🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ


۳ امرداد سالروز درگذشت #محمد_پور_ثانی

( زاده ۲۳ خرداد ۱۳۱۷ تهران -- درگذشته ۳ امرداد ۱۳۹۲ ) طنزپرداز
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ


۳ امرداد سالروز درگذشت #محمد_پور_ثانی

( زاده ۲۳ خرداد ۱۳۱۷ تهران -- درگذشته ۳ امرداد ۱۳۹۲ ) طنزپرداز

محمد پورثانی با اسامی مستعار پرشماری مانند بچه‌لواسان، پدر سه‌بچه، پورپشنگ، پورپورخان، دایی‌سبیل، دکترم. پ فضولباشی، گل‌گاوزبان، گل‌مریم، م پ ‌تلفنچی، م ترحلوا، م قدیمی، م نکته‌سنج، محمدپرانتز، ممدآقا، ممدپرانتز خودکارآبی و...)، طنزنویسی دوربین‌به دست، پرتلاش، مستعد و سرشناس برای جراید بود. به‌قول مسعود کیمیاگر، «پورثانی با تکیه‌کلام معروفش «خداوکیلی»، بامرام، صریح و کم‌ادعا بود».
طی دوران تحصیل در دبیرستان‌های فروغی و ناصرخسرو، روزنامه‌دیواری دست‌نویس تهیه می‌کرد. فوق‌دیپلم کتابداری از دانشگاه تهران داشت. بین سال‌های ١٣٥٩-١٣٣٩، کارمند روابط‌عمومی بانک سپه بود. از او دو دختر و یک پسر به یادگار است.
کار مطبوعاتی خود را از مجله توفیق و از سال ۱۳۳۶ آغاز کرد، اگرچه تا ۱۳۳۸ از توفیق پولی دریافت نمی‌کرد و از این تاریخ با کمک عباس توفیق و محمدتقی اسماعیلی داستان‌های گروهی را شروع کردند و پورثانی نویسنده رسمی و مواجب بگیر توفیق شد. هرچند این همکاری تا ۱۳۴۲ بیشتر ادامه نداشت و وی به دلایل اختلافات حقوقی از توفیق بیرون آمد و به مجله ترقی پیوست. آن‌جا با امضای «پورپورخان» و نام مستعار «فضولباشی» ستون «هردمبیل» را می‌نوشت. همچنین مقالاتی را برای روزنامه آفتاب شرق مشهد می‌نوشت.
پورثانی جز شعر طنز، تمام قالب‌های نوشتاری را در شوخ‌طبعی تجربه کرده است. داستان، مقاله، نثر کوتاه، لطیفه، مصاحبه‌های فانتزی، بیوگرافی‌نویسی، ... و البته نمایشنامه رادیویی؛ دقیقا یک همه‌چیزنویس مطبوعاتی بود، اما آنچه وجه غالب شخصیت کاری او را می‌سازد داستان‌های کوتاه طنز با نثر مطبوعاتی اوست که از منظر همزمانی و موضوعی، نیم‌نگاهی به داستان‌های عزیز نسین و خسرو شاهانی دارد. منوچهر احترامی می‌نویسد: «من در عمر دراز روزنامه‌نگاری‌ام، آدم‌های بسیاری را دیده‌ام که مثل ماه‌ منیر در آسمان مطبوعات درخشیده‌اند و پیرامون خویش را نورباران کرده‌اند اما ناگهان چون ماه در محاق رفته‌اند یا فراموش شده‌اند. پورثانی اما هیچگاه در محاق نرفت و خاموش نشد. پورثانی همیشه عاشقانه طنز نوشت. فعالیت‌های خستگی‌ناپذیرش در برنامه‌های «شما و رادیو»، «صبح‌ جمعه ‌با شما» و «رادیو تعطیلی»، او را یک عاشق صادق طنز، یک فرهاد کوه‌کن معرفی می‌کند. اگر ما اوتاد را کسانی بدانیم که خصلت‌های بشری را پاسداری می‌کنند و از نسلی به نسلی انتقال می‌دهند، بی‌شک باید پورثانی را یکی از اوتاد بدانیم.»
و سرانجام یکی از پرکارترین طنزنویسان معاصر ایران، در ۷۵ سالگی دارفانی را وداع گفت و همان‌‌گونه که خود می‌خواست به عنوان یک طنزنویس درگذشت. می‌گفت: «از یک طنزپرداز، فقط به طنز باید یاد کرد، حتی در مرگش! طنزنویس تا زنده است شاغل است. من، وقتی نمی‌نویسم، زنده نیستم!»
اگرچه او در مجله های «تهران مصور»، «امید ایران»، «روشنفکر»، «اطلاعات هفتگی»، «جوانان»، «تاج ورزشی» و … کار کرد در آنها داستان، لطیفه، مقاله، مطلب کوتاه و حتی نمایشنامه رادیویی نوشت و کاریکاتور کشید، اما طولانی‌ترین و پربارترین دوره کاری وی را می‌توان دوره‌ی کاری او در مجله کاریکاتور دانست که بیشتر داستان‌های کوتاهش را در آن چاپ کرد و
پس از انقلاب بیشتر داستان‌های کوتاهش را با نام «چل تیکه» توسط انتشارات گل آقا منتشر کرد.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_کتاب_ایرانشهر

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity