🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#معرفی_ونقد_فیلم

#گاندی 1982 اثر #ریچارد_اتنبرا 🎬

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#معرفی_ونقد_فیلم

🎬 معرفی فیلم گاندی 1982 اثر #ریچارد_اتنبرا


قسمت اول: دهلی نو، ژانویه ۱۹۴۸. «مهاتما گاندی» (کینگزلی) ترور می‌شود و طی مراسمی رسمی خاکسترش به رود گنگ سپرده می‌شود. آفریقای جنوبی ۱۸۹۳. «گاندی» را – که وکیل مدافع جوانی است – از قطار بیرون می‌اندازند، چون قبول نکرده به‌عنوان یک مهاجر رنگین‌پوست در کوپه درجه دو سفر کند، و پس از آن «گاندی» به حزب کنگره هند در آفریقای جنوبی می‌پیوندد. بعدتر مهاجران هندی را تشویق می‌کند ابتدا اوراق سوار شدن به اتوبوس و بعد، اوراق مالکیت اتوموبیل‌های‌شان را بسوزانند. او دستگیر می‌شود و مدت کوتاهی را در زندان می‌گذراند، و بعد مزرعه‌ای اشتراکی به راه می‌اندازد.

او که در سیاست انقلاب بدون خشونت را آغاز کرده، راه‌پیمائی عظیم هندی‌ها را از ناتال تا تراسنوال رهبری می‌کند. تنها «گاندی» دستگیر می‌شود، ولی وقتی کارگران معدن برای همدلی با او اعتصاب می‌کنند، زودتر از موعد نُه ماهه محکومیتش آزاد می‌شود. روزنامه‌نگاری آمریکائی به نام «واکر» (شین) ملاقاتی بین او و «ژنرال اسموتس» (فوگارد) – مسئول رسیدگی به مسائل مهاجران هند – ترتیب می‌دهد.

بمبئی، ۱۹۱۵. «گاندی» همراه همسرش، «کاستوربا» (هاتانگادی)، به هند باز می‌گردد. او سران حزب گنگره ملی را به دلیل سبک غربی زندگی‌شان به باد انتقاد می‌گیرد. پس از آنکه نایب‌الحکومه، امید به شکل‌گیری استقلال هند را منتفی می‌کند، «گاندی» اعتصاب کارگران فقیر را سازمان‌دهی می‌کند، که به موجی از خشونت و کشتار سربازان انگلیسی منجر می‌شود. انگلیسی‌ها هم با قتل عام آمریتسار در ۱۹۱۹ تلافی می‌کنند. قسمت دوم: «گاندی» علیه واردات پارچه از خارج مبارزه می‌کند. شورش علیه پلیس و نیروهای نظامی به کشتار می‌انجامد.

«گاندی» به‌عنوان اعتراض روزه می‌گیرد، ولی خودش و همسرش دستگیر می‌شوند و «گاندی» با وجود اکراه قاضی به شش سال زندان محکوم می‌شود. پس از آزادی زودهنگامش، «واکر» به دیدنش می‌آید و ترتیبی می‌دهد تا راه‌پیمائی نمادین «گاندی» به سوی دریا تهیه نمک – به‌عنوان اعتراض به انحصار دولتی نمک – پوشش خبری جهانی داشته باشد. صد هزار نفر دستگیر می‌شوند. «والی هند» (میلز)، «گاندی» را آزاد می‌کند و برای انتقال قدرت به توافق‌هائی می‌رسد. اما کنفرانس هندی‌ها در لندن – که «گاندی» هم به‌عنوان نماینده حزب کنگره در آن شرکت دارد – به‌دلیل تنش میان مسلمان‌ها و هندوها، به قطع‌نامه مشترکی نمی‌انجامد. مبارزه منفی «گاندی» در ۱۹۴۲ به خشونت و دستگیری‌اش می‌انجامد. «کاستوربا» در زندان بر اثر سکته می‌میرد و «گاندی» برای پایان دادن به خشونت روزه می‌گیرد.

پس از آزادی‌اش در ۱۹۴۴، «جرج ششم» به هند استقلال می‌دهد، که این موضوع تا ۱۹۴۷ و شکل‌گیری ایالات مسلمان‌نشین پاکستان به تعویق می‌افتد. پناهندگان در مرز میان هند و پاکستان درگیر می‌شوند و «گاندی» به کلکته می‌رود و برای پایان یافتن درگیری‌ها، دوباره روزه میگیرد. چند ماه بعد نیز طی مراسمی مذهبی ترور می‌شود…

🎬 نقد فیلم گاندی 1982 (Gandhi)

فیلم سینمایی گاندی، در سال 1982 به کارگردانی #ریچارد_اتنبرا درباره زندگی نامه #ماهاتما_گاندی، رهبر آزادی بخش هند، ساخته شد. این فیلم نامزد 11 اسکار و برنده 8 جایزه اسکال در مراسم اسکار سال 1982 شد. در ادامه به نقد و بررسی فیلم گاندی می پردازیم.

بن کینگزلی که در این فیلم نقش گاندی را بازی می کند، توانست برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد در اسکار 1982 شود. همچنین جایزه های اسکار بهترین فیلم و بهترین کارگردانی برای فیلم گاندی به ریچارد اتنبرا رسید.

در این فیلم، جایزه های بهترین فیلمنامه اورجینال برای جان برایلی، بهترین تدوین برای جان بلوم، بهترین طراحی لباس برای بانو آتایا، بهترین کارگردانی هنری رابرت لانگ، بهترین فیلمبرداری برای بیلی ویلیامز و رانی تیلور به دست آمد.

داستان فیلم گاندی

فیلم گاندی یکی از معروف‌ ترین فیلم‌های تاریخ سینما در مورد زندگی یکی از مهم‌ ترین شخصیت‌ های تاریخ است. شخصی که توانست امپراتوری بریتانیا را شکست داده و سرزمین هند را از تصرف آن‌ ها خارج کند.هدف او آزادی هند و استراتژی او صلح و انسانیت بود.

داستان فیلم گاندی در آفریقای جنوبی ۱۸۹۳ اتفاق می افتد. گاندی، که یک وکیل جوان است و با داشتن بلیط به قطار درجه یک سوار شده است، از قطار بیرون انداخته می شود. این اتفاق برای تمام مهاجران رنگین پوست می افتاد.

در واقع مهاجران رنگین پوست، اجازه نداشتند سوار قطار درجه یک شوند. مدتی پس از این اتفاق، گاندی به حزب کنگره هند در آفریقای جنوبی ملحق می شود. بعد ها او مهاجران هندی را تشویق می‌ کند که بلیط های سوار شدن به اتوبوس و اوراق مالکیت اتوموبیل‌ های‌شان را بسوزانند. گاندی توسط پلیس دستگیر می‌ شود و مدتی را در زندان می‌گذراند.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#معرفی_ونقد_فیلم_مهلکه

🎬 معرفی فیلم "مهلکه" The Hurt Locker

👤 کارگردان #کاترین_بیگلو

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#معرفی_ونقد_فیلم_مهلکه

🎬 معرفی فیلم "مهلکه" The Hurt Locker

👤 کارگردان #کاترین_بیگلو


زمانی‌ که کاترین بیگلو به‌ عنوان اولین زن، اسکار بهترین کارگردانی را برای فیلم «مهلکه» از آنِ خود کرد، تاریخ‌ساز شد. او توانست در صنعت مردانه‌ی فیلم‌سازی آمریکا، به‌ عنوان شخصی که موقعیت برابری با مردان برای خود دست‌وپا کرده است، بدرخشد و این نقطه‌ی عطف سینمایی- سیاسی در هالیوود است. از طرفی خانم کاترین بیگلو در ژانر جنگی که معمولا زنان به آن نمی‌پردازند یا با ویژگی‌های زنانه فاصله‌ی زیادی دارد، موفق به کسب چنین جایگاهی شده است؛ اثری که دربرابر فیلم‌های جنگی با ویژگی‌های مردانه‌ای که دربر دارنده‌ی نارضایتی، نظامی‌گری، ابهام و نابودی مداوم برای به‌ تصویر کشیدن خشونت هستند؛ خشونت خودویرانگری که در «مهلکه» به‌صورت حقیقتی وحشتناک در عراقِ پس از حمله‌ی آمریکا روایت می‌شود.

فیلم، داستان سه تفنگدار ارتش آمریکاست که مسئول خنثی‌ کردن بمب‌هایی هستند که شورشیان عراقی در معابر شهر کار می‌گذارند. جذابیت داستان آنجا تأثیرگذار است که یکی از این تفنگداران به نام جمیز (جرمی رنر) علاقه‌ی زیادی به انجام این مأموریت‌ها نشان می‌دهد، به‌قدری که دیگر هم‌قطارانش از این شیفتگی مفرط او دچار وحشت می‌شوند.

من و نویسنده‌ی فیلم‌نامه سعی کردیم تا در مواجهه با چالش‌های روند ساخت این فیلم صادقانه برخورد کنیم. متأسفانه از جزئیات دردناک جنگ عراق اطلاعات زیادی در دست نیست و من به فیلم خود بیشتر به‌ عنوان یک رپورتاژ خبری نگاه می‌کنم. (کاترین بیگلو)

جنگ، علی‌رغم نفرت‌انگیز بودن، جیمز را صاحب یک شغل کرده‌ است و جیمز تلاش می‌کند تا به بهترین نحو به وظایفش عمل کند. جنگ به او موقعیت، شأن اجتماعی و دوستانی همدل داده است که در این دوره‌ و زمانه به‌سختی می‌توان به دست‌شان آورد. در‌واقع ما با شخصیتی مواجه هستیم که اتفاقی مانند جنگ که در نفس خود حادثه‌ی تلخی است، او را به هدفش رسانده است؛ چیزی که جامعه آن را از او دریغ کرده‌ است و این چیزی است که فیلم بیگلو را از دیگر آثار سینمای جنگی متمایز می‌کند. حتی مرگ جیمز هم مانند آثار جنگی دیگر نه مصیبت جنگ را به ما نشان می‌دهد و نه مرگ قهرمانانه را. مرگ او نه الهام‌بخش است و نه جذاب. او حتی تیر هم نمی‌خورد. مرگ جیمز مرگ یک زندگی‌ است که هر روز و هر لحظه در التهاب ترس از انفجار هرکدام از بمب‌هایی که خنثی می‌کند، تحلیل می‌رود.

فرانسوا تروفو، تا می‌توانست «مهلکه» را به‌ عنوان فیلمی ضدجنگ ‌دیده است. نه به این خاطر که این فیلم نقدی ساده از جنگ ارائه می‌کند، بلکه به این دلیل که به بیننده نشان می‌دهد که انسان‌ها چگونه نیازمند جنگ می‌شوند و چگونه بیش از آنکه شیفته‌ی شهادت باشند، برای جنگیدن زندگی می‌کنند.

🎬 نقد فیلم "مهلکه" The Hurt Locker اثر #کاترین_بیگلو

این فیلم بیانگر خشونت, خشم و شجاعت واقعی در میدان های نبرد است. شجاعتی که همیشه باید همراه خشم باشد تا بتواند معنی خود را بیان کند. در این فیلم با معنی واقعی شجاعت و از خودگذشتگی آشنا میشوید.

داستان فیلم:
مضمون داستان در رابطه با چند سرباز و تخریب چی است که ماموریتهای خود را با موفقیت پشت سر میگذارند. اون، جیمز و سنبرن بازیگران اصلی این فیلم هستند.

ماهیت تخریب چی ها:
خنثی سازها یا به بیانی دیگر همان تخریب چی ها چه کسانی هستند؟ در دل آنها چه میگذرد؟ با خودشان چه فکری میکنند؟ این همه شجاعت و از خود گذشتگی را از کجا آورده اند؟
خنثی ساز ها کسانی هستند که خود را فدای هم رزمان خود میکنند تا این هم رزمان بتوانند یک ماموریت را به موفقیت برسانند. خوب آیا این تعریف کاملی از تخریب چی هاست؟ تخریب چی ها کسانی هستند خود را خونسرد جلوه میدهند ولی هیچ کس نمیداند در دل آنها چه میگذرد. بیشتر آنها یا بهتر است بگویم همه آنها از قلب بزرگی برخوردار هستند. کسانی که به راحتی و مثل آب خوردن پای خودشان را بر روی مین های زمین های جنگی میگذارند. و فقط به این فکر هستند که وظیفه خود را انجام داده باشند.

حواشی فیلم:
با پخش این فیلم در جشنواره های رونیز و تورنتو توجه هر سینما دوستی به آن جلب شد. هر کسی که این فیلم را ندیده است, باید خود را برای تماشای این فیلم بی عیب و نقص آماده کند. به جز چند صحنه‌ بی‌ربط –یک یورش تکنفره برای گرفتن انتقام، و یک مکالمه در مورد معنای واقعی آنچه می‌گذرد- که به راحتی می‌توانست از مدت زمان 2 ساعت و 11 دقیقه‌ فیلم حذف شود، در سایر موارد فیلم (گنجه رنج) را میتوان به عنوان یک فیلم موفق دانست. این فیلم به واسطه تصاویر محکم و به تصویر کشیدن معنی واقعی خشونت ثابت کرد که حتی در جهنم هم به قهرمان ها نیاز است. آن هم چه جهنمی...