🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#شعر_جهان

در ژرفنای درون‌ام
نی‌لبکی محزون هست
هر سال پاییز که می‌آید
آن‌را بر لب‌اش می‌نهد
باد در هم می‌پیچد و
چشم تنهایی خیس می‌شود و
انتظارم فرومی‌ریزد و
حیاط شعرم آکنده می‌شود
از برگ درخت.

#شیرکو_بیکس


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی

در ژرفنای درون‌ام
نی‌لبکی محزون هست
هر سال پاییز که می‌آید
آن‌را بر لب‌اش می‌نهد
باد در هم می‌پیچد و
چشم تنهایی خیس می‌شود و
انتظارم فرومی‌ریزد و
حیاط شعرم آکنده می‌شود
از برگ درخت.

#شیرکو_بیکس

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#شعر_جهان

این پاییز
هیچ شباهتی به پاییز مادر من ندارد
این‌جا درخت‌ها می‌گریند
این‌جا درخت برای درخت می‌گرید
این‌جا سنگ برای سنگ می‌گرید
این‌جا فقط سنگ و فقط درخت
می‌گریند
اما اینجا کردستان
پاییز
سنگ و درخت و آسمان و آدمی
همه با هم می‌گریند
همه برای هم می‌گریند.

#شیرکو_بیکس

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#شعر_جهان

آنگاه که
جام شرابی شکست
دل خوشه انگوری
بر درخت تاک
از تپش ایستاد
من نظاره‌گر بودم
آنگاه که در حنجره‌ی پرنده‌ای
نغمه‌ای مُرد
کمانچه‌ای مُرد.

#شیرکو_بیکس

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#چکامه_پارسی

من از این سرزمین چه خواستم
جدا از تکه‌ای نان
گوشه‌ای سرشار از اطمینان
جیبی سیر و مُشتی آفتابِ آرام...
بارانی از دوست داشتن و
پنجره‌ای باز به سوی آزادی و عشق.
من بیش از این چه خواستم که هرگز نبود.
تا که نیمه شبی، دروازه‌ای را شکستم
رفتم...
برای همیشه رفتم.

#شیرکو_بیکس

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#چکامه_پارسی


یکدیگر را دوباره دیدیم
ولی کی؟!
وقتی زمستان در گیسوانت و
غروبی در چهرەام و
خزانی در جسمت و
غروبی در چشمانم
آشیان کرده بودند ...

#شیرکو_بی‌کس

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#چکامه_پارسی

تهران
به روی کسی نمی‌خندد
غیر از مرگ

تهران از هیچ چیز خوشش نمی‌آید
غیر از مرگ

زنانش، پسرانش، و دخترانش
نام همه‌ی آنها مرگ است
و چیزی که از مادر متولد نمی‌شود
زندگی‌ست


#شیرکو_بیکس

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#شعر_جهان

آزادی؟
کدامین آزادی؟
آزادی اسبی‌ست خسته و لنگان
که هر روز گلوله بارَش می‌زنند

سرزمین؟
کدامین سرزمین؟
آن سرزمینی که هر روز به غارتش می‌برند؟
آن دشتی که برهوتش کرده‌اند
یا آن شاخه‌ای
که تخته‌ی تابوت شد؟

کدامین است؟
آن سنگ و آن خاک و آن چشمه و ریگی
که بند و زندان زاییده است؟

نمی‌دانم میهن کدام است!
آزادی کدام است،
نمی‌دانم!

آن جویباری که در روز روشن
سرچشمه‌اش را غارت کردید؟
آن معشوقه‌ای که در خواب
چشم‌هایش را دزدیدید؟
آن ابری که پیش از باریدن
بارانش را به تاراج بردید؟
یا آن ماهی
که شبِ چهارده‌اش را ربودید؟

آزادی،اسبی‌ست خسته و لنگان
که هر روز گلوله بارَش می‌زنند

#شیرکو_بیکس

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#شعر_جهان

برای مادران کوردی که برای آخرین بار
فرزندانشون رو بدرقه کردند...

ﯾﺎ ﺣﻀﺮﺕ ﺩﻣﮑﺮﺍﺳﯽ ...
ﮔﺬﺍﺭﺕ ﮐﻪ ﺑﻪ ﮐﻮﺭﺩﺳﺘﺎﻥ ﺍﻓﺘﺎﺩ
ﺍﺯ ﺳﯿﻢ ﺧﺎﺭﺩﺍﺭﻫﺎ ﮐﻪ ﮔﺬﺷﺘﯽ
ﻣﯿﻦ ﻫﺎ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺩﻭﺭ ﺯﺩﯼ
ﺍﺯ ﻓﺸﻨﮕﻬﺎﯼ ﺩﺍﻍ ﮐﻪ ﺟﺎﻥ ﺳﺎﻟﻢ ﺑﻪ ﺩﺭ ﺑﺮﺩﯼ
ﺍﺯ ﺗﺸﻨﮕﯽ ﺟﺎﻥ ﻧﺒﺎﺧﺘﯽ
ﮔﻮﺭﺳﺘﺎﻥ ﻓﺮﺷﺘﮕﺎﻥ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺭﺩ ﮐﺮﺩﯼ
ﭘﯿﺮﺯﻧﯽ ﺟﻮﺍﺏ ﺳﻼﻣﺖ ﺭﺍ ﻣﯿﺪﻫﺪ
ﺷﺎﯾﺪ ﺳﻮﺍﺩ ﻧﻮﺷﺘﻦ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ
ﺍﻣﺎ ﺷﺮﻑ ﻣﺎﺩﺭﯾﺶ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺣﻔﻆ ﺍﺳﺖ
ﺍﻭ ﭼﻨﺪ ﻫﺰﺍﺭ ﺳﺎﻝ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻗﻬﺮﻣﺎﻥ ﺍﺳﺖ،
ﺩﺳﺘﺶ ﺭﺍ ﺑﺒﻮﺱ...
ﺳﺮﺗﻌﻈﯿﻢ ﻓﺮﻭﺩ ﺁﺭ...
ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯ ﺭﺍ ﺛﺒﺖ ﮐﻦ...
ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ ﻧﺎﻣﺸﺮﻭﻉ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﻨﻮﯾﺲ:
" ﺷﺮﺍﻓﺖ " ﺭﺍ ﻣﺎﺩﺭﺍﻧﯽ می سازند
ﮐﻪ ﺷﻬﺮ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﻐﺎﻝ ﻫﺎ ﺗﺮﮎ ﻧﮕﻔﺘﻨﺪ...

به قلم #شیرکو_بیکس

#ژن_ژیان_ئازادی
#زن_زندگی_آزادی
#مهسا_امینی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#شعر_جهان

این پاییز
هیچ شباهتی به پاییز مادر من ندارد
این‌جا درخت‌ها می‌گریند
این‌جا درخت برای درخت می‌گرید
این‌جا سنگ برای سنگ می‌گرید
این‌جا فقط سنگ و فقط درخت
می‌گریند
اما این‌جا کردستان
پاییز
سنگ و درخت و آسمان و آدمی
همه با هم می‌گریند
همه برای هم می‌گریند.

#شیرکو_بیکس

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#چکامه_پارسی

همه روز
جشنِ خفه کردنِ صدای توست.
همه روز
کارناوالِ از یاد بردنِ توست.
همه روز
سبیلِ قانون
هووی توست.
همه روز
سبیلِ کُلفتِ شرع و
قهقه های بلندش
تازیانه ای بر پیکرِ توست..

#شیرکو_بیکس

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#چکامه_پارسی

شگفتا

نه غرق می شویم

نه ساحل روشنی پیش روست!!


#شیرکو_بیکس

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#چکامه_پارسی

درختی سوخت
دودش
شعری گریان برای باغ نوشت

باغ که سوخت
دودش
داستانی بس غمگین برای کوه نوشت

کوه که سوخت
دودش
قصیده‌ای اشک‌آلود برای روستا نوشت

روستا که سوخت
دودش
نمایشنامه‌ای تراژیک برای شهر نوشت

در شهر اما زنی بود
که زیبایی درخت و کوه و روستا و شهر را
یک جا در دل و قامتش داشت
آنگاه که به‌خاطر آزادی خودسوزی کرد
دودش
داستانی بی‌پایان
برای سراسرِ سرزمین نوشت





🌸#شیرکو_بیکس🌸

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#چکامه_پارسی

ای میهـن خوابیده‌ام !
من تنت را سوزن آجین می‌کنم
تا بپـاخیزی و به سیل و طوفان تبدیل گردی و
هر چه بازمانده این تاریخ زنگار زده است،
همراه آوارهای دروغ
همه را با خود ببـری!

اما شما تا آن کار را انجام ندهی
نه به درخت اجازه می دهی بیارامـد و
نه خانه شما را می پذیرد و
نه سنگ را می گذاری نفس بکشد و
نه جاده را که برویش گام بنهـی!

#شیرکو_بیکس

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#چکامه_پارسی

کاش بی‌هیچ شرطی...
برای آخرین بار...

تو را در آغوش میکشیدم...
و آنگاه جان می‌سپردم...

#شیرکو_بیکس

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸


🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵

آری
باید از میان زن و شعر یکی را برگزینم
به شعر گفتم:
ناچارم از برگزیدن آن زیباروی
دیگر سراینده ات نیستم
شعر رفت و زن نَزدَم ماند

اما زمانی که زن زیبا
به دیدگانم قدم گذاشت
مقابل روحم ایستاد
و بی آنکه خود بداند،
به قصیده ای بدل شد .


✍️#شیرکو_بیکس

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵

دلم می‌خواهد خودم را از تنم دربیاورم
بشورم و بچلانم
و روی طناب حیاطمان پهن کنم.
فردا بیایم و ببینم که مرا
باد با خود برده است.

#شیرکو_بیکس

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵

من از این سرزمین چه خواستم
جدا از تکه‌ای نان
گوشه‌ای سرشار از اطمینان
جیبی سیر و مُشتی آفتابِ آرام...
بارانی از دوست داشتن و
پنجره‌ای باز به سوی آزادی و عشق.
من بیش از این چه خواستم که هرگز نبود.
تا که نیمه شبی، دروازه‌ای را شکستم
رفتم...
برای همیشه رفتم.


#شیرکو_بیکس

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵


باران که آمد
گلی در خانه ام رویید
آفتاب که تابید
آیینه ای تمام قد به خانه ام داد
درخت توی ایوان
شانه ای به موهایم بخشید
عزیزکم تو که آمدی
گل و آینه و شانه را بردی و
شعری به من سپردی!


#شیرکو_بیکس


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵

من اکنون
سرزمین خود را یافتەام؛
سرزمین تازەی من
دختری‌ـست جوان و زیبا،
کە هیچ شبیه نیست
بەسرزمین پیر و عبوس شما...
از آب کە می‌گویم
از چشم‌‌هایش می‌بارَد زلالترین آبها،
از درخت و گل و گیاە و بهار کە می‌گویم
همە در پیکر و قدوبالای او می‌‌شکفد
و می‌گیرد پا...
من نمی‌خواهم دیگر
درآن سرزمین پیر و بی‌رویای شما زندگی کنم!
من می‌خواهم
می‌خواهم بشکفم
سبز شَوَم
زندگی کنم در دنیای رنگانگ آن دختر زیبا
درآن سحر مانا...
آنجا خواب ببینم
آنجا شعر بسرایم
آنجا بخوانم
و همانجا هم قدم بزنم در سواحل ایمان و اعتماد و رویا را...
آن‌گاە بیاسایم اندکی
بەنظارە بنشینم بارش برف
و پرواز پروانە را،
دست بر عشق بیاسایم
و بِبویَمش،
می‌خواهم بخزم در پیلەی آشتی و آزادی
آنجا زندگی کنم
و جان هم بسپارم در همانجا...


#شیرکو_بیکس

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity