Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔴#صدای زیبای #لئونارد_کوهن
و قطعه جاودانه
Dance me, to the end of love
و صحنه ی رقص #آل_پاچینو و #گابریله_انور در فیلم #بوی_خوش_زن
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
و قطعه جاودانه
Dance me, to the end of love
و صحنه ی رقص #آل_پاچینو و #گابریله_انور در فیلم #بوی_خوش_زن
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Music #Boogie_Street
Artist #Leonard_Cohen
🎼خیابان_بوگی🎼
🎤 #لئونارد_کوهن
آیا کسی آنقدر
دوستت دارد
که ازجهان نترسی؟
✍️ #شمس_لنگرودی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
Artist #Leonard_Cohen
🎼خیابان_بوگی🎼
🎤 #لئونارد_کوهن
آیا کسی آنقدر
دوستت دارد
که ازجهان نترسی؟
✍️ #شمس_لنگرودی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#موسیقی_ملل
#آلبوم_تاریکتر_میخواهیاش
#لئونارد_کوهن
هرقدر که "باب دیلن" بیشتر نمودِ نابغهای موتزارتوار بود که قطعاتی مانند «بازگشت به بزرگراه ۶۱» را در پانزده دقیقه مینوشت، اما "لئونارد کوهن"، هنرمندِ اهل کانادا، نابغهای وسواسی از نوع "بتهوون" که حداقل پنج سال را صرف نوشتن آهنگ «هالهلویا» کرد و عمدتا در اجراهای زنده اش تغییراتی در آهنگهایش ایجاد میکرد، چرا که به نظرش همچنان ناقص بودند.
آلبوم «تاریکتر میخواهیاش» چهاردهمین و آخرین آلبوم استودیویی "کوهن" که به تهیهکنندگی پسرش "آدام کوهن" بازگشتی مینمیمالیستی به قلب موسیقی او بود و تمام اِلِمانهایی که او را در قلب طرفدارانش جاودانه کرده یکجا داشت: «صدای پرخط و خش کوهن، سازبندی ساده و ارجاعات بیشمار به مرگ، جهان باقی و نوستالژی دوران گذشته.»
"کوهن" دورانِ جوانیِ خود را به شاعری و تحتِ تاثیرِ اسطورههای ادبیاتی همچون "لورکا" (که اسم دخترش را هم از روی این شاعر اسپانیایی گذاشته) سپری کرده بود، قدرت کلمات را به خوبی میشناخت و نهایتا در آستانه ی هشتاد و دو سالگی پختگی کلام او بیش از همه مشهودتر بود.
متنهایی از شاعری آمادهی مرگ (مثل جایی که میگوید حاضرم پروردگارا)، که انگار دائم در ذهنش نگاهی به دوران طلایی و حسرت تمام عشقهای تمام شدهاش را دارد: مخصوصاً این نکته که "ماریان ایهلر" زنی نروژی که در جوانی با "کوهن" در ارتباط بود و بسیاری او را الهام بخش آهنگهای معروف "کوهن" از جمله پرنده روی سیم و خداحافظ ماریان میدانند به علت سرطان درگذشت و آن طور که توسط اطرافیان "ایهلر" گفته شد در لحظات آخر حیاتش این آهنگ پرنده روی سیم بوده که برای او پخش شده است.
در زمانهای که موسیقی پاپ پرتمپو، متون عاشقانه گاهی پیشپا افتاده و آهنگهایی که قرار است تنها محملی برای ساخت موزیک ویدیویی رنگارنگ و پر از جذابیتهای جنسی باشند، پیرمرد دلکشسته ی گیتار به دست، با آهنگ دلگدازش در مورد مرگ، خدا، تنهایی و نوستالژی عشقهای قدیمی؛ غنیمتی برای طرفداران موسیقی بود.
هرچند که در مصاحبهای با نیویورکر "کوهن" گفته بود که؛ شاید این آخرین آلبومش باشد اماخیلیها امیدوار بودند که پیرمرد همچنان دلشکستگیهای انسان مدرن را به ترانههایی ماندگار تبدیل کند؛ که البته دست اجل امید طرفدارنش را ناامید کرد.
«تاریکتر میخواهیاش» در آخرین سال زندگی و در دوران قِرابتِ "کوهن" به مرگ، تهیه شد و درونمایهٔ قطعاتِ آن را مفاهیمی چون خدا، مرگ و سرشت بشر تشکیل میدهند. این آلبوم در حالی با تحسین فراوان منتقدان مواجه شد که "لئونارد کوهن"، ۱۷ روز پس ازانتشار آن (۷ نوامبر ۲۰۱۶) و در سن ۸۲ سالگی درگذشت. در طول آلبوم صدای ویولن، نفوذ اندوه کلام او را چند برابر میکند و آرپژهای گیتار آنرا همراهی مینماید. در نهایت شنیدن آلبوم، این حس را ایجاد میکند که "کوهن" برای وداع و رفتنش موسیقی متنی ساخته که تا سالهای سال این آخرین مرثیهی نومیدانه، در ذهن طرفدارانش باقی بماند.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#موسیقی_ملل
#آلبوم_تاریکتر_میخواهیاش
#لئونارد_کوهن
هرقدر که "باب دیلن" بیشتر نمودِ نابغهای موتزارتوار بود که قطعاتی مانند «بازگشت به بزرگراه ۶۱» را در پانزده دقیقه مینوشت، اما "لئونارد کوهن"، هنرمندِ اهل کانادا، نابغهای وسواسی از نوع "بتهوون" که حداقل پنج سال را صرف نوشتن آهنگ «هالهلویا» کرد و عمدتا در اجراهای زنده اش تغییراتی در آهنگهایش ایجاد میکرد، چرا که به نظرش همچنان ناقص بودند.
آلبوم «تاریکتر میخواهیاش» چهاردهمین و آخرین آلبوم استودیویی "کوهن" که به تهیهکنندگی پسرش "آدام کوهن" بازگشتی مینمیمالیستی به قلب موسیقی او بود و تمام اِلِمانهایی که او را در قلب طرفدارانش جاودانه کرده یکجا داشت: «صدای پرخط و خش کوهن، سازبندی ساده و ارجاعات بیشمار به مرگ، جهان باقی و نوستالژی دوران گذشته.»
"کوهن" دورانِ جوانیِ خود را به شاعری و تحتِ تاثیرِ اسطورههای ادبیاتی همچون "لورکا" (که اسم دخترش را هم از روی این شاعر اسپانیایی گذاشته) سپری کرده بود، قدرت کلمات را به خوبی میشناخت و نهایتا در آستانه ی هشتاد و دو سالگی پختگی کلام او بیش از همه مشهودتر بود.
متنهایی از شاعری آمادهی مرگ (مثل جایی که میگوید حاضرم پروردگارا)، که انگار دائم در ذهنش نگاهی به دوران طلایی و حسرت تمام عشقهای تمام شدهاش را دارد: مخصوصاً این نکته که "ماریان ایهلر" زنی نروژی که در جوانی با "کوهن" در ارتباط بود و بسیاری او را الهام بخش آهنگهای معروف "کوهن" از جمله پرنده روی سیم و خداحافظ ماریان میدانند به علت سرطان درگذشت و آن طور که توسط اطرافیان "ایهلر" گفته شد در لحظات آخر حیاتش این آهنگ پرنده روی سیم بوده که برای او پخش شده است.
در زمانهای که موسیقی پاپ پرتمپو، متون عاشقانه گاهی پیشپا افتاده و آهنگهایی که قرار است تنها محملی برای ساخت موزیک ویدیویی رنگارنگ و پر از جذابیتهای جنسی باشند، پیرمرد دلکشسته ی گیتار به دست، با آهنگ دلگدازش در مورد مرگ، خدا، تنهایی و نوستالژی عشقهای قدیمی؛ غنیمتی برای طرفداران موسیقی بود.
هرچند که در مصاحبهای با نیویورکر "کوهن" گفته بود که؛ شاید این آخرین آلبومش باشد اماخیلیها امیدوار بودند که پیرمرد همچنان دلشکستگیهای انسان مدرن را به ترانههایی ماندگار تبدیل کند؛ که البته دست اجل امید طرفدارنش را ناامید کرد.
«تاریکتر میخواهیاش» در آخرین سال زندگی و در دوران قِرابتِ "کوهن" به مرگ، تهیه شد و درونمایهٔ قطعاتِ آن را مفاهیمی چون خدا، مرگ و سرشت بشر تشکیل میدهند. این آلبوم در حالی با تحسین فراوان منتقدان مواجه شد که "لئونارد کوهن"، ۱۷ روز پس ازانتشار آن (۷ نوامبر ۲۰۱۶) و در سن ۸۲ سالگی درگذشت. در طول آلبوم صدای ویولن، نفوذ اندوه کلام او را چند برابر میکند و آرپژهای گیتار آنرا همراهی مینماید. در نهایت شنیدن آلبوم، این حس را ایجاد میکند که "کوهن" برای وداع و رفتنش موسیقی متنی ساخته که تا سالهای سال این آخرین مرثیهی نومیدانه، در ذهن طرفدارانش باقی بماند.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#شعر_جهان
بلند کن مرا
مانند شاخههای زیتون
و پرندهی من باش
که به خانه باز میگردد
برقص آر مرا تا انتهای عشق
بگذار تا زیباییات را ببینم
زمانی که همهی شواهد مردهاند...
#لئونارد_کوهن
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
بلند کن مرا
مانند شاخههای زیتون
و پرندهی من باش
که به خانه باز میگردد
برقص آر مرا تا انتهای عشق
بگذار تا زیباییات را ببینم
زمانی که همهی شواهد مردهاند...
#لئونارد_کوهن
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#شعر_جهان
با من بمان
اندکی بیشتر با من بمان
ای سایه ی گریزان آرامشم
#لئونارد_کوهن
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
با من بمان
اندکی بیشتر با من بمان
ای سایه ی گریزان آرامشم
#لئونارد_کوهن
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#ترانه_های_غربی 🎼🇨🇦
#لئونارد_کوهن
Leonard Norman Cohen
۲۱ سپتامبر ۱۹۳۴ _ ۷ نوامبر ۲۰۱۶
شاعر، خواننده، آهنگساز، نویسنده و معمار کانادایی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#ترانه_های_غربی 🎼🇨🇦
#لئونارد_کوهن
Leonard Norman Cohen
۲۱ سپتامبر ۱۹۳۴ _ ۷ نوامبر ۲۰۱۶
شاعر، خواننده، آهنگساز، نویسنده و معمار کانادایی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#ترانه_های_غربی 🎼🇨🇦
#لئونارد_کوهن
سکوت
سکوتی عمیقتر
وقتی جیرجیرکها تردید میکنند
«لئونارد کوهن» سفرش را آغاز کرد، در جادهای که با سروی آغاز میشود، و از ما دور و دورتر رفت. صدای دلنشین و استثنایی او اما هرگز خاموشی ندارد و لحظههای دلتنگی و تنهایی با ما همچنان خواهد بود، چونان خودش که هرگز نایستاد و خسته نشد.
جناب کوهن شاعری بزرگ بود، او نخستین دفتر شعرش را دوران دانشجویی (بگذارید اسطورهها را مقایسه کنیم - ١٩۵۴) چاپ کرد، دوستی با فدریکو گارسیا لورکا تاثیر زیادی بر زندگی هنری او داشت، بعد از شعر، لئونارد در عرصه موسیقی نیز فعالیتش را آغاز کرد(٣٣ سالگی) و سال ١٩۶٧ نخستین آلبومش را با عنوان "ترانههای لئونارد کوهن" منتشر کرد. با ترانههای سوزان، هَلِلویا و مرا تا ته عشق برقصان، شهرت او جهانی شد و آلبوم "من مرد توام" موفقترین آلبوم تجاریش شد.
قلب عاشقان بسیاری در سراسر جهان با ترانههای او گرمتر تپید و عشق را بيشتر و عميقتر تجربه کرد و بسیاری از بزرگان از آثار این هنرمند شهیر تاثیر و الهام گرفتند و ترانههایش را بازخوانی و بازپخش کردند (ترانه هَلِلویا بیش از ٢٠٠ بار بازخوانی شده است) در فیلم قاتلین بالفطره ساخته اولیور استون نیز این تاثیر به خوبی نمایان است که آغاز و انجام فیلم با دو ترانهی کوهن است.
لئو (به قول خودش البته) چهارده آلبوم ترانه، چهارده دفتر شعر و دو رمان منتشر کرده و جهان نیز گاه و بیگاه قدردان هنر او بوده است، سال ٢٠٠٨ نام او در تالار مشاهیر راک اند رول ثبت شد و در مراسم گرمی سال ٢٠١٠ از یک عمر فعالیت او تجلیل شد و سال ٢٠١١ اسپانیاییها جایزه ادبی بزرگشان، پرنس آستوریاس را به ایشان اهدا کردند.
این هنرمند عاشق یک ماه پس از انتشار آخرین آلبومش "تاریکتر میخواهیاش" به خواب ابدی رفت تا با رویاهایش کنار رودی که نیست دست در دست سوزان به تماشای خدا بنشیند.(سوزان الرود بازیگری از لس آنجلس که کوهن لورکا و آدام را از او دارد.)
«کارم را کار کردهام
خوابم را خوابيدهام
مرگم را مردهام
و حالا ديگر میتوانم بروم
ترک کنم چيزی را که ضروریست
و ترک کنم چيزی را كه سرشارست
حالا كه ديگر مأموريتم
به پايان رسيده است
دعا كن بخشيده شده باشم
مرگم سفریست دريايی»
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#ترانه_های_غربی 🎼🇨🇦
#لئونارد_کوهن
سکوت
سکوتی عمیقتر
وقتی جیرجیرکها تردید میکنند
«لئونارد کوهن» سفرش را آغاز کرد، در جادهای که با سروی آغاز میشود، و از ما دور و دورتر رفت. صدای دلنشین و استثنایی او اما هرگز خاموشی ندارد و لحظههای دلتنگی و تنهایی با ما همچنان خواهد بود، چونان خودش که هرگز نایستاد و خسته نشد.
جناب کوهن شاعری بزرگ بود، او نخستین دفتر شعرش را دوران دانشجویی (بگذارید اسطورهها را مقایسه کنیم - ١٩۵۴) چاپ کرد، دوستی با فدریکو گارسیا لورکا تاثیر زیادی بر زندگی هنری او داشت، بعد از شعر، لئونارد در عرصه موسیقی نیز فعالیتش را آغاز کرد(٣٣ سالگی) و سال ١٩۶٧ نخستین آلبومش را با عنوان "ترانههای لئونارد کوهن" منتشر کرد. با ترانههای سوزان، هَلِلویا و مرا تا ته عشق برقصان، شهرت او جهانی شد و آلبوم "من مرد توام" موفقترین آلبوم تجاریش شد.
قلب عاشقان بسیاری در سراسر جهان با ترانههای او گرمتر تپید و عشق را بيشتر و عميقتر تجربه کرد و بسیاری از بزرگان از آثار این هنرمند شهیر تاثیر و الهام گرفتند و ترانههایش را بازخوانی و بازپخش کردند (ترانه هَلِلویا بیش از ٢٠٠ بار بازخوانی شده است) در فیلم قاتلین بالفطره ساخته اولیور استون نیز این تاثیر به خوبی نمایان است که آغاز و انجام فیلم با دو ترانهی کوهن است.
لئو (به قول خودش البته) چهارده آلبوم ترانه، چهارده دفتر شعر و دو رمان منتشر کرده و جهان نیز گاه و بیگاه قدردان هنر او بوده است، سال ٢٠٠٨ نام او در تالار مشاهیر راک اند رول ثبت شد و در مراسم گرمی سال ٢٠١٠ از یک عمر فعالیت او تجلیل شد و سال ٢٠١١ اسپانیاییها جایزه ادبی بزرگشان، پرنس آستوریاس را به ایشان اهدا کردند.
این هنرمند عاشق یک ماه پس از انتشار آخرین آلبومش "تاریکتر میخواهیاش" به خواب ابدی رفت تا با رویاهایش کنار رودی که نیست دست در دست سوزان به تماشای خدا بنشیند.(سوزان الرود بازیگری از لس آنجلس که کوهن لورکا و آدام را از او دارد.)
«کارم را کار کردهام
خوابم را خوابيدهام
مرگم را مردهام
و حالا ديگر میتوانم بروم
ترک کنم چيزی را که ضروریست
و ترک کنم چيزی را كه سرشارست
حالا كه ديگر مأموريتم
به پايان رسيده است
دعا كن بخشيده شده باشم
مرگم سفریست دريايی»
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity