🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋

🔴#یادمان

#موسیقی_شعر
#چهره_به_چهره

گر به تو افتدم نظر، چهره به چهره رو به رو شرح دهم غم تو را، نکته به نکته مو به مو

از پی دیدن رخت، همچو صبا فتاده ام خانه به خانه در به در، کوُچه به کوچه کو به کو

ترانه "چهره به چهره" يكي از زيباترين آثار مشترك بجامانده از "استاد محمدرضا شجريان" و "زنده ياد محمدرضالطفي" است كه در سال ۱۳۵۶ خورشيدي در شيراز اجرا شد و شعر آن منسوب است به بانو "طاهره قره العين".
اين ترانه را خوانندگان و نوازندگان بسياري اجرا نموده اند كه برخي از آنها را با هم ميشنويم.

"فاطمه زرین تاج" ملقب به "طاهره قرةالعین" ،متولد ۱۲۲۸ قمري بوده واز روایت‌هایی که در باره سیمای طاهره گفته و شنیده شده؛ می‌شود دریافت که او زنی زیبارو بوده است. با توجه به فضیلت، علم و هوشیاری طاهره، "ناصرالدین شاه" دلباخته او شده و از وی خواستگاری می‌کند."قرةالعین" پیشنهاد "ناصرالدین شاه" را رد کرده و نمی‌پذیرد که از افکار و عقاید آزاداندیشانه اش دست بشوید و به ملکه دربار مبدل شده و راه به حرمسرای پادشاهی ببرد. بر اساس اسناد برجای مانده، طاهره نه تنها اشعار و نثر استادانه‌ای داشت؛ بلکه در نظریه پردازی سیاسی نیز از پیشتازان بوده است. او در سال ۱۸۴۸ میلادی، از حقوق برابر زنان و مردان سخن می‌گوید، حجاب از سر برداشته و اقدام به کشف حجاب می‌کند.
با فشار از سوي "ناصرالدين شاه" "محمود خان، کلانتر تهران" برای او زندانی، در قلعه طبرسی که واقع شده در کاخ طبرسی بود ساخت و به مدت یک سال او را در حبس نگاه داشت. کلانتر زندانبان از او خواست که اظهار ندامت بکند و سپس او را تهدید به مرگ نمود.

آخرین کلام طاهره را پیش از اعدام چنین ثبت نموده‌اند: “می‌توانید بزودی، هر گاه که اراده کردید، مرا به قتل برسانید. اما جلوی پیشرفت و مبارزه زنان برای آزادی را که روزگارش بزودی خواهد رسید، نمی‌توانید بگیرید."
با آگاهی و آمادگی کامل از قبول پیشنهادات امتناع کرده و سرانجام به فرمان" ناصرالدین شاه" قاجار وقتی که ۳۶ سال داشت به قتل رسید. او را با روسری که بر سر می‌نهاد خفه کردند و سپس جنازه‌اش را در چاهی انداختند که توسط مردم پیدا و شناسایی گردید...

@Bookirancity

🦋
🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🌸
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#موسیقی

شعر فرانسوی بسیار زیبا از Paul Verlaine

Voici des fruits, des fleurs, des feuilles et des branches
Et puis voici mon coeur qui ne bat que pour vous.
Ne le déchirez pas avec vos deux mains blanches
Et qu'à vos yeux si beaux l'humble présent soit doux.

J'arrive tout couvert encore de rosée
Que le vent du matin vient glacer à mon front.
Souffrez que ma fatigue à vos pieds reposée
Rêve des chers instants qui la délasseront.

Sur votre jeune sein laissez rouler ma tête
Toute sonore encor de vos derniers baisers
Laissez-la s'apaiser de la bonne tempête
Et que je dorme un peu puisque vous reposez.

در اینجا میوه‌ها، گلها، برگها و شاخه‌ها وجود دارند
و این قلب من است که تنها برای تو می‌تپد
با دستان سپیدت قلب مرا پاره پاره مکن
به چشمان زیبای تو، این شرم فروتنانه شیرین است

من سراسر پوشیده از شبنم صبحگاه می‌رسم
که نسیم سحرگاهی پیشانی‌ام را سرد می‌کند
تحمل کن که خستگی من در پاهای آسوده توست
و رویای لحظات عزیز، آن را آرام می‌کند

بگذار سرم بر روی سینه جوانت آرام گیرد
و در تمام صداهای آخرین بوسه‌های گذشته‌ات
بگذار این طوفان کمی آرام گیرد
و من کمی بخوابم وقتی تو استراحت می‌کنی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity