
- نمی‌دانم آن شب کدامین شب از این زمستان بی انتها بود -
که در انتهای ملال‌آور شب، شب درد، وحشت، شکنجه.
در آن آخرین لحظه‌هایی که از نیمه شب می‌گذشتند
شب خوف، حسرت بر آن قهرمان، روزگار گذشته،
همان لحظه‌هایی که دیگر برین سرزمین برنگشتند
گریزنده باد شتابان شتابان -شتابان
و گل‌های قاصد
و بانگ خبرها خبرها خبر ها.
نفس‌های اسبان چابک اگر برف را ذوب می‌کرد
و ارابه‌های تهاجم اگر از کمرگاه شب می‌گذشتند
اگر می‌گذشتند ....
اگر می‌گذشتند .....
اگر می‌گذشتند....

#سیروس_مشفقی


🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity