🔴#زادروز
متحد نیستیم اگر حرمت گذار یکدیگر باشیم میتوانیم جهانی شویم
#غزاله_علیزاده
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
متحد نیستیم اگر حرمت گذار یکدیگر باشیم میتوانیم جهانی شویم
#غزاله_علیزاده
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۱ اردیبهشت سالروز درگذشت #غزاله_علیزاده
( زاده ۲۷ بهمن ۱۳۲۷ مشهد – درگذشته ۲۱ اردیبهشت ۱۳۷۵ رامسر ) نویسنده
فاطمه (غزاله) علیزاده، در کودکی درونگرا، بازیگوش و باهوش بود. در مدرسه گاه با بازیگوشیها و شجاعتهایش دیگران را نگران میکرد اما شاگرد زرنگی نیز بود. وی که مادرش، منیر سیدی نیز شاعر و نویسنده بود، مدرسه را در دبیرستان علوم انسانی مهستی به پایان برد و در همین زمان به گیاهخواری روی آورد. او در کنکور رشته ادبیات فارسی در مشهد و کنکور حقوق و فلسفه در تهران قبول شد و به خواست مادرش در رشته حقوق وارد شد.
وی با مدرک لیسانس علوم سیاسی از دانشگاه تهران، برای تحصیل در رشتهٔ فلسفه و سینما در دانشگاه سوربن به فرانسه رفت. در واقع ابتدا برای دکترای حقوق به پاریس رفت ولی با زحمت زیاد رشتهاش را به فلسفه اشراق تغییر داد و قصد داشت پایاننامهاش را دربارهٔ مولوی بنویسد، که با مرگ ناگهانی پدرش آن را نیمهکاره رها کرد.
وی پیشهٔ ادبی خود را از دههٔ ۱۳۴۰ و با چاپ داستانهای خود در مشهد آغاز کرد. «سفر ناگذشتنی» نام نخستین مجموعه داستان غزاله است که در سال ۱۳۵۶ منتشر شد اما از معروفترین آثار وی میتوان به رمان دو جلدی «خانه ادریسیها» و مجموعه داستان «چهارراه» نام برد.
غزاله ابتدا با بیژن الهی ازدواج کرد و صاحب دختری به نام سلمی شد. اما بعد از جدایی، در سال ۱۳۶۲ با محمدرضا نظام شهیدی ازدواج کرد. وی چند ماه قبل از مرگش در گفتگویی که با مجله ادبی گردون (شماره ۵۱–۲۱مهرماه ۱۳۷۴) داشت در مورد خودش چنین میگوید:
«دوازده، سیزده ساله بودم، دنیا را نمیشناختم. کی دنیا را میشناسد؟ این تودهٔ بیشکل مدام در حال تغییر را که دور خودش میپیچد و از یک تاریکی میرود به طرف دیگر. در این فاصله، ما بیش و کم رؤیا میبافیم، فکر میکنیم میشود سرشت انسان را عوض کرد، آن مایهٔ حیرتانگیز از حیوانیت در خود و دیگران را. ما نسلی بودیم آرمانخواه. به رستگاری اعتقاد داشتیم. هیچ تاسفی ندارم. از نگاه خالی نوجوانان فارغ از کابوس و رؤیا، حیرت میکنم. تا این درجه وابستگی به مادیت، اگر هم نشانهٔ عقل معیشت باشد، باز حاکی از زوال است. ما واژههای مقدس داشتیم: آزادی، وطن، عدالت، فرهنگ، زیبایی و تجلی. تکان هر برگ بر شاخه، معنای نهفتهای داشت …»
وی که از بیماری سرطان رنج میبرد بعد از دو بار خودکشی ناموفق، سرانجام در ۲۱ اردیبهشت سال ۱۳۷۵، در روستای جواهرده رامسر، خود را از درختی حلقآویز کرد و او را در امامزاده طاهر کرج به خاک سپردند.
او در یادداشت پیش از خودکشی خود چنین نوشت: «آقای دکتر براهنی و آقای گلشیری و کوشان عزیز! رسیدگی به نوشتههای ناتمام خودم را به شما عزیزان واگذار میکنم. ساعت یک و نیم است. خستهام. باید بروم. لطف کنید و نگذارید گم و گور شوند و در صورت امکان چاپشان کنید. نمیگویم بسوزانید. از هیچکس متنفر نیستم. برای دوستداشتن نوشتهام، تنها و خستهام برای همین میروم. دیگر حوصله ندارم. چقدر کلید در قفل بچرخانم و قدم بگذارم به خانهای تاریک. من غلام خانههای روشنم. از خانم دانشور عزیز خداحافظی میکنم. چقدر به همه و به من محبت کردهاست. چقدر به او احترام میگذارم. بانوی رمان، بانوی عطوفت و یک هنرمند راست و درست. با شفقت بسیار. خداحافظ دوستان عزیزم.»
کتاب خانه ادریسیها سه سال پس از مرگ غزاله، جایزه بیست سال داستاننویسی را از آن خود کرد.
آثار :
رمانها
دو منظره، ۱۳۶۳
خانه ادریسیها، ۱۳۷۰ (۲ جلدی)
شبهای تهران
ملک آسیاب
مجموعه داستانها
سفر ناگذشتنی (تاریخ انتشار ۱۳۵۶؛ شامل داستانهای شجره طیبه، پاندارا، با انار و با ترنج از شاخ سیب)
چهارراه (تاریخ انتشار ۱۳۷۳؛ شامل داستانهای دادرسی، بعد از تابستان، جزیره، سوچ)
تالارها (تاریخ انتشار ۱۳۸۲؛ شامل داستانهای نقشها، اول بهار، گرد و شکنان، تالارها)
داستانهای کوتاه همراه با داستان دو منظره در مجموعهای با نام با غزاله تا ناکجا در سال ۱۳۷۸ توسط نشر توس منتشر شدهاست.
سایر آثار :
کشتی عروس
رؤیای خانه و کابوس زوال
جایزهها :
جایزهٔ قلم طلاییِ مجلهٔ ادبی گردون برای داستان کوتاه «جزیره»، ۱۹۹۹ میلادی
جایزهٔ بیست سال داستاننویسیِ وزارت ارشاد برای رمان خانه ادریسیها، ۱۹۹۹ میلادی سه سال پس از مرگ غزاله.
دربارهٔ علیزاده :
در سال ۱۳۸۷ فیلم مستندی دربارهٔ غزاله علیزاده با عنوان محاکات غزاله علیزاده به کارگردانی پگاه آهنگرانی ساخته شدهاست؛ محاکات غزاله علیزاده تاکنون اجازه حضور در جشنوارههای ایران را نیافته است.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۱ اردیبهشت سالروز درگذشت #غزاله_علیزاده
( زاده ۲۷ بهمن ۱۳۲۷ مشهد – درگذشته ۲۱ اردیبهشت ۱۳۷۵ رامسر ) نویسنده
فاطمه (غزاله) علیزاده، در کودکی درونگرا، بازیگوش و باهوش بود. در مدرسه گاه با بازیگوشیها و شجاعتهایش دیگران را نگران میکرد اما شاگرد زرنگی نیز بود. وی که مادرش، منیر سیدی نیز شاعر و نویسنده بود، مدرسه را در دبیرستان علوم انسانی مهستی به پایان برد و در همین زمان به گیاهخواری روی آورد. او در کنکور رشته ادبیات فارسی در مشهد و کنکور حقوق و فلسفه در تهران قبول شد و به خواست مادرش در رشته حقوق وارد شد.
وی با مدرک لیسانس علوم سیاسی از دانشگاه تهران، برای تحصیل در رشتهٔ فلسفه و سینما در دانشگاه سوربن به فرانسه رفت. در واقع ابتدا برای دکترای حقوق به پاریس رفت ولی با زحمت زیاد رشتهاش را به فلسفه اشراق تغییر داد و قصد داشت پایاننامهاش را دربارهٔ مولوی بنویسد، که با مرگ ناگهانی پدرش آن را نیمهکاره رها کرد.
وی پیشهٔ ادبی خود را از دههٔ ۱۳۴۰ و با چاپ داستانهای خود در مشهد آغاز کرد. «سفر ناگذشتنی» نام نخستین مجموعه داستان غزاله است که در سال ۱۳۵۶ منتشر شد اما از معروفترین آثار وی میتوان به رمان دو جلدی «خانه ادریسیها» و مجموعه داستان «چهارراه» نام برد.
غزاله ابتدا با بیژن الهی ازدواج کرد و صاحب دختری به نام سلمی شد. اما بعد از جدایی، در سال ۱۳۶۲ با محمدرضا نظام شهیدی ازدواج کرد. وی چند ماه قبل از مرگش در گفتگویی که با مجله ادبی گردون (شماره ۵۱–۲۱مهرماه ۱۳۷۴) داشت در مورد خودش چنین میگوید:
«دوازده، سیزده ساله بودم، دنیا را نمیشناختم. کی دنیا را میشناسد؟ این تودهٔ بیشکل مدام در حال تغییر را که دور خودش میپیچد و از یک تاریکی میرود به طرف دیگر. در این فاصله، ما بیش و کم رؤیا میبافیم، فکر میکنیم میشود سرشت انسان را عوض کرد، آن مایهٔ حیرتانگیز از حیوانیت در خود و دیگران را. ما نسلی بودیم آرمانخواه. به رستگاری اعتقاد داشتیم. هیچ تاسفی ندارم. از نگاه خالی نوجوانان فارغ از کابوس و رؤیا، حیرت میکنم. تا این درجه وابستگی به مادیت، اگر هم نشانهٔ عقل معیشت باشد، باز حاکی از زوال است. ما واژههای مقدس داشتیم: آزادی، وطن، عدالت، فرهنگ، زیبایی و تجلی. تکان هر برگ بر شاخه، معنای نهفتهای داشت …»
وی که از بیماری سرطان رنج میبرد بعد از دو بار خودکشی ناموفق، سرانجام در ۲۱ اردیبهشت سال ۱۳۷۵، در روستای جواهرده رامسر، خود را از درختی حلقآویز کرد و او را در امامزاده طاهر کرج به خاک سپردند.
او در یادداشت پیش از خودکشی خود چنین نوشت: «آقای دکتر براهنی و آقای گلشیری و کوشان عزیز! رسیدگی به نوشتههای ناتمام خودم را به شما عزیزان واگذار میکنم. ساعت یک و نیم است. خستهام. باید بروم. لطف کنید و نگذارید گم و گور شوند و در صورت امکان چاپشان کنید. نمیگویم بسوزانید. از هیچکس متنفر نیستم. برای دوستداشتن نوشتهام، تنها و خستهام برای همین میروم. دیگر حوصله ندارم. چقدر کلید در قفل بچرخانم و قدم بگذارم به خانهای تاریک. من غلام خانههای روشنم. از خانم دانشور عزیز خداحافظی میکنم. چقدر به همه و به من محبت کردهاست. چقدر به او احترام میگذارم. بانوی رمان، بانوی عطوفت و یک هنرمند راست و درست. با شفقت بسیار. خداحافظ دوستان عزیزم.»
کتاب خانه ادریسیها سه سال پس از مرگ غزاله، جایزه بیست سال داستاننویسی را از آن خود کرد.
آثار :
رمانها
دو منظره، ۱۳۶۳
خانه ادریسیها، ۱۳۷۰ (۲ جلدی)
شبهای تهران
ملک آسیاب
مجموعه داستانها
سفر ناگذشتنی (تاریخ انتشار ۱۳۵۶؛ شامل داستانهای شجره طیبه، پاندارا، با انار و با ترنج از شاخ سیب)
چهارراه (تاریخ انتشار ۱۳۷۳؛ شامل داستانهای دادرسی، بعد از تابستان، جزیره، سوچ)
تالارها (تاریخ انتشار ۱۳۸۲؛ شامل داستانهای نقشها، اول بهار، گرد و شکنان، تالارها)
داستانهای کوتاه همراه با داستان دو منظره در مجموعهای با نام با غزاله تا ناکجا در سال ۱۳۷۸ توسط نشر توس منتشر شدهاست.
سایر آثار :
کشتی عروس
رؤیای خانه و کابوس زوال
جایزهها :
جایزهٔ قلم طلاییِ مجلهٔ ادبی گردون برای داستان کوتاه «جزیره»، ۱۹۹۹ میلادی
جایزهٔ بیست سال داستاننویسیِ وزارت ارشاد برای رمان خانه ادریسیها، ۱۹۹۹ میلادی سه سال پس از مرگ غزاله.
دربارهٔ علیزاده :
در سال ۱۳۸۷ فیلم مستندی دربارهٔ غزاله علیزاده با عنوان محاکات غزاله علیزاده به کارگردانی پگاه آهنگرانی ساخته شدهاست؛ محاکات غزاله علیزاده تاکنون اجازه حضور در جشنوارههای ایران را نیافته است.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#_امروز_در_تاریخ
#خورشیدی: ⛅️
۱۳۹۹/۰۴/۲۳
دوشنبه - ۲۳ تیر ۱۳۹۹
#میلادی:
2020-07-13
Monday - 2020 13 July
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
« پس کِی زندگی کرده ای؟
- تا نوک قله ها بالا می رفتم، رودخانه ی کف کرده را نگاه می کردم ، روی علف ها می خوابیدم ، سایه ی ابرها، بر دره ها پیش می رفت. در پنجاه سالگی پیر شدم، حالا هیچ سنی ندارم. گردش زمین و زمان را بیهوده می دانستم .
بعدها اعتقاد پیدا کردم در بیهودگی معنایی ست، هر رابطه ای به اصل خود می رسد وگرنه نابود می شود. ( دست ها را بر سینه صلیب کرد) از صورت های مجازی ، سایه های فانوس خیال، طرحی نو رقم می زنم؛ دل به این کمال می بندم.»
#غزاله_علیزاده
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
#یادبود_های_برگزیده
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#رویدادها🧿
🌀۱۳۲۸خ- بانك جديدی به نام بانك اعتبارات صنعتی تأسيس گرديد.
🌀۱۳۲۸خ- ساختمان راه آهن تهران تبريز به طول ۷۵۰ كيلومتر و راه آهن تهران مشهد به طول ۹۲۷ كيلومتر تصويب شد.
🌀۱۳۳۰ خ- تظاهرات حامیان حزب توده، در این مجموعه تظاهرات که در اعتراض به ورود آورل هریمن (براي ميانجيگري بين ايران و شركت نفت انگلستان آمده بود) برگزار شد ۲۰ نفر در تهران و ۱۷ نفر در خوزستان کشته و ۱۵۱ نفر مجروح شدند.
🌀۱۳۳۴خ- تعيين حدود و علامتگذاری مرز ايران و شوروی پايان گرفت.
🌀۱۳۳۷خ- كودتای خونين "عبدالكريم قاسم" عليه "ملك فيصل دوم" پادشاه عراق
🌀۱۳۵۳خ- مجلس شورای ملی، لایحه اجازه اعطای وام و اعتبار به دولت ها و مؤسسات خارجی و بین المللی را تصویب کرد.
🌀۱۳۵۶خ- ایران و سوئیس در پی تدارک تشکیل یک مجتمع ۳ میلیارد دلاری برای پتروشیمی شدند.
🌀۱۳۶۲ خ- افتتاح اولین مجلس خبرگان رهبری در ایران
🌀۱۳۷۸ خ- تجمع حامیان نظام جمهوری اسلامی ایران پس از وقایع ۱۸ تیر با سخنرانی دکتر حسن روحانی
🌀۱۳۹۴ خ- توافق هستهای ایران و گروه ۵+۱
🌀۵۱۳ پ (م - هشتاد هزار سرباز ارتش ایران هخامنشی به فرماندهی سپهبد بغابیش به فرمان داریوش ، پادشاه این کشور با گذر از دریای مرمره و قدم نهادن به خاک قاره اروپا نیروهای کنفدراسیون گتائه (Getae) را در کنار دانوب جنوبی و منطقه داکیه (به انگلیسی دِیشیا) شکست دادند و سراسر بالکان شرقی را ضمیمه قلمرو ایران ساختند.
🌀۱۵۳۴ م- نیروهای سلطان سلیمان قانونی، پادشاه امپراتوری عثمانی درجریان لشکرکشی دوم این امپراتوری به ایران صفوی شهر تبریز را تصرف کردند. در پی این حادثه شاه طهماسب یکم، پادشاه ایران صفوی پایتخت را از تبریز به قزوین منتقل ساخت.
🌀۱۹۴۳ م- در جریان نبرد کورسک بزرگترین نبرد تانکها در تاریخ، در مدتی نسبتاً کوتاه دو هزار و نهصد تانک از میان رفت، ۲۳۸ هزار سرباز کشته و هفتصد هزار تن دیگر زخمی و از صحنه نبرد خارج شدند و آدولف هیتلر برای نخستین بار ناچار شد دستور عقبنشینی بدهد.
🌀۱۹۷۹ م- دکتر کاظم سامی کرمانی، وزیر بهداری دولت انقلاب (دولت موقت مهندس مهدی بازرگان) طرح «طب ملی» را در اجتماع مدیران بهداریهای سراسر کشور که در شهر مشهد برگزار شده بود، اعلام کرد. به موجب این طرح هزینه دکتر، دارو و درمان همه ایرانیان از سوی دولت تأمین و تأسیس بیمارستان غیردولتی غیرقانونی میشد.
🌀۱۹۸۹) م- عبدالرحمان قاسملو دبیرکل حزب دموکرات کردستان ایران در حالی که با تنی چند از نمایندگان نظام جمهوری اسلامی ایران در وین بر سر میز گفتوگو برای «مذاکره صلح» نشسته بود، به همراه قائممقام حزب دموکرات، ترور شد.
🌀۲۰۱۶) م- ترسا می ۵۹ ساله از حزب محافظه کار به عنوان دومین زن پس از مارگارت تاچر نخستوزیر بریتانیا شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#زادروزها💚
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🍀۱۳۲۳خ-لیلی گلستان مترجم و نگارخانهدار ایرانی و عضو کانون نویسندگان ایران ، در تاریخ ۲۶ آبان ماه ۱۳۹۳ جایزه شوالیه ادب و هنر فرانسه (نخل آکادمیک) توسط سفیر دولت فرانسه در تهران به لیلی گلستان اهدا شد.
🍀۱۵۹۰ م- زادروز کلمنت دهم از پاپهای کلیسای کاتولیک رم
🍀۱۶۰۸) م- زادروز فردیناند سوم، امپراتور مقدس روم پادشاه مجارستان کرواسی بوهم و آرشیدوک اتریش
🍀۱۹۱۹) م- زادروز عباس زریاب خویی مترجم، تاریخدان و کتابشناس ایرانی
🍀۱۹۳۴) م- زادروز وله سوینکا نویسنده ، شاعر نمایشنامه نویس اهل نیجریه ، برندهٔ جایزه نوبل ادبیات سال ۱۹۸۶
🍀۱۹۴۲) م- زادروز هریسون فورد بازیگر آمریکایی
🍀۱۹۵۰) م- زادروز مااینگ جیو رئیسجمهور سابق تایوان
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#درگذشتگان🖤
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🍂۱۲۸۹خ- سید عبدالله بهبهانی مجتهد شیعه از رهبران انقلاب مشروطه
🍂۱۳۶۵خ- دكتر مهدی حميدی شيرازی شاعر، محقق و نويسنده نامی معاصر
🍂۱۳۷۲خ- دكتر "عبدالهادي حائری" نويسنده، پژوهشگر و مورخ معاصر
🍂۱۳۸۲خ- امانوئل ملیک اصلانیان پیانیست و آهنگساز ایرانی
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#_امروز_در_تاریخ
#خورشیدی: ⛅️
۱۳۹۹/۰۴/۲۳
دوشنبه - ۲۳ تیر ۱۳۹۹
#میلادی:
2020-07-13
Monday - 2020 13 July
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
« پس کِی زندگی کرده ای؟
- تا نوک قله ها بالا می رفتم، رودخانه ی کف کرده را نگاه می کردم ، روی علف ها می خوابیدم ، سایه ی ابرها، بر دره ها پیش می رفت. در پنجاه سالگی پیر شدم، حالا هیچ سنی ندارم. گردش زمین و زمان را بیهوده می دانستم .
بعدها اعتقاد پیدا کردم در بیهودگی معنایی ست، هر رابطه ای به اصل خود می رسد وگرنه نابود می شود. ( دست ها را بر سینه صلیب کرد) از صورت های مجازی ، سایه های فانوس خیال، طرحی نو رقم می زنم؛ دل به این کمال می بندم.»
#غزاله_علیزاده
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
#یادبود_های_برگزیده
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#رویدادها🧿
🌀۱۳۲۸خ- بانك جديدی به نام بانك اعتبارات صنعتی تأسيس گرديد.
🌀۱۳۲۸خ- ساختمان راه آهن تهران تبريز به طول ۷۵۰ كيلومتر و راه آهن تهران مشهد به طول ۹۲۷ كيلومتر تصويب شد.
🌀۱۳۳۰ خ- تظاهرات حامیان حزب توده، در این مجموعه تظاهرات که در اعتراض به ورود آورل هریمن (براي ميانجيگري بين ايران و شركت نفت انگلستان آمده بود) برگزار شد ۲۰ نفر در تهران و ۱۷ نفر در خوزستان کشته و ۱۵۱ نفر مجروح شدند.
🌀۱۳۳۴خ- تعيين حدود و علامتگذاری مرز ايران و شوروی پايان گرفت.
🌀۱۳۳۷خ- كودتای خونين "عبدالكريم قاسم" عليه "ملك فيصل دوم" پادشاه عراق
🌀۱۳۵۳خ- مجلس شورای ملی، لایحه اجازه اعطای وام و اعتبار به دولت ها و مؤسسات خارجی و بین المللی را تصویب کرد.
🌀۱۳۵۶خ- ایران و سوئیس در پی تدارک تشکیل یک مجتمع ۳ میلیارد دلاری برای پتروشیمی شدند.
🌀۱۳۶۲ خ- افتتاح اولین مجلس خبرگان رهبری در ایران
🌀۱۳۷۸ خ- تجمع حامیان نظام جمهوری اسلامی ایران پس از وقایع ۱۸ تیر با سخنرانی دکتر حسن روحانی
🌀۱۳۹۴ خ- توافق هستهای ایران و گروه ۵+۱
🌀۵۱۳ پ (م - هشتاد هزار سرباز ارتش ایران هخامنشی به فرماندهی سپهبد بغابیش به فرمان داریوش ، پادشاه این کشور با گذر از دریای مرمره و قدم نهادن به خاک قاره اروپا نیروهای کنفدراسیون گتائه (Getae) را در کنار دانوب جنوبی و منطقه داکیه (به انگلیسی دِیشیا) شکست دادند و سراسر بالکان شرقی را ضمیمه قلمرو ایران ساختند.
🌀۱۵۳۴ م- نیروهای سلطان سلیمان قانونی، پادشاه امپراتوری عثمانی درجریان لشکرکشی دوم این امپراتوری به ایران صفوی شهر تبریز را تصرف کردند. در پی این حادثه شاه طهماسب یکم، پادشاه ایران صفوی پایتخت را از تبریز به قزوین منتقل ساخت.
🌀۱۹۴۳ م- در جریان نبرد کورسک بزرگترین نبرد تانکها در تاریخ، در مدتی نسبتاً کوتاه دو هزار و نهصد تانک از میان رفت، ۲۳۸ هزار سرباز کشته و هفتصد هزار تن دیگر زخمی و از صحنه نبرد خارج شدند و آدولف هیتلر برای نخستین بار ناچار شد دستور عقبنشینی بدهد.
🌀۱۹۷۹ م- دکتر کاظم سامی کرمانی، وزیر بهداری دولت انقلاب (دولت موقت مهندس مهدی بازرگان) طرح «طب ملی» را در اجتماع مدیران بهداریهای سراسر کشور که در شهر مشهد برگزار شده بود، اعلام کرد. به موجب این طرح هزینه دکتر، دارو و درمان همه ایرانیان از سوی دولت تأمین و تأسیس بیمارستان غیردولتی غیرقانونی میشد.
🌀۱۹۸۹) م- عبدالرحمان قاسملو دبیرکل حزب دموکرات کردستان ایران در حالی که با تنی چند از نمایندگان نظام جمهوری اسلامی ایران در وین بر سر میز گفتوگو برای «مذاکره صلح» نشسته بود، به همراه قائممقام حزب دموکرات، ترور شد.
🌀۲۰۱۶) م- ترسا می ۵۹ ساله از حزب محافظه کار به عنوان دومین زن پس از مارگارت تاچر نخستوزیر بریتانیا شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#زادروزها💚
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🍀۱۳۲۳خ-لیلی گلستان مترجم و نگارخانهدار ایرانی و عضو کانون نویسندگان ایران ، در تاریخ ۲۶ آبان ماه ۱۳۹۳ جایزه شوالیه ادب و هنر فرانسه (نخل آکادمیک) توسط سفیر دولت فرانسه در تهران به لیلی گلستان اهدا شد.
🍀۱۵۹۰ م- زادروز کلمنت دهم از پاپهای کلیسای کاتولیک رم
🍀۱۶۰۸) م- زادروز فردیناند سوم، امپراتور مقدس روم پادشاه مجارستان کرواسی بوهم و آرشیدوک اتریش
🍀۱۹۱۹) م- زادروز عباس زریاب خویی مترجم، تاریخدان و کتابشناس ایرانی
🍀۱۹۳۴) م- زادروز وله سوینکا نویسنده ، شاعر نمایشنامه نویس اهل نیجریه ، برندهٔ جایزه نوبل ادبیات سال ۱۹۸۶
🍀۱۹۴۲) م- زادروز هریسون فورد بازیگر آمریکایی
🍀۱۹۵۰) م- زادروز مااینگ جیو رئیسجمهور سابق تایوان
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#درگذشتگان🖤
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🍂۱۲۸۹خ- سید عبدالله بهبهانی مجتهد شیعه از رهبران انقلاب مشروطه
🍂۱۳۶۵خ- دكتر مهدی حميدی شيرازی شاعر، محقق و نويسنده نامی معاصر
🍂۱۳۷۲خ- دكتر "عبدالهادي حائری" نويسنده، پژوهشگر و مورخ معاصر
🍂۱۳۸۲خ- امانوئل ملیک اصلانیان پیانیست و آهنگساز ایرانی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه
«ما همیشه دیر میرسیم. رسم داریم که دیر برسیم. ملتی دیریایم. به ضیافت فرشتگان نیز اگر دعوت شویم، زمانی میرسیم که بقایای سرور را، بادهای مسموم شیاطین به این سو و آن سو میبرند.»
#غزاله_علیزاده:
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه
«ما همیشه دیر میرسیم. رسم داریم که دیر برسیم. ملتی دیریایم. به ضیافت فرشتگان نیز اگر دعوت شویم، زمانی میرسیم که بقایای سرور را، بادهای مسموم شیاطین به این سو و آن سو میبرند.»
#غزاله_علیزاده:
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۷ بهمن زادروز #غزاله_علیزاده
( زاده ۲۷ بهمن ۱۳۲۷ مشهد – درگذشته ۲۱ اردیبهشت ۱۳۷۵ رامسر ) نویسنده
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۷ بهمن زادروز #غزاله_علیزاده
( زاده ۲۷ بهمن ۱۳۲۷ مشهد – درگذشته ۲۱ اردیبهشت ۱۳۷۵ رامسر ) نویسنده
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۷ بهمن زادروز #غزاله_علیزاده
( زاده ۲۷ بهمن ۱۳۲۷ مشهد – درگذشته ۲۱ اردیبهشت ۱۳۷۵ رامسر ) نویسنده
فاطمه "غزاله" علیزاده، در کودکی درونگرا، بازیگوش و باهوش بود. در مدرسه گاه با بازیگوشیها و شجاعتهایش دیگران را نگران میکرد اما شاگرد زرنگی نیز بود. وی که مادرش، منیر سیدی نیز شاعر و نویسنده بود، مدرسه را در دبیرستان علوم انسانی مهستی به پایان برد و در همین زمان به گیاهخواری روی آورد. او در کنکور رشته ادبیات فارسی در مشهد و کنکور حقوق و فلسفه در تهران قبول شد و به خواست مادرش در رشته حقوق وارد شد.
وی با مدرک لیسانس علوم سیاسی از دانشگاه تهران، برای تحصیل در رشته فلسفه و سینما در دانشگاه سوربن به فرانسه رفت. در واقع ابتدا برای دکترای حقوق به پاریس رفت ولی با زحمت زیاد رشتهاش را به فلسفه اشراق تغییر داد و قصد داشت پایاننامهاش را درباره مولوی بنویسد، که با مرگ ناگهانی پدرش آن را نیمهکاره رها کرد.
وی پیشه ادبیاش را از دهه ۱۳۴۰ و با چاپ داستانهایش در مشهد آغاز کرد. «سفر ناگذشتنی» نام نخستین مجموعه داستان غزاله است که در سال ۱۳۵۶ منتشر شد اما از معروفترین آثار وی میتوان از رمان دوجلدی «خانه ادریسیها» و مجموعه داستان «چهارراه» نام برد.
غزاله ابتدا با بیژن الهی ازدواج کرد و صاحب دختری به نام سلمی شد. اما بعد از جدایی، در سال ۱۳۶۲ با محمدرضا نظام شهیدی ازدواج کرد. وی چندماه قبل از مرگش در گفتگویی که با مجله ادبی گردون (شماره ۵۱–۲۱مهرماه ۱۳۷۴) داشت در مورد خودش چنین گفت:
«دوازده، سیزده ساله بودم، دنیا را نمیشناختم. کی دنیا را میشناسد؟ این توده بیشکل مدام در حال تغییر را که دور خودش میپیچد و از یک تاریکی میرود به طرف دیگر. در این فاصله، ما بیش و کم رؤیا میبافیم، فکر میکنیم میشود سرشت انسان را عوض کرد، آن مایه حیرتانگیز از حیوانیت در خود و دیگران را. ما نسلی بودیم آرمانخواه. به رستگاری اعتقاد داشتیم. هیچ تاسفی ندارم. از نگاه خالی نوجوانان فارغ از کابوس و رؤیا، حیرت میکنم. تا این درجه وابستگی به مادیت، اگر هم نشانه عقل معیشت باشد، باز حاکی از زوال است. ما واژههای مقدس داشتیم: آزادی، وطن، عدالت، فرهنگ، زیبایی و تجلی. تکان هر برگ بر شاخه، معنای نهفتهای داشت…»
وی که از بیماری سرطان رنج میبرد بعد از دو بار خودکشی ناموفق، سرانجام در ۲۱ اردیبهشت سال ۱۳۷۵، در روستای جواهرده رامسر، خود را از درختی حلقآویز کرد. او را در امامزاده طاهر کرج به خاک سپردند.
وی در یادداشت پیش از خودکشی خود چنین نوشت: «آقای دکتر براهنی و آقای گلشیری و کوشان عزیز! رسیدگی به نوشتههای ناتمام خودم را به شما عزیزان واگذار میکنم. ساعت یک و نیم است. خستهام. باید بروم. لطف کنید و نگذارید گم و گور شوند و در صورت امکان چاپشان کنید. نمیگویم بسوزانید. از هیچکس متنفر نیستم. برای دوستداشتن نوشتهام، تنها و خستهام برای همین میروم. دیگر حوصله ندارم. چقدر کلید در قفل بچرخانم و قدم بگذارم به خانهای تاریک. من غلام خانههای روشنم. از خانم دانشور عزیز خداحافظی میکنم. چقدر به همه و به من محبت کردهاست. چقدر به او احترام میگذارم. بانوی رمان، بانوی عطوفت و یک هنرمند راست و درست. با شفقت بسیار. خداحافظ دوستان عزیزم.»
کتاب خانه ادریسیها سه سال پس از مرگ غزاله، جایزه بیست سال داستاننویسی را از آن خود کرد.
آثار
رمانها:
دو منظره ۱۳۶۳
خانه ادریسیها ۱۳۷۰ (۲ جلدی)
شبهای تهران
ملک آسیاب
مجموعه داستانها:
سفر ناگذشتنی (تاریخ انتشار ۱۳۵۶ شامل داستانهای شجره طیبه، پاندارا، با انار و با ترنج از شاخ سیب)
چهارراه (تاریخ انتشار ۱۳۷۳ شامل داستانهای دادرسی، بعد از تابستان، جزیره، سوچ)
تالارها (تاریخ انتشار ۱۳۸۲ شامل داستانهای نقشها، اول بهار، گرد و شکنان، تالارها)
داستانهای کوتاه همراه با داستان دو منظره در مجموعهای با نام با غزاله تا ناکجا در سال ۱۳۷۸ توسط نشر توس منتشر شدهاست.
سایر آثار:
کشتی عروس
رؤیای خانه و کابوس زوال
جایزهها:
جایزه قلم طلاییِ مجله ادبی گردون برای داستان کوتاه «جزیره» ۱۹۹۹ میلادی
جایزه بیست سال داستاننویسیِ وزارت ارشاد برای رمان خانه ادریسیها ۱۹۹۹ میلادی سهسال پس از مرگ غزاله.
درباره علیزاده:
در سال ۱۳۸۷ فیلم مستندی درباره غزاله علیزاده با عنوان محاکات غزاله علیزاده به کارگردانی پگاه آهنگرانی ساخته شدهاست؛ اما تاکنون اجازه حضور در جشنوارههای ایران را نیافته است.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۷ بهمن زادروز #غزاله_علیزاده
( زاده ۲۷ بهمن ۱۳۲۷ مشهد – درگذشته ۲۱ اردیبهشت ۱۳۷۵ رامسر ) نویسنده
فاطمه "غزاله" علیزاده، در کودکی درونگرا، بازیگوش و باهوش بود. در مدرسه گاه با بازیگوشیها و شجاعتهایش دیگران را نگران میکرد اما شاگرد زرنگی نیز بود. وی که مادرش، منیر سیدی نیز شاعر و نویسنده بود، مدرسه را در دبیرستان علوم انسانی مهستی به پایان برد و در همین زمان به گیاهخواری روی آورد. او در کنکور رشته ادبیات فارسی در مشهد و کنکور حقوق و فلسفه در تهران قبول شد و به خواست مادرش در رشته حقوق وارد شد.
وی با مدرک لیسانس علوم سیاسی از دانشگاه تهران، برای تحصیل در رشته فلسفه و سینما در دانشگاه سوربن به فرانسه رفت. در واقع ابتدا برای دکترای حقوق به پاریس رفت ولی با زحمت زیاد رشتهاش را به فلسفه اشراق تغییر داد و قصد داشت پایاننامهاش را درباره مولوی بنویسد، که با مرگ ناگهانی پدرش آن را نیمهکاره رها کرد.
وی پیشه ادبیاش را از دهه ۱۳۴۰ و با چاپ داستانهایش در مشهد آغاز کرد. «سفر ناگذشتنی» نام نخستین مجموعه داستان غزاله است که در سال ۱۳۵۶ منتشر شد اما از معروفترین آثار وی میتوان از رمان دوجلدی «خانه ادریسیها» و مجموعه داستان «چهارراه» نام برد.
غزاله ابتدا با بیژن الهی ازدواج کرد و صاحب دختری به نام سلمی شد. اما بعد از جدایی، در سال ۱۳۶۲ با محمدرضا نظام شهیدی ازدواج کرد. وی چندماه قبل از مرگش در گفتگویی که با مجله ادبی گردون (شماره ۵۱–۲۱مهرماه ۱۳۷۴) داشت در مورد خودش چنین گفت:
«دوازده، سیزده ساله بودم، دنیا را نمیشناختم. کی دنیا را میشناسد؟ این توده بیشکل مدام در حال تغییر را که دور خودش میپیچد و از یک تاریکی میرود به طرف دیگر. در این فاصله، ما بیش و کم رؤیا میبافیم، فکر میکنیم میشود سرشت انسان را عوض کرد، آن مایه حیرتانگیز از حیوانیت در خود و دیگران را. ما نسلی بودیم آرمانخواه. به رستگاری اعتقاد داشتیم. هیچ تاسفی ندارم. از نگاه خالی نوجوانان فارغ از کابوس و رؤیا، حیرت میکنم. تا این درجه وابستگی به مادیت، اگر هم نشانه عقل معیشت باشد، باز حاکی از زوال است. ما واژههای مقدس داشتیم: آزادی، وطن، عدالت، فرهنگ، زیبایی و تجلی. تکان هر برگ بر شاخه، معنای نهفتهای داشت…»
وی که از بیماری سرطان رنج میبرد بعد از دو بار خودکشی ناموفق، سرانجام در ۲۱ اردیبهشت سال ۱۳۷۵، در روستای جواهرده رامسر، خود را از درختی حلقآویز کرد. او را در امامزاده طاهر کرج به خاک سپردند.
وی در یادداشت پیش از خودکشی خود چنین نوشت: «آقای دکتر براهنی و آقای گلشیری و کوشان عزیز! رسیدگی به نوشتههای ناتمام خودم را به شما عزیزان واگذار میکنم. ساعت یک و نیم است. خستهام. باید بروم. لطف کنید و نگذارید گم و گور شوند و در صورت امکان چاپشان کنید. نمیگویم بسوزانید. از هیچکس متنفر نیستم. برای دوستداشتن نوشتهام، تنها و خستهام برای همین میروم. دیگر حوصله ندارم. چقدر کلید در قفل بچرخانم و قدم بگذارم به خانهای تاریک. من غلام خانههای روشنم. از خانم دانشور عزیز خداحافظی میکنم. چقدر به همه و به من محبت کردهاست. چقدر به او احترام میگذارم. بانوی رمان، بانوی عطوفت و یک هنرمند راست و درست. با شفقت بسیار. خداحافظ دوستان عزیزم.»
کتاب خانه ادریسیها سه سال پس از مرگ غزاله، جایزه بیست سال داستاننویسی را از آن خود کرد.
آثار
رمانها:
دو منظره ۱۳۶۳
خانه ادریسیها ۱۳۷۰ (۲ جلدی)
شبهای تهران
ملک آسیاب
مجموعه داستانها:
سفر ناگذشتنی (تاریخ انتشار ۱۳۵۶ شامل داستانهای شجره طیبه، پاندارا، با انار و با ترنج از شاخ سیب)
چهارراه (تاریخ انتشار ۱۳۷۳ شامل داستانهای دادرسی، بعد از تابستان، جزیره، سوچ)
تالارها (تاریخ انتشار ۱۳۸۲ شامل داستانهای نقشها، اول بهار، گرد و شکنان، تالارها)
داستانهای کوتاه همراه با داستان دو منظره در مجموعهای با نام با غزاله تا ناکجا در سال ۱۳۷۸ توسط نشر توس منتشر شدهاست.
سایر آثار:
کشتی عروس
رؤیای خانه و کابوس زوال
جایزهها:
جایزه قلم طلاییِ مجله ادبی گردون برای داستان کوتاه «جزیره» ۱۹۹۹ میلادی
جایزه بیست سال داستاننویسیِ وزارت ارشاد برای رمان خانه ادریسیها ۱۹۹۹ میلادی سهسال پس از مرگ غزاله.
درباره علیزاده:
در سال ۱۳۸۷ فیلم مستندی درباره غزاله علیزاده با عنوان محاکات غزاله علیزاده به کارگردانی پگاه آهنگرانی ساخته شدهاست؛ اما تاکنون اجازه حضور در جشنوارههای ایران را نیافته است.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه
« پس کِی زندگی کرده ای؟
- تا نوک قله ها بالا می رفتم، رودخانه ی کف کرده را نگاه می کردم ، روی علف ها می خوابیدم ، سایه ی ابرها، بر دره ها پیش می رفت. در پنجاه سالگی پیر شدم، حالا هیچ سنی ندارم. گردش زمین و زمان را بیهوده می دانستم .
بعدها اعتقاد پیدا کردم در بیهودگی معنایی ست، هر رابطه ای به اصل خود می رسد وگرنه نابود می شود. ( دست ها را بر سینه صلیب کرد) از صورت های مجازی ، سایه های فانوس خیال، طرحی نو رقم می زنم؛ دل به این کمال می بندم.»
#غزاله_علیزاده
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه
« پس کِی زندگی کرده ای؟
- تا نوک قله ها بالا می رفتم، رودخانه ی کف کرده را نگاه می کردم ، روی علف ها می خوابیدم ، سایه ی ابرها، بر دره ها پیش می رفت. در پنجاه سالگی پیر شدم، حالا هیچ سنی ندارم. گردش زمین و زمان را بیهوده می دانستم .
بعدها اعتقاد پیدا کردم در بیهودگی معنایی ست، هر رابطه ای به اصل خود می رسد وگرنه نابود می شود. ( دست ها را بر سینه صلیب کرد) از صورت های مجازی ، سایه های فانوس خیال، طرحی نو رقم می زنم؛ دل به این کمال می بندم.»
#غزاله_علیزاده
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه
زندگی خیلی کوتاه ست ارزش رنج ندارد من عاشق تلاطم و تغییرم... میخواهم این جام را تا ته بنوشم، حتی اگر زهر باشد ..
حس خطر برایم نفس زنده بودن است مثل زنبورم، شیره گلها را مزه میکنم... زود خواهم مرد خواب دیدهام میدانم باید جهان را بگردم، جستجو کنم این طراوت بی معنا، لوس و دخترانه را باید به باران و آفتاب و باد بسپارم
به قول رمبو:
روی علفها مثل خری مست بغلتم، طعم میوههای شیرین، کال و رسیده را تا قبل از مرگ باید چشیده باشم.
📙 #شبهای_تهران
✍️ #غزاله_علیزاده
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه
زندگی خیلی کوتاه ست ارزش رنج ندارد من عاشق تلاطم و تغییرم... میخواهم این جام را تا ته بنوشم، حتی اگر زهر باشد ..
حس خطر برایم نفس زنده بودن است مثل زنبورم، شیره گلها را مزه میکنم... زود خواهم مرد خواب دیدهام میدانم باید جهان را بگردم، جستجو کنم این طراوت بی معنا، لوس و دخترانه را باید به باران و آفتاب و باد بسپارم
به قول رمبو:
روی علفها مثل خری مست بغلتم، طعم میوههای شیرین، کال و رسیده را تا قبل از مرگ باید چشیده باشم.
📙 #شبهای_تهران
✍️ #غزاله_علیزاده
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
بگو از کجا میآیی؟ چرا به هیچکس شبیه نیستی؟ چرا به همه شبیهی؟ تو را همهجا میبینم: در قطرههای باران، بین غنچههای گل سرخ، سیبی که از شاخه میافتد، انگار در منی. حتّی برایت گریه کردهام، چون که تنهایی، کودکی و مثل ستارهی زهره، جرقّههای یخزده داری!
#غزاله_علیزاده🖌
#خانه_ادریسی_ها📚
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
بگو از کجا میآیی؟ چرا به هیچکس شبیه نیستی؟ چرا به همه شبیهی؟ تو را همهجا میبینم: در قطرههای باران، بین غنچههای گل سرخ، سیبی که از شاخه میافتد، انگار در منی. حتّی برایت گریه کردهام، چون که تنهایی، کودکی و مثل ستارهی زهره، جرقّههای یخزده داری!
#غزاله_علیزاده🖌
#خانه_ادریسی_ها📚
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#التماس_تفکر
ما نسلی بودیم آرمانخواه. به رستگاری اعتقاد داشتیم. هیچ تاسفی ندارم. از نگاه خالی نوجوانان فارغ از کابوس و رؤیا، حیرت میکنم. تا این درجه وابستگی به مادیت، اگر هم نشانهٔ عقل معیشت باشد، باز حاکی از زوال است. ما واژههای مقدس داشتیم آزادی، وطن، عدالت، فرهنگ، زیبایی و تجلی. تکان هر برگ بر شاخه، معنای نهفتهای داشت.
#غزاله_علیزاده
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#التماس_تفکر
ما نسلی بودیم آرمانخواه. به رستگاری اعتقاد داشتیم. هیچ تاسفی ندارم. از نگاه خالی نوجوانان فارغ از کابوس و رؤیا، حیرت میکنم. تا این درجه وابستگی به مادیت، اگر هم نشانهٔ عقل معیشت باشد، باز حاکی از زوال است. ما واژههای مقدس داشتیم آزادی، وطن، عدالت، فرهنگ، زیبایی و تجلی. تکان هر برگ بر شاخه، معنای نهفتهای داشت.
#غزاله_علیزاده
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
پیشترها اگر میگفتند مجذوب زنی خواهم شد، از ته دل میخندیدم؛ هیچ موجودی را بیرون از خودم نمیدیدم، تا تو ذرهذره آمدی به درونم؛ با هر نبض من میتپی. انگار بزرگت کردهام.
#غزاله_علیزاده
#خانه_ادریسیها
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
پیشترها اگر میگفتند مجذوب زنی خواهم شد، از ته دل میخندیدم؛ هیچ موجودی را بیرون از خودم نمیدیدم، تا تو ذرهذره آمدی به درونم؛ با هر نبض من میتپی. انگار بزرگت کردهام.
#غزاله_علیزاده
#خانه_ادریسیها
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
ما همهچیز را با
خیالمان میسازیم؛
تا هست نمیبینیمش،
وقتی از دست رفت،
خاطرهاش را ستارهباران میکنیم.
📙 #خانهی_ادریسیها
✍️ #غزاله_علیزاده
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
ما همهچیز را با
خیالمان میسازیم؛
تا هست نمیبینیمش،
وقتی از دست رفت،
خاطرهاش را ستارهباران میکنیم.
📙 #خانهی_ادریسیها
✍️ #غزاله_علیزاده
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
با برداشتن سنگ اول، خرابی سد شروع میشود. پشت هر خشونت، چهرهی زشت خشونتی بزرگتر پنهان شده، ادامهی این دور باطل باعث میشود تا آسیابهای قدرت با خون به راه بیفتند.
📖 #خانه_ادریسی_ها
✍🏻 #غزاله_علیزاده
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
با برداشتن سنگ اول، خرابی سد شروع میشود. پشت هر خشونت، چهرهی زشت خشونتی بزرگتر پنهان شده، ادامهی این دور باطل باعث میشود تا آسیابهای قدرت با خون به راه بیفتند.
📖 #خانه_ادریسی_ها
✍🏻 #غزاله_علیزاده
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📕
ما همه چیز را با خیالمان میسازیم؛
تا هست نمیبینیمش، وقتی از دست رفت،
خاطرهاش را ستارهباران میکنیم.
📒خانه ادریسیها
#غزاله_علیزاده
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📕
ما همه چیز را با خیالمان میسازیم؛
تا هست نمیبینیمش، وقتی از دست رفت،
خاطرهاش را ستارهباران میکنیم.
📒خانه ادریسیها
#غزاله_علیزاده
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه
ما نسلی بوديم آرمانخواه. به رستگاری اعتقاد داشتيم. هيچ تاسفی ندارم. از نگاه خالی نوجوانان فارغ از کابوس و رويا حيرت میکنم. تا اين درجه وابستگی به ماديت، اگر هم نشانه عقل معيشت باشد، باز حاکي از زوال است. ما واژههای مقدس داشتيم: آزادی، وطن، عدالت، فرهنگ، زيبايی و تجلی. تکان هر برگ بر شاخه، معنای نهفتهای داشت
👤#غزاله_علیزاده
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه
ما نسلی بوديم آرمانخواه. به رستگاری اعتقاد داشتيم. هيچ تاسفی ندارم. از نگاه خالی نوجوانان فارغ از کابوس و رويا حيرت میکنم. تا اين درجه وابستگی به ماديت، اگر هم نشانه عقل معيشت باشد، باز حاکي از زوال است. ما واژههای مقدس داشتيم: آزادی، وطن، عدالت، فرهنگ، زيبايی و تجلی. تکان هر برگ بر شاخه، معنای نهفتهای داشت
👤#غزاله_علیزاده
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity