🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#شعر_ودکلمه
فراموش خواهی شد
انگار که هرگز نبودهای
همچو مرگ یک پرنده
بهسان کلیسایی متروک،
همچون عشقی گذرا
چونان گلی در بادها...
و گلی در میان برفها،
فراموش خواهی شد
من از آنِ جادهام…
کسانی هم هستند
که گامهاشان
از گامهایم پیش افتاد
آن که رویاهایش را
به رویاهای من دیکته کرد
کسی هم هست که سخن را
بر وفق خُلقی پسندیده
به نثر درآورد،
تا از حکایت گذر کند
یا به آنکه بعد از او خواهد آمد
با اثری غنائی
و یا با ناقوسی،
روشنا ببخشد....
فراموش خواهی شد
انگار که نه فردی بودهای
و نه حتی یک متن،
و فراموش خواهی شد.
با راهنمایی چشمِ خِرد ره میسپارم
تا بلکه سیرتی شخصی
به حکایت ببخشم
واژگان مرا رهنمون میسازند
و رهنمونشان میسازم
من شکلشان هستم
و آنها تجلیِ آزادانهاند
اما آنچه را میخواهم بگویم،
گفته شده است
فردایی گذشته،
از من جلو افتاده است
من پادشاه پژواکم
و جز حاشیهها،
اریکهای ندارم
که راه، همان روش است
چهبسا پیشینیان
توصیفِ چیزی را از یاد بردند
تا عواطف و احساسی را
در آن بیدار سازم...
فراموش خواهی شد
انگار که نه خبری بودهای
و نه اثری
و فراموش خواهی شد.
من از آنِ جادهام…
آنجا که گامهای کسانی
بر گامهایم ره میسپارند
کیست که برای رسیدن به رویایم
از من پیش خواهد افتاد؟
کیست که شعری
در ستایش باغهای تبعید
روبهروی خانهها خواهد سرود؟
آزادم از فردای شکستهام!
از غیب و از دنیایم!
آزادم از پرستش دیروز!
از بهشتی که بر روی زمین دارم!
آزادم از استعارهها و زبانم!
و گواهی میدهم که من
آنگاه که فراموش میشوم
زنده هستم!
و آزادم!
#محمود_درویش
#شاعر_فلسطینی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#شعر_ودکلمه
فراموش خواهی شد
انگار که هرگز نبودهای
همچو مرگ یک پرنده
بهسان کلیسایی متروک،
همچون عشقی گذرا
چونان گلی در بادها...
و گلی در میان برفها،
فراموش خواهی شد
من از آنِ جادهام…
کسانی هم هستند
که گامهاشان
از گامهایم پیش افتاد
آن که رویاهایش را
به رویاهای من دیکته کرد
کسی هم هست که سخن را
بر وفق خُلقی پسندیده
به نثر درآورد،
تا از حکایت گذر کند
یا به آنکه بعد از او خواهد آمد
با اثری غنائی
و یا با ناقوسی،
روشنا ببخشد....
فراموش خواهی شد
انگار که نه فردی بودهای
و نه حتی یک متن،
و فراموش خواهی شد.
با راهنمایی چشمِ خِرد ره میسپارم
تا بلکه سیرتی شخصی
به حکایت ببخشم
واژگان مرا رهنمون میسازند
و رهنمونشان میسازم
من شکلشان هستم
و آنها تجلیِ آزادانهاند
اما آنچه را میخواهم بگویم،
گفته شده است
فردایی گذشته،
از من جلو افتاده است
من پادشاه پژواکم
و جز حاشیهها،
اریکهای ندارم
که راه، همان روش است
چهبسا پیشینیان
توصیفِ چیزی را از یاد بردند
تا عواطف و احساسی را
در آن بیدار سازم...
فراموش خواهی شد
انگار که نه خبری بودهای
و نه اثری
و فراموش خواهی شد.
من از آنِ جادهام…
آنجا که گامهای کسانی
بر گامهایم ره میسپارند
کیست که برای رسیدن به رویایم
از من پیش خواهد افتاد؟
کیست که شعری
در ستایش باغهای تبعید
روبهروی خانهها خواهد سرود؟
آزادم از فردای شکستهام!
از غیب و از دنیایم!
آزادم از پرستش دیروز!
از بهشتی که بر روی زمین دارم!
آزادم از استعارهها و زبانم!
و گواهی میدهم که من
آنگاه که فراموش میشوم
زنده هستم!
و آزادم!
#محمود_درویش
#شاعر_فلسطینی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity