🔴#زمستان گذشته که سیل آمده بود، یادت هست؟
عکاس جوانی آمده بود تا از زندگی مردم و وسعت فاجعه عکس بیندازد. تو را دیده بود که وسط آب و گل‌ولای، پاچه‌های شلوارت را بالا زده بودی و گوسفندهای نیمه جان ننه گلی را از میان باتلاق بیرون می‌آوردی. تا آمده بود عکسی بیاندازد، یقه‌اش را چسبیده بودی و فریاد زده بودی: فکر میکنی سیل آمده است تا تو سوژه برای عکاسی پیدا کنی؟

"سیل آمده تا بفهمی مردم حاصلضرب وسعت عشق‌اند در عمق مظلومیت"


📙 #عشق‌_روی‌_پیاده‌رو
👤 #مصطفی‌_مستور
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_صوتی

📚 #روی_ماه_خداوند_را_ببوس
✍️ نویسنده : #مصطفی_مستور
كتاب روي ماه خداوند را ببوس تاکنون پرافتخار‌ترین اثر مصطفي مستور و نقطه‌ي عطفی در طول زندگی حرفه‌ای او است. استفاده از زبانی لطیف و روان در بیان مفاهیم عمیقی چون شک در وجود خدا و شخصیت‌پردازی‌های دقیق باعث شد تا اين كتاب در بين مخاطبان خاص و عام طرفداران بسياري داشته باشد و به سرعت به چاپ‌های دوم و سوم برسد. روی ماه خداوند را ببوس جایزه‌ي بهترین رمان سال‌های 1379 و 1380 جشنواره‌ي «قلم زرین» را به دست آورد و انتظار منتقدان را از آثار بعدی مستور بالا برد.
در بین نويسندگان ايرانی، كم‌تر كسي را سراغ داريم كه داستان‌هايش را در بستر‌هاي فلسفي بنويسد و روي ماه خداوند را ببوس از اين حيث كتابي قابل بررسی و البته قابل ستایش است. زاویه دید مستور در این رمان درونی است و به اصطلاح داستان‌نويسي راوی همان قهرمان داستان است...
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه

اگه روزی زن ها بخواهنداز این جا بروند،
تقریبا همه ی ادبیات و سینما و هنر دنیا
رو باید با خودشون ببرند.


📚استخوان_خوک_و_دستهای_جذامی
✍️#مصطفی_مستور

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه

آن بالا که بودم، فقط سه پیشنهاد بود. اول گفتند زنی از اهالی جورجیا همسرم باشد. خوشگل و پولدار. قرار بود خانه ای در سواحل فلوریدا داشته باشیم. با یک کوروت کروکی جگری. تنها اشکال اش این بود که زنم در چهل و سه سالگی سرطان سینه میگرفت. قبول نکردم. راست اش تحمل اش را نداشتم. بعد موقعیت دیگری پیشنهاد کردند : پاریس خودم هنرپیشه می شدم و زنم مدل لباس. قرار بود دو دختر دو قلو داشته باشیم. اما وقتی گفتند یکی از آنها نه سالگی در تصادفی کشته میشود. گفتم حرف اش را هم نزنید. بعد قرار شد کلودیا زنم باشد. با دو پسر. قرار شد توی محله های پایین شهر ناپل زندگی کنیم. توی دخمه ای عینهو قبر. اما کسی تصادف نکند. کسی سرطان نگیرد. قبول کردم. حالا کلودیا- همین که کنارم ایستاده است - مدام می گوید خانه نور کافی ندارد، بچه ها کفش و لباس ندارند، یخچال خالی است. اما من اهمیتی نمیدهم. می دانم اوضاع می توانست بدتر از این هم باشد. با سرطان و تصادف. کلودیا اما این چیزها را نمی داند. بچه ها هم نمیدانند.

📚#پرسه_در_حوالی_زندگی
👤#مصطفی_مستور

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_صوتی

#روی_ماه_خدا_را_ببوس
#مصطفی_مستور
#رضا_مقرم

درسال1343دراهواز بدنیاآمد.وی درسال 1367دررشته مهندسی عمران از دانشگاه شهید چمران اهواز فارغ التحصیل شدو دوره کارشناسی ارشد را دررشته زبان وادبیات فارسی درهمان دانشگاه گذراند.
وی نخستین داستان خودرا باعنوان "دوچشمخانه خیس"درسال 1369 نوشته ودرهمان سال در مجله کیان به چاپ رساند،وی نخستین کتاب خودرا درسال 1377باعنوان "عشق روی پیاده رو" شامل 12 داستان کوتاه به چاپ رساند.

یک فایل فشرده
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
Ruye Mahe Khoda Ra Bebus (2).rar
209 MB
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#کتاب_صوتی

#روی_ماه_خدا_را_ببوس
#مصطفی_مستور
#رضا_مقرم

یک فایل فشرده
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity