🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#معرفی_کتاب
#معمای_آقای_ریپلی
#پاتریشیا_های_اسمیت
#ترجمه_فرزانه_طاهری
به گفته منتقد ضمیمه ادبی تایمز، هنر پاتریشیا های اسمیت در این است كه با مهارت تمام طرح و شخصیتسازی و سبك را در هم میآمیزد و داستان جنایی در اصل به ‹‹ابزاری برای افشا و وارسی ژرفترین علایق و مشغله ذهنیش›› بدل میشود. از مضامین مورد علاقه او چگونگی احساس گناه است و نیز رابطهای كه بیشتر همزیستی میان دو نفر است (تقریبا همیشه دو مرد) كه هم به سوی هم جذب میشوند و هم همدیگر را دفع میكنند. رمانهای پاتریشا های اسمیت عمدتا با تحلیل روانهای رنجور سروكار دارند تحلیلی كه از تصویری كمرنگ از شخصیت روان رنجور آغاز میشود تا رنگهای تیره و دهشتانگیز اسكیزوفرنی پیش میرود.
پاتریشیا های اسمیت کتاب آقای ریپلی با استعداد (The Talented Mr. Ripley) را در سال ۱۹۵۵ نوشت. این کتاب در سال ۱۹۵۶ جایزه ادگار آلن پو و در سال ۱۹۵۷ جایزه بزرگ داستان های پلیسی Grand Prix de Littérature Policière در فرانسه را از آن خود کرد. در ایران کتاب آقای ریپلی با استعداد با عنوان معمای آقای ریپلی و با ترجمه فرزانه طاهری توسط انتشارات طرح نو منتشر شده است.
داستان در اوایل دهه پنجاه میلادی روی می دهد. تام ریپلی، جوان با استعداد ، اما بیپولی است که در نیویورک، با هویت قلابی یک مامور جمع آوری مالیات، زندگی پرخطر و فقیرانهای را میگذراند. اما ملاقات او با آقای هربرت گرین لیف ثروتمند، زندگیاش را دگرگون می کند. او از تام میخواهد که به ایتالیا برود و پسرش، دیکی، را که سالهاست در آنجا زندگی میکند، به بازگشت به آمریکا ترغیب کند. تام این پیشنهاد را مشتاقانه میپذیرد و با هزینه آقای گرین لیف، عازم ایتالیا می شود. در اولین ملاقات با دیکی و نامزدش مارج، تام خود را هم دانشگاهی سابق او معرف می کند، اما مدتی بعد، دلیل اصلی سفرش به ایتالیا را برای آن دو فاش می سازد. خیلی زود دوستی صمیمانهای میان تام و دیکی شکل میگیرد. آن ها روزهای خوشی را میگذرانند تا اینکه این دوستی به تدریج سرد شده و از دید دیکی و مارج، تام بدل به آدمی انگل و مزاحم میشود. سرانجام تام در سفری کوتاه با دیکی تصمیم به اجرای نقشهای خطرناک می گیرد: کشتن دیکی و آغاز یک زندگی تازه با استفاده از هویت او. با قتل دیکی، تام در نقش او بازی می کند، با نام او در هتلها اتاق می گیرد، با خط او به مارج نامه مینویسد و با امضای او از بانک پول برداشت میکند. شرایط بهخوبی پیش میرود، تا اینکه شک مارج و دوستان دیکی به ناپدید شدن ناگهانی او، سبب ساز رویدادهای هراس انگیز و غریب بعدی میشود. در این کتاب نیز همچون بیگانگان در قطار، اثر دیگر پاتریشیا های اسمیت، رابطه بین دو مرد به عنوان زیربنای داستان قرار می گیرد، رابطه ای که آغازی دوستانه و آرام و پایانی هولناک دارد.
تام ریپلی شخصیتی فریبکار داشت که از جهاتی می توان او را قاتلی دوست داشتنی لقب داد. رمان آقای ریپلی با استعداد در سال ۱۹۸۷ در فهرست صد رمان برتر جنایی قرن قرار گرفت. از این رمان اقتباس سینمایی زیادی صورت گرفته که اولین آن در سال ۱۹۶۰ در فرانسه توسط رنه کلمان ساخته شد. نام این فیلم ظهر ارغوانی بود و در آن آلن دلون به ایفای نقش میپرداخت. دیگر اقتباس از این رمان توسط ویم وندرس در سال ۱۹۷۷ با عنوان دوست آمریکایی صورت گرفت که بازیگران آن دنیس هاپر، ساموئل فولر و نیکلاس ری بودند. همچنین آنتونی مینگلا در سال ۱۹۹۹ فیلمی با همین نام (یعنی آقای ریپلی با استعداد) با شرکت مت دیمون ساخت که در آن بیش از سایر فیلم ها به خصوصیت اخلاقی تام ریپلی توجه شده است.
آلفرد هیچکاک نیز فیلمی بر اساس این رمان ساخت . در سال ۱۹۵۷ این رمان برنده طومار پلیسی نویسان آمریکا و جایزه بزرگ ادبیات پلیسی فرانسه شد. گراهام گرین دربارهی او نوشته: خانم(هایاسمیت) نویسندهای است که جهان خاص خود را خلق کرده ، جهانی بسته و نامعقول که هر بار با احساس خطر برای شخص خود پا بدان میگذاریم.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#معرفی_کتاب
#معمای_آقای_ریپلی
#پاتریشیا_های_اسمیت
#ترجمه_فرزانه_طاهری
به گفته منتقد ضمیمه ادبی تایمز، هنر پاتریشیا های اسمیت در این است كه با مهارت تمام طرح و شخصیتسازی و سبك را در هم میآمیزد و داستان جنایی در اصل به ‹‹ابزاری برای افشا و وارسی ژرفترین علایق و مشغله ذهنیش›› بدل میشود. از مضامین مورد علاقه او چگونگی احساس گناه است و نیز رابطهای كه بیشتر همزیستی میان دو نفر است (تقریبا همیشه دو مرد) كه هم به سوی هم جذب میشوند و هم همدیگر را دفع میكنند. رمانهای پاتریشا های اسمیت عمدتا با تحلیل روانهای رنجور سروكار دارند تحلیلی كه از تصویری كمرنگ از شخصیت روان رنجور آغاز میشود تا رنگهای تیره و دهشتانگیز اسكیزوفرنی پیش میرود.
پاتریشیا های اسمیت کتاب آقای ریپلی با استعداد (The Talented Mr. Ripley) را در سال ۱۹۵۵ نوشت. این کتاب در سال ۱۹۵۶ جایزه ادگار آلن پو و در سال ۱۹۵۷ جایزه بزرگ داستان های پلیسی Grand Prix de Littérature Policière در فرانسه را از آن خود کرد. در ایران کتاب آقای ریپلی با استعداد با عنوان معمای آقای ریپلی و با ترجمه فرزانه طاهری توسط انتشارات طرح نو منتشر شده است.
داستان در اوایل دهه پنجاه میلادی روی می دهد. تام ریپلی، جوان با استعداد ، اما بیپولی است که در نیویورک، با هویت قلابی یک مامور جمع آوری مالیات، زندگی پرخطر و فقیرانهای را میگذراند. اما ملاقات او با آقای هربرت گرین لیف ثروتمند، زندگیاش را دگرگون می کند. او از تام میخواهد که به ایتالیا برود و پسرش، دیکی، را که سالهاست در آنجا زندگی میکند، به بازگشت به آمریکا ترغیب کند. تام این پیشنهاد را مشتاقانه میپذیرد و با هزینه آقای گرین لیف، عازم ایتالیا می شود. در اولین ملاقات با دیکی و نامزدش مارج، تام خود را هم دانشگاهی سابق او معرف می کند، اما مدتی بعد، دلیل اصلی سفرش به ایتالیا را برای آن دو فاش می سازد. خیلی زود دوستی صمیمانهای میان تام و دیکی شکل میگیرد. آن ها روزهای خوشی را میگذرانند تا اینکه این دوستی به تدریج سرد شده و از دید دیکی و مارج، تام بدل به آدمی انگل و مزاحم میشود. سرانجام تام در سفری کوتاه با دیکی تصمیم به اجرای نقشهای خطرناک می گیرد: کشتن دیکی و آغاز یک زندگی تازه با استفاده از هویت او. با قتل دیکی، تام در نقش او بازی می کند، با نام او در هتلها اتاق می گیرد، با خط او به مارج نامه مینویسد و با امضای او از بانک پول برداشت میکند. شرایط بهخوبی پیش میرود، تا اینکه شک مارج و دوستان دیکی به ناپدید شدن ناگهانی او، سبب ساز رویدادهای هراس انگیز و غریب بعدی میشود. در این کتاب نیز همچون بیگانگان در قطار، اثر دیگر پاتریشیا های اسمیت، رابطه بین دو مرد به عنوان زیربنای داستان قرار می گیرد، رابطه ای که آغازی دوستانه و آرام و پایانی هولناک دارد.
تام ریپلی شخصیتی فریبکار داشت که از جهاتی می توان او را قاتلی دوست داشتنی لقب داد. رمان آقای ریپلی با استعداد در سال ۱۹۸۷ در فهرست صد رمان برتر جنایی قرن قرار گرفت. از این رمان اقتباس سینمایی زیادی صورت گرفته که اولین آن در سال ۱۹۶۰ در فرانسه توسط رنه کلمان ساخته شد. نام این فیلم ظهر ارغوانی بود و در آن آلن دلون به ایفای نقش میپرداخت. دیگر اقتباس از این رمان توسط ویم وندرس در سال ۱۹۷۷ با عنوان دوست آمریکایی صورت گرفت که بازیگران آن دنیس هاپر، ساموئل فولر و نیکلاس ری بودند. همچنین آنتونی مینگلا در سال ۱۹۹۹ فیلمی با همین نام (یعنی آقای ریپلی با استعداد) با شرکت مت دیمون ساخت که در آن بیش از سایر فیلم ها به خصوصیت اخلاقی تام ریپلی توجه شده است.
آلفرد هیچکاک نیز فیلمی بر اساس این رمان ساخت . در سال ۱۹۵۷ این رمان برنده طومار پلیسی نویسان آمریکا و جایزه بزرگ ادبیات پلیسی فرانسه شد. گراهام گرین دربارهی او نوشته: خانم(هایاسمیت) نویسندهای است که جهان خاص خود را خلق کرده ، جهانی بسته و نامعقول که هر بار با احساس خطر برای شخص خود پا بدان میگذاریم.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته