🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#زبان_نمادین_در_موسیقی_ایران
#موسیقی_پاپ

ترانه سرایانِ پاپ در عینِ آنکه اندیشه های موجود در شعرِ نو را در آفریده های خود بکار می گرفتند، آن را با زبانِ شکسته ی محاوره ای بیان می کردند و به همین جهت آثارشان از کار شاعرانِ نو متفاوت بود. شاعرانِ برجسته ی نو هرچند که گه گاه از زبانِ محاوره استفاده می کردند، اما عمدتاً زبانِ نوشتاری بکار می بردند. البته زبانِ نوشتاری تازه ای که در آنها واژه ها می توانند بارِ معنایی دیگری را حمل کنند و به شیوه های تازه تری در کنار یکدیگر قرار بگیرند. ترانه سرایان همین معناهای تازه را در متن های صمیمانه تر، به زبانِ محاوره ای تزریق کرده اند.

با این زبان، اندیشه هایی که در شعرِ نو متعهدانه تلقی می شد و رنگ و بوی سیاسی و اجتماعی داشت، آسان تر به مخاطبان به جامعه منتقل می شد. مسئله تعهد در سال های پیش از انقلاب از داغ ترین مسائلِ مورد بحث در محافلِ روشنفکری بود و جمعِ شاعران را به دو گروه تقسیم کرده بود. گروه بزرگی که زیر حوادثِ سیاسی روز در ایران و جهان همه ی رسالتِ هنر را در خدمت به هدف های اجتماعی و سیاسی و بخصوص مبارزه برای آزادی می دیدند و معتقد بودند هنری که هدفِ اجتماعی یا سیاسی نداشته باشد فاقد ارزش است و بعد گروه کوچک تری که تعهد را یک امر درونی برای هنرمند به شمار می آوردند و هرگونه تحمیل از بیرون را خلاف آزادی هنری او تلقی می کردند. ترانه سرایانِ پاپ در آن سال ها بیشتر زیرِ تاثیرِگروه اول بودند. یعنی می خواستند سروده هایشان رنگی از مبارزه با استبداد و اختناق داشته باشد و این کار در برابر سانسور تنها به یاری واژه هایی انجام پذیر می شد که می توانستند معناهای نمادین و سمبلیک را با خود حمل کنند.

چیزی حدود نیم قرن پیش از آن، ترانه پردازانِ اندکی همچون، "محمدتقی بهار"، که گاه برای دفع سانسور و ردِ خطر از خویش، به واژه های نمادین پناه برده بودند اما در قلمرو موسیقی پاپ، این پناه جویی به صورت یک روش عام درآمد که زبانش نیز محاوره ای بود. «شب»، «ظلمت»، «جنگل»، «آتش»، «کوهستان»، «خورشید»، «خانه»، «سیل»، «دوزخ»، «نسیم»، «گل سرخ»، «بن بست»، و یا «سقوط»، به واژه های نمادینِ غالب در ترانه های پاپ تبدیل شد. ترانه ی «سقوط» با متنِ "شهیار قنبری" و صدای "داریوش اقبالی" نمونه ای از این ترانه هاست.

اما بدیهی ست که دستگاهِ سانسور نیز از این تمهید بی خبر نمی ماند. کلید رمزها را که خیلی هم پیچیده نبودند پیدا می کرد. سانسور با آهنگ وریتم کاری نداشت. همه ی حواسش به دنبالِ شعری بود که با آن پیوند خورده است. بسیاری از واژه ها به این ترتیب وارد لیست سیاه می شدند و حقِ پخش پیدا نمی کردند ولی بلافاصله واژه های نمادینِ دیگری از نو وارد میدان شده و جایگزینِ واژه های قبلی می شدند. نکته ی دیگری که زبانِ ترانه های پاپ را در آن سال ها برجسته می ساخت، پرهیز از آلوده شدن به شعارهای سیاسی بود. بر خلاف شعر نو که گاه تبدیل به قطعنامه های سیاسی می شد، متن ترانه ها، پوشش شاعرانه ی خود را رها نمی کرد و این پوشش که از جنس زبانِ محاوره بود، بر جاذبه ی آن می افزود.

"ایرج جنتی عطایی" یکی از ترانه پردازان برجسته ی پاپ کشورمان، می گوید: «ما خودمان آن زمان متوجه ی کاری که می کردیم، نبودیم یعنی بر اساس یک تصمیم جمعی این کار را نمی کردیم، چون جوان بودیم ودر کوچه و خیابان زندگی می کردیم و با عواطفِ خودمان هم برخورد صادقانه داشتیم، ناخودآگاهانه همان زبانِ ساده ی کوچه و خیابان را به کار می گرفتیم ولی شوراهایی که ترانه ها را بررسی می کردند، از این زبان وحشت داشتند. زبانِ کوچه و بازار را قابل پخش از رسانه های رسمی نمی دانستند. بعد هم دوران ما پر از افت و خیزهای سیاسی و اجتماعی بود و ما هم از آنها تاثیر می گرفتیم. به همین جهت کلام ترانه ها بیش از هر دوره ی دیگری زیر ذره بین دستگاه سانسور قرار می گرفت.»
مجموعه ی این مشکلات بود که اجازه نمی داد تا ترانه پردازانِ پاپ آنگونه که باید به جنبه های هنری_ فنی پیوندِ شعرِ خود با موسیقی، بیاندیشند...
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿


https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw



🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#زبان_نمادین_در_موسیقی_ایران

#موسیقی_پاپ

ترانه سرایانِ پاپ در عینِ آنکه اندیشه های موجود در شعرِ نو را در آفریده های خود بکار می گرفتند، آن را با زبانِ شکسته ی محاوره ای بیان می کردند و به همین جهت آثارشان از کار شاعرانِ نو متفاوت بود. شاعرانِ برجسته ی نو هرچند که گه گاه از زبانِ محاوره استفاده می کردند، اما عمدتاً زبانِ نوشتاری بکار می بردند. البته زبانِ نوشتاری تازه ای که در آنها واژه ها می توانند بارِ معنایی دیگری را حمل کنند و به شیوه های تازه تری در کنار یکدیگر قرار بگیرند. ترانه سرایان همین معناهای تازه را در متن های صمیمانه تر، به زبانِ محاوره ای تزریق کرده اند.

با این زبان، اندیشه هایی که در شعرِ نو متعهدانه تلقی می شد و رنگ و بوی سیاسی و اجتماعی داشت، آسان تر به مخاطبان به جامعه منتقل می شد. مسئله تعهد در سال های پیش از انقلاب از داغ ترین مسائلِ مورد بحث در محافلِ روشنفکری بود و جمعِ شاعران را به دو گروه تقسیم کرده بود. گروه بزرگی که زیر حوادثِ سیاسی روز در ایران و جهان همه ی رسالتِ هنر را در خدمت به هدف های اجتماعی و سیاسی و بخصوص مبارزه برای آزادی می دیدند و معتقد بودند هنری که هدفِ اجتماعی یا سیاسی نداشته باشد فاقد ارزش است و بعد گروه کوچک تری که تعهد را یک امر درونی برای هنرمند به شمار می آوردند و هرگونه تحمیل از بیرون را خلاف آزادی هنری او تلقی می کردند. ترانه سرایانِ پاپ در آن سال ها بیشتر زیرِ تاثیرِگروه اول بودند. یعنی می خواستند سروده هایشان رنگی از مبارزه با استبداد و اختناق داشته باشد و این کار در برابر سانسور تنها به یاری واژه هایی انجام پذیر می شد که می توانستند معناهای نمادین و سمبلیک را با خود حمل کنند.

چیزی حدود نیم قرن پیش از آن، ترانه پردازانِ اندکی همچون، "محمدتقی بهار"، که گاه برای دفع سانسور و ردِ خطر از خویش، به واژه های نمادین پناه برده بودند اما در قلمرو موسیقی پاپ، این پناه جویی به صورت یک روش عام درآمد که زبانش نیز محاوره ای بود. «شب»، «ظلمت»، «جنگل»، «آتش»، «کوهستان»، «خورشید»، «خانه»، «سیل»، «دوزخ»، «نسیم»، «گل سرخ»، «بن بست»، و یا «سقوط»، به واژه های نمادینِ غالب در ترانه های پاپ تبدیل شد. ترانه ی «سقوط» با متنِ "شهیار قنبری" و صدای "داریوش اقبالی" نمونه ای از این ترانه هاست.

اما بدیهی ست که دستگاهِ سانسور نیز از این تمهید بی خبر نمی ماند. کلید رمزها را که خیلی هم پیچیده نبودند پیدا می کرد. سانسور با آهنگ وریتم کاری نداشت. همه ی حواسش به دنبالِ شعری بود که با آن پیوند خورده است. بسیاری از واژه ها به این ترتیب وارد لیست سیاه می شدند و حقِ پخش پیدا نمی کردند ولی بلافاصله واژه های نمادینِ دیگری از نو وارد میدان شده و جایگزینِ واژه های قبلی می شدند. نکته ی دیگری که زبانِ ترانه های پاپ را در آن سال ها برجسته می ساخت، پرهیز از آلوده شدن به شعارهای سیاسی بود. بر خلاف شعر نو که گاه تبدیل به قطعنامه های سیاسی می شد، متن ترانه ها، پوشش شاعرانه ی خود را رها نمی کرد و این پوشش که از جنس زبانِ محاوره بود، بر جاذبه ی آن می افزود.

"ایرج جنتی عطایی" یکی از ترانه پردازان برجسته ی پاپ کشورمان، می گوید: «ما خودمان آن زمان متوجه ی کاری که می کردیم، نبودیم یعنی بر اساس یک تصمیم جمعی این کار را نمی کردیم، چون جوان بودیم ودر کوچه و خیابان زندگی می کردیم و با عواطفِ خودمان هم برخورد صادقانه داشتیم، ناخودآگاهانه همان زبانِ ساده ی کوچه و خیابان را به کار می گرفتیم ولی شوراهایی که ترانه ها را بررسی می کردند، از این زبان وحشت داشتند. زبانِ کوچه و بازار را قابل پخش از رسانه های رسمی نمی دانستند. بعد هم دوران ما پر از افت و خیزهای سیاسی و اجتماعی بود و ما هم از آنها تاثیر می گرفتیم. به همین جهت کلام ترانه ها بیش از هر دوره ی دیگری زیر ذره بین دستگاه سانسور قرار می گرفت.»
مجموعه ی این مشکلات بود که اجازه نمی داد تا ترانه پردازانِ پاپ آنگونه که باید به جنبه های هنری_ فنی پیوندِ شعرِ خود با موسیقی، بیاندیشند...

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity