🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#موسیقی_ایرانشهر

#اردلان_سرفراز

یکی ترانه سُرایانِ نخبه ی نوآورِ دنیای موسیقی ایران، "اردلان سرفراز" است که گرچه بعد از "ایرج جنتی عطایی" و "شهیار قنبری" دست به کار گردید، اما همان گونه مشتاق و پرشور واردِ آوردگاهِ ترانه شد.
او در ۱۳۲۹ خورشیدی در دارابِ فارس چشم به جهان گشود و از همان خردسالی دریافت که استعدادِ انشانویسی دارد. در نوجوانی نیز آموزگاران و دوستان، او را به نوشتن و قلم زدن ترغیب می کردند و بعدها مشوقِ چاپِ نخستین مجموعة ترانه هایش بودند. وی با نخستین آهنگ سازی که آشنا شد و با او هماهنگی کاملی پیدا کرد، "حسن شماعی زاده" بود که خودِ او نیز، تازه به کارِ ساختنِ آهنگ پرداخته بود. نخستین دستاوردِ این هماهنگی «جاده» بود که با خود نسیمِ تازه ای را واردِ فضای ترانه سازی کرد. "اردلان" «جاده» را ترانه تجربی می داند.
پس از مرگِ پدر در سال ۱۳۵۱ از شیراز رهسپار تهران شد و در طولِ راه و غروبِ دلگیر ِسفر، بغض سنگینِ دل کندن از پدر را شکست و بارانِ بی اختیارِ ترانه بر طومارِ جاده ی دربدری هایش باریدن گرفت. این او نبود که بر جاده می رفت، جاده بود که او را می بُرد. به هرحال «جاده» او را به جای بدی نبرده بود. وارد اقلیم ترانه های نو شد و شور و هیجان پیرامون سبب شد که در همین اقلیم بماند و پس از چندی به پختگی برسد.
موسیقی "شماعی زاده" - با کمک "واروژان" - تداوم ملال آور و بی پایان جاده را خوب بازسازی می کند. «جاده» راه را برای نهادنِ نطفه های اعتراضی در ترانه هموار می کرد. از سوی دیگر موفقیت «جاده»، پديده های دیگر بیابانی را در ذهن شاعر زنده می کرد. پدیده هایی که بالقوه می توانستند به شیوه تمثیلی گوشه ای از خفقان چیره بر جامعه ی روشنفکری را نمایندگی کنند، مانند «كوه» ، «مرداب» و«كویر». "سرفراز" ترانه های عاشقانه بسیاری نیز دارد که بعضی از آنها مُهر ماندگاری خورده اند، ولی در آن سال های پُرتپش و تنش «مرداب» و « كوير» بیشتر مورد اعتنا قرار می گرفت.
موسیقی "شماعی زاده"، از جنسِ شعرِ "اردلان" است و همین همجنسی، دوامِ همکاری آن دو را تضمین می کرد. "شماعی زاده" در سازآرایی های خود جای ویژه ای را به سازهای بادی می دهد. او با نواختنِ ساز بادی، کار خود را آغاز کرده بود تا به آهنگ سازی رسید. "سرفراز" خود می گوید که: «کلامِ او بیشترین هماهنگی را با موسیقی "شماعی زاده" داشته است. صدای "شماعی زاده" هم هنگامی که ترانه های خودش را می خوانَد این هماهنگی را بیشتر می کند. از همین روی ترانه هایی که خودش خوانده، تأثیرگذارتر جلوه می کند.»
"اردلان" و "شماعی زاده" ترانه های عاشقانه ی محض هم دارند که زیباترین آنها «دوپنجره» بوده است. «دو پنجره» در دو دیوار سنگی روبه روی هم قرار گرفته اند. دیوار سیاهِ سنگی نمی گذارد که آن دو به هم نزدیک شوند. شاعر آرزو می کند دیوار خواب شود و آن دو به دنیای رهای مرگ برسند. جدا از آهنگ و متن که هردو زیباست، تنظیمِ شادروان "واروژان" نیز حضور کاملِ خود را در ترانه فریاد می زند. "اردلان" که دوره همکاری با "شماعی زاده" را بسیار بارآور توصیف می کند، با آهنگ سازانِ دیگر نیز کار کرده است که بیشترشان به گفته خود او «هنرجویان باسواد و باذوقِ هنرستان عالی موسیقی بودند»، از جمله "فرید زولاند"، "ایران نژاد" و "محمد شمس". او برخلاف همتایان خود "ایرج" و"شهیار" با موسیقی سنتی نیز میانه خوشی داشته و متن هایی با روحیه دیگر به روی آهنگ هایی با صدای "هایده"، "مهستی" و "معین" نهاده است.
او ترانه اعترانی نیز کم ندارد، معروف ترین آن ها «شقایق» است با موسیقی "زولاند" و صدای "داریوش"، ترانه تقدیم شده است به "خسرو گلسرخی"، شقایقی که به فرمان باد پرپر شد. "اردلان سرفراز" پس از انقلاب در آلمان مقیم می شود و کار ترانه سُرایی را ادامه می دهد. طبعاً ترانه های اعتراضی اش می توانست تند و تیزتر از کار در بیاید. «جهان سوم»، «سنگسار» و «آشفته بازار» را می توان از بهترین های او در برون مرز به شمار آورد.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity