#پستی

#محمدرضا_کاتب

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#معرفی_کتاب

#پستی

#محمدرضا_کاتب

ارائه کردن خلاصه ای از رمان پستی نه تنها دشوار بلکه غیر ممکن است. این کار اصلاً داستان و طرح مشخصی ندارد. این اثر دارای لایه های مختلف داستانی است .
اما فکر می کنم خود کتاب دو فرامتن دارد که این دو فرامتن به فهم متن کمک بسیاری می کنند؛
یکی در صفحه اول کتاب که فقط یک جمله است: «چیزهایی هست که مزه می دهد مثل …» این یکی از نکته های کلیدی فهم این کتاب است که جزء ضمایم کتاب هم آمده است. دیگری «جمع خانه» است.
به نظرم تفسیر کل اثر در همین «جمع خانه» آمده، یعنی به نوعی خود نویسنده این کار را تفسیر کرده است. چند نکته اساسی در این فرامتن هست؛

یکی آنکه آنچه روایت می شود، معلوم نیست که لزوماً روایت زنده ها باشد؛ می تواند روایت مرده ها باشد.
دوم اینکه آنچه گفته می شود واقعیت نیست. مرز خیال، تصور، و هم و کابوس و روایتها مشخص نیست.
سوم یکی شدن، تبدیل شدن و شباهت داشتن شخصیتها به یکدیگر است.

اگر قرار باشد یک کانون مرکزی و یک مفهوم مرکزی برای اثر قائل شویم، مفهوم مرگ است. البته در آثار کاتب این دلمشغولی همواره وجود داشته است. در آثاری که درباره جنگ نوشته نیز مفهوم مرگ از اهمیت ویژه ای برخوردار است. نگاهی که کاتب به مرگ دارد، نگاهی دقیق، موشکافانه و گاه مطایبه آمیز، شوخناک و طنزآمیز است.
در فصل اول کتاب پستی وقتی گروتسک وار به توصیف جسد راوی که زیر قطار رفته است، می پردازد، نگاه طنزآمیز و در عین حال دقیق او را به مرگ می توان دید. مفهوم مرگ مفهوم مرکزی رمانهای هیس و پستی است، اما مفاهیم دیگری نیز در هر دو اثر وجود دارد که به نوعی با مفهوم مرکزی یعنی مرگ مرتبط هستند.
مفهوم خاطره، فراموشی و سرگرم کنندگی از جمله این مفاهیم است. شاید آن سه گانه ای که پل ریکور درباره خاطره، فراموشی و تاریخ می گفت اینجا به خاطره، فراموشی و روایت یا داستان تبدیل می شود و به نظرم این سه گانه، دغدغه اصلی آقای کاتب در دو اثر اخیرش به شمار می روند.
در هیس و پستی خاطرات مهم هستند، به این دلیل که شخصیتها در خاطره ها زندگی می کنند یا می خواهند در خاطره ها ادامه حیات بدهند یا می خواهند با نقل روایت به شکلی خاطره ها را زنده نگاه دارند.

جالب اینکه مرگ همواره با زندگی است. مرز این دو هم خیلی برایش مشخص نیست که کجا مرگ شروع می شود، کجا زندگی پایان می یابد. یکی دیگر از مفاهیم مرتبط با مفهوم مرگ، روایت است. کسانی که کتاب هیس را خوانده اند، می دانند که داستان هیس دست کم این خوبی را داشت که ارائه خلاصه ای از آن ممکن بود.
در پستی یکی از مفاهیمی که خیلی به آن اهمیت می دهد و از مفاهیمی است که جزء ویژگیهای آثار پست مدرن نیز محسوب می شود، خود مفهوم داستان، قصه گویی و روایت است که با مفهوم سرگرم کنندگی، در ارتباط است. در پایان هر قصه و روایتی که در پستی آورده می شود راوی اذعان می کند که نمی داند آنچه گفته واقعیت است یا بر ساخته ذهنش برای سرگرم شدن.
خودش اسم این تکه ها را قصه های «کوپه ای» می گذارد.

پستی رمان تردید است ؛ رمان " شاید ها....."

فرازهایی از کتاب

پدر گفت: " خودکشی و تماس جنسی یک جنون آنی است که جایش و زمانش دیگر مهم نیست. آدمی که دیوانگی اش با دیدن یک زن عود می کند و دیگر هیچ چیزی را نمی شناسد، نمی دانم چطوری جرئت می کند باز به عقل خودش بنازد."

پدرم میگفت:
فکر زن و خودکشی ممکن است موقتی دست از سر آدم بردارد اما باز بر می گردد. چون به جای این که آدم سالی یک بار با غم و درد بمیرد، بهتر است یک بار کلک خودش را بکند. زندگی دو تکه است یا یکی تو آغوش خودش آرامت می کند یا از خودت یک روز خسته می شوی و حساب خودت را می رسی."

شاید من هم پشت آن پنجره انتظار کسی یا چیزی را می کشیدم.
نمی دانم چی و کی.
آدم اگر انتظار چیزی را نکشد طوری می میرد که حتی خودش هم خبردار نمی شود.

توی این دو روز هر وقت قطار از کنارم می گذشت وحشت میکردم و زمین را چنگ می زدم؛
روی زمین کلی جای پنجه بود؛
شاید به تعداد قطارهایی که از آن جا گذشته بودند. نمیدانم، شاید هم وقتی داشتم جان می دادم این طوری زمین را چنگ زده بودم.
وقتی جای چنگهایم را شمردم، دیدم درست اندازه قطارهایی است که رد شده: شاید می دانستم چند تا قطار باید رد شود تا پیدایم کنند.

به خاطر آن همه سروصدا و لرزش همیشه در برزخ خواب و بیداری معلق بودیم.
دیگر نمی دانستیم کی خواب هستیم کی بیدار؛

بارها در برزخ دنبال چیزی میگشتیم که در بیداری گم کرده بودیم. بی خوابی ها و خوابهای ناقص ما را دچار اوهام می کرد. دیگر خودمان هم نمی دانستیم چقدر با چیزهای واقعی روبه روییم و چقدر با وهم هایمان. شاید شروع و پایان همه چیز اینجا بود:کم کم همه چیز معنی خودش را از دست دادن چه فرقی می کرد وقتی درد میکشی و می سوزی در برزخ باشی یا در بیداری. تو دردش را برده بودی پس وجود داشت.