🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#یادمان

خاطره ای تلخ و درد آور از زنده یاد استاد #مهرتاش .

آخه مطربی هم شد کار؟!
*زنده‌ياد استاد اسماعیل مهرتاش* در كودكی، با استفاده از کدوی حلوايی و موی اسب و یک سیخ کباب برای خود کمانچه‌ای ساخته بود.
خانواده چون متوجه استعداد او می‌شوند،
وی را به نزد *استاد درویش خان* می‌برند و با تلاش و پشتکار، توانست مهارتی والا در موسیقی و هنر پیدا کند.
استاد مهرتاش با تاسیس *جامعه‌ی باربُد* » معروف شد.
مرضیه، ملوک ضرابی، عبدالوهاب شهیدی، محمدرضا شجریان، محمد منتشری و ده‌ها استاد دیگر موسيقی از شاگردان اسماعیل مهرتاش بوده‌اند.
وی ۴۵۰ آهنگ محلی (فولکلور) ساخت که
تا امروز در نوروز یا شب یلدا حتی از تلویزیون پخش شده
بسیاری از افرادی که در موسیقی، تئاتر هنرپیشه‌گی به جايی رسیده‌اند
شاگرد *جامعه‌ی تاتر باربُد* بوده اند .
سال ۱۳۵۷ و در هنگامه‌ی انقلاب،
دفتر تاتر باربُد با تمامی صفحه‌های گردآوری شده
توسط انقلابیون به آتش کشیده شد.
استاد مهرتاش در این باب خاطره‌ بیان می‌کند که شنیدن آن، دل انسان را به درد می‌آورد .
ایشان گوید:
*سیگارفروشی در راهروی ساختمان تاتر باربُد سیگار میفروخت پاسبانها بساطش را جمع کردند*
یک روز سیگارفروش پیش من آمد که:
زن و بچه‌دار هستم و خواهش می‌كنم جایی مرا دهید سیگار بفروشم . جایش دادم* .
و بیست سال با سیگار فروشی زنده‌گی‌اش را اداره کرد.
تا این که انقلاب شد و روزی به من خبر دادند كه می‌خواهند تئاتر را آتش بزنند
بلافاصله خودم را رساندم.
دیدم که اولین کوکتل مولوتوف را همین مرد سیگارفروش پرتاب کرد.*
خيره‌خيره نگاه‌اش كردم
و او با بی‌شرمی رو به من كرد و گفت :
آخه مردک :
مطربی هم شد کار؟
*برو یک کار دیگر برای خودت پیدا کن.
*تمام زندگی‌ام سوخت، لباس‌*ها، *دکورها، صفحه‌ها *و
*سوختم از سوختن نوارهايی که از موسیقی ملی يا موسيقی محلی شهرها و نواحی مختلف ایران جمع‌آوری کرده بودم. *
همه چیز سوخت،
اما همه‌ی آن سوختن‌ها و نابودشدن‌ها،
*بقدر سخنان آن سیگارفروش*
* نمک نشناس *مرا *نسوزاند که جهل تا مغز استخوان ملتی را میسوزاند..

#اسماعیل_مهرتاش (۱۲۸۳، تهران – ۱۳۵۹)


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity