🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۰ اردیبهشت زادروز #محمد_باقر_باقری
( زاده ۲۰ اردیبهشت ۱۳۲۱ تبریز ) شاعر، خواننده و مهندس راه و ساختمان
مهندس باقری پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی و دبیرستان وارد دانشگاه تبریز شد و پس از گرفتن کارشناسی ارشد در رشته مهندسی راه و ساختمان از دانشکده فنی، بیوقفه شروع به کار کرد. وی فعالیت حرفهای خود را به عنوان مهندس ناظر آغاز کرد و راه ۹۰ کیلومتری رزی، گرمی و بیله سوار را احداث کرد و پس از آن، در دوره سربازی به عنوان افسر کارشناس سپاه عمران و آبادانی، خیابانها و مدارس متعددی را در شهر رامهرمز احداث کرد و پس از پایان دوره سربازی به استخدام راهآهن تبریز درآمد و همزمان کارشناسی فنی دادگستری و بانک رفاه کارگران را به عهده گرفت و در کنار همه اینها روی پروژههای پیمانی متعددی نیز کار میکرد.
پس از مدتی از راهآهن استعفا داد و با چند تن از دوستان خود یک شرکت مهندسی تاسیس کرد و شروع به ساخت پاساژهای متعدد نظیر پاساژ گلستان، پاساژ کویتیها، پاساژ رازی، پاساژ ناصری در شهر تبریز کرد و اولین پله برقی شهر تبریز را در پاساژ گلستان راه انداخت و نیز مجتمع بسیار بزرگ در کوی خزر ساخت و مجموعه فرهنگی ارگ تبریز را بازسازی کرد.
او در دوران سکونتش در تبریز به عضویت در "شورای شهر" درآمد و همچنین در مقام عضو "سازمان عمرانی شیر و خورشید سرخ" به فعالیت پرداخت.
وی در سال ۱۳۵۸ زادگاهش را ترک کرد و در تهران ساکن شد و در بحبوحه بحرانهای پس از انقلاب و کسادی اقتصادی، بازار صرافها را در خیابان منوچهری راهاندازی کرد و همزمان نزد استاد بزرگ آواز ایرانی، استاد محمود کریمی، شروع به تعلیم ساز و آواز کرد تا جایی که بر گوشههای آوازی ایرانی مسلط شد و چندین تصنیف اجرا و ضبط کرد.
او از سال ۱۳۷۴ کمکم فعالیتهای معماری خود را از سر گرفت و پروژه بازارهای مبل یافتآباد تهران را بنیان گذاشت و در گام بعد مرکز خریدی را در شهر شهریار تاسیس کرد و در نهایت بزرگترین پروژه دوران حرفهای خود که «شهرک بزرگ مبل و خودرو الماس تبریز» است را در زمینی به مساحت ۴۳ هکتار راهاندازی کرد.
باقری تنها به حوزه تخصصی خود اکتفا نکرد و در زمینه ادبیات نیز آثار متعددی از خود به جا گذاشت که از آن جمله میتوان به دفاتر شعری اوچوش پنجره سی (۱۳۸۵)، از حیدربابا تا سهندیه، تبریزدن حیدربابا (۱۳۸۹)، عشقین دیلی(۱۳۸۷)، گمگشته (۱۳۹۲) که تمام این کتابها توسط انتشارات تک درخت منتشر شده است.
تنها دختر ایشان خانم بنفشه باقری متخصص داروهای گیاهی و گیاه پزشکی می باشد. ایشان نیز دستی در فرهنگ و ادب فارسی دارد و گردآوری و تالیف کتاب "سخنان ناب" و ترجمه ی کتاب "نغمه های بهار" نوشته کارق میرخان از ترکی استانبولی به فارسی هردو مربوط به انتشارات تک درخت از جمله آثار اوست.
آریا فردین یگانه نوه آقای باقری هم اکنون ساکن کاناداست و ۱۲ سال سن دارد. او ویولونیست بوده و در کنار زبان فارسی به سه زبان فرانسه، انگلیسی و ترکی مسلط است.
تک بیتی از مهندس باقری:
برو ای غم که حریف من غمخوار نهای
آنقدر می خورمت تا که تمامت بكنم
آقای مهندس باقری از جمله کارآفرینانی است که همواره در مقابله با موقعیتها از راه ها و روش های جدید استفاده میکند. از توانایی خود در خلاقیت لذت میبرد. از تصورات و ابتکارات شخصی خود برای یافتن راه های جدید و کنار هم گذاشتن چیزها استفاده میکند. پر از پرسش است. خستگی را زیاد احساس نمی کند. در برابر مشکلات به دنبال راه حل گشته و سریعا برای حل آنها اقدام میکند. از این رو ایشان را می توان یک کارآفرین موفق و خلاق دانست.
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۰ اردیبهشت زادروز #محمد_باقر_باقری
( زاده ۲۰ اردیبهشت ۱۳۲۱ تبریز ) شاعر، خواننده و مهندس راه و ساختمان
مهندس باقری پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی و دبیرستان وارد دانشگاه تبریز شد و پس از گرفتن کارشناسی ارشد در رشته مهندسی راه و ساختمان از دانشکده فنی، بیوقفه شروع به کار کرد. وی فعالیت حرفهای خود را به عنوان مهندس ناظر آغاز کرد و راه ۹۰ کیلومتری رزی، گرمی و بیله سوار را احداث کرد و پس از آن، در دوره سربازی به عنوان افسر کارشناس سپاه عمران و آبادانی، خیابانها و مدارس متعددی را در شهر رامهرمز احداث کرد و پس از پایان دوره سربازی به استخدام راهآهن تبریز درآمد و همزمان کارشناسی فنی دادگستری و بانک رفاه کارگران را به عهده گرفت و در کنار همه اینها روی پروژههای پیمانی متعددی نیز کار میکرد.
پس از مدتی از راهآهن استعفا داد و با چند تن از دوستان خود یک شرکت مهندسی تاسیس کرد و شروع به ساخت پاساژهای متعدد نظیر پاساژ گلستان، پاساژ کویتیها، پاساژ رازی، پاساژ ناصری در شهر تبریز کرد و اولین پله برقی شهر تبریز را در پاساژ گلستان راه انداخت و نیز مجتمع بسیار بزرگ در کوی خزر ساخت و مجموعه فرهنگی ارگ تبریز را بازسازی کرد.
او در دوران سکونتش در تبریز به عضویت در "شورای شهر" درآمد و همچنین در مقام عضو "سازمان عمرانی شیر و خورشید سرخ" به فعالیت پرداخت.
وی در سال ۱۳۵۸ زادگاهش را ترک کرد و در تهران ساکن شد و در بحبوحه بحرانهای پس از انقلاب و کسادی اقتصادی، بازار صرافها را در خیابان منوچهری راهاندازی کرد و همزمان نزد استاد بزرگ آواز ایرانی، استاد محمود کریمی، شروع به تعلیم ساز و آواز کرد تا جایی که بر گوشههای آوازی ایرانی مسلط شد و چندین تصنیف اجرا و ضبط کرد.
او از سال ۱۳۷۴ کمکم فعالیتهای معماری خود را از سر گرفت و پروژه بازارهای مبل یافتآباد تهران را بنیان گذاشت و در گام بعد مرکز خریدی را در شهر شهریار تاسیس کرد و در نهایت بزرگترین پروژه دوران حرفهای خود که «شهرک بزرگ مبل و خودرو الماس تبریز» است را در زمینی به مساحت ۴۳ هکتار راهاندازی کرد.
باقری تنها به حوزه تخصصی خود اکتفا نکرد و در زمینه ادبیات نیز آثار متعددی از خود به جا گذاشت که از آن جمله میتوان به دفاتر شعری اوچوش پنجره سی (۱۳۸۵)، از حیدربابا تا سهندیه، تبریزدن حیدربابا (۱۳۸۹)، عشقین دیلی(۱۳۸۷)، گمگشته (۱۳۹۲) که تمام این کتابها توسط انتشارات تک درخت منتشر شده است.
تنها دختر ایشان خانم بنفشه باقری متخصص داروهای گیاهی و گیاه پزشکی می باشد. ایشان نیز دستی در فرهنگ و ادب فارسی دارد و گردآوری و تالیف کتاب "سخنان ناب" و ترجمه ی کتاب "نغمه های بهار" نوشته کارق میرخان از ترکی استانبولی به فارسی هردو مربوط به انتشارات تک درخت از جمله آثار اوست.
آریا فردین یگانه نوه آقای باقری هم اکنون ساکن کاناداست و ۱۲ سال سن دارد. او ویولونیست بوده و در کنار زبان فارسی به سه زبان فرانسه، انگلیسی و ترکی مسلط است.
تک بیتی از مهندس باقری:
برو ای غم که حریف من غمخوار نهای
آنقدر می خورمت تا که تمامت بكنم
آقای مهندس باقری از جمله کارآفرینانی است که همواره در مقابله با موقعیتها از راه ها و روش های جدید استفاده میکند. از توانایی خود در خلاقیت لذت میبرد. از تصورات و ابتکارات شخصی خود برای یافتن راه های جدید و کنار هم گذاشتن چیزها استفاده میکند. پر از پرسش است. خستگی را زیاد احساس نمی کند. در برابر مشکلات به دنبال راه حل گشته و سریعا برای حل آنها اقدام میکند. از این رو ایشان را می توان یک کارآفرین موفق و خلاق دانست.
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۰ اردیبهشت سالروز درگذشت #ایرج_زهری
( زاده سال ۱۳۱۱ تهران -- درگذشته ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۱ آلمان ) نمایشنامهنویس، منتقد، مدرس و کارگردان تئاتر
ایرج زهری در دبستان انوری و دبیرستان ادیب تحصیل کرد. از کلاس هشتم به دبیرستان رازی رفت که برخی از درسهای آن به زبان فرانسوی بود.
وی به خواست خانواده و برای فراگیری شغل وکالت و ادامه حرفه پدر، از سال ۱۳۳۲ در "دانشکده حقوق" دانشگاه تهران مشغول تحصیل شد، اما به زودی از درس و کلاس زده شد.
او میگفت :
"اهل ملاحظهکاری، پارتیبازی و زد و بند نبودم، با هنر راحتالحلقومی و هنرمندان آن میانه نداشتم، به کم راضی نبودم، نهتنها بر دیگران که بر خودم هم سخت میگرفتم و میگیرم. بدون رودربایستی، رک و پوستکنده، نظرم را میگفتم و حاضر بودم سختترین انتقادها را گوش بگیرم و دربارهاش فکر کنم. طبیعی است که در کار بیاشتباه نبودم."
خود او در این باره نوشته بود: "من که به قصد تحصیل حقوق آمده بودم، بر اثر فضای کر و کور و استادهای مرده و مهجور، چنان از حقوق بیزار شدم که از سال سوم رشته اقتصاد را انتخاب کردم و تنها فکر و ذکرم این شد که هرچه زودتر لیسانس صاحب مرده را بگیرم و از شر هرچه دانشگاه است راحت بشوم."
او رویداد فرخنده زندگی خود را در دوران تحصیل چنین توصیف میکرد: "تنها اتفاق خوش و سرنوشتسازی که در طول زمان دانشجویی برایم روی داد، آشنایی با گروه تئاتر دانشگاه در پاییز سال ۱۳۳۳ بود."
او عشق به تئاتر را به دل گرفت و با خود عهد کرد که زندگی خود را وقف تئاتر کند. او تصمیم گرفت که برای فراگیری تئاتر به شیوهای بنیادین و علمی به آلمان سفر کند:
«با آن که یک کلمه آلمانی بلد نبودم، تابستان ۱۳۳۷ به عشق تحصیل در رشته تئاتر راهی مونیخ شدم. یا هو!»
از آن پس زندگی ایرج زهری با هنر تئاتر آمیخته شد. او پس از پایان تحصیلات، در آذر سال ۱۳۴۵ به ایران بازگشت.
مترجمی پرکار و ورزیده :
زندگی و کار ایرج زهری در ایران پس از انقلاب به بن بست افتاد. او به دليل دریافت حکم "انفصال دائم از خدمات دولتی" به آلمان مهاجرت کرد.
در تبعید نیز با وجود فشارهای فراوان، مشکلات و سختیها را تحمل کرد، اما به کاری جز تئاتر نپرداخت و
از آنجا که از فعالیت صحنهای دور مانده بود، بیشتر به کارهای پژوهشی و ترجمه متون نمایشی مشغول شد.
او به زبانهای آلمانی و فرانسوی تسلط داشت و دهها اثر نمایشی را به زبان فارسی ترجمه و منتشر کرده است، از جمله نمایشنامههایی از: گئورگ بوشنر، برتولت برشت، ارنست توللر، اوگوست استریندبرگ، داریو فو، هاینر مولر، کارل فالنتین، ژان تردیو و... بیشتر این آثار در ایران توسط "نشر قطره" و ناشران دیگر منتشر شدهاند.
اسلاومیر مروژک، نمایشنامهنویس برجسته لهستانی و فرناندو آرابال، درامنویس نامی اسپانیایی، حق ترجمه آثار خود به فارسی را به زهری واگذار کرده بودند.
وی از اوایل دهه ۱۳۸۰ به ایران بازگشت و کوشید با گروههای تئاتری، به ویژه جوانان علاقهمند به تئاتر همکاری کند.
او به ادبیات کلاسیک ایران عشق میورزید. اشعار زیادی از سخنوران بزرگ را در خاطر داشت و به مناسبت میخواند و تار و تنبک میزد و صدای خوشی داشت و در جمع دوستان گاهی آواز نیز میخواند. زهرى مدتى نيز به كار گويندگى در سازمان راديو تلويزيون ملى ايران اشتغال داشت.
وی خاطرات خود را با نثری شیوا و بیانی شیرین در کتابی به عنوان "یادها و بودها" منتشر کرده است. این کتاب نخست توسط انتشارات باران در سوئد و سپس در ایران با ویرایشی تازه توسط "نشر معین" منتشر شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۰ اردیبهشت سالروز درگذشت #ایرج_زهری
( زاده سال ۱۳۱۱ تهران -- درگذشته ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۱ آلمان ) نمایشنامهنویس، منتقد، مدرس و کارگردان تئاتر
ایرج زهری در دبستان انوری و دبیرستان ادیب تحصیل کرد. از کلاس هشتم به دبیرستان رازی رفت که برخی از درسهای آن به زبان فرانسوی بود.
وی به خواست خانواده و برای فراگیری شغل وکالت و ادامه حرفه پدر، از سال ۱۳۳۲ در "دانشکده حقوق" دانشگاه تهران مشغول تحصیل شد، اما به زودی از درس و کلاس زده شد.
او میگفت :
"اهل ملاحظهکاری، پارتیبازی و زد و بند نبودم، با هنر راحتالحلقومی و هنرمندان آن میانه نداشتم، به کم راضی نبودم، نهتنها بر دیگران که بر خودم هم سخت میگرفتم و میگیرم. بدون رودربایستی، رک و پوستکنده، نظرم را میگفتم و حاضر بودم سختترین انتقادها را گوش بگیرم و دربارهاش فکر کنم. طبیعی است که در کار بیاشتباه نبودم."
خود او در این باره نوشته بود: "من که به قصد تحصیل حقوق آمده بودم، بر اثر فضای کر و کور و استادهای مرده و مهجور، چنان از حقوق بیزار شدم که از سال سوم رشته اقتصاد را انتخاب کردم و تنها فکر و ذکرم این شد که هرچه زودتر لیسانس صاحب مرده را بگیرم و از شر هرچه دانشگاه است راحت بشوم."
او رویداد فرخنده زندگی خود را در دوران تحصیل چنین توصیف میکرد: "تنها اتفاق خوش و سرنوشتسازی که در طول زمان دانشجویی برایم روی داد، آشنایی با گروه تئاتر دانشگاه در پاییز سال ۱۳۳۳ بود."
او عشق به تئاتر را به دل گرفت و با خود عهد کرد که زندگی خود را وقف تئاتر کند. او تصمیم گرفت که برای فراگیری تئاتر به شیوهای بنیادین و علمی به آلمان سفر کند:
«با آن که یک کلمه آلمانی بلد نبودم، تابستان ۱۳۳۷ به عشق تحصیل در رشته تئاتر راهی مونیخ شدم. یا هو!»
از آن پس زندگی ایرج زهری با هنر تئاتر آمیخته شد. او پس از پایان تحصیلات، در آذر سال ۱۳۴۵ به ایران بازگشت.
مترجمی پرکار و ورزیده :
زندگی و کار ایرج زهری در ایران پس از انقلاب به بن بست افتاد. او به دليل دریافت حکم "انفصال دائم از خدمات دولتی" به آلمان مهاجرت کرد.
در تبعید نیز با وجود فشارهای فراوان، مشکلات و سختیها را تحمل کرد، اما به کاری جز تئاتر نپرداخت و
از آنجا که از فعالیت صحنهای دور مانده بود، بیشتر به کارهای پژوهشی و ترجمه متون نمایشی مشغول شد.
او به زبانهای آلمانی و فرانسوی تسلط داشت و دهها اثر نمایشی را به زبان فارسی ترجمه و منتشر کرده است، از جمله نمایشنامههایی از: گئورگ بوشنر، برتولت برشت، ارنست توللر، اوگوست استریندبرگ، داریو فو، هاینر مولر، کارل فالنتین، ژان تردیو و... بیشتر این آثار در ایران توسط "نشر قطره" و ناشران دیگر منتشر شدهاند.
اسلاومیر مروژک، نمایشنامهنویس برجسته لهستانی و فرناندو آرابال، درامنویس نامی اسپانیایی، حق ترجمه آثار خود به فارسی را به زهری واگذار کرده بودند.
وی از اوایل دهه ۱۳۸۰ به ایران بازگشت و کوشید با گروههای تئاتری، به ویژه جوانان علاقهمند به تئاتر همکاری کند.
او به ادبیات کلاسیک ایران عشق میورزید. اشعار زیادی از سخنوران بزرگ را در خاطر داشت و به مناسبت میخواند و تار و تنبک میزد و صدای خوشی داشت و در جمع دوستان گاهی آواز نیز میخواند. زهرى مدتى نيز به كار گويندگى در سازمان راديو تلويزيون ملى ايران اشتغال داشت.
وی خاطرات خود را با نثری شیوا و بیانی شیرین در کتابی به عنوان "یادها و بودها" منتشر کرده است. این کتاب نخست توسط انتشارات باران در سوئد و سپس در ایران با ویرایشی تازه توسط "نشر معین" منتشر شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۰ اردیبهشت زادروز #عبداله_دوامی
( زاده ۲۰ اردیبهشت ۱۲۷۰ تفرش -- درگذشته ۲۰ دی ۱۳۵۹ تهران ) استاد برجسته موسیقی اصیل ایرانی و ردیفدان
به گفته روحاله خالقی، وی استاد برگزیده نواهای ضربی و تصنیف بودهاست. او در مکاتب استادانی نظیر علی نایبالسلطنه، میرزاعبداله، میرزاحسین قلی، حسین اسماعیلزاده، ملکالذاکرین پرورش یافتهاست و شاگردانی چون محمدرضا شجریان، فاخره صبا، محمود کریمی، نصراله ناصحپور، رضوی سروستانی، فرامرز پایور، مجید کیانی، محمدرضا لطفی و شهرام ناظری در محضرش پرورش یافتهاند.
استاد دوامی مسافرتهایی (البته بسیار شنیدنی) همراه با ابوالحسن اقبالآذر، درویشخان، طاهرزاده و باقرخان رامشگر برای ماندگاری (و ضبط صفحهُ گرامافون) موسیقی اصیل ایرانی به خارج از کشور داشتهاند. استاد دوامی صاحب ردیف آوازی است.
او در سال ۱۲۹۱ وقتی که ۲۳ ساله بود به همراه درویش خان، باقرخان، طاهرزاده و اقبال برای ضبط صفحه به تفلیس رفت.
۵۰ سال بعد آثارش بوسیله شاگردانش به روی نوار ریل ضبط شد. دوامی را حافظه تصانیف قدیمی در سده اخیر میدانند.
عبداله دوامی در ۸۹ سالگی درگذشت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۰ اردیبهشت زادروز #عبداله_دوامی
( زاده ۲۰ اردیبهشت ۱۲۷۰ تفرش -- درگذشته ۲۰ دی ۱۳۵۹ تهران ) استاد برجسته موسیقی اصیل ایرانی و ردیفدان
به گفته روحاله خالقی، وی استاد برگزیده نواهای ضربی و تصنیف بودهاست. او در مکاتب استادانی نظیر علی نایبالسلطنه، میرزاعبداله، میرزاحسین قلی، حسین اسماعیلزاده، ملکالذاکرین پرورش یافتهاست و شاگردانی چون محمدرضا شجریان، فاخره صبا، محمود کریمی، نصراله ناصحپور، رضوی سروستانی، فرامرز پایور، مجید کیانی، محمدرضا لطفی و شهرام ناظری در محضرش پرورش یافتهاند.
استاد دوامی مسافرتهایی (البته بسیار شنیدنی) همراه با ابوالحسن اقبالآذر، درویشخان، طاهرزاده و باقرخان رامشگر برای ماندگاری (و ضبط صفحهُ گرامافون) موسیقی اصیل ایرانی به خارج از کشور داشتهاند. استاد دوامی صاحب ردیف آوازی است.
او در سال ۱۲۹۱ وقتی که ۲۳ ساله بود به همراه درویش خان، باقرخان، طاهرزاده و اقبال برای ضبط صفحه به تفلیس رفت.
۵۰ سال بعد آثارش بوسیله شاگردانش به روی نوار ریل ضبط شد. دوامی را حافظه تصانیف قدیمی در سده اخیر میدانند.
عبداله دوامی در ۸۹ سالگی درگذشت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۰ اردیبهشت زادروز #وین_والتر_دایر
( زاده ۲۰ اردیبهشت، ۹ مه ۱۹۴۰ دترویت -- درگذشته ۲۹ اوت سال ۲۰۱۵) نویسنده
ویندایر نویسنده کتابهای خودیاری و سخنران انگیزشی آمریکایی بود. کتاب قلمرو اشتباهات شما (با عنوان "چگونه شخصیت سالمتر بیابیم؟" در ترجمه فارسی) در سال ۱۹۷۶ در حدود ۳۰ میلیون نسخه فروخت و جزء یکی از بالاترین فروش کتابها در تاریخ شد. دایر در سال ۱۹۸۷ به عنوان بهترین سخنران ایالات متحده شناخته شد. در سال ۲۰۱۱ مجله Watkins Magazine وین دایر را سومین انسان معنوی تأثیرگذار در دنیا معرفی کرد.
زندگینامه :
وین دایر، پدرش ملوین لیله و مادرش هنزل ایرنه نام داشت. او بیشتر دوران نوجوانی خود را در پرورشگاه طی کرد و در دانشگاه سنت جان به عنوان محقق کار میکرد.
در ابتدا کار در فرهنگستان را دنبال کرد و در همین زمان مطالب خود را در روزنامه به چاپ میرساند. اما سخنرانی او در دانشگاه سنت جان که در مورد شیوه متمرکز شدن «افکار منفی» و «گفتگوی انگیزشی» بود، دانشجویان را ترغیب به ثبت نام در کلاسهای خصوصیاش کرد. آژانس ادبی به وی پیشنهاد کرد که ایدههای خود را به صورت یک کتاب جمعآوری کند و نتیجه آن کتاب «قلمرو اشتباهات شما» بود. اگر چه نخستین کتابهایی که به فروش رفت بسیار اندک بود، وی شغل تدریس خود را رها کرد و به کار تبلیغات مشغول شد و با سر سختی یک فروشگاه کتاب در زمینه مصاحبههای تصویری پیدا کرد، بالاخره تلویزیون ملی اجازه داد که او همراه با فیل دوناهو و مرو گریفین در گفتگوی شب حضور پیدا کند.
دایر، همچنان برای ساخت یک سری از نوار کنفرانسهای خود و همچنین تدوین کتاب جدیدش تلاش میکرد. شنوندگان نوارهای دایر همانند مخاطبان دیل کارنگی یا استیفن کاوی نبودند که تنها به حوزه تجارت ختم شوند؛ بنابراین پیام او دربارهٔ لحظه تفکرنو بسیار طنینانداز شد. او اغلب حکایاتی را از زندگی خانوادگی خود بازگو میکرد و در قالب این حکایات کارآزمودگی کنونی خود را نتیجهگیری میکرد. کتاب مرد خودساخته کتابی بود که به قسمتی از جذبههای خودش اشاره داشت. دایر به مخاطبانش توصیه میکرد که واقع بین باشند چون ندای اعتماد به خود، همانند یک راهنمای معنوی انسان را کارآزموده میکند و همچنین به خوانندگانش پیشنهاد میکند که معنوی باشند.
زندگی شخصی :
وی که در مائوی، هاوایی زندگی میکرد. دو بار ازدواج کرد و هفت تا از هشت فرزندش را از زن دومش یعنی مارسلنه (Marcelene) داشت که عبارتند از شان، اسکای، سامر، سرنا، سندز، ساجی و مسنترین دخترش از همسر سابقش تریسی نام دارد و همگی در فلوریدا زندگی میکنند. او بسیار به زندگی خانوادگی علاقه داشت و همیشه در عکسهای منتشر شده از وی در صفحات اجتماعی میتوان او را در کنار اعضای خانوادهاش همراه با هشت فرزندش دید. وی در سال ۲۰۱۲ به بیماری سختی مبتلا شد و در همان زمان بود که در وبلاگش پیامی به این مضمون نوشت.
شاید این بیماری، بهنوعی پاسخ بدن من به زخمهای روحی و روانیام باشد. روابط شکستخورده گذشته یا هر چیزی شبیه این. هرچه هست، بدن همیشه میداند که چه میکند و آن را در حد کمال انجام میدهد.
وین دایر در ۷۵ سالگی درگذشت. اگرچه شهرت او در آمریکا بهعنوان بهترین سخنران بود اما عمده شهرت او در جهان به دلیل نویسندگی و کتابهای اوست.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۰ اردیبهشت زادروز #وین_والتر_دایر
( زاده ۲۰ اردیبهشت، ۹ مه ۱۹۴۰ دترویت -- درگذشته ۲۹ اوت سال ۲۰۱۵) نویسنده
ویندایر نویسنده کتابهای خودیاری و سخنران انگیزشی آمریکایی بود. کتاب قلمرو اشتباهات شما (با عنوان "چگونه شخصیت سالمتر بیابیم؟" در ترجمه فارسی) در سال ۱۹۷۶ در حدود ۳۰ میلیون نسخه فروخت و جزء یکی از بالاترین فروش کتابها در تاریخ شد. دایر در سال ۱۹۸۷ به عنوان بهترین سخنران ایالات متحده شناخته شد. در سال ۲۰۱۱ مجله Watkins Magazine وین دایر را سومین انسان معنوی تأثیرگذار در دنیا معرفی کرد.
زندگینامه :
وین دایر، پدرش ملوین لیله و مادرش هنزل ایرنه نام داشت. او بیشتر دوران نوجوانی خود را در پرورشگاه طی کرد و در دانشگاه سنت جان به عنوان محقق کار میکرد.
در ابتدا کار در فرهنگستان را دنبال کرد و در همین زمان مطالب خود را در روزنامه به چاپ میرساند. اما سخنرانی او در دانشگاه سنت جان که در مورد شیوه متمرکز شدن «افکار منفی» و «گفتگوی انگیزشی» بود، دانشجویان را ترغیب به ثبت نام در کلاسهای خصوصیاش کرد. آژانس ادبی به وی پیشنهاد کرد که ایدههای خود را به صورت یک کتاب جمعآوری کند و نتیجه آن کتاب «قلمرو اشتباهات شما» بود. اگر چه نخستین کتابهایی که به فروش رفت بسیار اندک بود، وی شغل تدریس خود را رها کرد و به کار تبلیغات مشغول شد و با سر سختی یک فروشگاه کتاب در زمینه مصاحبههای تصویری پیدا کرد، بالاخره تلویزیون ملی اجازه داد که او همراه با فیل دوناهو و مرو گریفین در گفتگوی شب حضور پیدا کند.
دایر، همچنان برای ساخت یک سری از نوار کنفرانسهای خود و همچنین تدوین کتاب جدیدش تلاش میکرد. شنوندگان نوارهای دایر همانند مخاطبان دیل کارنگی یا استیفن کاوی نبودند که تنها به حوزه تجارت ختم شوند؛ بنابراین پیام او دربارهٔ لحظه تفکرنو بسیار طنینانداز شد. او اغلب حکایاتی را از زندگی خانوادگی خود بازگو میکرد و در قالب این حکایات کارآزمودگی کنونی خود را نتیجهگیری میکرد. کتاب مرد خودساخته کتابی بود که به قسمتی از جذبههای خودش اشاره داشت. دایر به مخاطبانش توصیه میکرد که واقع بین باشند چون ندای اعتماد به خود، همانند یک راهنمای معنوی انسان را کارآزموده میکند و همچنین به خوانندگانش پیشنهاد میکند که معنوی باشند.
زندگی شخصی :
وی که در مائوی، هاوایی زندگی میکرد. دو بار ازدواج کرد و هفت تا از هشت فرزندش را از زن دومش یعنی مارسلنه (Marcelene) داشت که عبارتند از شان، اسکای، سامر، سرنا، سندز، ساجی و مسنترین دخترش از همسر سابقش تریسی نام دارد و همگی در فلوریدا زندگی میکنند. او بسیار به زندگی خانوادگی علاقه داشت و همیشه در عکسهای منتشر شده از وی در صفحات اجتماعی میتوان او را در کنار اعضای خانوادهاش همراه با هشت فرزندش دید. وی در سال ۲۰۱۲ به بیماری سختی مبتلا شد و در همان زمان بود که در وبلاگش پیامی به این مضمون نوشت.
شاید این بیماری، بهنوعی پاسخ بدن من به زخمهای روحی و روانیام باشد. روابط شکستخورده گذشته یا هر چیزی شبیه این. هرچه هست، بدن همیشه میداند که چه میکند و آن را در حد کمال انجام میدهد.
وین دایر در ۷۵ سالگی درگذشت. اگرچه شهرت او در آمریکا بهعنوان بهترین سخنران بود اما عمده شهرت او در جهان به دلیل نویسندگی و کتابهای اوست.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۱ اردیبهشت سالروز درگذشت #محمد_علی_سپانلو
( زاده ۲۹ آبان ۱۳۱۹ شهر ری -- درگذشته ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۴ تهران) شاعر و مترجم
محمدعلی سپانلو مشهور به شاعر تهران در کنار برگردان آثار ادبی، مجموعههای شعری از جمله رگبارها، پیادهروها، نبض وطنم را میگیرم، تبعید در وطن، ساعت امید، فیروزه در غبار، پاییز در بزرگراه، و قایقسواری در تهران را در کارنامه خود دارد. سپانلو آثاری از نویسندگان مطرح جهان، مانند آلبرکامو و ژان پل سارتر را نیز ترجمه کردهاست. او دانشآموخته دانشکده حقوق دانشگاه تهران و از نخستین اعضای کانون نویسندگان ایران بود.
وی با داستانها و شعرهایی که پدرش از شاهنامه و سعدی و نظامی میگفت، بزرگ شد. در سال ۱۳۲۶ به دبستان رفت و با احمدرضا احمدی همشاگردی بود. او با آموزشهای پدر، خط خوبی داشت و شیفته کلاس انشا بود.
در سال ۱۳۳۵ در مسابقهای که در رشته ادبیات بین تمام مدارس کشور برگزار شد مقام اول را کسب کرد و از دست محمدرضا شاه یک دیوان حافظ جایزه گرفت. پس از کلاس دهم به مدرسه دارالفنون رفت. دبیرستانی که در آن زمان افرادی چون داریوش آشوری، بهرام بیضایی، احمدرضا احمدی، نادر ابراهیمی و عباس پهلوان در کلاسهای مختلف مشغول درس خواندن بودند. در همان سالها بود که در مسابقه داستاننویسی مجله سخن شرکت کرد و داستانش به نام دشت پندار در آن مجله چاپ شد.
هنوز در دارالفنون مشغول تحصیل بود که داستانی تاریخی به نام نیزه پارسی را تحت تأثیر پاورقیهای مستعان و مسرور نوشت و با هزینه شخصی چاپ و منتشر کرد که توفیقی کسب نکرد. سپانلو هیچگاه این کتاب را در کارنامه و کتابهای رسمی خویش ثبت نکرد.
سپانلو در سال ۱۳۳۸ دیپلمش را از دارالفنون گرفت و همان سال در کنکور شرکت و در دو رشته حقوق و ادبیات قبول شد ولی در نهایت رشته حقوق دانشگاه تهران را انتخاب کرد و فارغالتحصیل شد.
با ورود به دانشگاه با وجود اینکه به هیچ یک از احزاب و گروههای سیاسی وابسته نبود ولی در متن جریانهای سیاسی و جنبش دانشجویی آن زمان قرار داشت و در تحصنها و راهپیماییها شرکت میکرد و در برخی از مراسم شعر میخواند. در آن سالها مطالبی برای مجله اطلاعات جوانان مینوشت و همچنین کتابی را به نام پچپچهای در ظلمت را از فرانسه به فارسی ترجمه کرد که به صورت پاورقی در روزنامه چاپ شد.
در اصفهان با هسته اصلی جُنگِ اصفهان یعنی محمد حقوقی، هوشنگ گلشیری، ابوالحسن نجفی و احمد میرعلایی آشنا شد و در محافلشان شرکت کرد و شعرهایش را خواند. در همان زمان بود که اولین کتاب شعرش به نام آه... بیابان چاپ و منتشر شد.
پس از بازگشت به تهران با سفارش مهرداد صمدی در رادیو به صورت روزمزد مشغول به کار شد، در آنجا وظیفهاش ترجمه خبر بود. در همان زمان در مجله فردوسی، نقد و مطلب می نوشت. از مطالب به یادماندنی زمان همکاری سپانلو با مجله فردوسی میتوان به مصاحبهاش با آگاتا کریستی اشاره کرد که در پی سفر این نویسنده ادبیات کارآگاهی و جنایی به تهران انجام شد. این مصاحبه دوبارهً در کتاب بنبستها و شاهراه زندگینامه سپانلو چاپ و منتشر شده است.
سپانلو به علت روزمزد بودن و درآمد کم، رادیو را ترک کرد و به گروه صنعتی بهشهر پیوست و در آنجا مسئول تبلیغات گروه صنعتی بهشهر شد و ۹ سال در آن شغل ماند.
محمدعلی سپانلو چند سالی از بیماری ریه رنج میبرد و سرانجام در ۷۵ سالگی درگذشت و در قطعه نامآوران بهشتزهرا به خاک سپرده شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۱ اردیبهشت سالروز درگذشت #محمد_علی_سپانلو
( زاده ۲۹ آبان ۱۳۱۹ شهر ری -- درگذشته ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۴ تهران) شاعر و مترجم
محمدعلی سپانلو مشهور به شاعر تهران در کنار برگردان آثار ادبی، مجموعههای شعری از جمله رگبارها، پیادهروها، نبض وطنم را میگیرم، تبعید در وطن، ساعت امید، فیروزه در غبار، پاییز در بزرگراه، و قایقسواری در تهران را در کارنامه خود دارد. سپانلو آثاری از نویسندگان مطرح جهان، مانند آلبرکامو و ژان پل سارتر را نیز ترجمه کردهاست. او دانشآموخته دانشکده حقوق دانشگاه تهران و از نخستین اعضای کانون نویسندگان ایران بود.
وی با داستانها و شعرهایی که پدرش از شاهنامه و سعدی و نظامی میگفت، بزرگ شد. در سال ۱۳۲۶ به دبستان رفت و با احمدرضا احمدی همشاگردی بود. او با آموزشهای پدر، خط خوبی داشت و شیفته کلاس انشا بود.
در سال ۱۳۳۵ در مسابقهای که در رشته ادبیات بین تمام مدارس کشور برگزار شد مقام اول را کسب کرد و از دست محمدرضا شاه یک دیوان حافظ جایزه گرفت. پس از کلاس دهم به مدرسه دارالفنون رفت. دبیرستانی که در آن زمان افرادی چون داریوش آشوری، بهرام بیضایی، احمدرضا احمدی، نادر ابراهیمی و عباس پهلوان در کلاسهای مختلف مشغول درس خواندن بودند. در همان سالها بود که در مسابقه داستاننویسی مجله سخن شرکت کرد و داستانش به نام دشت پندار در آن مجله چاپ شد.
هنوز در دارالفنون مشغول تحصیل بود که داستانی تاریخی به نام نیزه پارسی را تحت تأثیر پاورقیهای مستعان و مسرور نوشت و با هزینه شخصی چاپ و منتشر کرد که توفیقی کسب نکرد. سپانلو هیچگاه این کتاب را در کارنامه و کتابهای رسمی خویش ثبت نکرد.
سپانلو در سال ۱۳۳۸ دیپلمش را از دارالفنون گرفت و همان سال در کنکور شرکت و در دو رشته حقوق و ادبیات قبول شد ولی در نهایت رشته حقوق دانشگاه تهران را انتخاب کرد و فارغالتحصیل شد.
با ورود به دانشگاه با وجود اینکه به هیچ یک از احزاب و گروههای سیاسی وابسته نبود ولی در متن جریانهای سیاسی و جنبش دانشجویی آن زمان قرار داشت و در تحصنها و راهپیماییها شرکت میکرد و در برخی از مراسم شعر میخواند. در آن سالها مطالبی برای مجله اطلاعات جوانان مینوشت و همچنین کتابی را به نام پچپچهای در ظلمت را از فرانسه به فارسی ترجمه کرد که به صورت پاورقی در روزنامه چاپ شد.
در اصفهان با هسته اصلی جُنگِ اصفهان یعنی محمد حقوقی، هوشنگ گلشیری، ابوالحسن نجفی و احمد میرعلایی آشنا شد و در محافلشان شرکت کرد و شعرهایش را خواند. در همان زمان بود که اولین کتاب شعرش به نام آه... بیابان چاپ و منتشر شد.
پس از بازگشت به تهران با سفارش مهرداد صمدی در رادیو به صورت روزمزد مشغول به کار شد، در آنجا وظیفهاش ترجمه خبر بود. در همان زمان در مجله فردوسی، نقد و مطلب می نوشت. از مطالب به یادماندنی زمان همکاری سپانلو با مجله فردوسی میتوان به مصاحبهاش با آگاتا کریستی اشاره کرد که در پی سفر این نویسنده ادبیات کارآگاهی و جنایی به تهران انجام شد. این مصاحبه دوبارهً در کتاب بنبستها و شاهراه زندگینامه سپانلو چاپ و منتشر شده است.
سپانلو به علت روزمزد بودن و درآمد کم، رادیو را ترک کرد و به گروه صنعتی بهشهر پیوست و در آنجا مسئول تبلیغات گروه صنعتی بهشهر شد و ۹ سال در آن شغل ماند.
محمدعلی سپانلو چند سالی از بیماری ریه رنج میبرد و سرانجام در ۷۵ سالگی درگذشت و در قطعه نامآوران بهشتزهرا به خاک سپرده شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۱ اردیبهشت سالروز درگذشت #غزاله_علیزاده
( زاده ۲۷ بهمن ۱۳۲۷ مشهد – درگذشته ۲۱ اردیبهشت ۱۳۷۵ رامسر ) نویسنده
فاطمه (غزاله) علیزاده، در کودکی درونگرا، بازیگوش و باهوش بود. در مدرسه گاه با بازیگوشیها و شجاعتهایش دیگران را نگران میکرد اما شاگرد زرنگی نیز بود. وی که مادرش، منیر سیدی نیز شاعر و نویسنده بود، مدرسه را در دبیرستان علوم انسانی مهستی به پایان برد و در همین زمان به گیاهخواری روی آورد. او در کنکور رشته ادبیات فارسی در مشهد و کنکور حقوق و فلسفه در تهران قبول شد و به خواست مادرش در رشته حقوق وارد شد.
وی با مدرک لیسانس علوم سیاسی از دانشگاه تهران، برای تحصیل در رشتهٔ فلسفه و سینما در دانشگاه سوربن به فرانسه رفت. در واقع ابتدا برای دکترای حقوق به پاریس رفت ولی با زحمت زیاد رشتهاش را به فلسفه اشراق تغییر داد و قصد داشت پایاننامهاش را دربارهٔ مولوی بنویسد، که با مرگ ناگهانی پدرش آن را نیمهکاره رها کرد.
وی پیشهٔ ادبی خود را از دههٔ ۱۳۴۰ و با چاپ داستانهای خود در مشهد آغاز کرد. «سفر ناگذشتنی» نام نخستین مجموعه داستان غزاله است که در سال ۱۳۵۶ منتشر شد اما از معروفترین آثار وی میتوان به رمان دو جلدی «خانه ادریسیها» و مجموعه داستان «چهارراه» نام برد.
غزاله ابتدا با بیژن الهی ازدواج کرد و صاحب دختری به نام سلمی شد. اما بعد از جدایی، در سال ۱۳۶۲ با محمدرضا نظام شهیدی ازدواج کرد. وی چند ماه قبل از مرگش در گفتگویی که با مجله ادبی گردون (شماره ۵۱–۲۱مهرماه ۱۳۷۴) داشت در مورد خودش چنین میگوید:
«دوازده، سیزده ساله بودم، دنیا را نمیشناختم. کی دنیا را میشناسد؟ این تودهٔ بیشکل مدام در حال تغییر را که دور خودش میپیچد و از یک تاریکی میرود به طرف دیگر. در این فاصله، ما بیش و کم رؤیا میبافیم، فکر میکنیم میشود سرشت انسان را عوض کرد، آن مایهٔ حیرتانگیز از حیوانیت در خود و دیگران را. ما نسلی بودیم آرمانخواه. به رستگاری اعتقاد داشتیم. هیچ تاسفی ندارم. از نگاه خالی نوجوانان فارغ از کابوس و رؤیا، حیرت میکنم. تا این درجه وابستگی به مادیت، اگر هم نشانهٔ عقل معیشت باشد، باز حاکی از زوال است. ما واژههای مقدس داشتیم: آزادی، وطن، عدالت، فرهنگ، زیبایی و تجلی. تکان هر برگ بر شاخه، معنای نهفتهای داشت …»
وی که از بیماری سرطان رنج میبرد بعد از دو بار خودکشی ناموفق، سرانجام در ۲۱ اردیبهشت سال ۱۳۷۵، در روستای جواهرده رامسر، خود را از درختی حلقآویز کرد و او را در امامزاده طاهر کرج به خاک سپردند.
او در یادداشت پیش از خودکشی خود چنین نوشت: «آقای دکتر براهنی و آقای گلشیری و کوشان عزیز! رسیدگی به نوشتههای ناتمام خودم را به شما عزیزان واگذار میکنم. ساعت یک و نیم است. خستهام. باید بروم. لطف کنید و نگذارید گم و گور شوند و در صورت امکان چاپشان کنید. نمیگویم بسوزانید. از هیچکس متنفر نیستم. برای دوستداشتن نوشتهام، تنها و خستهام برای همین میروم. دیگر حوصله ندارم. چقدر کلید در قفل بچرخانم و قدم بگذارم به خانهای تاریک. من غلام خانههای روشنم. از خانم دانشور عزیز خداحافظی میکنم. چقدر به همه و به من محبت کردهاست. چقدر به او احترام میگذارم. بانوی رمان، بانوی عطوفت و یک هنرمند راست و درست. با شفقت بسیار. خداحافظ دوستان عزیزم.»
کتاب خانه ادریسیها سه سال پس از مرگ غزاله، جایزه بیست سال داستاننویسی را از آن خود کرد.
آثار :
رمانها
دو منظره، ۱۳۶۳
خانه ادریسیها، ۱۳۷۰ (۲ جلدی)
شبهای تهران
ملک آسیاب
مجموعه داستانها
سفر ناگذشتنی (تاریخ انتشار ۱۳۵۶؛ شامل داستانهای شجره طیبه، پاندارا، با انار و با ترنج از شاخ سیب)
چهارراه (تاریخ انتشار ۱۳۷۳؛ شامل داستانهای دادرسی، بعد از تابستان، جزیره، سوچ)
تالارها (تاریخ انتشار ۱۳۸۲؛ شامل داستانهای نقشها، اول بهار، گرد و شکنان، تالارها)
داستانهای کوتاه همراه با داستان دو منظره در مجموعهای با نام با غزاله تا ناکجا در سال ۱۳۷۸ توسط نشر توس منتشر شدهاست.
سایر آثار :
کشتی عروس
رؤیای خانه و کابوس زوال
جایزهها :
جایزهٔ قلم طلاییِ مجلهٔ ادبی گردون برای داستان کوتاه «جزیره»، ۱۹۹۹ میلادی
جایزهٔ بیست سال داستاننویسیِ وزارت ارشاد برای رمان خانه ادریسیها، ۱۹۹۹ میلادی سه سال پس از مرگ غزاله.
دربارهٔ علیزاده :
در سال ۱۳۸۷ فیلم مستندی دربارهٔ غزاله علیزاده با عنوان محاکات غزاله علیزاده به کارگردانی پگاه آهنگرانی ساخته شدهاست؛ محاکات غزاله علیزاده تاکنون اجازه حضور در جشنوارههای ایران را نیافته است.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۱ اردیبهشت سالروز درگذشت #غزاله_علیزاده
( زاده ۲۷ بهمن ۱۳۲۷ مشهد – درگذشته ۲۱ اردیبهشت ۱۳۷۵ رامسر ) نویسنده
فاطمه (غزاله) علیزاده، در کودکی درونگرا، بازیگوش و باهوش بود. در مدرسه گاه با بازیگوشیها و شجاعتهایش دیگران را نگران میکرد اما شاگرد زرنگی نیز بود. وی که مادرش، منیر سیدی نیز شاعر و نویسنده بود، مدرسه را در دبیرستان علوم انسانی مهستی به پایان برد و در همین زمان به گیاهخواری روی آورد. او در کنکور رشته ادبیات فارسی در مشهد و کنکور حقوق و فلسفه در تهران قبول شد و به خواست مادرش در رشته حقوق وارد شد.
وی با مدرک لیسانس علوم سیاسی از دانشگاه تهران، برای تحصیل در رشتهٔ فلسفه و سینما در دانشگاه سوربن به فرانسه رفت. در واقع ابتدا برای دکترای حقوق به پاریس رفت ولی با زحمت زیاد رشتهاش را به فلسفه اشراق تغییر داد و قصد داشت پایاننامهاش را دربارهٔ مولوی بنویسد، که با مرگ ناگهانی پدرش آن را نیمهکاره رها کرد.
وی پیشهٔ ادبی خود را از دههٔ ۱۳۴۰ و با چاپ داستانهای خود در مشهد آغاز کرد. «سفر ناگذشتنی» نام نخستین مجموعه داستان غزاله است که در سال ۱۳۵۶ منتشر شد اما از معروفترین آثار وی میتوان به رمان دو جلدی «خانه ادریسیها» و مجموعه داستان «چهارراه» نام برد.
غزاله ابتدا با بیژن الهی ازدواج کرد و صاحب دختری به نام سلمی شد. اما بعد از جدایی، در سال ۱۳۶۲ با محمدرضا نظام شهیدی ازدواج کرد. وی چند ماه قبل از مرگش در گفتگویی که با مجله ادبی گردون (شماره ۵۱–۲۱مهرماه ۱۳۷۴) داشت در مورد خودش چنین میگوید:
«دوازده، سیزده ساله بودم، دنیا را نمیشناختم. کی دنیا را میشناسد؟ این تودهٔ بیشکل مدام در حال تغییر را که دور خودش میپیچد و از یک تاریکی میرود به طرف دیگر. در این فاصله، ما بیش و کم رؤیا میبافیم، فکر میکنیم میشود سرشت انسان را عوض کرد، آن مایهٔ حیرتانگیز از حیوانیت در خود و دیگران را. ما نسلی بودیم آرمانخواه. به رستگاری اعتقاد داشتیم. هیچ تاسفی ندارم. از نگاه خالی نوجوانان فارغ از کابوس و رؤیا، حیرت میکنم. تا این درجه وابستگی به مادیت، اگر هم نشانهٔ عقل معیشت باشد، باز حاکی از زوال است. ما واژههای مقدس داشتیم: آزادی، وطن، عدالت، فرهنگ، زیبایی و تجلی. تکان هر برگ بر شاخه، معنای نهفتهای داشت …»
وی که از بیماری سرطان رنج میبرد بعد از دو بار خودکشی ناموفق، سرانجام در ۲۱ اردیبهشت سال ۱۳۷۵، در روستای جواهرده رامسر، خود را از درختی حلقآویز کرد و او را در امامزاده طاهر کرج به خاک سپردند.
او در یادداشت پیش از خودکشی خود چنین نوشت: «آقای دکتر براهنی و آقای گلشیری و کوشان عزیز! رسیدگی به نوشتههای ناتمام خودم را به شما عزیزان واگذار میکنم. ساعت یک و نیم است. خستهام. باید بروم. لطف کنید و نگذارید گم و گور شوند و در صورت امکان چاپشان کنید. نمیگویم بسوزانید. از هیچکس متنفر نیستم. برای دوستداشتن نوشتهام، تنها و خستهام برای همین میروم. دیگر حوصله ندارم. چقدر کلید در قفل بچرخانم و قدم بگذارم به خانهای تاریک. من غلام خانههای روشنم. از خانم دانشور عزیز خداحافظی میکنم. چقدر به همه و به من محبت کردهاست. چقدر به او احترام میگذارم. بانوی رمان، بانوی عطوفت و یک هنرمند راست و درست. با شفقت بسیار. خداحافظ دوستان عزیزم.»
کتاب خانه ادریسیها سه سال پس از مرگ غزاله، جایزه بیست سال داستاننویسی را از آن خود کرد.
آثار :
رمانها
دو منظره، ۱۳۶۳
خانه ادریسیها، ۱۳۷۰ (۲ جلدی)
شبهای تهران
ملک آسیاب
مجموعه داستانها
سفر ناگذشتنی (تاریخ انتشار ۱۳۵۶؛ شامل داستانهای شجره طیبه، پاندارا، با انار و با ترنج از شاخ سیب)
چهارراه (تاریخ انتشار ۱۳۷۳؛ شامل داستانهای دادرسی، بعد از تابستان، جزیره، سوچ)
تالارها (تاریخ انتشار ۱۳۸۲؛ شامل داستانهای نقشها، اول بهار، گرد و شکنان، تالارها)
داستانهای کوتاه همراه با داستان دو منظره در مجموعهای با نام با غزاله تا ناکجا در سال ۱۳۷۸ توسط نشر توس منتشر شدهاست.
سایر آثار :
کشتی عروس
رؤیای خانه و کابوس زوال
جایزهها :
جایزهٔ قلم طلاییِ مجلهٔ ادبی گردون برای داستان کوتاه «جزیره»، ۱۹۹۹ میلادی
جایزهٔ بیست سال داستاننویسیِ وزارت ارشاد برای رمان خانه ادریسیها، ۱۹۹۹ میلادی سه سال پس از مرگ غزاله.
دربارهٔ علیزاده :
در سال ۱۳۸۷ فیلم مستندی دربارهٔ غزاله علیزاده با عنوان محاکات غزاله علیزاده به کارگردانی پگاه آهنگرانی ساخته شدهاست؛ محاکات غزاله علیزاده تاکنون اجازه حضور در جشنوارههای ایران را نیافته است.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۱ اردیبهشت زادروز #کاظم_معتمد_نژاد
( زاده ۲۱ اردیبهشت ۱۳۱۳ بیرجند -- درگذشته ۱۴ آذر ۱۳۹۲ تهران ) حقوقدان، نویسنده و استاد دانشگاه
معتمدنژاد، تحصيلات ابتدائى و متوسطه را در زادگاهش و سال ششم ادبى را در دبيرستان مروى تهران گذرانيد . در سال ۱۳۳۶ ليسانس و سال ۱۳۳۹ دكترى رشته قضائى از دانشكده حقوق و علوم سياسى دانشگاه تهران دریافت کرد
و سپس با بورسيهاى از دولت فرانسه، در دانشگاه سوربن در سال ۱۳۴۳ موفق به گرفتن دكترى حقوق و علوم سياسى و نيز دكترى تخصصى روزنامه نگارى از انستيتوى مطبوعات و علوم نظرى دانشگاه پاريس شد.
خدمات دانشگاهى وی از سال ۱۳۴۴ در سمت استاديارى در دانشكده حقوق و علوم سياسى دانشگاه تهران آغاز شد، ضمناً همكارى خود را مانند قبل با موسسه كيهان ادامه داد. در سال ۱۳۵۰ مؤسسه آموزشی که با پیشنهاد وی تاسیس شده بود به دانشكده علوم ارتباطات اجتماعى تغيير يافت . دراين موقع از دانشيارى دانشكده حقوق دانشگاه تهران استعفا داده و در دانشكده علوم ارتباطات اجتماعى در سمت معاونت دانشكده مشغول به كار شد . از سال ۱۳۵۶ تا ۱۳۵۹ نيز سمت رياست دانشكده را عهده دار بود. بعد از انقلاب دانشكده مذكور تعطيل و در دانشكده علوم اجتماعى دانشگاه علامه طباطبائى به عنوان يك گرايش ادغام شد .
با تعطيل شدن دانشگاه ها به پاريس رفت و در آنجا به تدريس و تحقيق پرداخت. تا ياد وطن او را دلتنگ كرد و در سال ۱۳۶۸ به ايران بازگشت. وی مجدداً نسبت به توسعه رشته علوم ارتباطات و گشايش دورههاى كارشناسى، كارشناسى ارشد و دكترى اقدام کرد تا سرانجام در سال ۱۳۷۵ با پذيرفته شدن دوره دكتراى ارتباطات در وزارت فرهنگ و آموزش عالى به آرزوى ديرين خود رسيد .
وی بیش از ۷۰ مقاله علمی به مجامع بین المللی و یا مجلات ارائه داده و یاخود در تشکیل سمینارها و کنفرانس های علمی نقش مهمی داشته است. معتمدنژاد در سال تحصیلی ۷۴ ـ ۷۳ به عنوان استاد نمونه دانشگاه های کشور از دست ریاست جمهوری وقت لوح تقدیر دریافت کرده است. هم چنین در سال ۱۳۸۴ و بر اساس مصوبه هیات دولت نشان درجه یک دانش را از دستان رییسجمهوری وقت دریافت کرد. دکتر کاظم معتمدنژاد علاوه بر ارایه مقالات متعدد علمی پژوهشی به مجامع بین المللی و مجلات داخلی و خارجی، تاکنون ۲۹ عنوان کتاب نگاشته است که از میان آن ها تنها نه اثر چاپ شده، پنج عنوان هم آماده چاپ و پانزده عنوان کتاب دیگر در حال آماده شدن برای چاپ و انتشار است که خودش درباره آن می گفت: «مثل سمفونی ناتمام بتهوون که در مورد کارهای من مصداق دارد، تمام نشده».
وی از سال ۱۳۴۶ وکیل پایه یک دادگستری شده و از سال ۱۳۷۹ مشاور حقوقی اتحادیه بینالمللی ارتباطات دور بود.
معتمدنژاد در ۷۹ سالگی درگذشت و در قطعه نامآوران بهشت زهرا به خاک سپرده شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۱ اردیبهشت زادروز #کاظم_معتمد_نژاد
( زاده ۲۱ اردیبهشت ۱۳۱۳ بیرجند -- درگذشته ۱۴ آذر ۱۳۹۲ تهران ) حقوقدان، نویسنده و استاد دانشگاه
معتمدنژاد، تحصيلات ابتدائى و متوسطه را در زادگاهش و سال ششم ادبى را در دبيرستان مروى تهران گذرانيد . در سال ۱۳۳۶ ليسانس و سال ۱۳۳۹ دكترى رشته قضائى از دانشكده حقوق و علوم سياسى دانشگاه تهران دریافت کرد
و سپس با بورسيهاى از دولت فرانسه، در دانشگاه سوربن در سال ۱۳۴۳ موفق به گرفتن دكترى حقوق و علوم سياسى و نيز دكترى تخصصى روزنامه نگارى از انستيتوى مطبوعات و علوم نظرى دانشگاه پاريس شد.
خدمات دانشگاهى وی از سال ۱۳۴۴ در سمت استاديارى در دانشكده حقوق و علوم سياسى دانشگاه تهران آغاز شد، ضمناً همكارى خود را مانند قبل با موسسه كيهان ادامه داد. در سال ۱۳۵۰ مؤسسه آموزشی که با پیشنهاد وی تاسیس شده بود به دانشكده علوم ارتباطات اجتماعى تغيير يافت . دراين موقع از دانشيارى دانشكده حقوق دانشگاه تهران استعفا داده و در دانشكده علوم ارتباطات اجتماعى در سمت معاونت دانشكده مشغول به كار شد . از سال ۱۳۵۶ تا ۱۳۵۹ نيز سمت رياست دانشكده را عهده دار بود. بعد از انقلاب دانشكده مذكور تعطيل و در دانشكده علوم اجتماعى دانشگاه علامه طباطبائى به عنوان يك گرايش ادغام شد .
با تعطيل شدن دانشگاه ها به پاريس رفت و در آنجا به تدريس و تحقيق پرداخت. تا ياد وطن او را دلتنگ كرد و در سال ۱۳۶۸ به ايران بازگشت. وی مجدداً نسبت به توسعه رشته علوم ارتباطات و گشايش دورههاى كارشناسى، كارشناسى ارشد و دكترى اقدام کرد تا سرانجام در سال ۱۳۷۵ با پذيرفته شدن دوره دكتراى ارتباطات در وزارت فرهنگ و آموزش عالى به آرزوى ديرين خود رسيد .
وی بیش از ۷۰ مقاله علمی به مجامع بین المللی و یا مجلات ارائه داده و یاخود در تشکیل سمینارها و کنفرانس های علمی نقش مهمی داشته است. معتمدنژاد در سال تحصیلی ۷۴ ـ ۷۳ به عنوان استاد نمونه دانشگاه های کشور از دست ریاست جمهوری وقت لوح تقدیر دریافت کرده است. هم چنین در سال ۱۳۸۴ و بر اساس مصوبه هیات دولت نشان درجه یک دانش را از دستان رییسجمهوری وقت دریافت کرد. دکتر کاظم معتمدنژاد علاوه بر ارایه مقالات متعدد علمی پژوهشی به مجامع بین المللی و مجلات داخلی و خارجی، تاکنون ۲۹ عنوان کتاب نگاشته است که از میان آن ها تنها نه اثر چاپ شده، پنج عنوان هم آماده چاپ و پانزده عنوان کتاب دیگر در حال آماده شدن برای چاپ و انتشار است که خودش درباره آن می گفت: «مثل سمفونی ناتمام بتهوون که در مورد کارهای من مصداق دارد، تمام نشده».
وی از سال ۱۳۴۶ وکیل پایه یک دادگستری شده و از سال ۱۳۷۹ مشاور حقوقی اتحادیه بینالمللی ارتباطات دور بود.
معتمدنژاد در ۷۹ سالگی درگذشت و در قطعه نامآوران بهشت زهرا به خاک سپرده شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۱ اردیبهشت زادروز #فرنگیس_یگانگی_(شاهرخ)
( زاده ۲۱ اردیبهشت ۱۲۹۵ – درگذشته ۲۴ بهمن ۱۳۸۸) بنیانگذار سازمان صنایع دستی، دبیر شورای عالی زنان و معاون دبیرکل سازمان زنان ایران
فرنگیس یگانگی دختر ارباب کیخسرو و همسر اردشیر یگانگی، از خانوادههای برجسته زرتشتی ایران، از پیشکسوتان مبارزه برای پیشبرد حقوق زنان در ایران و نیز پیشبرد صنایع دستی ایران، سالها دبیر شورای عالی زنان ایران و نیز معاون دبیرکل سازمان زنان ایران بود و با زندگی روستایی ایران آشنایی داشت.
او تحصیلاتش را تا کلاس نهم به انجام رساند و به کالج آمریکاییها رفت و دیپلم گرفت. چهار سال بعد مدرک کارشناسی خود را در رشته زبان و ادبیات فارسی و انگلیسی از دانشکده ادبیات دانشگاه تهران گرفت. پس از آن به آمریکا رفت و مدرک کارشناسی ارشد خود را در رشته مددکاری اجتماعی از دانشگاه کالیفرنیای جنوبی دریافت کرد.
در سال ۱۳۱۲ با اردشیر یگانگی ازدواج کرد و آنها صاحب سه فرزند به نامهای فیروزه، پرویز و کامبیز شدند.
کتابخانه یگانگی در سال ۱۳۳۷ با کمک مالی خانواده یگانگی توسط او در محوطه انجمن زرتشتیان تهران ساخته شد. این کتابخانه پس از بازسازی در سال ۱۳۸۶ بازگشایی شد. در این کتابخانه بیش از ۱۴۰۰۰ کتاب تخصصی فرهنگ و تمدن ایران باستان و نیز فرهنگ زرتشتی وجود دارد. او همچنین «کتابخانه یگانگی - کیخسرو شاهرخ» را در مرکز زرتشتیان کالیفرنیا احداث کرد.
وی در سال ۱۳۴ (۱۹۶۶م) با حمایت دولت وقت، سازمان صنایع دستی و یک مرکز تجاری وابسته به نام مرکز صنایع دستی را در تهران تأسیس کرد و در طول ۶ ماه با سفرهایی که به روستاها و شهرهای گوناگون ایران انجام داد، صنایع دستی جاههای مختلف ایران را گردآوری کرد و به وزارت اقتصاد ارائه دارد.
وی اقدام به نمایشگاه بزرگی از تولیدات صنایع دستی ایران شامل خورجین، کیسهحمام، پوستین رودوزی شده، سفال، شیشه و باتیک تبریز و بلوچ و سایر سوزندوزیها در موزه قلعه واکایاما در ژاپن کرد که در سال ۱۹۶۳م. شهرت چشمگیری برای ایران به دست آورد.
فرنگیس یگانگی برای زنان ایران اقداماتی انجام داد که از میان آنها میتوان به تأسیس سازمان زنان زرتشتی و بهبود زندان زنان با انجام آموزشهای لازم به مدد کاران و کارمندان آن اشاره کرد.
افتخارات :
فرنگیس یگانگی در آمریکا بهعنوان یکی از بنیانگذاران و نخستین رییس مرکز و عضو هیئت امناء مرکز زرتشتیان در کالیفرنیای جنوبی برگزیده شد.
در سال ۱۳۷۳ (۱۹۹۴ میلادی) به دلیل کارهای بسیاری که در طول زندگیاش انجام داد، به عنوان زن شایسته سال برگزیده شده و طی مراسمی در دانشگاه UCLA لسآنجلس از وی تقدیر شد.
در سال ۱۳۷۵ (۱۹۹۶م) از سوی اتحادیه انجمنهای زرتشتی قاره آمریکای شمالی (FEZANA) بهعنوان یک زن زرتشتی با خدمات عالی موفق به دریافت «لوح تقدیر» از سوی این اتحادیه شد.
همایش سپاسداری از اندیشههای تأثیرگذار :
در تاریخ ۶ اسفند ۱۳۸۹، همایشی با عنوان سپاسداری از اندیشههای تأثیرگذار زرتشتی در جشنگاه خسروی با کوشش گروه پویندگان اشا برگزار شد. این همایش که به منظور قدردانی از کیخسرو شاهرخ، فرنگیس یگانگی، اسفندیار یگانگی و اردشیر یگانگی برگزار شد دارای بخشهای متنوعی بود و در آن تموچین شاهرخ و کامبیز یگانگی به عنوان نوههای کیخسرو شاهرخ حضور داشتند و در مورد خانواده یگانگی و تأثیرگذاری کیخسرو شاهرخ گفتگو کردند.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۱ اردیبهشت زادروز #فرنگیس_یگانگی_(شاهرخ)
( زاده ۲۱ اردیبهشت ۱۲۹۵ – درگذشته ۲۴ بهمن ۱۳۸۸) بنیانگذار سازمان صنایع دستی، دبیر شورای عالی زنان و معاون دبیرکل سازمان زنان ایران
فرنگیس یگانگی دختر ارباب کیخسرو و همسر اردشیر یگانگی، از خانوادههای برجسته زرتشتی ایران، از پیشکسوتان مبارزه برای پیشبرد حقوق زنان در ایران و نیز پیشبرد صنایع دستی ایران، سالها دبیر شورای عالی زنان ایران و نیز معاون دبیرکل سازمان زنان ایران بود و با زندگی روستایی ایران آشنایی داشت.
او تحصیلاتش را تا کلاس نهم به انجام رساند و به کالج آمریکاییها رفت و دیپلم گرفت. چهار سال بعد مدرک کارشناسی خود را در رشته زبان و ادبیات فارسی و انگلیسی از دانشکده ادبیات دانشگاه تهران گرفت. پس از آن به آمریکا رفت و مدرک کارشناسی ارشد خود را در رشته مددکاری اجتماعی از دانشگاه کالیفرنیای جنوبی دریافت کرد.
در سال ۱۳۱۲ با اردشیر یگانگی ازدواج کرد و آنها صاحب سه فرزند به نامهای فیروزه، پرویز و کامبیز شدند.
کتابخانه یگانگی در سال ۱۳۳۷ با کمک مالی خانواده یگانگی توسط او در محوطه انجمن زرتشتیان تهران ساخته شد. این کتابخانه پس از بازسازی در سال ۱۳۸۶ بازگشایی شد. در این کتابخانه بیش از ۱۴۰۰۰ کتاب تخصصی فرهنگ و تمدن ایران باستان و نیز فرهنگ زرتشتی وجود دارد. او همچنین «کتابخانه یگانگی - کیخسرو شاهرخ» را در مرکز زرتشتیان کالیفرنیا احداث کرد.
وی در سال ۱۳۴ (۱۹۶۶م) با حمایت دولت وقت، سازمان صنایع دستی و یک مرکز تجاری وابسته به نام مرکز صنایع دستی را در تهران تأسیس کرد و در طول ۶ ماه با سفرهایی که به روستاها و شهرهای گوناگون ایران انجام داد، صنایع دستی جاههای مختلف ایران را گردآوری کرد و به وزارت اقتصاد ارائه دارد.
وی اقدام به نمایشگاه بزرگی از تولیدات صنایع دستی ایران شامل خورجین، کیسهحمام، پوستین رودوزی شده، سفال، شیشه و باتیک تبریز و بلوچ و سایر سوزندوزیها در موزه قلعه واکایاما در ژاپن کرد که در سال ۱۹۶۳م. شهرت چشمگیری برای ایران به دست آورد.
فرنگیس یگانگی برای زنان ایران اقداماتی انجام داد که از میان آنها میتوان به تأسیس سازمان زنان زرتشتی و بهبود زندان زنان با انجام آموزشهای لازم به مدد کاران و کارمندان آن اشاره کرد.
افتخارات :
فرنگیس یگانگی در آمریکا بهعنوان یکی از بنیانگذاران و نخستین رییس مرکز و عضو هیئت امناء مرکز زرتشتیان در کالیفرنیای جنوبی برگزیده شد.
در سال ۱۳۷۳ (۱۹۹۴ میلادی) به دلیل کارهای بسیاری که در طول زندگیاش انجام داد، به عنوان زن شایسته سال برگزیده شده و طی مراسمی در دانشگاه UCLA لسآنجلس از وی تقدیر شد.
در سال ۱۳۷۵ (۱۹۹۶م) از سوی اتحادیه انجمنهای زرتشتی قاره آمریکای شمالی (FEZANA) بهعنوان یک زن زرتشتی با خدمات عالی موفق به دریافت «لوح تقدیر» از سوی این اتحادیه شد.
همایش سپاسداری از اندیشههای تأثیرگذار :
در تاریخ ۶ اسفند ۱۳۸۹، همایشی با عنوان سپاسداری از اندیشههای تأثیرگذار زرتشتی در جشنگاه خسروی با کوشش گروه پویندگان اشا برگزار شد. این همایش که به منظور قدردانی از کیخسرو شاهرخ، فرنگیس یگانگی، اسفندیار یگانگی و اردشیر یگانگی برگزار شد دارای بخشهای متنوعی بود و در آن تموچین شاهرخ و کامبیز یگانگی به عنوان نوههای کیخسرو شاهرخ حضور داشتند و در مورد خانواده یگانگی و تأثیرگذاری کیخسرو شاهرخ گفتگو کردند.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۲ اردیبهشت سالروز درگذشت #روانشاد_استاد_پرویز_شهریاری
( زاده ۲ آذر ۱۳۰۵ کرمان — درگذشته ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۱ تهران ) ریاضیدان، نویسنده، مترجم، معلم ریاضیات، روزنامهنگار و فعال سیاسی
پرویز شهریاری در محلهای فقیرنشین، در خانوادهای زرتشتی به دنیا آمد. دوران کودکیاش به لحاظ مالی بسیار سخت گذشت آنچنان که در آن زمان برای امرار معاش به کارهای سنگین بدنی و کارگری همچون کوزهگری، بنایی، آجرپزی و کار در راهآهن پرداخت.
وی دوره ابتدایی را در دبستان کاویانی و دبیرستان را در دبیرستان ایرانشهر در زادگاهش گذراند و در خرداد ۱۳۲۳ از دانشسرای مقدماتی کرمان فارغالتحصیل شد و به تهران آمد و دبیر بسیار سرشناسی در رشته ریاضیات بود.
او به چهره ماندگار آموزش نوین ریاضیات در ایران تبدیل شد و در سال ۱۳۳۲ از دانشکده علوم دانشگاه تهران و دانشگاه تربیت معلم به فارغ التحصیلی رسید.
در سال ۱۳۳۹ اولین کلاس کنکور در ایران با نام "گروه فرهنگی خوارزمی" و کمی بعد "دبیرستان پسرانه خوارزمی" را تاسیس کرد. در سال ۱۳۴۰ "دبیرستان مرجان" را تاسیس کرد. در سال ۱۳۴۲ با همکاری ۱۷۰ نفر از معلمان "انتشارات خوارزمی" را بنیان نهاد. در سال ۱۳۵۰ "گروه فرهنگی مرجان" را با همکاری ۷۰۰ نفر معلم راه اندازی کرد. در سال ۱۳۵۳ "انتشارات توکا" را با جمعی از دوستان تاسیس کرد و "مدرسه عالی علوم اراک" را با کمک دکتر عبدالکریم قریب و دکتر حسین گل گلاب راه اندازی کرد.
استاد پرویز شهریاری به زبان فرانسه مسلط بود و زبان روسی را در مدت کوتاه ۹ ماه و آنهم به صورت خود آموز فراگرفت و آنگاه دست به تالیف و ترجمه علاوه بر تدریس ریاضیات زد. نخستین ترجمه ای که از استاد به چاپ رسید کتاب تاریخ حساب نوشته رنه تانون فرانسوی در سال ۱۳۲۹ بود که بسیار سلیس و روان بود.
وی سردبیری و راه اندازی بیش از ۵ نشریه از جمله "سخن علمی"، "چیستا"، "دانش و مردم"، "آشتی با ریاضیات" و "آشنایی با دانش" را در کارنامه خود داشت.
از افتخارات استاد میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
در سال ۱۳۴۵ دریافت نشان درجه یک علمی.
در سال ۱۳۸۰ دریافت نشان افتخار ملی از سوی انجمن آثار و مفاخر ملی ایران.
در سال ۱۳۸۱ دریافت دکترای افتخاری ریاضیات از سوی دانشگاه کرمان.
در سال ۱۳۸۴ برگزیده مراسم چهرههای ماندگار در رشته آموزش ریاضیات.
در سال ۱۳۸۷ دریافت عنوان برترین ریاضیدان زنده ایران از سوی انجمن ریاضی ایران ( این انجمن با انجمنهای ریاضی ایالات متحده آمریکا و فرانسه همکاری دارد.)
او ۴۰۰ کتاب تالیف و ترجمه دارد. بیش از ۱۰۰۰ مقاله از او در نشریههای علمی و فرهنگی به چاپ رسیده است.
دکتر پرویز شهریاری استاد ریاضیات و چهره ماندگار زرتشتی ایران در سن ۸۶ سالگی درگذشت و در آرامگاه قصر فیروزه زرتشتیان واقع در شرق تهران به خاک سپرده شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۲ اردیبهشت سالروز درگذشت #روانشاد_استاد_پرویز_شهریاری
( زاده ۲ آذر ۱۳۰۵ کرمان — درگذشته ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۱ تهران ) ریاضیدان، نویسنده، مترجم، معلم ریاضیات، روزنامهنگار و فعال سیاسی
پرویز شهریاری در محلهای فقیرنشین، در خانوادهای زرتشتی به دنیا آمد. دوران کودکیاش به لحاظ مالی بسیار سخت گذشت آنچنان که در آن زمان برای امرار معاش به کارهای سنگین بدنی و کارگری همچون کوزهگری، بنایی، آجرپزی و کار در راهآهن پرداخت.
وی دوره ابتدایی را در دبستان کاویانی و دبیرستان را در دبیرستان ایرانشهر در زادگاهش گذراند و در خرداد ۱۳۲۳ از دانشسرای مقدماتی کرمان فارغالتحصیل شد و به تهران آمد و دبیر بسیار سرشناسی در رشته ریاضیات بود.
او به چهره ماندگار آموزش نوین ریاضیات در ایران تبدیل شد و در سال ۱۳۳۲ از دانشکده علوم دانشگاه تهران و دانشگاه تربیت معلم به فارغ التحصیلی رسید.
در سال ۱۳۳۹ اولین کلاس کنکور در ایران با نام "گروه فرهنگی خوارزمی" و کمی بعد "دبیرستان پسرانه خوارزمی" را تاسیس کرد. در سال ۱۳۴۰ "دبیرستان مرجان" را تاسیس کرد. در سال ۱۳۴۲ با همکاری ۱۷۰ نفر از معلمان "انتشارات خوارزمی" را بنیان نهاد. در سال ۱۳۵۰ "گروه فرهنگی مرجان" را با همکاری ۷۰۰ نفر معلم راه اندازی کرد. در سال ۱۳۵۳ "انتشارات توکا" را با جمعی از دوستان تاسیس کرد و "مدرسه عالی علوم اراک" را با کمک دکتر عبدالکریم قریب و دکتر حسین گل گلاب راه اندازی کرد.
استاد پرویز شهریاری به زبان فرانسه مسلط بود و زبان روسی را در مدت کوتاه ۹ ماه و آنهم به صورت خود آموز فراگرفت و آنگاه دست به تالیف و ترجمه علاوه بر تدریس ریاضیات زد. نخستین ترجمه ای که از استاد به چاپ رسید کتاب تاریخ حساب نوشته رنه تانون فرانسوی در سال ۱۳۲۹ بود که بسیار سلیس و روان بود.
وی سردبیری و راه اندازی بیش از ۵ نشریه از جمله "سخن علمی"، "چیستا"، "دانش و مردم"، "آشتی با ریاضیات" و "آشنایی با دانش" را در کارنامه خود داشت.
از افتخارات استاد میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
در سال ۱۳۴۵ دریافت نشان درجه یک علمی.
در سال ۱۳۸۰ دریافت نشان افتخار ملی از سوی انجمن آثار و مفاخر ملی ایران.
در سال ۱۳۸۱ دریافت دکترای افتخاری ریاضیات از سوی دانشگاه کرمان.
در سال ۱۳۸۴ برگزیده مراسم چهرههای ماندگار در رشته آموزش ریاضیات.
در سال ۱۳۸۷ دریافت عنوان برترین ریاضیدان زنده ایران از سوی انجمن ریاضی ایران ( این انجمن با انجمنهای ریاضی ایالات متحده آمریکا و فرانسه همکاری دارد.)
او ۴۰۰ کتاب تالیف و ترجمه دارد. بیش از ۱۰۰۰ مقاله از او در نشریههای علمی و فرهنگی به چاپ رسیده است.
دکتر پرویز شهریاری استاد ریاضیات و چهره ماندگار زرتشتی ایران در سن ۸۶ سالگی درگذشت و در آرامگاه قصر فیروزه زرتشتیان واقع در شرق تهران به خاک سپرده شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۲ اردیبهشت زادروز #کامیلو_خوزه_سلا
( زاده ۲۲ اردیبهشت، ۱۱ مه ۱۹۱۶ اسپانیا -- درگذشته ۱۷ ژانویه ۲۰۰۲ ) شاعر و رماننویس
کامیلو خوزه سلا (به اسپانیایی: Camilo José Cela y Trulock, 1st Marquis of Iria Flavia)، (تلفظ اسپانیایی: [kaˈmilo xoˈse ˈθela] رماننویس و شاعر اسپانیایی، پس از دوره ابتدایی و متوسطه، در دانشگاه به تحصیل در رشته پزشکی پرداخت، ولی بعدها به ادبیات روی آورد و توانست در سال ۱۹۸۹ جایزه نوبل ادبیات را دریافت کند.
وی در سال ۱۹۹۰ از همسر اول و مادر تنها پسرش «ماریا دل روزاریو کونده» جدا شد تا بتواند با روزنامهنگاری به نام «مارینا کاستانو» ازدواج کند.
آثار :
برخی از آثار خوزه سلا عبارتند از :
رمان
خانواده پاسکوآل دوآرته (۱۹۴۲)
ماجراهای تازه و بدبیاریهای لاساریو دو تورس (۱۹۴۴)
سفر به آلکاریا (۱۹۴۸)
کندو (۱۹۵۱)
از مینو تا بیداسو (۱۹۵۲)
خانم کالدول با پسرش سخن میگوید (۱۹۵۳)
کاتیرا (۱۹۵۵)
سان کامیلو ۱۹۳۶ (۱۹۶۹)
مازورکایی برای دو مرده (۱۹۸۳)
کریستو در برابر آریزونا (۱۹۸۸)
سایر آثار
آسایشگاه
سان کاملیو
دفتر ظلمات
پادرون، گالیسیا، اسپانیا
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۲ اردیبهشت زادروز #کامیلو_خوزه_سلا
( زاده ۲۲ اردیبهشت، ۱۱ مه ۱۹۱۶ اسپانیا -- درگذشته ۱۷ ژانویه ۲۰۰۲ ) شاعر و رماننویس
کامیلو خوزه سلا (به اسپانیایی: Camilo José Cela y Trulock, 1st Marquis of Iria Flavia)، (تلفظ اسپانیایی: [kaˈmilo xoˈse ˈθela] رماننویس و شاعر اسپانیایی، پس از دوره ابتدایی و متوسطه، در دانشگاه به تحصیل در رشته پزشکی پرداخت، ولی بعدها به ادبیات روی آورد و توانست در سال ۱۹۸۹ جایزه نوبل ادبیات را دریافت کند.
وی در سال ۱۹۹۰ از همسر اول و مادر تنها پسرش «ماریا دل روزاریو کونده» جدا شد تا بتواند با روزنامهنگاری به نام «مارینا کاستانو» ازدواج کند.
آثار :
برخی از آثار خوزه سلا عبارتند از :
رمان
خانواده پاسکوآل دوآرته (۱۹۴۲)
ماجراهای تازه و بدبیاریهای لاساریو دو تورس (۱۹۴۴)
سفر به آلکاریا (۱۹۴۸)
کندو (۱۹۵۱)
از مینو تا بیداسو (۱۹۵۲)
خانم کالدول با پسرش سخن میگوید (۱۹۵۳)
کاتیرا (۱۹۵۵)
سان کامیلو ۱۹۳۶ (۱۹۶۹)
مازورکایی برای دو مرده (۱۹۸۳)
کریستو در برابر آریزونا (۱۹۸۸)
سایر آثار
آسایشگاه
سان کاملیو
دفتر ظلمات
پادرون، گالیسیا، اسپانیا
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۲ اردیبهشت سالروز #استقلال_بحرين از ايران با تأييد سازمان ملل متحد
در بيست و دوم ارديبهشت ماه سال ۱۳۴۹ شوراي امنيت سازمان ملل متحد با صدور قطعنامه شماره ۲۷۸، نظرخواهي فرستاده سازمان ملل از مردم بحرين را تأييد كرد و به اين ترتيب، اين كشور جزيره ای مستقل شد.
فرستاده سازمان ملل به بحرين، در مدت دو هفته، از طريق گفتگو با سران قبايل و افراد صاحب نفوذ در اين كشور، به اين نتيجه رسيده بود كه بحرين مستقل شود. جزيره بحرين در خليج فارس قبل از ظهور اسلام جزو قلمرو ايران بود و با تشكيل حكومت اسلامي، تحت كنترل خلفاي مسلمان درآمد. از اوايل قرن هفتم هجري، بار ديگر به ايران ضميمه شد تا اين كه پس از چندين بار جابجايي قدرت در اين جزيره، بحرين در آستانه جنگ جهاني اول، تحت الحمايه انگلستان شد. با اين حال، ايران همواره بر حاكميت خود بر بحرين تأكيد داشت و به انگليس به خاطر اشغال بحرين اعتراض ميكرد. در اوايل دهه ۱۳۴۰ انگليس به دليل ناتواني در اداره مستعمراتش، تصميم به عقب نشيني از خليج فارس گرفت، لذا با توافق ایران ، زمينه سازي براي يك نظرخواهي در بحرين، زير نظر سازمان ملل، براي تعيين تكليف اين جزيره فراهم شد كه به استقلال آن انجاميد و حاكميت چند قرني ايران بر بحرين در ۲۴ ارديبهشت ۱۳۴۹ پايان پذيرفت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۲ اردیبهشت سالروز #استقلال_بحرين از ايران با تأييد سازمان ملل متحد
در بيست و دوم ارديبهشت ماه سال ۱۳۴۹ شوراي امنيت سازمان ملل متحد با صدور قطعنامه شماره ۲۷۸، نظرخواهي فرستاده سازمان ملل از مردم بحرين را تأييد كرد و به اين ترتيب، اين كشور جزيره ای مستقل شد.
فرستاده سازمان ملل به بحرين، در مدت دو هفته، از طريق گفتگو با سران قبايل و افراد صاحب نفوذ در اين كشور، به اين نتيجه رسيده بود كه بحرين مستقل شود. جزيره بحرين در خليج فارس قبل از ظهور اسلام جزو قلمرو ايران بود و با تشكيل حكومت اسلامي، تحت كنترل خلفاي مسلمان درآمد. از اوايل قرن هفتم هجري، بار ديگر به ايران ضميمه شد تا اين كه پس از چندين بار جابجايي قدرت در اين جزيره، بحرين در آستانه جنگ جهاني اول، تحت الحمايه انگلستان شد. با اين حال، ايران همواره بر حاكميت خود بر بحرين تأكيد داشت و به انگليس به خاطر اشغال بحرين اعتراض ميكرد. در اوايل دهه ۱۳۴۰ انگليس به دليل ناتواني در اداره مستعمراتش، تصميم به عقب نشيني از خليج فارس گرفت، لذا با توافق ایران ، زمينه سازي براي يك نظرخواهي در بحرين، زير نظر سازمان ملل، براي تعيين تكليف اين جزيره فراهم شد كه به استقلال آن انجاميد و حاكميت چند قرني ايران بر بحرين در ۲۴ ارديبهشت ۱۳۴۹ پايان پذيرفت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۵ خرداد، آغاز #اكتشاف_نفت_در_ايران
در ۵ خرداد ۱۲۸۷ متهی حفاری به لایهی نفتدار برخورد و نفت با فشار از چاه فوران کرد. چاه شماره یک نام اولین چاه نفت خاورمیانه است که در منطقه مسجد سلیمان در استان خوزستان قرار دارد.
«ویلیام ناکسی دارسی» یک میلیونر استرالیایی، نخستین کسی بود که با روشهای جدید روز و دستگاههای حفاری مکانیکی در ایران به اکتشاف نفت و حفر چاه پرداخت.
او ابتدا گروهی فنی را به سرپرستی زمینشناسی به نام «برلز» استخدام و به ایران اعزام کرد. این گروه، پس از بررسیهای زمینشناسی، احتمال وجود نفت در حوالی قصرشیرین و شوشتر را زیاد و در دیگر نقاط امیدوارکننده دانست. پس از دریافت این گزارش، دارسی نمایندهای به نام «ماریوت» را در سال ۱۹۰۱ به دربار ایران فرستاد. ماریوت امتیاز اکتشاف و استخراج نفت در تمام ایران، بجز پنج ایالت شمالی را از مظفرالدین شاه گرفت. چند ماه پس از امضای قرارداد، حفاری اولین چاه در محلی به نام چیاسرخ یا چاه سرخ، در شمال غرب قصرشیرین آغاز شد.
کار حفاری به علت نبود راه و ناامنی به کندی پیش میرفت، تا آنکه در تابستان ۱۹۰۳ میلادی در عمق ۵۰۷ متری به گاز و کمی نفت رسید. چاه دوم هم در همین ناحیه در عمقی مشابه به نفت رسید. بهرهدهی این چاه درحدود ۱۷۵ بشکه در روز بود.
دارسی با ارزیابی نتایج دریافت، اگر در ناحیه چیاسرخ نفتی بیش از این مقدار هم بیابد به علت دوری از دریا و نبود امکان حمل به بازار مصرف، سودی عاید او نخواهد شد. بنابراین ناحیه را ترک کرد و به خوزستان روی آورد.
منطقهی چیارسرخ در مرزبندیهای بعدی به دولت عثمانی واگذار شد و اکنون چیاسرخ یک میدان نفتی کوچک در عراق است.
درمنطقهی خوزستان، اولین و دومین چاه حفرشده شرکت، خشک بودند. درنیمهی اول سال ۱۹۰۸ میلادی سرمایهی شرکت رو به پایان بود و هنوز نفتی کشف نشده بود. روسای شرکت به مسئول عملیات که مهندسی به نام «دینولدز» بود، دستور توقف عملیات را داد، ولی او که در محل وضع را بهتر ارزیابی کرده بود چند روزی از اجرای دستور توقف خودداری کرد و به حفاری ادامه داد.
در روز پنجم خرداد ۱۲۸۷ (۱۹۰۸ میلادی) متهی حفاری به لایه نفتدار برخورد و نفت با فشار از چاه فوران کرد. عمق چاه ۳۶۰ متر بود و دومین چاه که ده روز بعد به نفت رسید ۳۰۷ متر عمق داشت. با به نفت رسیدن این دو چاه وجود نفت به مقدار زیاد در ایران به اثبات رسید. پس از کشف نفت در ایران درسال ۱۹۰۹ میلادی شرکت سابق نفت ایران و انگلیسی تشکیل شد.
از سال ۱۹۰۸ تا سال ۱۹۲۸ تمام نفت تولیدی ایران از میدان نفتی مسجدسلیمان استخراج شد. در این سال میدان نفتی هفتکل، در سال ۱۹۳۰ میدان نفتی گچساران، در سال ۱۹۳۶ میدان نفتی آغاجاری و در سال ۱۹۳۸ میدانهای نفتی لالی و نفت سفید کشف شدند. میدان نفتخانه را در عراق، در سال ۱۹۲۷ شرکت نفت انگلیسی و عراق کشف کرد. نیمی از این میدان در خاک ایران قرار دارد که اکنون نفتشهر نامیده میشود. با کشف این هفت میدان نفتی حوزهی مورد قرارداد شرکت نفت سابق ایران و انگلیس به صورت یکی از مناطق مهم نفتی جهان درآمد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۵ خرداد، آغاز #اكتشاف_نفت_در_ايران
در ۵ خرداد ۱۲۸۷ متهی حفاری به لایهی نفتدار برخورد و نفت با فشار از چاه فوران کرد. چاه شماره یک نام اولین چاه نفت خاورمیانه است که در منطقه مسجد سلیمان در استان خوزستان قرار دارد.
«ویلیام ناکسی دارسی» یک میلیونر استرالیایی، نخستین کسی بود که با روشهای جدید روز و دستگاههای حفاری مکانیکی در ایران به اکتشاف نفت و حفر چاه پرداخت.
او ابتدا گروهی فنی را به سرپرستی زمینشناسی به نام «برلز» استخدام و به ایران اعزام کرد. این گروه، پس از بررسیهای زمینشناسی، احتمال وجود نفت در حوالی قصرشیرین و شوشتر را زیاد و در دیگر نقاط امیدوارکننده دانست. پس از دریافت این گزارش، دارسی نمایندهای به نام «ماریوت» را در سال ۱۹۰۱ به دربار ایران فرستاد. ماریوت امتیاز اکتشاف و استخراج نفت در تمام ایران، بجز پنج ایالت شمالی را از مظفرالدین شاه گرفت. چند ماه پس از امضای قرارداد، حفاری اولین چاه در محلی به نام چیاسرخ یا چاه سرخ، در شمال غرب قصرشیرین آغاز شد.
کار حفاری به علت نبود راه و ناامنی به کندی پیش میرفت، تا آنکه در تابستان ۱۹۰۳ میلادی در عمق ۵۰۷ متری به گاز و کمی نفت رسید. چاه دوم هم در همین ناحیه در عمقی مشابه به نفت رسید. بهرهدهی این چاه درحدود ۱۷۵ بشکه در روز بود.
دارسی با ارزیابی نتایج دریافت، اگر در ناحیه چیاسرخ نفتی بیش از این مقدار هم بیابد به علت دوری از دریا و نبود امکان حمل به بازار مصرف، سودی عاید او نخواهد شد. بنابراین ناحیه را ترک کرد و به خوزستان روی آورد.
منطقهی چیارسرخ در مرزبندیهای بعدی به دولت عثمانی واگذار شد و اکنون چیاسرخ یک میدان نفتی کوچک در عراق است.
درمنطقهی خوزستان، اولین و دومین چاه حفرشده شرکت، خشک بودند. درنیمهی اول سال ۱۹۰۸ میلادی سرمایهی شرکت رو به پایان بود و هنوز نفتی کشف نشده بود. روسای شرکت به مسئول عملیات که مهندسی به نام «دینولدز» بود، دستور توقف عملیات را داد، ولی او که در محل وضع را بهتر ارزیابی کرده بود چند روزی از اجرای دستور توقف خودداری کرد و به حفاری ادامه داد.
در روز پنجم خرداد ۱۲۸۷ (۱۹۰۸ میلادی) متهی حفاری به لایه نفتدار برخورد و نفت با فشار از چاه فوران کرد. عمق چاه ۳۶۰ متر بود و دومین چاه که ده روز بعد به نفت رسید ۳۰۷ متر عمق داشت. با به نفت رسیدن این دو چاه وجود نفت به مقدار زیاد در ایران به اثبات رسید. پس از کشف نفت در ایران درسال ۱۹۰۹ میلادی شرکت سابق نفت ایران و انگلیسی تشکیل شد.
از سال ۱۹۰۸ تا سال ۱۹۲۸ تمام نفت تولیدی ایران از میدان نفتی مسجدسلیمان استخراج شد. در این سال میدان نفتی هفتکل، در سال ۱۹۳۰ میدان نفتی گچساران، در سال ۱۹۳۶ میدان نفتی آغاجاری و در سال ۱۹۳۸ میدانهای نفتی لالی و نفت سفید کشف شدند. میدان نفتخانه را در عراق، در سال ۱۹۲۷ شرکت نفت انگلیسی و عراق کشف کرد. نیمی از این میدان در خاک ایران قرار دارد که اکنون نفتشهر نامیده میشود. با کشف این هفت میدان نفتی حوزهی مورد قرارداد شرکت نفت سابق ایران و انگلیس به صورت یکی از مناطق مهم نفتی جهان درآمد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۵ خرداد سالروز درگذشت #رحیم_مؤذن_زاده_اردبیلی
( زاده ۱ مهر ۱۳۰۴ اردبیل – درگذشتهٔ ۵ خرداد ۱۳۸۴ تهران) اذانگو
موذنزاده، آوازش بیات ترک و در گوشۀ روح الارواح بود. اذان مشهور وی در سال ۱۳۳۴ در استودیو یک رادیو ضبط شد و در سال ۱۳۸۷ به عنوان اثر ملی معنوی شناخته شد. اذانهایی که توسط او خوانده شده است، در رسانههای صوتی و تصویری ایران پخش میشود.
وی مشهور به «بلال ایران»، در سال ۸۴ به خاطر ابتلا به بیماری سرطان در بیمارستان مدائن تهران بستری شد و در بهار همان سال درگذشت.
اذان وی و حسین کریمینیا به عنوان نخستین اثر ثبتی در حوزه میراث معنوی کشور، با پیشنهاد امید شریفموسوی - فیلمساز و کارگردان فیلم زندگی آن - در دومین سالروز درگذشت وی، توسط سازمان میراث فرهنگی به ثبت رسیده است.
خانواده :
برادر وی سلیم مؤذن زاده اردبیلی، مداح و نوحهخوان بود. و پدر ایشان شیخ عبدالکریم مؤذنزاده نخستین موذن رادیویی ایران بود و از جدشان، فرجاله مؤذن، به عنوان قدیمیترین مؤذن شناخته شده در ایران نام برده میشود.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۵ خرداد سالروز درگذشت #رحیم_مؤذن_زاده_اردبیلی
( زاده ۱ مهر ۱۳۰۴ اردبیل – درگذشتهٔ ۵ خرداد ۱۳۸۴ تهران) اذانگو
موذنزاده، آوازش بیات ترک و در گوشۀ روح الارواح بود. اذان مشهور وی در سال ۱۳۳۴ در استودیو یک رادیو ضبط شد و در سال ۱۳۸۷ به عنوان اثر ملی معنوی شناخته شد. اذانهایی که توسط او خوانده شده است، در رسانههای صوتی و تصویری ایران پخش میشود.
وی مشهور به «بلال ایران»، در سال ۸۴ به خاطر ابتلا به بیماری سرطان در بیمارستان مدائن تهران بستری شد و در بهار همان سال درگذشت.
اذان وی و حسین کریمینیا به عنوان نخستین اثر ثبتی در حوزه میراث معنوی کشور، با پیشنهاد امید شریفموسوی - فیلمساز و کارگردان فیلم زندگی آن - در دومین سالروز درگذشت وی، توسط سازمان میراث فرهنگی به ثبت رسیده است.
خانواده :
برادر وی سلیم مؤذن زاده اردبیلی، مداح و نوحهخوان بود. و پدر ایشان شیخ عبدالکریم مؤذنزاده نخستین موذن رادیویی ایران بود و از جدشان، فرجاله مؤذن، به عنوان قدیمیترین مؤذن شناخته شده در ایران نام برده میشود.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۵ خرداد سالروز درگذشت #علی_اکبر_سیاسی
( زاده سال ۱۲۷۴ تهران – درگذشته ۵ خرداد ۱۳۶۹ تهران ) روانشناس، مؤلف، سیاستمدار، موسس و رئیس پیشین دانشگاه تهران
علیاکبر سیاسی از دانشجویانی بود که به هزینه دولت به اروپا اعزام شدند. او در گروهی از ۲۳ نفر دانشجو به سرپرستی مسیو ریشارخان به پاریس رفت و پس از مدتی در دانشگاه روآن به تحصیل پرداخت ولی به خاطر درگیری جنگ جهانی اول ناچار به بازگشت به ایران شد و در دارالفنون و مدرسه علوم سیاسی به تدریس پرداخت. در همین دوره انجمن ایران جوان را تأسیس کرد. در ۱۳۰۶ دوباره به فرانسه رفت و در دانشگاه سوربن به ادامه تحصیل در رشته روانشناسی پرداخت و در سال ۱۳۰۹ درجه دکتری گرفت و به خاطر رسالهای که با نام "ایران در تماس با مغربزمین" نوشته بود جایزهای از آکادمی فرانسه دریافت کرد. سپس در سال ۱۳۱۰ به ایران بازگشت و به ریاست اداره تعلیمات عالیه در وزارت فرهنگ منصوب شد.
وی در تدوین قانون تأسیس دانشگاه تهران شرکت کرد. به ابتکار او دانشسرای مقدماتی و دانشسرای عالی برای تربیت معلم در ایران تأسیس شد. پس از تأسیس دانشگاه تهران از اداره تعلیمات عالیه استعفا داد و به تدریس در دانشکده ادبیات پرداخت.
در سال ۱۳۲۱ در کابینه احمد قوام وزیر فرهنگ شد. تا این زمان دانشگاه تهران زیر نظر وزارت فرهنگ بود اما دکتر سیاسی با پیگیری و تلاش، دانشگاه تهران را مستقل کرد و در ۱۵ بهمن ۱۳۲۱ استقلال دانشگاه را در مراسمی که با حضور محمدرضاشاه و ملکه فوزیه برای سالگرد تأسیس دانشگاه برپا شده بود اعلام کرد. بر اساس طرح استقلال دانشگاه، انتخاب رئیس آن به عهده شورا بود که نخستین شورای دانشگاه با اکثریت آرا دکتر سیاسی را به ریاست دانشگاه تهران برگزید که وی از سال ۱۳۲۱ تا ۱۳۳۳ در آن سمت خدمت کرد.
او در کابینهٔ علی سهیلی دوباره وزیر فرهنگ شد. در کابینهٔ محمد ساعد وزیر امور خارجه بود. در کابینهٔ مرتضیقلی بیات سمت وزیر مشاور داشت. با هیئت نمایندگی ایران به سان فرانسیسکو رفت و در تدوین و تصویب منشور سازمان ملل متحد و نیز در پایهگذاری یونسکو شرکت داشت. دکتر سیاسی پس از تیراندازی به شاه در دانشگاه تهران در ۱۵ بهمن سال ۱۳۲۷ در برابر درخواست اخراج استادانی که به حزب توده وابسته بودند ایستادگی کرد. در ۱۶ آذر ۱۳۳۲ که سه دانشجو در تظاهرات ورود نیکسون به تهران با تیراندازی سربازان کشته شدند، وی در ملاقات با شاه به اعتراض پرداخت.
بعدها مجلس شورای ملی قانونی را تصویب کرد که طبق آن برای انتخاب رئیس دانشگاه تهران، شورای دانشگاه، سه نفر را پیشنهاد میکند و وزارت فرهنگ یکی را برمیگزیند. پس از آن تصویب، در جلسه شورای دانشگاه سه نفر معرفی شدند و دکتر منوچهر اقبال به جای دکتر سیاسی به ریاست دانشگاه تهران برگزیده شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۵ خرداد سالروز درگذشت #علی_اکبر_سیاسی
( زاده سال ۱۲۷۴ تهران – درگذشته ۵ خرداد ۱۳۶۹ تهران ) روانشناس، مؤلف، سیاستمدار، موسس و رئیس پیشین دانشگاه تهران
علیاکبر سیاسی از دانشجویانی بود که به هزینه دولت به اروپا اعزام شدند. او در گروهی از ۲۳ نفر دانشجو به سرپرستی مسیو ریشارخان به پاریس رفت و پس از مدتی در دانشگاه روآن به تحصیل پرداخت ولی به خاطر درگیری جنگ جهانی اول ناچار به بازگشت به ایران شد و در دارالفنون و مدرسه علوم سیاسی به تدریس پرداخت. در همین دوره انجمن ایران جوان را تأسیس کرد. در ۱۳۰۶ دوباره به فرانسه رفت و در دانشگاه سوربن به ادامه تحصیل در رشته روانشناسی پرداخت و در سال ۱۳۰۹ درجه دکتری گرفت و به خاطر رسالهای که با نام "ایران در تماس با مغربزمین" نوشته بود جایزهای از آکادمی فرانسه دریافت کرد. سپس در سال ۱۳۱۰ به ایران بازگشت و به ریاست اداره تعلیمات عالیه در وزارت فرهنگ منصوب شد.
وی در تدوین قانون تأسیس دانشگاه تهران شرکت کرد. به ابتکار او دانشسرای مقدماتی و دانشسرای عالی برای تربیت معلم در ایران تأسیس شد. پس از تأسیس دانشگاه تهران از اداره تعلیمات عالیه استعفا داد و به تدریس در دانشکده ادبیات پرداخت.
در سال ۱۳۲۱ در کابینه احمد قوام وزیر فرهنگ شد. تا این زمان دانشگاه تهران زیر نظر وزارت فرهنگ بود اما دکتر سیاسی با پیگیری و تلاش، دانشگاه تهران را مستقل کرد و در ۱۵ بهمن ۱۳۲۱ استقلال دانشگاه را در مراسمی که با حضور محمدرضاشاه و ملکه فوزیه برای سالگرد تأسیس دانشگاه برپا شده بود اعلام کرد. بر اساس طرح استقلال دانشگاه، انتخاب رئیس آن به عهده شورا بود که نخستین شورای دانشگاه با اکثریت آرا دکتر سیاسی را به ریاست دانشگاه تهران برگزید که وی از سال ۱۳۲۱ تا ۱۳۳۳ در آن سمت خدمت کرد.
او در کابینهٔ علی سهیلی دوباره وزیر فرهنگ شد. در کابینهٔ محمد ساعد وزیر امور خارجه بود. در کابینهٔ مرتضیقلی بیات سمت وزیر مشاور داشت. با هیئت نمایندگی ایران به سان فرانسیسکو رفت و در تدوین و تصویب منشور سازمان ملل متحد و نیز در پایهگذاری یونسکو شرکت داشت. دکتر سیاسی پس از تیراندازی به شاه در دانشگاه تهران در ۱۵ بهمن سال ۱۳۲۷ در برابر درخواست اخراج استادانی که به حزب توده وابسته بودند ایستادگی کرد. در ۱۶ آذر ۱۳۳۲ که سه دانشجو در تظاهرات ورود نیکسون به تهران با تیراندازی سربازان کشته شدند، وی در ملاقات با شاه به اعتراض پرداخت.
بعدها مجلس شورای ملی قانونی را تصویب کرد که طبق آن برای انتخاب رئیس دانشگاه تهران، شورای دانشگاه، سه نفر را پیشنهاد میکند و وزارت فرهنگ یکی را برمیگزیند. پس از آن تصویب، در جلسه شورای دانشگاه سه نفر معرفی شدند و دکتر منوچهر اقبال به جای دکتر سیاسی به ریاست دانشگاه تهران برگزیده شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۵ خرداد سالروز درگذشت #مهدی_کمالیان
( زاده سال ۱۲۹۷ -- درگذشته ۵ خرداد ۱۳۷۶ ) سازنده و نوازنده سهتار
کمالیان زیر نظر استادان بزرگی چون حسین هنگآفرین، ابوالحسن صبا و علینقی وزیری شروع به کار کرد و علاوه بر اینکه سازندهی ساز برجستهای بود، در نوازندگی و آواز هم به فعالیت میپرداخت. وی پژوهشگر موسیقی ایرانی نیز بود و همچنین برخی ردیفهای موسیقی استادان، ازجمله : ردیف سهتار سعید هرمزی و یوسف فروتن را با تلاش و همت خود ثبت و ضبط کرد.
او در سالهای پایانی عمر، به همت یکی از علاقمندان موسیقی (بهروز مبصری)، خاطرات و اندوخته های چندین ساله معاشرتش با بزرگان موسیقی، به مدت سی ساعت بازگویی و به صورت کاست ضبط شد.
این گفتگوها همچنین به صورت کتاب در سال ۱۳۸۱ توسط نشر نی منتشر شد و چاپ دوم آن در سال ۱۳۹۴ در اختیار علاقمندان قرار گرفت. زنده یاد کمالیان، ادیب و حافظ شناس و خوشنویس (در چند رشته) و عکاس و کارشناس موسیقی نیز بود.
اهالی موسیقی او را در ساختن سه تار های نفیس سر آمد میشناسند.
مقاله ای مفصل در مورد ساختمان دو تار در خراسان جنوبی و خراسان شمالی در کتاب سال شیدا شماره یک به قلم وی به چاپ رسیده است.
همچنین فیلم مصاحبه وی در منزل شخصیاش با سعید هرمزی و ضبط ردیف میرزاعبداله به روایت نورعلی برومند در منزل خود به دلیل نابینا بودن برومند از کارهای برجسته اوست.
مهدی کمالیان در ۷۹ سالگی درگذشت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۵ خرداد سالروز درگذشت #مهدی_کمالیان
( زاده سال ۱۲۹۷ -- درگذشته ۵ خرداد ۱۳۷۶ ) سازنده و نوازنده سهتار
کمالیان زیر نظر استادان بزرگی چون حسین هنگآفرین، ابوالحسن صبا و علینقی وزیری شروع به کار کرد و علاوه بر اینکه سازندهی ساز برجستهای بود، در نوازندگی و آواز هم به فعالیت میپرداخت. وی پژوهشگر موسیقی ایرانی نیز بود و همچنین برخی ردیفهای موسیقی استادان، ازجمله : ردیف سهتار سعید هرمزی و یوسف فروتن را با تلاش و همت خود ثبت و ضبط کرد.
او در سالهای پایانی عمر، به همت یکی از علاقمندان موسیقی (بهروز مبصری)، خاطرات و اندوخته های چندین ساله معاشرتش با بزرگان موسیقی، به مدت سی ساعت بازگویی و به صورت کاست ضبط شد.
این گفتگوها همچنین به صورت کتاب در سال ۱۳۸۱ توسط نشر نی منتشر شد و چاپ دوم آن در سال ۱۳۹۴ در اختیار علاقمندان قرار گرفت. زنده یاد کمالیان، ادیب و حافظ شناس و خوشنویس (در چند رشته) و عکاس و کارشناس موسیقی نیز بود.
اهالی موسیقی او را در ساختن سه تار های نفیس سر آمد میشناسند.
مقاله ای مفصل در مورد ساختمان دو تار در خراسان جنوبی و خراسان شمالی در کتاب سال شیدا شماره یک به قلم وی به چاپ رسیده است.
همچنین فیلم مصاحبه وی در منزل شخصیاش با سعید هرمزی و ضبط ردیف میرزاعبداله به روایت نورعلی برومند در منزل خود به دلیل نابینا بودن برومند از کارهای برجسته اوست.
مهدی کمالیان در ۷۹ سالگی درگذشت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۵ خرداد زادروز #کریم_امامی
( زاده ۵ خرداد ۱۳۰۹ هندوستان — درگذشته ۱۸ تیر ۱۳۸۴ تهران ) نویسنده و مترجم
کریم امامی ویراستار، منتقد هنری،
روزنامهنگار و کارشناس کتاب و نشر و از انگلیسیدانان و مترجمان برجسته کشور به شمار میرفت. ترجمه «گتسبی بزرگ»، اثر اف. اسکات فیتزجرالد همواره نام کریم امامی را با ترجمه مشهور او به خاطر میآورد. همچنین دوستداران شرلوک هولمز در ایران او را به عنوان مترجم سنتی ماجراهای این کاراگاه مشهور در ایران میدانند، وی ۲۴ داستان از ماجراهای شرلوک هولمز (که خود او شخصاً نیز بدان علاقه داشت) را ترجمه کرد که از سوی انتشارات طرح نو در چهار مجلد به چاپ رسید.
او علاوه بر جنبه حرفهای از نظر اخلاقی نیز زبانزد بود و فردی اخلاقگرا و عارف مسلک به شمار میرفت. اکثر قریب به اتفاق کسانی که او را میشناختند خوی خوش و اخلاقمداری وی را میستودند. وی در سال ۱۳۴۵ و در زمانی که در موسسه کیهان کار میکرد با گلرخ ادیب محمدی (گلی امامی) در پاریس ازدواج کرد و از او صاحب دو فرزند شد.
کریم امامی در ۷۴ سالگی درگذشت.
ترجمهها و ویراستها :
با خشم به یاد آر (۱۳۴۲) اثر جان آزبرن
گتسبی بزرگ (۱۳۴۴) اثر اف. اسکات فیتزجرالد
انسان و فضا (۱۳۴۹) اثر آرتور سی کلارک و سردبیران لایف
گراهام گرین (۱۳۵۳) اثر دیوید لاج
آپارتهید (۱۳۶۰) اثر آلکس لاگوما
ایرانیان در میان انگلیسیها: صحنههایی از تاریخ مناسبات ایران و بریتانیا (۶۵–۱۳۶۴) اثر دنیس رایت
ماجراهای شرلوک هولمز، کارآگاه خصوصی، اثر سر آرتور کانن دویل، ۴ج، تهران: طرح نو ۱۳۷۷–۱۳۷۲.
فن و هنر عکاسی اثر هادی شفائیه (۱۳۷۲)، (ویراستار: کریم امامی)
فرهنگ معاصر انگلیسی - فارسی دوجلدی اثر سلیمان حییم (۱۳۷۶)، (ویراستار: کریم امامی).
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۵ خرداد زادروز #کریم_امامی
( زاده ۵ خرداد ۱۳۰۹ هندوستان — درگذشته ۱۸ تیر ۱۳۸۴ تهران ) نویسنده و مترجم
کریم امامی ویراستار، منتقد هنری،
روزنامهنگار و کارشناس کتاب و نشر و از انگلیسیدانان و مترجمان برجسته کشور به شمار میرفت. ترجمه «گتسبی بزرگ»، اثر اف. اسکات فیتزجرالد همواره نام کریم امامی را با ترجمه مشهور او به خاطر میآورد. همچنین دوستداران شرلوک هولمز در ایران او را به عنوان مترجم سنتی ماجراهای این کاراگاه مشهور در ایران میدانند، وی ۲۴ داستان از ماجراهای شرلوک هولمز (که خود او شخصاً نیز بدان علاقه داشت) را ترجمه کرد که از سوی انتشارات طرح نو در چهار مجلد به چاپ رسید.
او علاوه بر جنبه حرفهای از نظر اخلاقی نیز زبانزد بود و فردی اخلاقگرا و عارف مسلک به شمار میرفت. اکثر قریب به اتفاق کسانی که او را میشناختند خوی خوش و اخلاقمداری وی را میستودند. وی در سال ۱۳۴۵ و در زمانی که در موسسه کیهان کار میکرد با گلرخ ادیب محمدی (گلی امامی) در پاریس ازدواج کرد و از او صاحب دو فرزند شد.
کریم امامی در ۷۴ سالگی درگذشت.
ترجمهها و ویراستها :
با خشم به یاد آر (۱۳۴۲) اثر جان آزبرن
گتسبی بزرگ (۱۳۴۴) اثر اف. اسکات فیتزجرالد
انسان و فضا (۱۳۴۹) اثر آرتور سی کلارک و سردبیران لایف
گراهام گرین (۱۳۵۳) اثر دیوید لاج
آپارتهید (۱۳۶۰) اثر آلکس لاگوما
ایرانیان در میان انگلیسیها: صحنههایی از تاریخ مناسبات ایران و بریتانیا (۶۵–۱۳۶۴) اثر دنیس رایت
ماجراهای شرلوک هولمز، کارآگاه خصوصی، اثر سر آرتور کانن دویل، ۴ج، تهران: طرح نو ۱۳۷۷–۱۳۷۲.
فن و هنر عکاسی اثر هادی شفائیه (۱۳۷۲)، (ویراستار: کریم امامی)
فرهنگ معاصر انگلیسی - فارسی دوجلدی اثر سلیمان حییم (۱۳۷۶)، (ویراستار: کریم امامی).
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۵ خرداد زادروز #پرویز_شاپور
( زاده ۵ خرداد ۱۳۰۲ قم -- درگذشته ۱۵ مرداد ۱۳۷۸ تهران ) نویسنده
پرویز شاپور شهرتش به دلیل نگارش کاریکلماتور، نوشتههای کوتاه (اغلب تک خطی) است که ظرافت و دیدی شاعرانه و طنزآمیز دارند. علاوه بر آفرینش کاریکلماتورها، در طراحی سیاهقلم نیز توانا بود. وی در سی سال نخست نه نوشت و نه نگاشت، اما در ۴۶ سال بعدی آثار کمحجم ولی پرمحتوایی برجای گذاشت که آثارش در ۱۲ جلد منتشر شدهاند.
تحصیلات وی در رشته اقتصاد بود و به استخدام وزارت دارایی درآمد.
ازدواج با فروغ فرخزاد و جدایی از او :
در سالهای ۱۳۲۹ با فروغ فرخزاد، نوه خاله مادرش که یازده سال از او کوچکتر بود، ازدواج کرد. آنها اهواز را برای زندگی مشترک انتخاب کردند. در ۲۹ خرداد ۱۳۳۱ پسرشان به نام کامیار متولد شد که فروغ در اشعار خود به او اشاره کرده، و شاپور نیز از «کامی» به عنوان نام مستعار وی استفاده میکردهاست. کامیار شاپور ۲۵ تیر ۱۳۹۷ در ۶۶ سالگی درگذشت.
رابطه زناشویی آنان در سال ۱۳۳۴ به جدایی کشید.
فعالیت روزنامهنگاری :
شاپور فعالیت روزنامهنگاریاش را در روزنامههای محلی خوزستان از زمانی آغاز کرد که در آنجا میزیست. از سال ۱۳۳۷ به بعد در مجله توفیق با اسم مستعار «کامی» ، «کامیار» و «مهدخت» مطلب مینوشت. پس از آن در نشریه خوشه به سردبیری احمد شاملو که در دهه ۴۰ چاپ میشد، به فعالیت پرداخت.
مرگ :
او پس از جدایی از فروغ، دیگر ازدواج نکرد و تا آخر عمر همراه با کامیار و برادرش دکتر خسرو شاپور در یک خانه قدیمی زندگی میکرد.
پرویز شاپور در ۷۶ سالگی درگذشت و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا تهران به خاک سپرده شد.
کاریکلماتور :
کاریکلماتور کلمهای ترکیب یافته از کاریکاتور و کلمه است که شاملو این نام را برای اولین بار بر برخی از نوشتههای پرویز شاپور نهاد. تولد کاریکلماتور در ۲۱ خرداد ۱۳۴۶ در نشریه خوشه به سردبیری احمد شاملو بود.
نمونههایی از کاریکلماتورهای او :
برای اینکه پشهها کاملاً ناامید نشوند، دستم را از پشهبند بیرون میگذارم.
اگر بخواهم پرنده را محبوس کنم، قفسی به بزرگی آسمان میسازم.
دلم به حال ماهیها میسوزد، چون هیچکس اشکشان را نمیفهمد.
وقتی عکس گل محمدی در آب افتاد، ماهیها صلوات فرستادند.
گربه بیش از دیگران در فکر آزادی پرنده محبوس است.
به یاد ندارم نابینایی به من تنه زده باشد.
هر درخت پیر، صندلی جوانی میتواند باشد.
به عقیده گیوتین، سر آدم زیادی است.
روی همرفته زن و شوهر مهربانی هستند!
غم، کلکسیون خندهام را به سرقت برد.
بلبل مرتاض، روی گل خاردار مینشیند!
قطرهٔ باران، اقیانوس کوچکی است.
قلبم پرجمعیتترین شهر دنیاست.
به نگاهم خوش آمدی.
پایین آمدن درخت از گربه.
زندگی بدون آب از گلوی ماهی پایین نمیرود.
جارو، شکم خالی سطل زباله را پر میکند.
فواره و قوه جاذبه از سربهسر گذاشتن هم سیر نمیشوند.
باغبان وقتی دید باران قبول زحمت کرده، به آبپاش مرخصی داد.
فاصله بین دو باران را سکوت ناودان پر میکند.
فریاد زندگی در سکوت گورستان تهنشین میشود.
همه مردم جهان به یک زبان سکوت میکنند.
زبان هم فیلتر دارد.
آثار :
کاریکلماتور - انتشارات نمونه - ۱۳۵۰
کاریکلماتور ۲ - انتشارات بامداد - ۱۳۵۴
کاریکلماتور ۳ با نام «با گردباد میرقصم» - انتشارات مروارید - ۱۳۵۴
کاریکلماتور ۴ - انتشارات مروارید - ۱۳۵۶
کاریکلماتور ۵ - انتشارات پرستش - ۱۳۶۶
کاریکلماتور ۶ - انتشارات مروارید - ۱۳۷۶
کاریکلماتور ۷ با نام «به نگاهم خوش آمدی» - انتشارات گلآقا - ۱۳۷۸
کاریکلماتور ۸ با نام «پایین آمدن درخت از گربه» - انتشارات مروارید - ۱۳۸۲
موش و گربه عبید زاکانی با طرحهای پرویز شاپور انتشارات مروارید - ۱۳۵۲
فانتزی سنجاق قفلی - انتشارات پویش - ۱۳۵۵
تفریحنامه (طرحهای مشترک بیژن اسدی پور و پرویز شاپور) - انتشارات مروارید - ۱۳۵۵
قلبم را با قلبت میزان میکنم (مجموعه کاریکلماتورها) - انتشارات مروارید – ۱۳۸۶
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۵ خرداد زادروز #پرویز_شاپور
( زاده ۵ خرداد ۱۳۰۲ قم -- درگذشته ۱۵ مرداد ۱۳۷۸ تهران ) نویسنده
پرویز شاپور شهرتش به دلیل نگارش کاریکلماتور، نوشتههای کوتاه (اغلب تک خطی) است که ظرافت و دیدی شاعرانه و طنزآمیز دارند. علاوه بر آفرینش کاریکلماتورها، در طراحی سیاهقلم نیز توانا بود. وی در سی سال نخست نه نوشت و نه نگاشت، اما در ۴۶ سال بعدی آثار کمحجم ولی پرمحتوایی برجای گذاشت که آثارش در ۱۲ جلد منتشر شدهاند.
تحصیلات وی در رشته اقتصاد بود و به استخدام وزارت دارایی درآمد.
ازدواج با فروغ فرخزاد و جدایی از او :
در سالهای ۱۳۲۹ با فروغ فرخزاد، نوه خاله مادرش که یازده سال از او کوچکتر بود، ازدواج کرد. آنها اهواز را برای زندگی مشترک انتخاب کردند. در ۲۹ خرداد ۱۳۳۱ پسرشان به نام کامیار متولد شد که فروغ در اشعار خود به او اشاره کرده، و شاپور نیز از «کامی» به عنوان نام مستعار وی استفاده میکردهاست. کامیار شاپور ۲۵ تیر ۱۳۹۷ در ۶۶ سالگی درگذشت.
رابطه زناشویی آنان در سال ۱۳۳۴ به جدایی کشید.
فعالیت روزنامهنگاری :
شاپور فعالیت روزنامهنگاریاش را در روزنامههای محلی خوزستان از زمانی آغاز کرد که در آنجا میزیست. از سال ۱۳۳۷ به بعد در مجله توفیق با اسم مستعار «کامی» ، «کامیار» و «مهدخت» مطلب مینوشت. پس از آن در نشریه خوشه به سردبیری احمد شاملو که در دهه ۴۰ چاپ میشد، به فعالیت پرداخت.
مرگ :
او پس از جدایی از فروغ، دیگر ازدواج نکرد و تا آخر عمر همراه با کامیار و برادرش دکتر خسرو شاپور در یک خانه قدیمی زندگی میکرد.
پرویز شاپور در ۷۶ سالگی درگذشت و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا تهران به خاک سپرده شد.
کاریکلماتور :
کاریکلماتور کلمهای ترکیب یافته از کاریکاتور و کلمه است که شاملو این نام را برای اولین بار بر برخی از نوشتههای پرویز شاپور نهاد. تولد کاریکلماتور در ۲۱ خرداد ۱۳۴۶ در نشریه خوشه به سردبیری احمد شاملو بود.
نمونههایی از کاریکلماتورهای او :
برای اینکه پشهها کاملاً ناامید نشوند، دستم را از پشهبند بیرون میگذارم.
اگر بخواهم پرنده را محبوس کنم، قفسی به بزرگی آسمان میسازم.
دلم به حال ماهیها میسوزد، چون هیچکس اشکشان را نمیفهمد.
وقتی عکس گل محمدی در آب افتاد، ماهیها صلوات فرستادند.
گربه بیش از دیگران در فکر آزادی پرنده محبوس است.
به یاد ندارم نابینایی به من تنه زده باشد.
هر درخت پیر، صندلی جوانی میتواند باشد.
به عقیده گیوتین، سر آدم زیادی است.
روی همرفته زن و شوهر مهربانی هستند!
غم، کلکسیون خندهام را به سرقت برد.
بلبل مرتاض، روی گل خاردار مینشیند!
قطرهٔ باران، اقیانوس کوچکی است.
قلبم پرجمعیتترین شهر دنیاست.
به نگاهم خوش آمدی.
پایین آمدن درخت از گربه.
زندگی بدون آب از گلوی ماهی پایین نمیرود.
جارو، شکم خالی سطل زباله را پر میکند.
فواره و قوه جاذبه از سربهسر گذاشتن هم سیر نمیشوند.
باغبان وقتی دید باران قبول زحمت کرده، به آبپاش مرخصی داد.
فاصله بین دو باران را سکوت ناودان پر میکند.
فریاد زندگی در سکوت گورستان تهنشین میشود.
همه مردم جهان به یک زبان سکوت میکنند.
زبان هم فیلتر دارد.
آثار :
کاریکلماتور - انتشارات نمونه - ۱۳۵۰
کاریکلماتور ۲ - انتشارات بامداد - ۱۳۵۴
کاریکلماتور ۳ با نام «با گردباد میرقصم» - انتشارات مروارید - ۱۳۵۴
کاریکلماتور ۴ - انتشارات مروارید - ۱۳۵۶
کاریکلماتور ۵ - انتشارات پرستش - ۱۳۶۶
کاریکلماتور ۶ - انتشارات مروارید - ۱۳۷۶
کاریکلماتور ۷ با نام «به نگاهم خوش آمدی» - انتشارات گلآقا - ۱۳۷۸
کاریکلماتور ۸ با نام «پایین آمدن درخت از گربه» - انتشارات مروارید - ۱۳۸۲
موش و گربه عبید زاکانی با طرحهای پرویز شاپور انتشارات مروارید - ۱۳۵۲
فانتزی سنجاق قفلی - انتشارات پویش - ۱۳۵۵
تفریحنامه (طرحهای مشترک بیژن اسدی پور و پرویز شاپور) - انتشارات مروارید - ۱۳۵۵
قلبم را با قلبت میزان میکنم (مجموعه کاریکلماتورها) - انتشارات مروارید – ۱۳۸۶
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۵ خرداد سالروز درگذشت #هوشنگ_سیحون
( زاده ۳۱ امرداد ۱۲۹۹ تهران -- درگذشته ۵ خرداد ۱۳۹۳ ونکوور ) پدر معماری مدرن ایران
سیحون در خانوادهای اهل موسیقی بهدنیا آمد. پدر بزرگ او میرزا عبداله فراهانی بنیانگذار موسیقی سنتی ایران است. وی نقاش و استاد معماری و رئیس سابق دانشگاه هنرهای زیبای دانشگاه تهران بود. او پس از پایان تحصیل معماری در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران، به دعوت آندره گدار، رئیس اداره باستانشناسی وقت ایران، برای ادامه تحصیل راهی پاریس شد و در دانشسرای عالی ملی هنرهای زیبای پاریس بوزار طی حدود ۳ سال تحت تعلیم اوتلو زاوارونی، به تکمیل دانش معماری خود پرداخت و در سال ۱۹۴۹ به درجه دکترای هنر رسید و در بازگشت به ایران در ۲۵ سالگی نخستین اثر معماری خود، بنای یادبود آرامگاه بوعلیسینا را طراحی کرد.
وی در نقاشی نیز صاحب سبک بوده است به گونهای که در سال ۱۹۷۲ میلادی به همراه نقاشانی صاحب نام و معروف از جمله پیکاسو و سالوادور دالی، در نمایشگاهی در ماساچوست شرکت کرد و با کارهای پر پیچ و تاب خطیاش توجه همه منتقدان را به خود جلب کرد. نقاشی های او به گونهای است که در آنها هیچگاه خطوط یکدیگر را قطع نمی کنند و هنوز کسی نیست که طرحی مانند نقاشی های او خلق کند.
برخی از افتخارات و جوایز سیحون :
- کسب رتبه اول در مسابقه دولت و راه آهن ایران (طرح ساختمان ایستگاه راه آهن)
- کسب رتبه اول در مسابقه طراحی آرامگاه بوعلی سینا
- یک دوره ریاست دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران
- عضو شورای ملی باستانشناسی
- عضو شورای عالی شهرسازی
- عضو شورای مرکزی تمام دانشگاههای ایران
- عضو کمیته بینالمللی ایکوموس Icomos
- مسئولیت مرمت بناهای تاریخی ایران، به مدت ۱۵ سال
- شهروند افتخاری فرانسه
برخی از آثار هوشنگ سیحون :
- آرامگاه بوعلی سینا
- آرامگاه خیام
- آرامگاه کمال الملک
- طراحی بنای موزه توس
- ساختمان بانک سپه واقع در میدان توپخانه تهران
- سازمان نقشه برداری کل کشور
- کارخانه نخریسی کوروس اخوان
- کارخانه آرد مرشدی
- سینما آسیا
- سینما سانترال
- کارخانه کانادادرای (زمزم فعلی) در تهران و اهواز
- و حدود ۱۵۰ پروژه مسکونی خصوصی، یادگار آن زندهیاد است.
هوشنگ سیحون در ۹۳ سالگی درگذشت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۵ خرداد سالروز درگذشت #هوشنگ_سیحون
( زاده ۳۱ امرداد ۱۲۹۹ تهران -- درگذشته ۵ خرداد ۱۳۹۳ ونکوور ) پدر معماری مدرن ایران
سیحون در خانوادهای اهل موسیقی بهدنیا آمد. پدر بزرگ او میرزا عبداله فراهانی بنیانگذار موسیقی سنتی ایران است. وی نقاش و استاد معماری و رئیس سابق دانشگاه هنرهای زیبای دانشگاه تهران بود. او پس از پایان تحصیل معماری در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران، به دعوت آندره گدار، رئیس اداره باستانشناسی وقت ایران، برای ادامه تحصیل راهی پاریس شد و در دانشسرای عالی ملی هنرهای زیبای پاریس بوزار طی حدود ۳ سال تحت تعلیم اوتلو زاوارونی، به تکمیل دانش معماری خود پرداخت و در سال ۱۹۴۹ به درجه دکترای هنر رسید و در بازگشت به ایران در ۲۵ سالگی نخستین اثر معماری خود، بنای یادبود آرامگاه بوعلیسینا را طراحی کرد.
وی در نقاشی نیز صاحب سبک بوده است به گونهای که در سال ۱۹۷۲ میلادی به همراه نقاشانی صاحب نام و معروف از جمله پیکاسو و سالوادور دالی، در نمایشگاهی در ماساچوست شرکت کرد و با کارهای پر پیچ و تاب خطیاش توجه همه منتقدان را به خود جلب کرد. نقاشی های او به گونهای است که در آنها هیچگاه خطوط یکدیگر را قطع نمی کنند و هنوز کسی نیست که طرحی مانند نقاشی های او خلق کند.
برخی از افتخارات و جوایز سیحون :
- کسب رتبه اول در مسابقه دولت و راه آهن ایران (طرح ساختمان ایستگاه راه آهن)
- کسب رتبه اول در مسابقه طراحی آرامگاه بوعلی سینا
- یک دوره ریاست دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران
- عضو شورای ملی باستانشناسی
- عضو شورای عالی شهرسازی
- عضو شورای مرکزی تمام دانشگاههای ایران
- عضو کمیته بینالمللی ایکوموس Icomos
- مسئولیت مرمت بناهای تاریخی ایران، به مدت ۱۵ سال
- شهروند افتخاری فرانسه
برخی از آثار هوشنگ سیحون :
- آرامگاه بوعلی سینا
- آرامگاه خیام
- آرامگاه کمال الملک
- طراحی بنای موزه توس
- ساختمان بانک سپه واقع در میدان توپخانه تهران
- سازمان نقشه برداری کل کشور
- کارخانه نخریسی کوروس اخوان
- کارخانه آرد مرشدی
- سینما آسیا
- سینما سانترال
- کارخانه کانادادرای (زمزم فعلی) در تهران و اهواز
- و حدود ۱۵۰ پروژه مسکونی خصوصی، یادگار آن زندهیاد است.
هوشنگ سیحون در ۹۳ سالگی درگذشت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۵ خرداد زادروز #محمد_علی_پرواز
( زاده ۵ خرداد ۱۳۲۷ شیراز ) نویسنده، نقاش، خوشنویس و پیشکسوت صنایع دستی در رشته نقاشی دیواری
پرواز دوران کودکی و جوانی را نزد عباس نقاش، در رشتهٔ نقاشی به سبک اسلیمی (ترنج، گل و مرغ و ختایی) سپری کرد و در اماکن تاریخی و مساجد شیراز آثاری از او به جا مانده است. او در دوران دبیرستان از وجود استادانی چون ناصر نمازی، کاظم اردوبادی و نگارگر در زمینه طراحی بهره برد و پس از گرفتن دیپلم برای تحصیل به اروپا رفت. در آلمان با استادان هنر نقاشی این کشور آشنا شد و به تعمیر و مرمت کلیساها پرداخت. پس از بازگشت به ایران در سال ۱۳۶۵ در چندین نمایشگاه جمعی و انفرادی شرکت کرد.
او هنر خوشنویسی را نزد حمید دیرین - بنیانگذار و رئیس سابق انجمن خوشنویسان استان فارس- محمد نعمتی در شیراز و مرتضی نجومی در کرمانشاه، آموزش دید. درسال ۱۳۶۹ توسط چندتن از استادان بنام خوشنویسی (حمید دیرین، محمد نعمتی، قاسم احسنت و حبیب رحمتی) به عنوان ممتاز ویژه در خط ثلث و نسخ معرفی شد.
وی نقاشی با سبک امپرسیونیسم را با کلاسهای غلامحسین صابر در پیش گرفت و به دنبال آن در سال ۱۳۷۰، دیپلم افتخار اولین نمایشگاه تجربی نقاشی و گرافیک تهران را دریافت کرد. او همچنین موفق به دریافت درجه ممتاز هنری از مرکز هنرهای تجسمی وزارت ارشاد و گواهینامه هنری از شورای ارزشیابی هنرمندان، نویسندگان و شاعران کشور، شورای عالی انقلاب فرهنگی و سازمان میراث فرهنگی شد.
از جمله آثار نقاشی او، ترسیم تعداد زیادی پرتره از پیشکسوتان، فرهیختگان، متقدمان و چهرههای ماندگار شیراز در رشتههای مختلف علمی، فرهنگی، هنری، ورزشی و تجربی است که این فعالیت هنری برای اولین بار در ایران از سال ۱۳۸۰ آغاز و تاکنون ادامه دارد. این آثار هم اکنون در موزه مرکز اسناد و کتابخانه ملی فارس، استانداری فارس و اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان فارس نگهداری میشود.
گزیدهای از نمایشگاهها :
پرواز تاکنون نمایشگاههای انفرادی و جمعی بسیاری را برگزار کرده و آثار بسیاری از وی به نمایش در آمده است. از آن جمله :
نمایشگاه نقاشی دیواری؛ فرانکفورت؛ Arthouse Kinos Frankfurt (خانه نمایش هنر)، ۱۹۷۷ (انفرادی)
نمایشگاه خوشنویسی نگارخانه وصال شیراز، ۱۳۶۷ (انفرادی)
نمایشگاه نقاشی سالانه نقاشان شیراز؛ شیراز؛ نگارخانه وصال شیراز؛ اداره ارشاد ۱۳۶۸ (جمعی)
نمایشگاه دوسالانه نقاشی؛ تهران؛ موزهٔ هنرهای معاصر، ۱۳۶۹ (جمعی)
نمایشگاه خوشنویسی و نقاشی؛ شیراز؛ نگارخانه وصال شیراز، اداره ارشاد ۱۳۷۰
نمایشگاه تجربی گرافیک و نقاشی ایران؛ تهران؛ موزه آزادی و خانه سوره، حوزه هنری تهران - دریافت دیپلم افتخار، ۴ تا ۱۴ مهر ماه ۱۳۷۱ (جمعی)
نمایشگاه نقاشی اردوی هنری اداره ارشاد فارس ۱۳۷۲ (انفرادی)
نمایشگاه نقاشی به مناسبت کنفرانس بینالمللی توزیع برق؛ شیراز ۱۳۷۲ (انفرادی)
نمایشگاه پیشکسوتان و نخبگان هنر شیراز ۱۳۷۷ (جمعی)
اولین نمایشگاه ۱۱۰ پرتره از پیشکسوتان و چهرههای ماندگار شیراز ۱۳۸۰ (انفرادی)
دومین نمایشگاه ۱۱۰ پرتره از پیشکسوتان و چهرههای ماندگار شیراز؛ شیراز ۱۳۸۲ (انفرادی)
نمایشگاه چهرههای ماندگار شیراز ۱۳۸۵ (انفرادی)
سومین نمایشگاه چهرههای ماندگار شیراز ۱۳۸۵ (انفرادی)
نمایشگاه دائمی چهرههای ماندگار شیراز ۱۳۸۵ - ۱۳۸۹ (انفرادی)
نمایشگاه آثار نقاشی، به همراه پرترههای فرهیختگان و چهرههای ماندگار شیراز ۱۳۹۱ (انفرادی)
نمایشگاه دائمی پرترههای فرهیختگان و چهرههای ماندگار شیراز ۱۳۹۱
نمایشگاه نقاشی پرترههای پیشکسوتان و چهرههای ماندگار شیراز ۱۳۹۵ (انفرادی)
نمایشگاه نقاشی پرترههای پیشکسوتان و چهرههای ماندگار ۱۳۹۶ (انفرادی)
نمایشگاه آثار پرترههای پیشکسوتان و چهرههای ماندگار ۱۳۹۷ (انفرادی)
نمایشگاه سراسری صنایع دستی و هنرهای سنتی فارس ۱۳۹۷ (جمعی)
نمایشگاه نقاشی به مناسبت هفته شیراز ۱۳۹۸ (انفرادی)
نمایشگاه نقاشی به مناسبت بزرگداشت استاد محمدعلی پرواز همزمان با نشست عصر هنر و ادبیات و نمایشگاه نقاشی؛ تالار فرهنگی باغ شهروندی شیراز، به مدت ده روز، ۲۰ مرداد ماه ۱۳۹۸ (انفرادی)
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۵ خرداد زادروز #محمد_علی_پرواز
( زاده ۵ خرداد ۱۳۲۷ شیراز ) نویسنده، نقاش، خوشنویس و پیشکسوت صنایع دستی در رشته نقاشی دیواری
پرواز دوران کودکی و جوانی را نزد عباس نقاش، در رشتهٔ نقاشی به سبک اسلیمی (ترنج، گل و مرغ و ختایی) سپری کرد و در اماکن تاریخی و مساجد شیراز آثاری از او به جا مانده است. او در دوران دبیرستان از وجود استادانی چون ناصر نمازی، کاظم اردوبادی و نگارگر در زمینه طراحی بهره برد و پس از گرفتن دیپلم برای تحصیل به اروپا رفت. در آلمان با استادان هنر نقاشی این کشور آشنا شد و به تعمیر و مرمت کلیساها پرداخت. پس از بازگشت به ایران در سال ۱۳۶۵ در چندین نمایشگاه جمعی و انفرادی شرکت کرد.
او هنر خوشنویسی را نزد حمید دیرین - بنیانگذار و رئیس سابق انجمن خوشنویسان استان فارس- محمد نعمتی در شیراز و مرتضی نجومی در کرمانشاه، آموزش دید. درسال ۱۳۶۹ توسط چندتن از استادان بنام خوشنویسی (حمید دیرین، محمد نعمتی، قاسم احسنت و حبیب رحمتی) به عنوان ممتاز ویژه در خط ثلث و نسخ معرفی شد.
وی نقاشی با سبک امپرسیونیسم را با کلاسهای غلامحسین صابر در پیش گرفت و به دنبال آن در سال ۱۳۷۰، دیپلم افتخار اولین نمایشگاه تجربی نقاشی و گرافیک تهران را دریافت کرد. او همچنین موفق به دریافت درجه ممتاز هنری از مرکز هنرهای تجسمی وزارت ارشاد و گواهینامه هنری از شورای ارزشیابی هنرمندان، نویسندگان و شاعران کشور، شورای عالی انقلاب فرهنگی و سازمان میراث فرهنگی شد.
از جمله آثار نقاشی او، ترسیم تعداد زیادی پرتره از پیشکسوتان، فرهیختگان، متقدمان و چهرههای ماندگار شیراز در رشتههای مختلف علمی، فرهنگی، هنری، ورزشی و تجربی است که این فعالیت هنری برای اولین بار در ایران از سال ۱۳۸۰ آغاز و تاکنون ادامه دارد. این آثار هم اکنون در موزه مرکز اسناد و کتابخانه ملی فارس، استانداری فارس و اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان فارس نگهداری میشود.
گزیدهای از نمایشگاهها :
پرواز تاکنون نمایشگاههای انفرادی و جمعی بسیاری را برگزار کرده و آثار بسیاری از وی به نمایش در آمده است. از آن جمله :
نمایشگاه نقاشی دیواری؛ فرانکفورت؛ Arthouse Kinos Frankfurt (خانه نمایش هنر)، ۱۹۷۷ (انفرادی)
نمایشگاه خوشنویسی نگارخانه وصال شیراز، ۱۳۶۷ (انفرادی)
نمایشگاه نقاشی سالانه نقاشان شیراز؛ شیراز؛ نگارخانه وصال شیراز؛ اداره ارشاد ۱۳۶۸ (جمعی)
نمایشگاه دوسالانه نقاشی؛ تهران؛ موزهٔ هنرهای معاصر، ۱۳۶۹ (جمعی)
نمایشگاه خوشنویسی و نقاشی؛ شیراز؛ نگارخانه وصال شیراز، اداره ارشاد ۱۳۷۰
نمایشگاه تجربی گرافیک و نقاشی ایران؛ تهران؛ موزه آزادی و خانه سوره، حوزه هنری تهران - دریافت دیپلم افتخار، ۴ تا ۱۴ مهر ماه ۱۳۷۱ (جمعی)
نمایشگاه نقاشی اردوی هنری اداره ارشاد فارس ۱۳۷۲ (انفرادی)
نمایشگاه نقاشی به مناسبت کنفرانس بینالمللی توزیع برق؛ شیراز ۱۳۷۲ (انفرادی)
نمایشگاه پیشکسوتان و نخبگان هنر شیراز ۱۳۷۷ (جمعی)
اولین نمایشگاه ۱۱۰ پرتره از پیشکسوتان و چهرههای ماندگار شیراز ۱۳۸۰ (انفرادی)
دومین نمایشگاه ۱۱۰ پرتره از پیشکسوتان و چهرههای ماندگار شیراز؛ شیراز ۱۳۸۲ (انفرادی)
نمایشگاه چهرههای ماندگار شیراز ۱۳۸۵ (انفرادی)
سومین نمایشگاه چهرههای ماندگار شیراز ۱۳۸۵ (انفرادی)
نمایشگاه دائمی چهرههای ماندگار شیراز ۱۳۸۵ - ۱۳۸۹ (انفرادی)
نمایشگاه آثار نقاشی، به همراه پرترههای فرهیختگان و چهرههای ماندگار شیراز ۱۳۹۱ (انفرادی)
نمایشگاه دائمی پرترههای فرهیختگان و چهرههای ماندگار شیراز ۱۳۹۱
نمایشگاه نقاشی پرترههای پیشکسوتان و چهرههای ماندگار شیراز ۱۳۹۵ (انفرادی)
نمایشگاه نقاشی پرترههای پیشکسوتان و چهرههای ماندگار ۱۳۹۶ (انفرادی)
نمایشگاه آثار پرترههای پیشکسوتان و چهرههای ماندگار ۱۳۹۷ (انفرادی)
نمایشگاه سراسری صنایع دستی و هنرهای سنتی فارس ۱۳۹۷ (جمعی)
نمایشگاه نقاشی به مناسبت هفته شیراز ۱۳۹۸ (انفرادی)
نمایشگاه نقاشی به مناسبت بزرگداشت استاد محمدعلی پرواز همزمان با نشست عصر هنر و ادبیات و نمایشگاه نقاشی؛ تالار فرهنگی باغ شهروندی شیراز، به مدت ده روز، ۲۰ مرداد ماه ۱۳۹۸ (انفرادی)
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
Forwarded from Book_iran_city
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#میراث_سرزمینم
#جشن_تموز_بر_شما_فرخنده باد
دهم امرداد چله تابستان (جشن تموز) خجسته باد
تموز در گاهشمار کهن ایرانی گرم ترین ماه سال است. در گذشته چله تموز نزدیک به روز نخست تیر ماه آغاز میشده و تا دهم امرداد ماه ادامه مییافته است.
روی هم رفته بیشتر جشن هایی که در تابستان برگزار می شود پیوند به آب، آبیاری، گیاهان، سر سبزی و... بوده است. از این رو تموز و گرما نیز از این کلییت جدا نبوده و با آب، آبادی و سر سبزی در بلندترین روزهای سال که پروانه(اجازه) میدهد انسان در برابر گرما و خشکی ایستادگی کند و بیشترین کوشش را برای آبادانی زمین، داشته باشد، پیوسته است.
پس از یورش اَرب ها(عرب) به ایرانزمین جشنها و آیینهای ایرانی رفته رفته به فراموشی سپرده میشد ولی مردم به شوند دلبستگی زیادی که به آیینهای خود داشتند در هر گوشه از ایران زمین به ریختی و در تاریخی دگرگون (تاریخ خورشیدی، برخی زرتشتی و شاهنشاهی) در گاهشمارهای مختلف و در دوران شاهان ناسان برگزار میکردند تا بتوانند این تراداد(سنت)ها را پاسداری کنند. این آیین که چله تابستان هم به آن میگویند پس از اسلام در زمان دیلمیان که خود را مانده بر(وارث) فرمانروایانی مانند اشکانیان و ساسانیان و هخامنشیان میدانستند نیکویی گرفت و به نام "نوروز بل" میان مردم رواج پیدا کرد. زمان این انجام دادن آغاز جدید سالشماری دیلمی شد که این خاستگاه بدرستی برابر است با روز دوشنبه هرمزد روز نخستین روز از سال پنج هزار و ۴۵۴ باستانی یزدگردی پیشین و ۷۱ هزار و ۸۲ روز پیش از آغاز خورشیدی است. مراسم آغاز سال جدید نوروز بل به گونه برآشفته وابسته به جایگاه برگزاری و روش جا دادن پنج روز کبیسه بین سیزدهم تا هفدهم امرداد ماه برگزار میشود. جشن نوروزبل پیش از اسلام بوده است. این آیین از دیلمان آغاز شده و تا پای کوه دماوند امتداد دارد و به آن در استان گیلان سال دیلمی میگویند و با اختلاف ۱۲ روز در استان مازندران نیز برگزار میشود و در آن کرانه(ناحیه) به واگذاری سال تبری شناخته است. از دیرباز باورمند بودند که برافروختن آتش در نوروزبل موجب کاهش برف و سرما در زمستان میشود در اجرای این مراسم زیباترین جامه(لباس)های خود را می پوشیدند و پس از برافروختن آتش، سال نو را به یکدیگر شادباش میگفتند. پیشترها در این فَرَگَرد(فصل) کشاورزان توان پرداخت باج(پول) و خراج را داشته و می توانستند با فروش دستاورد خود زندگیشان را سامان دهند و از همین رو سال نو خود را در این زمان برگزار میکردند.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#میراث_سرزمینم
#جشن_تموز_بر_شما_فرخنده باد
دهم امرداد چله تابستان (جشن تموز) خجسته باد
تموز در گاهشمار کهن ایرانی گرم ترین ماه سال است. در گذشته چله تموز نزدیک به روز نخست تیر ماه آغاز میشده و تا دهم امرداد ماه ادامه مییافته است.
روی هم رفته بیشتر جشن هایی که در تابستان برگزار می شود پیوند به آب، آبیاری، گیاهان، سر سبزی و... بوده است. از این رو تموز و گرما نیز از این کلییت جدا نبوده و با آب، آبادی و سر سبزی در بلندترین روزهای سال که پروانه(اجازه) میدهد انسان در برابر گرما و خشکی ایستادگی کند و بیشترین کوشش را برای آبادانی زمین، داشته باشد، پیوسته است.
پس از یورش اَرب ها(عرب) به ایرانزمین جشنها و آیینهای ایرانی رفته رفته به فراموشی سپرده میشد ولی مردم به شوند دلبستگی زیادی که به آیینهای خود داشتند در هر گوشه از ایران زمین به ریختی و در تاریخی دگرگون (تاریخ خورشیدی، برخی زرتشتی و شاهنشاهی) در گاهشمارهای مختلف و در دوران شاهان ناسان برگزار میکردند تا بتوانند این تراداد(سنت)ها را پاسداری کنند. این آیین که چله تابستان هم به آن میگویند پس از اسلام در زمان دیلمیان که خود را مانده بر(وارث) فرمانروایانی مانند اشکانیان و ساسانیان و هخامنشیان میدانستند نیکویی گرفت و به نام "نوروز بل" میان مردم رواج پیدا کرد. زمان این انجام دادن آغاز جدید سالشماری دیلمی شد که این خاستگاه بدرستی برابر است با روز دوشنبه هرمزد روز نخستین روز از سال پنج هزار و ۴۵۴ باستانی یزدگردی پیشین و ۷۱ هزار و ۸۲ روز پیش از آغاز خورشیدی است. مراسم آغاز سال جدید نوروز بل به گونه برآشفته وابسته به جایگاه برگزاری و روش جا دادن پنج روز کبیسه بین سیزدهم تا هفدهم امرداد ماه برگزار میشود. جشن نوروزبل پیش از اسلام بوده است. این آیین از دیلمان آغاز شده و تا پای کوه دماوند امتداد دارد و به آن در استان گیلان سال دیلمی میگویند و با اختلاف ۱۲ روز در استان مازندران نیز برگزار میشود و در آن کرانه(ناحیه) به واگذاری سال تبری شناخته است. از دیرباز باورمند بودند که برافروختن آتش در نوروزبل موجب کاهش برف و سرما در زمستان میشود در اجرای این مراسم زیباترین جامه(لباس)های خود را می پوشیدند و پس از برافروختن آتش، سال نو را به یکدیگر شادباش میگفتند. پیشترها در این فَرَگَرد(فصل) کشاورزان توان پرداخت باج(پول) و خراج را داشته و می توانستند با فروش دستاورد خود زندگیشان را سامان دهند و از همین رو سال نو خود را در این زمان برگزار میکردند.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity