در خردادماه ۱۳۹۶ #گوگوش با انتشار عکسی جدید از خود در کنار #حسن_شماعی‌زاده در پشت پیانو، از شروع مجدد همکاری خود با #شماعی‌زاده و #اردلان_سرفراز خبر داد. به دنبال آن نخستین کنسرت مشترک این سه، با نام #مثلث_خاطره‌ها در اواخر مهرماه همان سال در تورنتو برگزار و تور جهانی مثلث خاطره‌ها آغاز شد. در بهمن‌ماه همان سال نخستین همکاری مشترک گوگوش، شماعی‌زاده و سرفراز پس از حدود ۴۰ سال به شکل تک‌آهنگی با نام #مثلث_خاطره‌ها منتشر شد، که در آن #گوگوش و #شماعی‌زاده هم‌خوانی کردند. در ادامه تور مثلث خاطره‌ها، #منوچهرچشم‌آذر نیز به این سه اضافه شد.

https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw



🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴# 20 آذر
11دسامبر
#روز_جهانی_کوهستان_و_کوهنوردی
سازمان ملل متحد روز ۱۱ دسامبر که مصادف با ۲۰ آذر می شود را در سال ۲۰۰۲ به عنوان #روزجهانی_کوهستان و #کوهنوردی عنوان کرده است این سازمان #فائو را مسئول کرده تا هر سال یکی از کشورهای جهان را دعوت کند تا با اجرای نمایش ها و آیین های فرهنگی خودشان مسئولیت هماهنگی مراسم روز جهانی کوهستان و کوهنوردی را بر عهده بگیرند.

زمانی که سازمان ملل متحد این روز را به عنوان روز جهانی #کوهستان_و_کوهنوردی نام گذاری کرد نمادی هم برای آن در نظر گرفتند. این نماد از سه #مثلث متساوی الاضلاع تشکیل شده است. هر کدام از این سه مثلث نمادی از فرایند و نقش هایی است که #کوه در زندگی ما دارد. اگر بخواهیم به اختصار هر کدام را شرح دهیم اولین #مثلث از سمت راست که علامتی #سبز رنگ دارد نشانی از سرسبزی و محصولاتی که در دامنه کوه ها رشد می کند را همراه خود دارد . دومین #مثلث یک دایره #نارنجی در دل خود دارد، که این نشان می دهد که در دل کوه گنج هایی به صورت منابع طبیعی نهفته است. و ما شاهد هستیم که منابع زیادی را می توانیم از دل کوه های بیرون بیاوریم. در آخر به نوک قله کوه که می رسیم جایی که رسیدن به آن باعث فتح قله کوه می شود. یک الماس #آبی رنگ در بالای این کوه قرار دارد، که این به معنای حفظ دمای محیط زیست و همین طور حفظ دمای زمین است.

درسینه دشت پرشکوهی
دیریست چودل نشسته کوهی

کوهی به فلک کشیده قامت
زیباوعظیم وباشهامت

درهیکل خاک ایستاده
مستحکم وسخت چون اراده

چون خاطرعاشقان پر از راز
چون بیرق پاکی وسرافراز

بردشمن ودوست صورت او
مغرور و خوش و مخوف و نیکو

آیینه به قدرتکمه در دست
یک مردجوان بدشت بنشست

بنمود تلاش وجهدبی حد
تاکوه درآیینه ببیند

لیک آیینه خردبودچندان
کان دشت نمی نشست درآن

این بودسبب که هرچه کوشید
درآیینه کوه رانمیدید

درآیینه غیرتخته سنگی
نی بودعلامتی نه رنگی

بی فایده مدتی نظرکرد
پس فکر وتشبثی دگرکرد

آنقدر زکوه دور گردید
تاعکس تمام کوه رادید

لیکن زنشیب وقله هایش
وزکبک وگوزن وگله هایش

از دره و پرتگاه وآبش
ازشکل پلنگ وجای خوابش

از منظره های دل فریبش
وز نعمت وافر وعجیبش

یک حرف بجا نمی توانست
جزشرح خطا نمی توانست

برزحمت او همین اثربود
کزبودن کوه باخبر بود

چون دیدپدربه ناتوانیش
دلسوزی کرد برجوانیش

گفتابه وی ای جوان پرجوش
این پندپدربگیر برگوش

ازبیدثمرنمیتوان چید
درآیینه کوه کی توان دید؟

خواهی سخنی زکوه گفتن
بایدبه فراز کوه رفتن!

#ابوالقاسم_لاهوتی
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸