🔴#هر_روز_یک_نویسنده_ایرانشهر
این بخش هدیه کتاب های یک نویسنده
درشهرکتاب امیدواریم موردلطف قرارگیرد
#امروز_سیروس_طاهباز
#پروین_اعتصامی
#هوشنگ_گلشیری
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
این بخش هدیه کتاب های یک نویسنده
درشهرکتاب امیدواریم موردلطف قرارگیرد
#امروز_سیروس_طاهباز
#پروین_اعتصامی
#هوشنگ_گلشیری
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#دیالوگ_برتر
فخرالنسا میگفت : اینها که کار نشد، خودت را داری فریب میدهی ، باید کاری بکنی که کار باشد ، کاری که اقلا یک صفحهاز تاریخ را سیاه کند ، تفنگ را بردار و برو کنار نرده های باغ و یکی را که از آن طرف رد میشود نشانه بگیر و بزن ، بعد هم بایست و جان کندنش را نگاه کن
انتخاب طرف هرچه بی دلیل تر باشد بهتر است. کسی که برای کشتن آدم دنبال بهانه میگردد هم قاتل است هم دروغگو ، تازه دروغگویی که میخواهد سر خودش کلاه بگذارد.
📚شازده احتجاب
#هوشنگ_گلشیری
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
فخرالنسا میگفت : اینها که کار نشد، خودت را داری فریب میدهی ، باید کاری بکنی که کار باشد ، کاری که اقلا یک صفحهاز تاریخ را سیاه کند ، تفنگ را بردار و برو کنار نرده های باغ و یکی را که از آن طرف رد میشود نشانه بگیر و بزن ، بعد هم بایست و جان کندنش را نگاه کن
انتخاب طرف هرچه بی دلیل تر باشد بهتر است. کسی که برای کشتن آدم دنبال بهانه میگردد هم قاتل است هم دروغگو ، تازه دروغگویی که میخواهد سر خودش کلاه بگذارد.
📚شازده احتجاب
#هوشنگ_گلشیری
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🔴#چکامه
آنقدر عزا بر سرمان ریختند
که فرصت زاری کردن
برای همۀ آنها را نداریم ...!!
#هوشنگ_گلشیری
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
آنقدر عزا بر سرمان ریختند
که فرصت زاری کردن
برای همۀ آنها را نداریم ...!!
#هوشنگ_گلشیری
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴#مردم_فضول
تا وقتی کوچکی و نمیتونن با خودت حرفی بزنن، به پر و پای پدر و مادرت میپیچن که چرا لباس بچهتون اینطوره؟
چرا مدرسهش نگذاشتین؟ چرا دستشو به یه کاری بند نکردین؟
بعد که خودت بزرگ شدی قدم به قدم تعقیبت میکنن، هی بیخ گوشت ونگ میزنن:
آقا جون زن بگیر، آدم که بیزن نمیشه، این شتریه که ...
بعد از تو میخوان که بچهدار بشی.
خب، تو از زور پیسی ناچار میشی تخم و ترکه پس بیندازی.
میگی با یکی در دهنشونو میبندم، اما اونا که راضی نمیشن. اگه دختره، یه برادر یا خواهر میخواد.
باز اگه دختر شد دست بردار که نیستن، باید یکی رو درست کنی که توی عزات، جلو مردم بلند شه و بنشینه.
تازه اگه همشون پسر شدن، هان؟ یکی رو میخوان که دنبال تابوتت شیون کنه، به سر و سینهاش بزنه، موهاشو بکنه.
بعد میرن سر وقت شوهر دادن دخترهات یا زن دادن پسرت.
روزی دو سه نفر پیدا میکنن.
بعد نوه ازت میخوان و وقتی تا اینجا تعقیبت کردن چشم به راهن که حلوات رو بخورن و تو باید خیلی احمق باشی که جون سختی کنی و بمونی.
#هوشنگ_گلشیری_ مثل همیشه
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🦋
🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴#مردم_فضول
تا وقتی کوچکی و نمیتونن با خودت حرفی بزنن، به پر و پای پدر و مادرت میپیچن که چرا لباس بچهتون اینطوره؟
چرا مدرسهش نگذاشتین؟ چرا دستشو به یه کاری بند نکردین؟
بعد که خودت بزرگ شدی قدم به قدم تعقیبت میکنن، هی بیخ گوشت ونگ میزنن:
آقا جون زن بگیر، آدم که بیزن نمیشه، این شتریه که ...
بعد از تو میخوان که بچهدار بشی.
خب، تو از زور پیسی ناچار میشی تخم و ترکه پس بیندازی.
میگی با یکی در دهنشونو میبندم، اما اونا که راضی نمیشن. اگه دختره، یه برادر یا خواهر میخواد.
باز اگه دختر شد دست بردار که نیستن، باید یکی رو درست کنی که توی عزات، جلو مردم بلند شه و بنشینه.
تازه اگه همشون پسر شدن، هان؟ یکی رو میخوان که دنبال تابوتت شیون کنه، به سر و سینهاش بزنه، موهاشو بکنه.
بعد میرن سر وقت شوهر دادن دخترهات یا زن دادن پسرت.
روزی دو سه نفر پیدا میکنن.
بعد نوه ازت میخوان و وقتی تا اینجا تعقیبت کردن چشم به راهن که حلوات رو بخورن و تو باید خیلی احمق باشی که جون سختی کنی و بمونی.
#هوشنگ_گلشیری_ مثل همیشه
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🦋
🍃🌸
🌸🍃🦋
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
گاهی آدم می خواند،
رمانی نیمه تمام دارد، میرود خانه، چای دم میکند، تکیه به بالشی میدهد و نرم نرم میخواند.
خب، بدک نیست. برای خودش عالمی دارد.
اما بدبختی این است که هر شب نمیشود این کار را کرد. آدم دلش میخواهد بنشیند و با یکی در مورد کتابی که خوانده است حرف بزند، درست انگار دارد دورهاش میکند؛ اما کو تا یکی اینطور و آن همه اُخت پیدا بشود؟
✍️ #هوشنگ_گلشیری
کتاب: برهٔ گمشدهٔ راعی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
گاهی آدم می خواند،
رمانی نیمه تمام دارد، میرود خانه، چای دم میکند، تکیه به بالشی میدهد و نرم نرم میخواند.
خب، بدک نیست. برای خودش عالمی دارد.
اما بدبختی این است که هر شب نمیشود این کار را کرد. آدم دلش میخواهد بنشیند و با یکی در مورد کتابی که خوانده است حرف بزند، درست انگار دارد دورهاش میکند؛ اما کو تا یکی اینطور و آن همه اُخت پیدا بشود؟
✍️ #هوشنگ_گلشیری
کتاب: برهٔ گمشدهٔ راعی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
«حق با #بهار بود؛ با همان ساقههای لخت.
بر این پهنهی خاک چیزی هست که بهرغم ما ادامه میدهد.
نفس ِ بودن بهراستی موکول به بودن ِ ما نیست؛ و این خوب است. خوب است که جلوههای بودن را به غم و شادی ما نبستهاند.»
📚 از کتاب: آینههای در دار
🖌 #هوشنگ_گلشیری
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
«حق با #بهار بود؛ با همان ساقههای لخت.
بر این پهنهی خاک چیزی هست که بهرغم ما ادامه میدهد.
نفس ِ بودن بهراستی موکول به بودن ِ ما نیست؛ و این خوب است. خوب است که جلوههای بودن را به غم و شادی ما نبستهاند.»
📚 از کتاب: آینههای در دار
🖌 #هوشنگ_گلشیری
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه
چیزی نیست که بشود با قرص و آمپول و نمیدانم قدم زدن کنار خیابان یا روشن کردن یکی دو سیگار کاریش کرد. اینجا باور کنید من گاهی دیگر انگار نمیتوانم نفس بکشم..
#هوشنگ_گلشیری
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه
چیزی نیست که بشود با قرص و آمپول و نمیدانم قدم زدن کنار خیابان یا روشن کردن یکی دو سیگار کاریش کرد. اینجا باور کنید من گاهی دیگر انگار نمیتوانم نفس بکشم..
#هوشنگ_گلشیری
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
#بخشیدهام...
شما هم اگر بخواهید
میتوانید ببخشید
آدم زمین نیست که بتواند
بار همه ی این تلخیها
را به دوش بکشد.
#هوشنگ_گلشیری /نیمه ی تاریک ماه
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
#بخشیدهام...
شما هم اگر بخواهید
میتوانید ببخشید
آدم زمین نیست که بتواند
بار همه ی این تلخیها
را به دوش بکشد.
#هوشنگ_گلشیری /نیمه ی تاریک ماه
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_صوتی
#آینه_های_دردار
#هوشنگ_گلشیری
اواخر موشک باران متوجه شدیم که گلهای سرخ برگ دادهاند، برگهای سبز روشن و کوچک. غنچههاشان هم باز شده بودند. بی آنکه کسی باشد که نگاهشان کرده باشد. بر ساقههای لخت انار هم برگهای سرخ و ریز جوشیده بود، انگار آدمها باشند یا نباشند مهم نیست. آن وقت گربهها آنقدر لاغر شده بودند و طوری دور پر و پای آدم میلولیدند و با صوت زیر و کشدار میومیو میکردند که دلمان مالش میرفت که ما در این جشن بهار بیگانهایم.
اما حالا فکر میکنم که شاید حق با بهار بود، با همان ساقههای لخت.
بر این پهنهی خاک چیزی هست که به رغم ما ادامه میدهد، نفس بودن به راستی موکول به بودن ما نیست، و این خوب است، خوب است که جلوههای بودن را به غم و شادی ما نبستهاند، خوب است که غم ما، با استناد به قول شاعر «اگر غم را چو آتش دود بودی» دودی ندارد، تا جهان جاودانه تاریک بماند.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_صوتی
#آینه_های_دردار
#هوشنگ_گلشیری
اواخر موشک باران متوجه شدیم که گلهای سرخ برگ دادهاند، برگهای سبز روشن و کوچک. غنچههاشان هم باز شده بودند. بی آنکه کسی باشد که نگاهشان کرده باشد. بر ساقههای لخت انار هم برگهای سرخ و ریز جوشیده بود، انگار آدمها باشند یا نباشند مهم نیست. آن وقت گربهها آنقدر لاغر شده بودند و طوری دور پر و پای آدم میلولیدند و با صوت زیر و کشدار میومیو میکردند که دلمان مالش میرفت که ما در این جشن بهار بیگانهایم.
اما حالا فکر میکنم که شاید حق با بهار بود، با همان ساقههای لخت.
بر این پهنهی خاک چیزی هست که به رغم ما ادامه میدهد، نفس بودن به راستی موکول به بودن ما نیست، و این خوب است، خوب است که جلوههای بودن را به غم و شادی ما نبستهاند، خوب است که غم ما، با استناد به قول شاعر «اگر غم را چو آتش دود بودی» دودی ندارد، تا جهان جاودانه تاریک بماند.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_کـــتـــاب_صـــوتـــی 🎧
📒 پرنده فقط یک پرنده بود
راوی: باران کویر
✍️#هوشنگ_گلشیری
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_کـــتـــاب_صـــوتـــی 🎧
📒 پرنده فقط یک پرنده بود
راوی: باران کویر
✍️#هوشنگ_گلشیری
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
Parandeh Faghat Yek Parandeh Bud
@bookhapdf
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_کـــتـــاب_صـــوتـــی 🎧
📒 پرنده فقط یک پرنده بود
راوی: باران کویر
✍️#هوشنگ_گلشیری
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_کـــتـــاب_صـــوتـــی 🎧
📒 پرنده فقط یک پرنده بود
راوی: باران کویر
✍️#هوشنگ_گلشیری
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📕
حالا دیگر هیچکس بخاطر معشوق غرقشده کنار رودخانه نمیایستد تا پیدا شود. میروند و فراموش میکنند، معالجه میشوند.
📒 آینههای دردار
#هوشنگ_گلشیری
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📕
حالا دیگر هیچکس بخاطر معشوق غرقشده کنار رودخانه نمیایستد تا پیدا شود. میروند و فراموش میکنند، معالجه میشوند.
📒 آینههای دردار
#هوشنگ_گلشیری
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📚
#بخشیدهام،
شما هم اگر بخواهید میتوانید ببخشید؛
آدم زمین نیست که بتواند بار همه این تلخیها را به دوش بکشد.
📗 #نیمه_تاریک_ماه
✍🏻 #هوشنگ_گلشیری
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📚
#بخشیدهام،
شما هم اگر بخواهید میتوانید ببخشید؛
آدم زمین نیست که بتواند بار همه این تلخیها را به دوش بکشد.
📗 #نیمه_تاریک_ماه
✍🏻 #هوشنگ_گلشیری
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_مـــعـــرفـــی_نـــویـــســـنـــده
#شهرنوش_پارسیپور
#معرفی_کتاب
داستاننویس و مترجم ایرانی
شهرنوش پارسیپور
Shahrnunsh Parsipur
زاده
۲۸ بهمن ۱۳۲۴ (۷۴ سال)
تهران
محل زندگی
تهران، خرمشهر، فرانسه، آلبانی، کالیفرنیا، ریچموند، کالیفرنیا
زمینه کاری
داستاننویس و مترجم
ملیت:ایرانی
تحصیلات:جامعهشناسی از دانشگاه تهران
همسر(ها)
ناصر تقوایی (۱۳۴۶–۱۳۵۲)
فرزند(ان):علی
جوایز: #جایزه_بیتا، ۲۰۱۶
شَهرنوش پارسیپور (زادهٔ ۲۸ بهمن ۱۳۲۴ در تهران) داستاننویس و مترجم ایرانی است.داستانهای پارسیپور به زبانهای گوناگون دنیا ترجمه شدهاست. او از سوی هجدهمین کنفرانس پژوهشهای زنان در آمریکا، به عنوان زن سال برگزیده شد. پارسیپور همچنین برندهٔ #جایزه_بیتای_۲۰۱۶ است. او در اواخر دهه ۷۰ خورشیدی و مدتی پس از انتشار کتاب « #زنان_بدون_مردان» و ممنوع شدن آن در ایران، به آمریکا مهاجرت کرد. این نویسنده اکنون در حومهی #سانفرانسیسکو زندگی میکند.
#افتخارات
#دکتری_عالی_ادبیات #افتخاری از #دانشگاه_براون، ۲۰۱۰
#بیوگرافی
#شهرنوش_پارسی_پور
شهرنوش پارسیپور در شهر تهران از مادری تهرانی و خانهدار و پدری شیرازی که قاضی دادگستری بود متولد شد.او در رشتهٔ #علوم_اجتماعی در سال ۱۳۵۲ از دانشگاه تهران دانشآموخته شد و سپس برای ادامهی تحصیل در رشته زبان و فرهنگ چینی وارد دانشگاه سوربن شد. #پارسیپور در سال ۱۳۴۶ با #ناصر_تقوایی ازدواج کرد و در سال ۱۳۵۲ از او جدا شد. سپس در سال ۱۳۵۹ به ایران بازگشت.
پارسیپور نویسندگی را از ۱۳ سالگی آغاز کرد و از ۱۶ سالگی داستانهایش با نام مستعار در #گاهنامههای گوناگون به چاپ میرسید. نخستین رمان او #سگ_و_زمستان_بلند نام دارد که در تابستان ۱۳۵۳ کار نوشتن آن پایان یافت.
🍁🍁🍁🍁🍁
پارسیپور همچنین در تلویزیون ملی ایران تهیهکننده برنامه «#زنان_روستایی» بود و در بهمن ۱۳۵۳ در اعتراض به اعدام #خسرو_گلسرخی و #کرامتالله_دانشیان و دستگیری نویسندگانی مانند #غلامحسین_ساعدی، #هوشنگ_گلشیری، #فریده_لاشایی و #پرویز_زاهدی از تلویزیون #استعفاء داد. مدتی پس از استعفاء او را بازداشت کردند و ۵۴ روز را در زندان سپری کرد. پس از زندان به فکر مهاجرت به کانادا افتاد اما منصرف شد. بار دوم در مرداد ۱۳۶۰ با اینکه خود وابسته به هیچ سازمان سیاسی نبود، به خاطر همراه داشتن نشریات متعلق به برادرش در خودرو، هنگام ملاقات با خواهر زندانیش دستگیر شد و برای ۴ سال دیگر به زندان افتاد.
🍁🍁🍁🍁
پارسیپور پس از آزادی، به کار ترجمه و تأسیس کتابفروشی در زیرزمینی در خیابان سنایی مشغول شد. بعد از چاپ کتاب #زنان_بدون_مردان،کمیته منکرات او را احضار کرد و دربارهٔ کتاب و اینکه چرا از بکارت نوشته است او را بازجویی و زندانی کردند. پس از آن بود که شهرنوش به آمریکا مهاجرت کرد.
در مصاحبهای که واکنشهای بسیاری برانگیخت، پارسیپور عنوان کرد که با صیغه (متعه) موافق است و اگر مردهایی هستند که از این قانون سوءاستفاده میکنند، مسئلهای دیگر است که باید جداگانه بررسی شود.
#آثار
#شهرنوش_پارسی_پور
#معرفی_کتاب
⬅️شناختهترین کارِ پارسیپور در ایران #طوبا_و_معنای_شب وبیرون از ایران #زنان_بدون_مردان است.
#رمانها
سگ و زمستان بلند (۱۳۵۵)
طوبا و معنای شب (۱۳۶۸)
عقل آبی (۱۳۷۱)
ماجرای ساده و کوچک روح درخت (۱۳۷۸)
شیوا (۱۳۷۸)
بر بال باد نشستن (۱۳۸۱)
کمی بهار (۱۳۹۸)
⬅️مجموعه داستان
تجربههای آزاد (۱۳۵۷ بازچاپ در ۱۳۷۱)
آویزههای بلور (مجموعه داستان ۱۳۵۶)
زنان بدون مردان (۱۳۶۸)
آداب صرف چای در حضور گرگ (۱۳۷۲
سایر #تالیفات
توپک قرمز (داستان کوتاه ۱۳۴۸)
ماجراهای کوچک
خاطرات زندان
گرما در سال صفر (۱۳۸۲)
#ترجمهها
شکار جادوگران در دهکده سلیم (شرلی جکسن)
پیراروانشناسی
از کنفسیوس تا راهپیمایی دراز دلفین دولرس
تاریخ چین (چهار جلد)
لائودزه و مرشدان دائویی (ماکس کالتن مارک)
داستانهای مردان تمدنهای مختلف
صخره تانیوس از امین معلوف
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_مـــعـــرفـــی_نـــویـــســـنـــده
#شهرنوش_پارسیپور
#معرفی_کتاب
داستاننویس و مترجم ایرانی
شهرنوش پارسیپور
Shahrnunsh Parsipur
زاده
۲۸ بهمن ۱۳۲۴ (۷۴ سال)
تهران
محل زندگی
تهران، خرمشهر، فرانسه، آلبانی، کالیفرنیا، ریچموند، کالیفرنیا
زمینه کاری
داستاننویس و مترجم
ملیت:ایرانی
تحصیلات:جامعهشناسی از دانشگاه تهران
همسر(ها)
ناصر تقوایی (۱۳۴۶–۱۳۵۲)
فرزند(ان):علی
جوایز: #جایزه_بیتا، ۲۰۱۶
شَهرنوش پارسیپور (زادهٔ ۲۸ بهمن ۱۳۲۴ در تهران) داستاننویس و مترجم ایرانی است.داستانهای پارسیپور به زبانهای گوناگون دنیا ترجمه شدهاست. او از سوی هجدهمین کنفرانس پژوهشهای زنان در آمریکا، به عنوان زن سال برگزیده شد. پارسیپور همچنین برندهٔ #جایزه_بیتای_۲۰۱۶ است. او در اواخر دهه ۷۰ خورشیدی و مدتی پس از انتشار کتاب « #زنان_بدون_مردان» و ممنوع شدن آن در ایران، به آمریکا مهاجرت کرد. این نویسنده اکنون در حومهی #سانفرانسیسکو زندگی میکند.
#افتخارات
#دکتری_عالی_ادبیات #افتخاری از #دانشگاه_براون، ۲۰۱۰
#بیوگرافی
#شهرنوش_پارسی_پور
شهرنوش پارسیپور در شهر تهران از مادری تهرانی و خانهدار و پدری شیرازی که قاضی دادگستری بود متولد شد.او در رشتهٔ #علوم_اجتماعی در سال ۱۳۵۲ از دانشگاه تهران دانشآموخته شد و سپس برای ادامهی تحصیل در رشته زبان و فرهنگ چینی وارد دانشگاه سوربن شد. #پارسیپور در سال ۱۳۴۶ با #ناصر_تقوایی ازدواج کرد و در سال ۱۳۵۲ از او جدا شد. سپس در سال ۱۳۵۹ به ایران بازگشت.
پارسیپور نویسندگی را از ۱۳ سالگی آغاز کرد و از ۱۶ سالگی داستانهایش با نام مستعار در #گاهنامههای گوناگون به چاپ میرسید. نخستین رمان او #سگ_و_زمستان_بلند نام دارد که در تابستان ۱۳۵۳ کار نوشتن آن پایان یافت.
🍁🍁🍁🍁🍁
پارسیپور همچنین در تلویزیون ملی ایران تهیهکننده برنامه «#زنان_روستایی» بود و در بهمن ۱۳۵۳ در اعتراض به اعدام #خسرو_گلسرخی و #کرامتالله_دانشیان و دستگیری نویسندگانی مانند #غلامحسین_ساعدی، #هوشنگ_گلشیری، #فریده_لاشایی و #پرویز_زاهدی از تلویزیون #استعفاء داد. مدتی پس از استعفاء او را بازداشت کردند و ۵۴ روز را در زندان سپری کرد. پس از زندان به فکر مهاجرت به کانادا افتاد اما منصرف شد. بار دوم در مرداد ۱۳۶۰ با اینکه خود وابسته به هیچ سازمان سیاسی نبود، به خاطر همراه داشتن نشریات متعلق به برادرش در خودرو، هنگام ملاقات با خواهر زندانیش دستگیر شد و برای ۴ سال دیگر به زندان افتاد.
🍁🍁🍁🍁
پارسیپور پس از آزادی، به کار ترجمه و تأسیس کتابفروشی در زیرزمینی در خیابان سنایی مشغول شد. بعد از چاپ کتاب #زنان_بدون_مردان،کمیته منکرات او را احضار کرد و دربارهٔ کتاب و اینکه چرا از بکارت نوشته است او را بازجویی و زندانی کردند. پس از آن بود که شهرنوش به آمریکا مهاجرت کرد.
در مصاحبهای که واکنشهای بسیاری برانگیخت، پارسیپور عنوان کرد که با صیغه (متعه) موافق است و اگر مردهایی هستند که از این قانون سوءاستفاده میکنند، مسئلهای دیگر است که باید جداگانه بررسی شود.
#آثار
#شهرنوش_پارسی_پور
#معرفی_کتاب
⬅️شناختهترین کارِ پارسیپور در ایران #طوبا_و_معنای_شب وبیرون از ایران #زنان_بدون_مردان است.
#رمانها
سگ و زمستان بلند (۱۳۵۵)
طوبا و معنای شب (۱۳۶۸)
عقل آبی (۱۳۷۱)
ماجرای ساده و کوچک روح درخت (۱۳۷۸)
شیوا (۱۳۷۸)
بر بال باد نشستن (۱۳۸۱)
کمی بهار (۱۳۹۸)
⬅️مجموعه داستان
تجربههای آزاد (۱۳۵۷ بازچاپ در ۱۳۷۱)
آویزههای بلور (مجموعه داستان ۱۳۵۶)
زنان بدون مردان (۱۳۶۸)
آداب صرف چای در حضور گرگ (۱۳۷۲
سایر #تالیفات
توپک قرمز (داستان کوتاه ۱۳۴۸)
ماجراهای کوچک
خاطرات زندان
گرما در سال صفر (۱۳۸۲)
#ترجمهها
شکار جادوگران در دهکده سلیم (شرلی جکسن)
پیراروانشناسی
از کنفسیوس تا راهپیمایی دراز دلفین دولرس
تاریخ چین (چهار جلد)
لائودزه و مرشدان دائویی (ماکس کالتن مارک)
داستانهای مردان تمدنهای مختلف
صخره تانیوس از امین معلوف
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity