🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#معرفی-کتاب

#فلسفه_پوچی

نویسنده : آلبر_کامو

📝 آلبر کامو (فرانسوی زادهٔ ۷ نوامبر ۱۹۱۳ - درگذشتهٔ ۴ ژانویه ۱۹۶۰). نویسنده، فیلسوف و روزنامه‌نگار فرانسوی بود. او یکی از نویسندگان بزرگ قرن بیستم و خالق کتاب مشهور بیگانه است.

🔴 کامو در سال ۱۹۵۷ به خاطر «آثار مهم ادبی که به روشنی به مشکلات وجدان بشری در عصر حاضر می‌پردازد» برندهٔ جایزهٔ نوبل ادبیات شد. آلبر کامو پس از رودیارد کیپلینگ جوان‌ترین برندهٔ جایزهٔ نوبل و همچنین نخستین نویسندهٔ زادهٔ قارهٔ آفریقا است که این عنوان را کسب کرده‌است.

🔴 همچنین کامو در بین برندگان نوبل ادبیات، کمترین طول عمر را دارد و دو سال پس از بردن جایزهٔ نوبل در یک سانحهٔ تصادف درگذشت.

با وجود اینکه کامو یکی از متفکران مکتب اگزیستانسیالیسم شناخته می‌شود او همواره این برچسب خاص را رد می‌کرد.

در مصاحبه‌ای در سال ۱۹۴۵ کامو هرگونه همراهی با مکاتب ایدئولوژیک را تکذیب می‌کند و می‌گوید: «نه، من اگزیستانسیالیست نیستم. هم سارتر و هم من همیشه متعجب بوده‌ایم که چرا نام ما را پهلوی هم می‌گذارند.»

کامو در الجزایر تحت استعمار فرانسه متولد شد. او در دانشگاه الجزیره تحصیل کرد و تا پیش از آنکه در سال ۱۹۳۰ گرفتار بیماری سل شود دروازه‌بان تیم فوتبال این دانشگاه بود. در سال ۱۹۴۹ پس از آنکه کامو از جنبش «شهروند جهانی» گری دیویس جدا شد یک اتحادیهٴ بین‌المللی را تأسیس کرد که آندره بروتون نیز یکی از اعضای آن بود. شکل‌گیری این گروه، به گفته خود کامو، بر اساس «محکوم کردن هر دو ایدئولوژی شکل گرفته در آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی» بود.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

سالروزدرگذشت #آلبر_کامو
(زادهٔ۷نوامبر۱۹۱۳)نویسنده، فیلسوف وروزنامه‌نگار فرانسوی بود
او یکی از نویسندگان بزرگ قرن بیستم و خالق کتاب مشهور بیگانه و مقاله جریان‌سازافسانهٔ سیزیف است
#آلبر_کامو در هفتم نوامبر در موندوی الجزایر متولد شد. او دومین پسر لوسین کامو و کاترین اسپانیایی الاصل بود.

در یازدهم اکتبر لوسین کامو در جنگ مارن ، بعداز اینکه زخم شدیدی برداشت ، فوت کرد.بیوه ی او باالجبار به کار در خانه ی مردم تن در داد تابتواند از بچه هایش نگه داری کند.
معلم مدرسه ی او لویی ژرمن حاضر می شود به رایگان به او درس خصوصی دهد تا او بتواند در امتحانات گرفتن بورس برای تحصیل در دبیرستان و دانشگاه موفق شود. که موفق می شود.
به ورزش فوتبال علاقه مند می شود. دروازه بان می شود. تابستان ها برای گذران زندگی کار می کند.

شوهر خواهر کاترین کتاب خوان و قصاب بود. آدم جالبی بود که در کتابخانه اش را برای آلبر باز گذاشت.
اولین نشانه های بیماری سل باعث می شود که دیگر نتواند به فوتبال ادامه دهد.
اولین مقاله اش در مجله « جنوب » چاپ می شود.
با « سیمون هیه » ازدواج می کند. دختر جوانی از خانواده ای ثروتمند، جذاب ، نامتعادل ، و معتاد. فقط دو سال با هم زندگی می کنند.
لیسانس فلسفه گرفت و وارد حزب کمونیست شد.
« گروه تئاتر کار » را بنیان گذاشت. به اروپای مرکزی سفر کرد. به دلیل جداییش از سیمون دوران بدی را گذراند.
اولین کتابش منتشر شد. « پشت و رو ». به ایتالیا سفر کرد و به شدت مجذوب شاه کارهای نقاشی ایتالیا شد.
از حزب کمونیست بیرون آمد.از آن پس « گروه تئاتر کار » نام عوض کرد و شد « گروه تئاتر اکیپ ».
در روزنامه « پاری سوار Paris soir » شروع به کار کرد و به هنگام اشغال فرانسه در سوم دسامبر با فرانسین فور ازدواج کرد.
سفرهای بسیاری به اوران کرد در بیست و یکم فوریه « سه نوشته ی پوچ به پایان رسیدند» : کالیگولا...بیگانه ...و افسانه سیزیف.
در ماه ژوئن بیگانه و در اکتبر افسانه سیزیف منتشر می شوند. با همسرش اختلاف پیدا می کند و همسرش به الجزایر برمی‌گردد.
مدتی در پاریس می ماند و با سارتر آشنا می شود. در ماه نوامبر ویراستار « انتشارات گالیمار » می شود.
کامو عاشق « ماریا کازارس» می شود که نقش اول را در کالیگولا در تئآتر « مارتون » بازی می کند.
کالیگولا در بیست و ششم سپتامبر به صحنه تئآتر می رود. دو دختر دوقلو از فرانسین فور به دنیا آمدند.
طاعون منتشر می شود که موفقیت چشمگیری پیدا می کند.
در بیست و دوم فوریه در کنار سارتر در سالن واگرام پاریس بر ضد اعدام های اسپانیا توسط فرانکو سخن رانی می کند.
با سردبیر مجله « اکسپرس» در مورد سیاست الجزایر اختلاف پیدا کرد و از آن جا بیرون آمد.
درشانزدهم اکتبر برنده جایزه نوبل ادبیات شد.
انتشار سخنرانی در سوئد که آن را به معلمش لویی ژرمن اهدا کرد.
تسخیر شدگان داستایوفسکی را برای تئآتر تنظیم کرد و آن را به روی صحنه برد.
در چهارم ژانویه ماشین « میشل گالیمار» که او را از لورمان به پاریس بر می گرداند ، از جاده منحرف شد. کامو در جا کشته شد. میشل گالیمار چند روز بعد فوت کرد.

در کیف دستی کامو دستنویس رمان « مرد اول » یافت شد ، که یک زندگینامه ناتمام بود.
این کتاب در سال 1944منتشر شد...
سالمرگ #آلبر_کامو
#نویسنده_فیلسوف_روزنامه_نگار فرانسوی

پایداری و شکیبائی فراموش نشود. منظور پایداری آن نیست که پشت میز مبارزات انتخاباتی همراه ابرو درهم کشیدن ها و تهدیدهاست. منظورم ایستادگی در برابر همه بادهای دریا به یاری سپیدی و شیره گیاهی است. در زمستان جهان، همین شکیبائی میوه را فراهم خواهد ساخت.
📒 #فلسفه_پوچی

او از ارادهء خویش به خوشبخت شدن آگاهی یافته بود و باید گام دیگری بر می‌داشت. اما نمی دانست باید تسلیم زمان شود و این یعنی عالی ترین و خطرناک ترین تجربه. بیهودگی فقط برای افراد عادی حیاتی است خیلی ها حتی نمی توانند ثابت کنند آدم عادی نیستند. او بر این حق پیشی گرفته بود.
📒 #مرگ_خوش

همه به ما خیانت کرده اند، همه ی آنهایی که موعظه گر مقاومت بودند و همه ی آنهایی که از صلح سخن می گفتند. یکی از دیگری گوسفندتر و یکی از دیگری مقصرتر. و هرگز فرد در برابر ماشین دروغسازی این چنین تنها نبوده است. آدم می تواند حس انزجار داشته باشد و از آن چون سلاحی بهره گیرد.
📒 #یادداشت_ها
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#سالمرگ_آلبر_کامو

#نویسنده_فیلسوف_وروزنامه_نگار_فرانسوی

#زندگی_نامه
به مناسبت سالمرگ آلبر_کامو

1913-
آلبر کامو در هفتم نوامبر در موندوی الجزایر متولد شد. او دومین پسر لوسین کامو و کاترین اسپانیایی الاصل بود.

1914_
در یازدهم اکتبر لوسین کامو در جنگ مارن ، بعداز اینکه زخم شدیدی برداشت ، فوت کرد.بیوه ی او باالجبار به کار در خانه ی مردم تن در داد تابتواند از بچه هایش نگه داری کند.

1923-
معلم مدرسه ی او لویی ژرمن حاضر می شود به رایگان به او درس خصوصی دهد تااو بتواند در امتحانات گرفتن بورس برای تحصیل در دبیرستان و دانشگاه موفق شود. که موفق می شود.

1925-1928
به ورزش فوتبال علاقه مند می شود.دروازه بان می شود.تابستان ها برای گذران زندگی کار می کند.

1929-
شوهر خواهر کاترین کتاب خوان وقصاب بود.آدم جالبی بود که در کتابخانه اش را برای آلبر باز گذاشت.

1930-
اولین نشانه های بیماری سل باعث می شود که دیگر نتواند به فوتبال ادامه دهد.

1934-
اولین مقاله اش در مجله « جنوب » چاپ می شود.

1934-

با « سیمون هیه » ازدواج می کند.دختر جوانی از خانواده ای ثروتمند، جذاب ، نامتعادل ، و معتاد.فقط دو سال با هم زندگی می کنند.

1935-

لیسانس فلسفه گرفت و وارد حزب کمونیست شد.

1936-
« گروه تئاتر کار » رابنیان گذاشت.به اروپای مرکزی سفر کرد.به دلیل جداییش از سیمون دوران بدی را گذراند.

1937-
اولین کتابش منتشر شد. « پشت و رو ». به ایتالیا سفر کرد و به شدت مجذوب شاه کارهای نقاشی ایتالیا شد.
از حزب کمونیست بیرون آمد.از آن پس « گروه تئاتر کار » نام عوض کرد وشد « گروه تئاتر اکیپ ».

1940-
در روزنامه « پاری سوار Paris soir » شروع بکار کرد و بهنگام اشغال فرانسه در سوم دسامبر با فرانسین فور ازدواج کرد.

1941-
سفرهای بسیاری به اوران کرد در بیست و یکم فوریه « سه نوشته ی پوچ به پایان رسیدند» : کالیگولا...بیگانه ...و افسانه سیزیف.

1942-
در ماه ژوئن بیگانه و در اکتبر افسانه سیزیف منتشر می شوند.
با همسرش اختلاف پیدا می کند و همسرش به الجزایر بر می گردد.

1943-
مدتی در پاریس می ماند و با سارتر آشنا می شود.
در ماه نوامبر ویراستار « انتشارات گالیمار » می شود.

1944-
کامو عاشق « ماریا کازارس» می شود که نقش اول را در کالیگولا در تئآتر « مارتون » بازی می کند.

1945-
کالیگولا در بیست وششم سپتامبر به صحنه تئآتر می رود. دو دختر دوقلو از فرانسین فور به دنیا آمدند.

1947-
طاعون منتشر می شود که موفقیت چشمگیری پیدا می کند.

1952-
در بیست ودوم فوریه در کنار سارتر در سالن واگرام پاریس بر ضد اعدام های اسپانیا توسط فرانکو سخن رانی می کند.

1956-
با سردبیر مجله « اکسپرس» در مورد سیاست الجزایر اختلاف پیدا کرد و از آن جا بیرون آمد.

1957-

درشانزدهم اکتبر برنده جایزه نوبل ادبیات شد.
1958-

انتشار سخنرانی در سوئد.که آن را به معلمش لویی ژرمن اهدا کرد.

1959-

تسخیر شدگان داستایوفسکی را برای تئآتر تنظیم کرد و آن را به روی صحنه برد.
1960-

در چهارم ژانویه ماشین « میشل گالیمار» که او را از لورمان به پاریس بر می گرداند ، از جاده منحرف شد. کامو در جا کشته شد.میشل گالیمار چند روز بعد فوت کرد.

در کیف دستی کامو دستنویس رمان « مرد اول » یافت شد ، که یک زندگینامه ناتمام بود.

این کتاب در سال 1944منتشر شد...

پایداری و شکیبائی فراموش نشود. منظور پایداری آن نیست که پشت میز مبارزات انتخاباتی همراه ابرو درهم کشیدن ها و تهدیدهاست. منظورم ایستادگی در برابر همه بادهای دریا به یاری سپیدی و شیره گیاهی است. در زمستان جهان، همین شکیبائی میوه را فراهم خواهد ساخت.

📒#فلسفه_پوچی

او از ارادهء خویش به خوشبخت شدن آگاهی یافته بود و باید گام دیگری بر می‌داشت. اما نمی دانست باید تسلیم زمان شود و این یعنی عالی ترین و خطرناک ترین تجربه. بیهودگی فقط برای افراد عادی حیاتی است خیلی ها حتی نمی توانند ثابت کنند آدم عادی نیستند. او بر این حق پیشی گرفته بود.

📒#مرگ_خوش

همه به ما خیانت کرده اند، همه ی آنهایی که موعظه گر مقاومت بودند و همه ی آنهایی که از صلح سخن می گفتند. یکی از دیگری گوسفندتر و یکی از دیگری مقصرتر. و هرگز فرد در برابر ماشین دروغسازی این چنین تنها نبوده است. آدم می تواند حس انزجار داشته باشد و از آن چون سلاحی بهره گیرد.

📒#یادداشت_ها