سیمین غانم
تصنیف #رقص_بارون
خواننده #سیمین_غانم
آهنگساز #یوسف_میرزایی
شعر #عمران_صلاحی
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
تصنیف #رقص_بارون
خواننده #سیمین_غانم
آهنگساز #یوسف_میرزایی
شعر #عمران_صلاحی
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#سیب...
«...نگاهش که سر خورد سوی من بوی سیب می داد . دندان هاش به سفیدی درون سیب گلاب بود آنگاه که گاز زده ای و نیم دیگر میان انگشتانت و تو مست از عطر و طعم شگفت آن هاج و واج مانده باشی . غروب ها که صدای چارچرخ طوافی خالی میان گوشم می نشست ، از هره ی بام رو به کوچه سرک می کشیدم تا ببینمش ، درست وسط چارچرخ نشسته و پاهایش تکان می دهد و هم الان بود دمپایی پلاستیکی سبزش از پاهای خوشگلش لیز بخورد و بیفتد زیر چرخ و او جیغ بکشد از خوشی و مادرش بیاید کنار در و قد و بالای مردش ببیند بی که سیبی روی چرخ مانده باشد با خود عطر همه سیب ها را به خانه آورده و بوی سیب بیشتر از هر زمان دیگر در هوا پر است .
از پله های خرپشته که پایین می آیم مادرم آش کشکی را که رویش نعناع داغ سبز خوشرنگی بود میان کاسه ی چینی گلسرخی دستم داد که ببر برای ننه سیب . نزدیک بود از خوشی بشکن بزنم . کاسه ی چینی را گرفتم و جلدی پریدم کوچه ، دم درشان که رسیدم پدر سیب چارچرخه را هل داده بود داخل حیاط و داشت چفت لنگه ی چپ در را می انداخت . با دیدن کاسه ی آش دستش را پیش آورد و گفت : " چه کرده این ثریا خانم با عطر آش کشک و نعنا داغش.."
بی اختیار پاسخ دادم : " اما به عطر سیب های شما نمی رسه که محله رو گذاشته رو سرش..."
لبخندی زد از سر آرامش و گفت : " روزی ما را خدا در این سیب ها قرار داده ، برای همین اسم تنها دخترم را سیب گذاشته ام تا اون بالایی بداند چقدر شکرش را بجا می آورم.. "
بعد صدا زد : " سیب ، بابا بیا این کاسه رو خالی کن پسر ثریا خانم دم در منتظره..."
تا خواستم تعارفی بکنم عجله ای نیست برای کاسه ، او آمد با چشمانی که به سبزی می زد و عطر سیب چنان نشست میان جانم که عطر نعنا داغ مادرم مثل کفتری پر کشید و نشست لب بام به تماشا . تا دیدم پدرش رفت کنار حوض آبی به سر و صورتش بزند زیر لب گفتم : " من تو میوه ها سیب دوست نداشتم ، اما از وقتی که شناختمت و فهمیدم اسمت سیبه و بوی سیب میدی عاشق سیب شدم ! "
لپ هاش سرخ شد به سرخی سیب شب یلدا . از کنار حوض گذشت . نرم و آهسته مثل گل قاصدک چند پله را بالا رفت ، از مهتابی گذشت و در ارسی را باز کرد و رفت اندرون . با اینکه دیگر نمی دیدمش اما می شد حس کنی رد عطری را که از او جا می ماند . برگشت و کاسه ی چینی گلسرخی شسته شده را داد دستم پر سیب گلاب رسیده ی آبدار ، تکه ای کاغذ سفید را هم فرو کرد میان جیب پیراهنم و گفت : " تنها شدی بخون .."
نگاهش سرید میان چشمانم . حسودی کردم به شاخه ای از موهای خوش نشسته ی کنار لاله ی زیبایی نه آویزان ، خیلی خوش حالت چسبیده بود به بناگوشی سپید و زیبا .
به خانه که برگشتم انگار لامپ خاک گرفته ی دالان پر نورتر شده بود . از صدای آواز دردشتی که گرام تپاز روشن آقام از بالا خانه رها کرده بود میان راه پله و من هرگز دوست نداشتم بشنوم بدم نیامد . یکی از سیب ها را گذاشتم داخل جیبم و باقی را گذاشتم روی تلویزیون شاوب لورنس چوب گردویی که نصف اتاق را گرفته بود . خانمی نشسته بود روی صندلی و می خواند . از سیب می گفت و آسمون آبی . حالا عطر سیب خانه ی ما را گذاشته بود روی سرش...»
پیوست :
#سیب ( آسمون آبی ) ترانه
#سیمین_غانم / خواننده
#فرهاد_شیبانی / ترانه سرا
#فریبرز_لاچینی / آهنگساز
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#سیب...
«...نگاهش که سر خورد سوی من بوی سیب می داد . دندان هاش به سفیدی درون سیب گلاب بود آنگاه که گاز زده ای و نیم دیگر میان انگشتانت و تو مست از عطر و طعم شگفت آن هاج و واج مانده باشی . غروب ها که صدای چارچرخ طوافی خالی میان گوشم می نشست ، از هره ی بام رو به کوچه سرک می کشیدم تا ببینمش ، درست وسط چارچرخ نشسته و پاهایش تکان می دهد و هم الان بود دمپایی پلاستیکی سبزش از پاهای خوشگلش لیز بخورد و بیفتد زیر چرخ و او جیغ بکشد از خوشی و مادرش بیاید کنار در و قد و بالای مردش ببیند بی که سیبی روی چرخ مانده باشد با خود عطر همه سیب ها را به خانه آورده و بوی سیب بیشتر از هر زمان دیگر در هوا پر است .
از پله های خرپشته که پایین می آیم مادرم آش کشکی را که رویش نعناع داغ سبز خوشرنگی بود میان کاسه ی چینی گلسرخی دستم داد که ببر برای ننه سیب . نزدیک بود از خوشی بشکن بزنم . کاسه ی چینی را گرفتم و جلدی پریدم کوچه ، دم درشان که رسیدم پدر سیب چارچرخه را هل داده بود داخل حیاط و داشت چفت لنگه ی چپ در را می انداخت . با دیدن کاسه ی آش دستش را پیش آورد و گفت : " چه کرده این ثریا خانم با عطر آش کشک و نعنا داغش.."
بی اختیار پاسخ دادم : " اما به عطر سیب های شما نمی رسه که محله رو گذاشته رو سرش..."
لبخندی زد از سر آرامش و گفت : " روزی ما را خدا در این سیب ها قرار داده ، برای همین اسم تنها دخترم را سیب گذاشته ام تا اون بالایی بداند چقدر شکرش را بجا می آورم.. "
بعد صدا زد : " سیب ، بابا بیا این کاسه رو خالی کن پسر ثریا خانم دم در منتظره..."
تا خواستم تعارفی بکنم عجله ای نیست برای کاسه ، او آمد با چشمانی که به سبزی می زد و عطر سیب چنان نشست میان جانم که عطر نعنا داغ مادرم مثل کفتری پر کشید و نشست لب بام به تماشا . تا دیدم پدرش رفت کنار حوض آبی به سر و صورتش بزند زیر لب گفتم : " من تو میوه ها سیب دوست نداشتم ، اما از وقتی که شناختمت و فهمیدم اسمت سیبه و بوی سیب میدی عاشق سیب شدم ! "
لپ هاش سرخ شد به سرخی سیب شب یلدا . از کنار حوض گذشت . نرم و آهسته مثل گل قاصدک چند پله را بالا رفت ، از مهتابی گذشت و در ارسی را باز کرد و رفت اندرون . با اینکه دیگر نمی دیدمش اما می شد حس کنی رد عطری را که از او جا می ماند . برگشت و کاسه ی چینی گلسرخی شسته شده را داد دستم پر سیب گلاب رسیده ی آبدار ، تکه ای کاغذ سفید را هم فرو کرد میان جیب پیراهنم و گفت : " تنها شدی بخون .."
نگاهش سرید میان چشمانم . حسودی کردم به شاخه ای از موهای خوش نشسته ی کنار لاله ی زیبایی نه آویزان ، خیلی خوش حالت چسبیده بود به بناگوشی سپید و زیبا .
به خانه که برگشتم انگار لامپ خاک گرفته ی دالان پر نورتر شده بود . از صدای آواز دردشتی که گرام تپاز روشن آقام از بالا خانه رها کرده بود میان راه پله و من هرگز دوست نداشتم بشنوم بدم نیامد . یکی از سیب ها را گذاشتم داخل جیبم و باقی را گذاشتم روی تلویزیون شاوب لورنس چوب گردویی که نصف اتاق را گرفته بود . خانمی نشسته بود روی صندلی و می خواند . از سیب می گفت و آسمون آبی . حالا عطر سیب خانه ی ما را گذاشته بود روی سرش...»
پیوست :
#سیب ( آسمون آبی ) ترانه
#سیمین_غانم / خواننده
#فرهاد_شیبانی / ترانه سرا
#فریبرز_لاچینی / آهنگساز
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#سیب ( آسمون آبی ) ترانه
#سیمین_غانم / خواننده
#فرهاد_شیبانی / ترانه سرا
#فریبرز_لاچینی / آهنگساز
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
#سیمین_غانم / خواننده
#فرهاد_شیبانی / ترانه سرا
#فریبرز_لاچینی / آهنگساز
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw