#زن_در_ریگ_روان
#کوبو_آبه
ترجمه #مهدی_غبرائی

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴 #معرفی_کتاب
#زن_در_ریگ_روان
#کوبو_آبه
ترجمه #مهدی_غبرائی
رمان زن در ریگ روان درﺑﺎره ﻣﺮدی اﺳﺖ ﮐﻪ در ﺗﻌﻄﯿﻼت آﺧﺮ ﻫﻔﺘﻪ ﺑﻪ واﺳﻄﻪ ﻋﻼﯾﻖ ﺣﺸﺮه‌ﺷﻨﺎﺳﯽ‌اش ﺑﻪ ﺟﺎﯾﯽ در ﺳﺎﺣﻞ درﯾﺎ ﻣﯽ‌رود. او ﺑﻪ دﻧﺒﺎل ﺣﺸﺮه ﺗﺎزه‌ای ﻣﯽ‌ﮔﺮدد ﮐﻪ ﻧﺎم ﺧﻮدش را روی آن ﺑﮕﺬارد و ﺑﺮای اﺑﺪ ﺟﺎدواﻧﻪ ﺷﻮد.

ﺑﻌﺪ از ﮔﺸﺖ و ﮔﺬار در ﺑﺨﺸﯽ از ﺳﺎﺣﻞ ﺑﻪ دﻫﮑﺪه‌ای ﻣﯽ رﺳﺪ و در ﮔﻔﺘﮕﻮ ﺑﺎ ﭘﯿﺮﻣﺮدی از اﻫﺎﻟﯽ ده ﺗﺼﻤﯿﻢ ﻣﯽ ﮔﯿﺮد ﮐﻪ ﺷﺐ را در آﻧﺠﺎ ﺑﮕﺬراﻧﺪ، ﺑﺨﺸﯽ از ده، ﺳﺎﺧﺘﺎری ﻋﺠﯿﺐ دارد، ﮔﻮدال ﻋﻤﯿﻘﯽ ﮐﻪ در اﻧﺘﻬﺎی آن ﮐﻠﺒﻪ‌ای ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ.

او را ﺑﻪ ﯾﮑﯽ از اﯾﻦ ﮔﻮدال ﻫﺎ ﻫﺪاﯾﺖ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ در آﻧﺠﺎ زﻧﯽ زﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ. ﻓﺮدای آن روز ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻣﯽﺷﻮد ﮐﻪ ﺧﻼﺻﯽ از اﯾﻦ ﮔﻮدال ﻣﻤﮑﻦ ﻧﯿﺴﺖ ﭼﻮن ﮔﻮدال از ﺷﻦ ﻫﺎی روان ﭘﺮ ﺷﺪه اﺳﺖ. آﻧﻬﺎ در اﯾﻦ ﮔﻮدال زﻧﺪاﻧﯽ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ. ﺷﺐ ﻫﺎ ﺗﺎ ﺻﺒﺢ ﺑﺎﯾﺪ ﺷﻦ‌ﻫﺎی اﺿﺎﻓﯽ را ﺟﻤﻊ ﮐﻨﻨﺪ و در زﻧﺒﯿﻞ ﺑﺮﯾﺰﻧﺪ ﺗﺎ اﻓﺮادی ﮐﻪ در ﺑﺎﻻ ﻫﺴﺘﻨﺪ آﻧﻬﺎ را ﺑﺎﻻ ﺑﮑﺸﻨﺪ.

اﮔﺮ ﯾﮏ روز اﯾﻦ ﮐﺎر را اﻧﺠﺎم ﻧﺪﻫﻨﺪ، ﮐﻠﺒﻪ روی ﺳﺮﺷﺎن ﺧﺮاب ﻣﯽ ﺷﻮد و آﻧﻬﺎ در آن زﻧﺪه زﻧﺪه دﻓﻦ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ، از ﻃﺮف دﯾﮕﺮ اﯾﻦ ﮔﻮدال ﻫﺎ ﺧﻮد ﻣﺎﻧﻌﯽ اﺳﺖ ﺑﺮ ﺳﺮ ﻃﻮﻓﺎن‌ﻫﺎی ﺷﻦ و از ﺳﺎﯾﺮ ده ﻣﺤﺎﻓﻈﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ. ﺑﺮای ﻫﻤﯿﻦ ﻣﺮدم ده ﻣﺮاﻗﺐ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ آﻧﻬﺎ ﮐﺎرﺷﺎن را ﺑﻪ درﺳﺘﯽ اﻧﺠﺎم دﻫﻨﺪ و ﻓﺮار ﻧﮑﻨﻨﺪ . . .

اﯾﻦ داﺳﺘﺎن رواﯾﺘﯽ اﺳﺖ از ﺗﻼش ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﺑﯿﻬﻮده ﻣﺮد ﺑﺮای ﻓﺮار از اﯾﻦ ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ. زن در ریگ روان کتاب اﺳﻄﻮره ﺳﯿﺰﯾﻒ را ﺑﻪ ﯾﺎد ﻣﯽ آورد و ﮐﻨﺎﯾﻪ از ﻧﻔﺮﯾﻦ ﺧﺪاﯾﺎن و درد زﯾﺴﺘﻦ و ﺗﻼش ﻋﺒﺚ اﻧﺴﺎن در ﺑﺮاﺑﺮ زﻧﺪﮔﯽ و ﻣﺮگ اﺳﺖ. اﯾﻦ رﻣﺎن ﺳﻮال‌ﻫﺎی زﯾﺎد ﻓﻠﺴﻔﯽ درﺑﺎره ﻣﺎﻫﯿﺖ زﻧﺪﮔﯽ، ﻓﺮدﯾﺖ و ﻣﺮگ ﭘﯿﺶ ﻣﯽﮐﺸﺪ.

زن در ریگ روان یک رﻣﺎن ﮐﻮﺗﺎه است که در ۳۱ ﻓﺼﻞ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪه اﺳﺖ و ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ ﺧﻄﯿﺮی ﮐﻪ ﺑﺮای شخصیت‌هایش ﭘﯿﺶ آﻣﺪه، ذﻫﻦ ﺧﻮاﻧﻨﺪه را ﺑﺴﯿﺎر ﺑﻪ ﺧﻮد ﻣﺸﻐﻮل ﻣﯽ‌ﮐﻨﺪ.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@bookirancity