🔴#کتاب_ولحظه
ای کاش هرکسی میتوانست
و میدانست چگونه با جنون درونی خودش زندگی کند...
آیا جهان جای بدتری میشد؟
نه...
مردم با انصافتر و شادتر میشدند....
📙ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد
#پائولو_کوئلیو
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
ای کاش هرکسی میتوانست
و میدانست چگونه با جنون درونی خودش زندگی کند...
آیا جهان جای بدتری میشد؟
نه...
مردم با انصافتر و شادتر میشدند....
📙ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد
#پائولو_کوئلیو
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
هر کس که باشی یا هر کاری که انجام دهی وقتی واقعا از صمیم قلب چیزی را بخواهی، آنگاه این خواستهی تو از روح جهان سرچشمه میگیرد و تو مأمور انجام آن بر روی زمین میشوی...
#پائولو_کوئلیو
#کیمیاگر
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
هر کس که باشی یا هر کاری که انجام دهی وقتی واقعا از صمیم قلب چیزی را بخواهی، آنگاه این خواستهی تو از روح جهان سرچشمه میگیرد و تو مأمور انجام آن بر روی زمین میشوی...
#پائولو_کوئلیو
#کیمیاگر
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
از تمامی سلاحهای مرگبار و ویرانگری که تابهحال انسان قادر به ساخت آنها بوده است، از همه وحشتناکتر کلام میباشد.
خنجر و اسلحههای آتشین از خود ردپای خونین بهجا میگذارند.
بمبها هم ساختمانها و جادهها را ویران میکنند.
اثر زهر و سم هم نیز سرانجام کشف و نمایان میشود.
اما کلام ویرانکننده موفق به بیدار کردن بدیها بدون هیچ اثر و ردپایی میشود.
📕 داستانهایی برای پدران فرزندان و نوهها
✍️#پائولو_کوئلیو
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
از تمامی سلاحهای مرگبار و ویرانگری که تابهحال انسان قادر به ساخت آنها بوده است، از همه وحشتناکتر کلام میباشد.
خنجر و اسلحههای آتشین از خود ردپای خونین بهجا میگذارند.
بمبها هم ساختمانها و جادهها را ویران میکنند.
اثر زهر و سم هم نیز سرانجام کشف و نمایان میشود.
اما کلام ویرانکننده موفق به بیدار کردن بدیها بدون هیچ اثر و ردپایی میشود.
📕 داستانهایی برای پدران فرزندان و نوهها
✍️#پائولو_کوئلیو
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه
ما چيزى كه خودمان مى خواهيم
باشيم، نيستيم. چيزى هستيم كه
جامعه مى خواهد، چيزى هستيم
كه والدينمان انتخاب میكنند، ما
نمیخواهيم كسى را نااميد كنيم.
ما نياز شـديدى به دوست داشته
شـدن داريم،بـنابراين بـهترين ها
را در وجـودمان «خفه» میكنيم
و كم كم رويـاهایمان بـه هيولاى
كابوسهایمان تبديل خواهند شد.
#پائولو_کوئلیو
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه
ما چيزى كه خودمان مى خواهيم
باشيم، نيستيم. چيزى هستيم كه
جامعه مى خواهد، چيزى هستيم
كه والدينمان انتخاب میكنند، ما
نمیخواهيم كسى را نااميد كنيم.
ما نياز شـديدى به دوست داشته
شـدن داريم،بـنابراين بـهترين ها
را در وجـودمان «خفه» میكنيم
و كم كم رويـاهایمان بـه هيولاى
كابوسهایمان تبديل خواهند شد.
#پائولو_کوئلیو
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه
مهمترین چیز در روابط انسانها گفتگو است،اما مردم دیگر با هم حرف نمیزنند ، به هم گوش نمیکنند !
آنها سینما میروند ، تلویزیون تماشا میکنند ، به رادیو گوش میدهند ، کتاب میخوانند ، پستهای روی اینترنت را بِروز میکنند ، اما تقریبا هرگز با هم صحبت نمیکنند !
اگر بنا داریم دنیا را تغییر بدهیم ، چارهای جز این نیست که از نو برگردیم به دورانی که جنگجوها دور یک آتش جمع میشدند و برای هم قصه تعریف میکردند.
#پائولو_کوئلیو
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه
مهمترین چیز در روابط انسانها گفتگو است،اما مردم دیگر با هم حرف نمیزنند ، به هم گوش نمیکنند !
آنها سینما میروند ، تلویزیون تماشا میکنند ، به رادیو گوش میدهند ، کتاب میخوانند ، پستهای روی اینترنت را بِروز میکنند ، اما تقریبا هرگز با هم صحبت نمیکنند !
اگر بنا داریم دنیا را تغییر بدهیم ، چارهای جز این نیست که از نو برگردیم به دورانی که جنگجوها دور یک آتش جمع میشدند و برای هم قصه تعریف میکردند.
#پائولو_کوئلیو
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#داستان_کوتاه
"راه بهشت" از شاهکار های پائولوکوئیلو
مردی با اسب و سگش در جادهای راه میرفتند.
هنگام عبوراز کنار درخت عظیمی، صاعقهای فرود آمد و آنها را کشت.
اما مرد نفهمید که دیگر این دنیا را ترک کرده است و همچنان با دو جانورش پیش رفت. (گاهی مدتها طول میکشد تامردهها به شرایط جدید خودشان پی ببرند…)!
پیاده روی درازی بود، تپه بلندی بود، آفتاب تندی بود، عرق می ریختند و به شدت تشنه بودند.
در یک پیچ جاده دروازه تمام مرمری عظیمی دیدند که به میدانی باسنگفرش طلا باز میشد و در وسط آن چشمهای بود که آب زلالی از آن جاری بود.
رهگذر رو به مرد دروازه بان کرد و گفت: "روز بخیر، اینجا کجاست که اینقدر قشنگ است؟"
دروازهبان: "روز به خیر، اینجا بهشت است."
- "چه خوب که به بهشت رسیدیم، خیلی تشنهایم."
دروازه بان به چشمه اشاره کرد و گفت: "میتوانید وارد شوید و هر چقدر دلتان میخواهد بنوشید."
- اسب و سگم هم تشنهاند.
نگهبان:" واقعأ متأسفم . ورود حیوانات به بهشت ممنوع است."
مسافر خیلی ناامید شد، چون خیلی تشنه بود، اما حاضر نبود تنهایی آب بنوشد.
ازنگهبان تشکر کرد و به راهش ادامه داد.
پس از اینکه مدت درازی از تپه بالا رفتند،به مزرعهای رسیدند.
راه ورود به این مزرعه، دروازهای قدیمی بود که به یک جاده خاکی با درختانی در دو طرفش باز میشد.
مردی در زیر سایه درختها دراز کشیده بود وصورتش را با کلاهی پوشانده بود، احتمالأ خوابیده بود.
مسافر گفت: " روز بخیر!"
مرد با سرش جواب داد.
- ما خیلی تشنهایم . من، اسبم و سگم.
مرد به جایی اشاره کرد و گفت: میان آن سنگها چشمهای است. هرقدر که میخواهیدبنوشید.
مرد، اسب و سگ به کنار چشمه رفتند و تشنگیشان را فرو نشاندند.
مسافر از مرد تشکر کرد.
مرد گفت: هر وقت که دوست داشتید، میتوانید برگردید.
مسافر پرسید: فقط میخواهم بدانم نام اینجا چیست؟
مرد گفت: بهشت!
- بهشت؟!! اما نگهبان دروازه مرمری هم گفت آنجا بهشت است!
- آنجا بهشت نیست، دوزخ است.
مسافر حیران ماند وگفت:" باید جلوی دیگران را بگیرید تا از نام شما استفاده نکنند! این اطلاعات غلط باعث سردرگمی زیادی میشود! "
آن مرد گفت: کاملأ برعکس؛ در حقیقت لطف بزرگی به ما میکنند!!! چون تمام آنهایی که حاضرندبهترین دوستانشان را ترک کنند، همانجا میمانند...
برگرفته از: کتاب "شیطان و دوشیزه پریم
#پائولو_کوئلیو
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#داستان_کوتاه
"راه بهشت" از شاهکار های پائولوکوئیلو
مردی با اسب و سگش در جادهای راه میرفتند.
هنگام عبوراز کنار درخت عظیمی، صاعقهای فرود آمد و آنها را کشت.
اما مرد نفهمید که دیگر این دنیا را ترک کرده است و همچنان با دو جانورش پیش رفت. (گاهی مدتها طول میکشد تامردهها به شرایط جدید خودشان پی ببرند…)!
پیاده روی درازی بود، تپه بلندی بود، آفتاب تندی بود، عرق می ریختند و به شدت تشنه بودند.
در یک پیچ جاده دروازه تمام مرمری عظیمی دیدند که به میدانی باسنگفرش طلا باز میشد و در وسط آن چشمهای بود که آب زلالی از آن جاری بود.
رهگذر رو به مرد دروازه بان کرد و گفت: "روز بخیر، اینجا کجاست که اینقدر قشنگ است؟"
دروازهبان: "روز به خیر، اینجا بهشت است."
- "چه خوب که به بهشت رسیدیم، خیلی تشنهایم."
دروازه بان به چشمه اشاره کرد و گفت: "میتوانید وارد شوید و هر چقدر دلتان میخواهد بنوشید."
- اسب و سگم هم تشنهاند.
نگهبان:" واقعأ متأسفم . ورود حیوانات به بهشت ممنوع است."
مسافر خیلی ناامید شد، چون خیلی تشنه بود، اما حاضر نبود تنهایی آب بنوشد.
ازنگهبان تشکر کرد و به راهش ادامه داد.
پس از اینکه مدت درازی از تپه بالا رفتند،به مزرعهای رسیدند.
راه ورود به این مزرعه، دروازهای قدیمی بود که به یک جاده خاکی با درختانی در دو طرفش باز میشد.
مردی در زیر سایه درختها دراز کشیده بود وصورتش را با کلاهی پوشانده بود، احتمالأ خوابیده بود.
مسافر گفت: " روز بخیر!"
مرد با سرش جواب داد.
- ما خیلی تشنهایم . من، اسبم و سگم.
مرد به جایی اشاره کرد و گفت: میان آن سنگها چشمهای است. هرقدر که میخواهیدبنوشید.
مرد، اسب و سگ به کنار چشمه رفتند و تشنگیشان را فرو نشاندند.
مسافر از مرد تشکر کرد.
مرد گفت: هر وقت که دوست داشتید، میتوانید برگردید.
مسافر پرسید: فقط میخواهم بدانم نام اینجا چیست؟
مرد گفت: بهشت!
- بهشت؟!! اما نگهبان دروازه مرمری هم گفت آنجا بهشت است!
- آنجا بهشت نیست، دوزخ است.
مسافر حیران ماند وگفت:" باید جلوی دیگران را بگیرید تا از نام شما استفاده نکنند! این اطلاعات غلط باعث سردرگمی زیادی میشود! "
آن مرد گفت: کاملأ برعکس؛ در حقیقت لطف بزرگی به ما میکنند!!! چون تمام آنهایی که حاضرندبهترین دوستانشان را ترک کنند، همانجا میمانند...
برگرفته از: کتاب "شیطان و دوشیزه پریم
#پائولو_کوئلیو
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
اگر کسی چیزی را در شرف رسیدن به آن باشد از دست بدهد (چیزی که بارها برای خودم اتفاق افتاده) در نهایت می آموزد که هیچ چیز به او تعلق ندارد.
و اگر هیچ چیز به من تعلق ندارد پس نباید اوقاتم را صرف محافظت از چیزهایی کنم که مال من نیست.
بهتر است به گونهای زندگی کنم که انگار همین امروز نخستین و آخرين روز زندگی من است...
📕 #یازده_دقیقه
✍️ #پائولو_کوئلیو
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
اگر کسی چیزی را در شرف رسیدن به آن باشد از دست بدهد (چیزی که بارها برای خودم اتفاق افتاده) در نهایت می آموزد که هیچ چیز به او تعلق ندارد.
و اگر هیچ چیز به من تعلق ندارد پس نباید اوقاتم را صرف محافظت از چیزهایی کنم که مال من نیست.
بهتر است به گونهای زندگی کنم که انگار همین امروز نخستین و آخرين روز زندگی من است...
📕 #یازده_دقیقه
✍️ #پائولو_کوئلیو
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
از دست دادن هر انسانی که دوستش می داشتم، آزاردهنده بود،
گرچه اکنون متقاعد شده ام که هیچکس
کسی را از دست نمی دهد زیرا هیچکس مالک کسی نیست
این تجربه واقعی آزادی است...
✍️ #پائولو_کوئلیو
یازده دقیقه
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
از دست دادن هر انسانی که دوستش می داشتم، آزاردهنده بود،
گرچه اکنون متقاعد شده ام که هیچکس
کسی را از دست نمی دهد زیرا هیچکس مالک کسی نیست
این تجربه واقعی آزادی است...
✍️ #پائولو_کوئلیو
یازده دقیقه
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه
موسیقی توالی نُت ها نیست...
حرکت دائمی نُتی میان صدا
و
سکوت است....
#پائولو_کوئلیو
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه
موسیقی توالی نُت ها نیست...
حرکت دائمی نُتی میان صدا
و
سکوت است....
#پائولو_کوئلیو
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه
یک کودک ''سه چیز'' میتواند به یک انسان بالغ بیاموزد:
بدون دلیل شاد بودن،
همیشه مشغول کاری بودن،
و اعلام خواستهی خویش با تمام قوا!
بد نیست گاهی کودکانه رفتار کنیم
#پائولو_کوئلیو
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه
یک کودک ''سه چیز'' میتواند به یک انسان بالغ بیاموزد:
بدون دلیل شاد بودن،
همیشه مشغول کاری بودن،
و اعلام خواستهی خویش با تمام قوا!
بد نیست گاهی کودکانه رفتار کنیم
#پائولو_کوئلیو
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه
منتظر نباشید تا قدر تلاشهایتان را بشناسند و عشقتان را بفهمند. در را ببندید، آهنگ را عوض کنید، خانه تکانی کنید، گرد و غبارها بتکانید، از آنچه هستید دست بردارید. و به آنچه واقعا هستید روی آورید..
#پائولو_کوئلیو
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه
منتظر نباشید تا قدر تلاشهایتان را بشناسند و عشقتان را بفهمند. در را ببندید، آهنگ را عوض کنید، خانه تکانی کنید، گرد و غبارها بتکانید، از آنچه هستید دست بردارید. و به آنچه واقعا هستید روی آورید..
#پائولو_کوئلیو
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
کتابها نوشته و تابلوها ترسیم می شوند، زیرا ما
نمی خواهیم ریشه های خود را به فراموشی بسپاریم...
📖 #یازده_دقیقه
✍🏻 #پائولو_کوئلیو
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
کتابها نوشته و تابلوها ترسیم می شوند، زیرا ما
نمی خواهیم ریشه های خود را به فراموشی بسپاریم...
📖 #یازده_دقیقه
✍🏻 #پائولو_کوئلیو
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#شعر_جهان
من تو را دوست دارم
چون تمام جهان توطئه کردند تا
به من کمک کنند تو را پیدا کنم.
#پائولو_کوئلیو
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#شعر_جهان
من تو را دوست دارم
چون تمام جهان توطئه کردند تا
به من کمک کنند تو را پیدا کنم.
#پائولو_کوئلیو
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه
"دیوانگی" یعنی ناتوانی در بازگو کردن اندیشهها !
مانند این است که در کشوری بیگانه هستی ، میتوانی همه چیز پیرامونت را ببینی و درک کنی، ولی نمیتوانی توضیح دهی به چه چیز احتیاج داری یا چه کمکی میخواهی چون با زبانی که در آن کشور صحبت میکنند ، بیگانه ای ...
همهی ما با چنین مسئلهای روبرو شدهایم !
و همهی ما با شکلی دیوانهایم !
#پائولو_کوئلیو
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه
"دیوانگی" یعنی ناتوانی در بازگو کردن اندیشهها !
مانند این است که در کشوری بیگانه هستی ، میتوانی همه چیز پیرامونت را ببینی و درک کنی، ولی نمیتوانی توضیح دهی به چه چیز احتیاج داری یا چه کمکی میخواهی چون با زبانی که در آن کشور صحبت میکنند ، بیگانه ای ...
همهی ما با چنین مسئلهای روبرو شدهایم !
و همهی ما با شکلی دیوانهایم !
#پائولو_کوئلیو
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
وقتی ظرف میشویی دعا کن. شکر کن به خاطر اینکه ظرفهایی داری که بشویی یعنی غذایی در کار بوده .یعنی کسی را سیر کردی .یعنی با محبت ،با عشق ،از یکی دو نفر مراقبت کردی...برایشان آشپزی کردی ،میز چیدهای. تصور کن چند میلیون نفر در این لحظه ظرفی برای شستن ندارند یا کسی را ندارند که برایش میز بچینند.
#ساحره_پورتوبلو
#پائولو_کوئلیو
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
وقتی ظرف میشویی دعا کن. شکر کن به خاطر اینکه ظرفهایی داری که بشویی یعنی غذایی در کار بوده .یعنی کسی را سیر کردی .یعنی با محبت ،با عشق ،از یکی دو نفر مراقبت کردی...برایشان آشپزی کردی ،میز چیدهای. تصور کن چند میلیون نفر در این لحظه ظرفی برای شستن ندارند یا کسی را ندارند که برایش میز بچینند.
#ساحره_پورتوبلو
#پائولو_کوئلیو
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#شعر_جهان
#زندگی؛
بسیار کوتاه تر از آن است که بخواهیم کلمات مهم را، ناگفته نگه داریم!!
مانند دوستت دارم…
#پائولو_کوئلیو
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#شعر_جهان
#زندگی؛
بسیار کوتاه تر از آن است که بخواهیم کلمات مهم را، ناگفته نگه داریم!!
مانند دوستت دارم…
#پائولو_کوئلیو
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📕
انسان هرگز نمیتواند از رویاهای خود دست بکشد.
رویا خوراک روح است.
همانطور که غذا خوراک تن است.
در زندگی بارها رویاهامان را فرو ریخته،
و تمناهامان را ناکام می بینیم،
اما باید به دیدن رویا بپردازیم.
اگر نه، روحمان میمیرد...
📙خاطرات یک مغ
#پائولو_کوئلیو
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📕
انسان هرگز نمیتواند از رویاهای خود دست بکشد.
رویا خوراک روح است.
همانطور که غذا خوراک تن است.
در زندگی بارها رویاهامان را فرو ریخته،
و تمناهامان را ناکام می بینیم،
اما باید به دیدن رویا بپردازیم.
اگر نه، روحمان میمیرد...
📙خاطرات یک مغ
#پائولو_کوئلیو
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📕
انسان هرگز نمیتواند از رویاهای خود دست بکشد.
رویا خوراک روح است.
همانطور که غذا خوراک تن است.
در زندگی بارها رویاهامان را فرو ریخته،
و تمناهامان را ناکام می بینیم،
اما باید به دیدن رویا بپردازیم.
اگر نه، روحمان میمیرد...
📙خاطرات یک مغ
#پائولو_کوئلیو
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📕
انسان هرگز نمیتواند از رویاهای خود دست بکشد.
رویا خوراک روح است.
همانطور که غذا خوراک تن است.
در زندگی بارها رویاهامان را فرو ریخته،
و تمناهامان را ناکام می بینیم،
اما باید به دیدن رویا بپردازیم.
اگر نه، روحمان میمیرد...
📙خاطرات یک مغ
#پائولو_کوئلیو
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
گاهی؛ آدمها برداشتشان از عشق و تعهد، هر لحظه کنار معشوق بودن است...
در حالی که این درست نیست!
اگر شما دو تا پرنده را به یکدیگر ببندید، آنها در مجموع چهار بال خواهند داشت
اما هرگز موفق به پرواز نخواهند شد...
#پائولو_کوئلیو
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
گاهی؛ آدمها برداشتشان از عشق و تعهد، هر لحظه کنار معشوق بودن است...
در حالی که این درست نیست!
اگر شما دو تا پرنده را به یکدیگر ببندید، آنها در مجموع چهار بال خواهند داشت
اما هرگز موفق به پرواز نخواهند شد...
#پائولو_کوئلیو
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity