🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یادداشتهایی_ازسر_دلتنگی
#سپندارمزگان روز عشق ایرانی گرامی باد.
برای اینکه ملتی در تفکر عقیم شود، باید هویت فرهنگی تاریخی را از او گرفت.
فرهنگ مهمترین عامل در حیات، رشد، بالندگی یا نابودی ملتها است.
هویت هر ملتی در تاریخ آن ملت نهاده شده است. اقوامی که در تاریخ از جایگاه شامخی برخوردارند، کسانی هستند که توانستهاند به شیوه موثرتری خود، فرهنگ و استورههای باستانی خود را معرفی کنند و حیات خود را تا ارتفاع یک افسانه بالا برند.
آنچه برای معاصرین و آیندگان حایز اهمیت است، عدد افراد یک ملت و تعداد سربازانی که در جنگ کشته شدهاند نیست بلکه ارزشی است که آن ملت در زرادخانه فرهنگی بشریت دارد.
سپندارمز لقب ملی زمین است. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق میورزد. زشت و زیبا را به یک چشم مینگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود پناه میدهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان سپندار مزگان را نماد عشق میپنداشتند.
در هر ماه، یک بار، نام روز و ماه یکی میشده است که در همان روز که نامش با نام ماه مقارن میشد، جشنی ترتیب میدادند متناسب با نام آن روز و ماه. بنابراین روز پنجم هر ماه سپندارمز یا اسفندارمز نام داشت که در ماه دوازدهم سال که آن هم اسفندار مز نام داشت، جشنی با همین عنوان میگرفتند.
جشن اسفندگان که در تاریخ از آن به عنوان جشن «اسفندار» یا «سپندار مزد» از آن یاد میشود در ایران باستان و در روز اسفند از ماه اسفند که مصادف با ۲۹بهمن ماه امروز است برگزار میشده و نام باستانی آن «سپنت آرمیتی» بوده است آرمیتی که معنی آن آرامش افزاینده است نشان از دانش، دلدادگی و ایمان بوده و در استورههای مردمی به عنوان فرشته «امشاسپند» یعنی نگهبان زن و زمین مطرح بوده بگونهای که در پند نامههای موبدان و در تواریخ مختلف ایرانیان باستان زن نیک را همانند زمین نیک میپنداشتند که «سختیها را میگوارد و بر و میوه شیرین میدهد»
یعنی همانگونه که زمین شخم میخورد، عذاب میکشد و رنج و درد را تحمل میکند تا در نهایت ثمر شیرین بدهد و اگر بلرزد حاصلش ویرانی و خرابی است، زن نیک نیز در خانواده گاهواره زایش و آرامش و افزایش است و اگر آرامش نداشته باشد کانون خانواده از هم میپاشد و نابود میشود.
در نوشتههای بدست آمده در ایران باستان آمده است که مردم در روز «سپنت آرمیتی» به نیایش و شکرگزاری میپرداختند و از خداوند برای آفرینش زن سپاسگزاری میکردند، یعنی به تعبیری تمدن کهن ما در بیش از ۳هزار سال پیش مقام و منزلت زن را پاس میداشته است.
ابوریحان بیرونی نیز در باره روز اسفندگان مینویسد: «این روز، روز مردگیران است و در این روز مردان به زنان هدیه میدادند و دختران جوان در این روز همسران دلخواه خود را انتخاب میکردند در این روز مردان تمامی کارهای خانه را خود انجام میدادند و زنان به استراحت می پرداختند».
همچنین #هایدماری_کخ مورخ مشهور غرب با استناد به لوحهای گلی از زبان داریوش چنین نگاشته است «شاه در این روز به تمامی زنان دربار از هر قشر هدیهای پیشکش میکرده است و کلیه زنان دربار اعم از ملکه، خدمه، ندیمان و حتا کارگران از دست شاه هدیه خویش را میگرفتند و این هدیهها شامل زیور آلات، انجیر ، فندق و انواع میوهها بوده است».
به هر روی آنچه از کتب تاریخی و نوشتههای کهن بدست میآید این است که جشن اسفندگان، جشن عشق و ایمان و دانش بوده و مردمان پاک ایران باستان به یمن عشق پاک و دلدادگی و جایگاه والای زن ایرانی این روز را پاس میداشتهاند.
اگرچه منابع کهن از جمله ابوریحان این جشن را در روز پنجم اسفند نگاشتهاند. اما با توجه به تغییر ساختار تقویم ایرانی در زمان خیام که پس از ابوریحان میزیست، و ۳۱روزه شدن شش ماه نخست سال در گاهشماری ایرانی، تاریخ ذکر شده در منابع کهن را باید به روز رسانی کرد.
موبد کورش نیکنام برگزاری جشنها با استفاده از گاهشماریهای سنتی با ماههای ۳۰روزه را بیتوجهی به دانش نجوم و دستاوردهای خیام و موجب ناهماهنگی در جشنها دانسته و لزوم توجه به گاهشماری ملی و رسمی با ماههای ۳۱روزه (همان ۲۹بهمن) را یادآور شده استملت ایران از جمله ملتهایی است که زندگیاش با جشن و شادمانی پیوند فراوانی داشته است، به مناسبتهای گوناگون جشن میگرفتند و با سرور و شادمانی روزگار میگذراندهاند. این جشنها نشان دهنده فرهنگ، نحوه زندگی، خلق و خو، فلسفه حیات و کلا جهان بینی ایرانیان باستان است. اما از آنجایی که ما با فرهنگ باستانی خود ناآشناییم متاسفانه شکوه و زیبایی این فرهنگ با ما بیگانه شده است
به امید اینکه روزی این جشن یک روز رسمی برای ایرانیان بشود.
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#یادداشتهایی_ازسر_دلتنگی
#سپندارمزگان روز عشق ایرانی گرامی باد.
برای اینکه ملتی در تفکر عقیم شود، باید هویت فرهنگی تاریخی را از او گرفت.
فرهنگ مهمترین عامل در حیات، رشد، بالندگی یا نابودی ملتها است.
هویت هر ملتی در تاریخ آن ملت نهاده شده است. اقوامی که در تاریخ از جایگاه شامخی برخوردارند، کسانی هستند که توانستهاند به شیوه موثرتری خود، فرهنگ و استورههای باستانی خود را معرفی کنند و حیات خود را تا ارتفاع یک افسانه بالا برند.
آنچه برای معاصرین و آیندگان حایز اهمیت است، عدد افراد یک ملت و تعداد سربازانی که در جنگ کشته شدهاند نیست بلکه ارزشی است که آن ملت در زرادخانه فرهنگی بشریت دارد.
سپندارمز لقب ملی زمین است. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق میورزد. زشت و زیبا را به یک چشم مینگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود پناه میدهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان سپندار مزگان را نماد عشق میپنداشتند.
در هر ماه، یک بار، نام روز و ماه یکی میشده است که در همان روز که نامش با نام ماه مقارن میشد، جشنی ترتیب میدادند متناسب با نام آن روز و ماه. بنابراین روز پنجم هر ماه سپندارمز یا اسفندارمز نام داشت که در ماه دوازدهم سال که آن هم اسفندار مز نام داشت، جشنی با همین عنوان میگرفتند.
جشن اسفندگان که در تاریخ از آن به عنوان جشن «اسفندار» یا «سپندار مزد» از آن یاد میشود در ایران باستان و در روز اسفند از ماه اسفند که مصادف با ۲۹بهمن ماه امروز است برگزار میشده و نام باستانی آن «سپنت آرمیتی» بوده است آرمیتی که معنی آن آرامش افزاینده است نشان از دانش، دلدادگی و ایمان بوده و در استورههای مردمی به عنوان فرشته «امشاسپند» یعنی نگهبان زن و زمین مطرح بوده بگونهای که در پند نامههای موبدان و در تواریخ مختلف ایرانیان باستان زن نیک را همانند زمین نیک میپنداشتند که «سختیها را میگوارد و بر و میوه شیرین میدهد»
یعنی همانگونه که زمین شخم میخورد، عذاب میکشد و رنج و درد را تحمل میکند تا در نهایت ثمر شیرین بدهد و اگر بلرزد حاصلش ویرانی و خرابی است، زن نیک نیز در خانواده گاهواره زایش و آرامش و افزایش است و اگر آرامش نداشته باشد کانون خانواده از هم میپاشد و نابود میشود.
در نوشتههای بدست آمده در ایران باستان آمده است که مردم در روز «سپنت آرمیتی» به نیایش و شکرگزاری میپرداختند و از خداوند برای آفرینش زن سپاسگزاری میکردند، یعنی به تعبیری تمدن کهن ما در بیش از ۳هزار سال پیش مقام و منزلت زن را پاس میداشته است.
ابوریحان بیرونی نیز در باره روز اسفندگان مینویسد: «این روز، روز مردگیران است و در این روز مردان به زنان هدیه میدادند و دختران جوان در این روز همسران دلخواه خود را انتخاب میکردند در این روز مردان تمامی کارهای خانه را خود انجام میدادند و زنان به استراحت می پرداختند».
همچنین #هایدماری_کخ مورخ مشهور غرب با استناد به لوحهای گلی از زبان داریوش چنین نگاشته است «شاه در این روز به تمامی زنان دربار از هر قشر هدیهای پیشکش میکرده است و کلیه زنان دربار اعم از ملکه، خدمه، ندیمان و حتا کارگران از دست شاه هدیه خویش را میگرفتند و این هدیهها شامل زیور آلات، انجیر ، فندق و انواع میوهها بوده است».
به هر روی آنچه از کتب تاریخی و نوشتههای کهن بدست میآید این است که جشن اسفندگان، جشن عشق و ایمان و دانش بوده و مردمان پاک ایران باستان به یمن عشق پاک و دلدادگی و جایگاه والای زن ایرانی این روز را پاس میداشتهاند.
اگرچه منابع کهن از جمله ابوریحان این جشن را در روز پنجم اسفند نگاشتهاند. اما با توجه به تغییر ساختار تقویم ایرانی در زمان خیام که پس از ابوریحان میزیست، و ۳۱روزه شدن شش ماه نخست سال در گاهشماری ایرانی، تاریخ ذکر شده در منابع کهن را باید به روز رسانی کرد.
موبد کورش نیکنام برگزاری جشنها با استفاده از گاهشماریهای سنتی با ماههای ۳۰روزه را بیتوجهی به دانش نجوم و دستاوردهای خیام و موجب ناهماهنگی در جشنها دانسته و لزوم توجه به گاهشماری ملی و رسمی با ماههای ۳۱روزه (همان ۲۹بهمن) را یادآور شده استملت ایران از جمله ملتهایی است که زندگیاش با جشن و شادمانی پیوند فراوانی داشته است، به مناسبتهای گوناگون جشن میگرفتند و با سرور و شادمانی روزگار میگذراندهاند. این جشنها نشان دهنده فرهنگ، نحوه زندگی، خلق و خو، فلسفه حیات و کلا جهان بینی ایرانیان باستان است. اما از آنجایی که ما با فرهنگ باستانی خود ناآشناییم متاسفانه شکوه و زیبایی این فرهنگ با ما بیگانه شده است
به امید اینکه روزی این جشن یک روز رسمی برای ایرانیان بشود.
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity